منبرها

پایگاه تخصصی منبرها ،منابع منبر را به مبلغان ارائه می کند.
منبرها
پایگاه تخصصی منبرها ،منابع منبر را به مبلغان ارائه می کند.
موضوعات منبر

۴ مطلب با موضوع «اسراف» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین...

اللهم کن لولیک الحجةابن الحسن...

===========================

 یا رب زغمش تا  چند ، اشکم ز بصر آید

بنشسته سر راهش ، شاید  ز سفر آید

تا چند بنالم زار  ، شب تا سحر از هجرش

کوکب شِمُرم هر شب ، شاید که سحر آید

هر دم که رخش بینم ،خواهم دگرش دیدن

بازش نگرم شاید، یک بار دگر آید
 از دیده نهان اما ، اندر دل من جایش

 او را طلبم هر شب ،شاید که ز در آید

با کس نتوانم گفت، من راز درون خویش

کز درد غم هجرش ،دل را چه به سر آید

می سوزم و می سازم،  از درد فراق اما

تیر غم او بر دل ، افزون ز شمَر آید
"حیران" به فغان تا کی با محنت و غم همدم

یارب نظری کان شاه از پرده بدر آید

 =========================

تشرف در تخت فولاد

مـرحـوم آقاى سید جواد خراسانى , که مورد اعتمادترین ائمه جماعت اصفهان بود ومقاماتى عالى داشت , فرمود: از طرف حکومت , خیال داشتند, صالح آباد اصفهان را غصب نمایند در حالى که ملک من و دیگران بـود, لـذا افـرادى را براى تصرف آن جا فرستادند. ما هرچه درخواست نمودیم , مذاکرات نتیجه اى نـداد. عـریـضه اى به حضور مقدس امام عصرارواحنافداه نوشتم و در رودخانه انداختم و به تخت فـولاد (قـبرستان مهمى در اصفهان است که قبور بسیارى از اولیاء خدا در آن جا مى باشد) رفتم و در خـرابـه اى بـا تـضرع مشغول خواندن دعاى ندبه شدم و مکرر مى گفتم : هل الیک یا بن احمد سبیل فتلقى (آیا راهى براى رسیدن به شما هست تا حضرتت را ملاقات نماییم ؟) ناگاه صداى سم اسبى را شنیدم و دیدم عربى سوار اسب  رو به قبله مى رود. نگاهى به من کرد و غایب شد. از مـشـاهـده او قلبم راحت و به اصلاح کارها اطمینان پیدا کردم . شب بعد مشکلم کاملاحل شد. ضمنا در خواب مکررا حضرتش را مى دیدم که به همین شمایل بودند

==========================

ادامه بحث اسراف :

آثار سوء اسراف:

الف) زیانهاى فردى

اسرافکار، علاوه  بر زیانهاى اقتصادى  که بر جامعه  و ملت  تحمیل  مى‏کند، براى خود نیز زیانهاى جبران‏ ناپذیرى  به  بار مى‏آورد:

1 - خشم الهى;

اسرافکار چون تعادل و توازن اقتصادى جامعه  را بر هم  مى‏زند، از رحمت‏ خدا  بدور  و گرفتار خشم خدا  مى‏شود، همان‏ گونه  که  در قرآن مجید آمده  است:

«انه لایحب المسرفین‏» (1)

خداوند اسرافکاران را دوست نمى‏دارد،

و امام صادق(ع) فرمود:

«ان السرف امر یبغضه الله‏» (2)

اسراف مورد غضب خداست.

============================

2 - محرومیت از هدایت;

خداى متعال که همواره  درهاى رحمتش بر بندگان گشوده  است‏ و خود را  اینگونه  معرفی فرموده:

«غافر الذنب و قابل التوب‏» (3)

 لکن نسبت‏ به  اسرافکاران مى‏فرماید:

«ان الله لا یهدى من هو مسرف کذاب‏» (4)

همانا خداوند کسى را  که  اسرافکار و دروغگوست هدایت نمى‏کند.

============================

3 - فقر;

روشن‏ترین اثر اقتصادى اسراف، فقر است، زیرا که اسرافکار در اثر مصرف نارواى خود  هم  جامعه را به  ورطه  فقر مى‏ کشاند و هم  خود دچار فقر مى‏شود. لذا یکى از راههاى  مبارزه  اسلام با فقر و محرومیت ایجاد هماهنگى  اقتصادى و ریشه‏ کن ساختن اسراف است.

حضرت على(ع) مى‏فرمایند:

«القصد مثراة و السرف متواة‏» (5)

اقتصاد و میانه‏ روى باعث توانگرى و اسراف و  ولخرجى  مایه  فقر  و تنگدستى است.

و نیز فرمود:

«سبب الفقر اسراف‏» (6)

ولخرجى عامل فقر است.

=============================

4 - هلاکت;

اسراف از هر نوعى که باشد انسان را به  نابودى مى‏کشد. قرآن مجید این حقیقت را چنین بیان مى‏فرماید:

«ما به  وعده ‏هایى که به انبیاء و اولیا  دادیم وفا کردیم و سپس آنها را با  هر که اراده  کردیم  نجات دادیم، اما مسرفان و ستمگران را هلاک کردیم‏» (7)

و نیز حضرت على(ع) مى‏فرماید:

«کثرة السرف تدمر» (8)

اسرافکارى زیاد انسان را به  هلاکت مى‏کشاند.

=============================

5 - کیفر اخروى;

کیفر کسانى که از حدود الهى تجاوز کرده  و اوامر و نواهى خدا را نادیده گرفته باشند، تنها فقر و تنگدستى در دنیا نیست ‏بلکه  عذاب اخروى نیز در انتظار آنان است. قرآن مجید در این‏ باره  مى‏فرماید:

«و کذلک نجزى من اسرف و لم یؤمن بآیات ربه ولعذاب الآخرة اشد و ابقى‏»

این چنین جزا مى‏دهیم کسى را که  اسراف کند و ایمان به  آیات پروردگارش نیاورد، عذاب آخرت شدیدتر و پایدارتر است، و در جاى دیگر مى‏فرماید:

«و ان المسرفین هم اصحاب النار»

براستى که مسرفان اهل دوزخند. به این ترتیب معلوم است که وضع افرادى که در مسیر باطل و هرزگیها  دچار اسراف مى‏شوند چه خواهد بود!

============================

ب) زیانهاى اجتماعى اسراف

البته  از نظر اسلام، هر کس مالک حاصل کار و دسترنج‏ خود - با رعایت‏ حدود شرعى - مى‏باشد ولى  انسان نمى‏تواند به  بهانه این که  مالک مالى است هر طور که بخواهد آن را صرف و خرج کند بلکه دو شرط اساسى دارد: یکى بهره‏ گیرى براى خود و دیگرى بهره‏ دادن به  دیگران و تعطیل اینها دو صورت مى‏تواند داشته باشد:

الف :ثروت ‏اندوزى و تکاثر که نه  خود از آن بهره‏ مند شود و نه  دیگران.

ب : صرف مال در راه هوا و هوس و اسرافکارى، که هر دو ممنوع و داراى پیامدهایى به شرح زیر مى‏باشند:

1) حق ‏ناشناسى، وجدان هر انسانى این مطلب را پذیراست که در برابر هر احسانى باید تشکر کرد و اخلاق اجتماعى نیز حکم مى‏کند که در مقابل هر نیکى باید حق‏ شناس و سپاسگزار باشیم، از احسان و نیکى پدر و مادر، استاد و معلم تا خالق مهربان.

«لئن شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذابى لشدید» (9)

اگر شکر نعمت را بجا آورید، فزونى دهیم و اگر کفران نعمت کنید مجازاتم شدید است.

2 - تزلزل و سستى، انسانهاى معتدل در فراز و نشیبهاى زندگى هرگز نمى‏لغزند ولى افراد اسرافکار که ولخرجى و مصرف‏ زدگى تمام ابعاد زندگیشان را فرا گرفته چون روحیه مقاومت ندارند، شکست ‏خورده و متزلزل خواهند بود.

3 - کاهش تولید، جامعه  مصرفى رفته‏ رفته  قدرت تولید را از دست مى‏دهد و براى تامین ما یحتاج خود به بیگانه روى مى‏آورد. این مطلبى است که در دوران حکومت طاغوت براى همه  ثابت‏ شده و نیاز به توضیح ندارد.

4 - سقوط اخلاقى، ولخرجى و ریخت‏ و پاشهاى نابجا و بى‏مورد، انسان را از مسیر صحیح بیرون آورده  و  به  ورطه  هولناک فساد و تباهى مى‏کشاند، انسان اسرافکار گاهى به  مرحله ‏اى مى‏رسد که به هر پستى تن مى‏دهد; رشوه  مى‏گیرد، دروغ مى‏گوید، ربا مى‏خورد، به  عناوین مختلف، عفت و شخصیت‏  خود را از دست داده و سر انجام کارش به رسوایى مى‏کشد.

کیفر کسانى که از حدود الهى تجاوز کرده و اوامر و نواهى خدا را نادیده گرفته باشند، تنها فقر و تنگدستى در دنیا یست‏ بلکه  عذاب اخروى نیز در انتظار آنان است.

5 - ضعف ایمان، اسرافکارى آدمى را از راه اعتدال خارج مى‏کند و به سستى ایمان و ضعف عقیده مى‏کشاند.

6 - اختلاف طبقاتى، یکى از علل اساسى اختلاف طبقاتى به  طور قطع همین اسرافکاریها است. و همچنین وابستگى به بیگانگان و تضییع حقوق دیگران و غفلت از خدا و حریم ‏شکنى را از دیگر پیامدهاى اسراف باید شمرد. علاوه بر اینها دغدغه خاطر و گرفتاریهاى روحى و بیماریهاى جسمى و روانى از نتایج مسلم  ولخرجیها  و  بى‏بند و بارى‏ ها  است.

=============================================

پى‏ نوشتها

1- انعام /14.
2- وسائل‏ الشیعه، 15/262.
3- غافر /3.
4- مؤمن /28.
5- وسائل  الشیعه 15/285.
6- فهرست  غررالحکم، ص‏159.
7- انبیاء /90.
8- فهرست  غررالحکم، ص‏195.
9- ابراهیم /7.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین...

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن

============================ 

از اینکه بی وفا شده ام با وفا ببخش

این بار محض خاطر زهرا(س) مرا ببخش

خود را اسیر بند معاصی نموده ام

من توبه می کنم تو فقط بنده را ببخش

خوبی نکرده ام که تو خوبی کنی ولی

آقا بیا و جان عزیزت شما ببخش

بد کرده ایم یوسف در چاه فاطمه(س)

یا ایّها العزیز دل ما بیا ببخش

اینجا تمام،  یوسف خود را فروختند

این قوم را به خاطر مشتی گدا ببخش

کنعان خراب گشت و صفا پر کشید و رفت

دیگر بیا به کلبه ی احزان صفا ببخش

 ===========================

امام زمان او را به دو چیز بشارت داد!

علامه مجلسی در کتاب بحارالانوار نقل فرموده است:

مردی از اهل کاشان قصد عزیمت به سفر حج نموده و با دوستان خود به قصد مکه راه افتادند.

به شهر نجف اشرف که رسیدند آن مرد به بیماری سختی مبتلا شده و پاهایش خشک گردید به طوری که دیگر قادر به راه رفتن نبود. هرچه کرد قدرتی برای راه رفتن به دست نیاورد تا بتواند با دوستانش در این سفر همراه شود. دوستان با مشاهده ی این امر، او را در همان شهر به یکی از افراد صالح سپردند و خود راهی بیت الله الحرام گردیدند. شخص میزبان در صحن مقدس امیرمۆمنان (علیه السلام) حجره ای داشت و هر روز او را در این حجره تنها می گذاشت و درب حجره را به رویش می بست و برای کسب روزی به صحرا می رفت. یکی از روزها که مهیای رفتن می شد به او گفت: از کثرت بی تحرکی و توقف در این مکان دلم به تنگ آمده و از این مکان وحشت دارم. اگر برایت ممکن است امروز مرا با خودت ببر و در بین مسیر مرا رها کن و خودت هر جا که خواستی برو. پس قبول کرده و او را با خود برد تا در بیرون شهر نجف به مکانی رسیدند که معروف بود به «مقام حضرت قائم ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف و علیه السلام». در گوشه ای از آن مقام شریف او را نشاند و لباسش را در حوض آبی که در آنجا بود شست و بر روی درختی انداخت تا خشک شود و او را به حال خویش واگذاشت و خودش راهی صحرا شد.

بقیه ی ماجرا را  از زبان خودش بخوانید:

بسیار اندوهگین بودم و فکرم به شدت مشغول بود. دائم در این اندیشه بودم که در نهایت کار من به کجا خواهد انجامید و برای حل مشکلم به چه کسی باید پناه برم؟! در همین حال جوانی خوشرو و گندمگون داخل صحن شده و بر من سلام کرد و به اتاقی که در آن مقام بود داخل شده  و در نزد محراب چند رکعت نماز در نهایت خضوع و خشوع به جا آورد که تا آن زمان هرگز نمازی مثل آن ندیده بودم. در همین حال جوانی خوشرو و گندمگون داخل صحن شده و بر من سلام کرد و به اتاقی که در آن مقام بود داخل شده و در نزد محراب چند رکعت نماز در نهایت خضوع و خشوع به جا آورد که تا آن زمان هرگز نمازی مثل آن ندیده بودم. زمانی که نمازش تمام شد، نزد من آمد و احوالم را جویا شد. عرض کردم: به بلایی دچار شده ام که سینه ام از آن تنگ گردیده و خداوند نه مرا شفا می دهد تا سلامتی ام برگردد و نه مرا از این دنیا می برد تا این گرفتاری و بیماری خلاص شوم زمانی که نمازش تمام شد، نزد من آمد و احوالم را جویا شد. عرض کردم: به بلایی دچار شده ام که سینه ام از آن تنگ گردیده و خداوند نه مرا شفا می دهد تا سلامتی ام برگردد و نه مرا از این دنیا می برد تااین گرفتاری و بیماری خلاص شوم. پس فرمود: اندوهگین نباش. به زودی خداوند هر دو را به تو مرحمت می کند. سپس از آن مکان بیرون رفت. در این هنگام متوجه شدم پیراهنی که روی درخت بود روی زمین افتاده است. از جای خود برخاستم و پیراهن را برداشته و شستم و بار دیگر بر روی درخت پهن کردم.

ناگاه به خود آمدم و با خود گفتم من که قدرتی بر ایستادن و تحرک نداشتم! پس چگونه توانستم حرکت کنم؟! فی الحال یقین کردم که آن شخص حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. پس برای یافتن او از آن مقام شریف خارج شدم و به اطراف آن صحرا نگاه انداختم ولی کسی را نیافتم. پس بسیار نادم شدم و حسرت خوردم که چرا آن حضرت را نشناختم. وقتی آن مرد صاحب حجره از صحرا برگشت و مرا در آن حال دید متحیر شد و پس از شنیدن آنچه در غیابش رخ داده بود به جهت توفیقی که از دست داده بودیم بسیار حسرت خورد. پس به برکت عنایت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف و علیه السلام)، این مرد مجددا سلامتی خود را به دست آورد و زمانی که دوستانش از حج بر گشتند، تا مدت کوتاهی با آنان بود. ولی پس از مدتی بیمار شد و از دنیا رفت و در صحن مقدس به خاک سپرده شد. و اینچنین صحت آن دو خبری که حضرت حجت بن الحسن (صلوات الله علیه) به او داده بود واقع گردید.

============================

ادامه بحث اسراف :

اسراف موجب تنگدستى و فقر است و میانه ‏روى مایه توانگرى
در حدیثى از امام على(ع) آمده است که:

«القصد مثراة و السرف مثواة‏» (1)

یعنى اقتصاد و میانه‏ روى موجب ثروتمندى و اسراف و ولخرجى موجب سقوط و فقر مى‏گردد

و نیز امام زین‏العابدین(ع) از رسول خدا(ص) نقل مى‏فرماید که فرمود:

«ثلاث منجیات فذکر الثالث القصد فى الغنى و الفقر» (2)

حضرت رسول سه عامل براى نجات معرفى مى‏فرمایند که سومین آن میانه‏ روى و اعتدال در توانگرى و نیازمندى است. پس افراد توانگر هم حق ندارند به  بهانه  این که امکانات مالى وسیع دارند به  اسراف پردازند. نکته  مهمى که از این حدیث استنباط مى‏شود این است که اسراف و تبذیر موجب فقر و تنگدستى است.

=================================

اسرافى که همیشه حرام است


سه قسم اسراف است که در همه  جا و در همه  حالات حرام است و اختصاص به  شخص یا زمان، یا جاى خاصى ندارد.

1 - ضایع کردن مال و بى‏فایده  کردن آن، هر چند آن مال کم باشد. مانند بقیه  ظرف آب را ریختن در جایى که آب کمیاب باشد و به  آن مقدار رفع نیاز مى‏گردد. یا لباسى را که قابل استفاده شخصى یا دیگران است، پاره  کردن و یا دور انداختن و یا خوراکى را نگهداشتن و به  دیگرى ندادن تا این که ضایع و تباه  شود و یا دادن مال به دست صغیرى که  آن را تلف مى‏کند و نظایر اینها.

 

=====================================

خوردن چیزهاى مضر هم اسراف است


2 - از موارد اسراف، صرف کردن مال است در آنچه به  بدن ضرر برساند، از خوردنى و آشامیدنى و غیر آنها مانند خوردن چیزى پس از سیرى هر گاه  مضر باشد. چنانچه صرف مال در آنچه که براى بدن نافع و به  صلاح آن است، اسراف نیست.

=====================================

صرف کردن مال در محرمات اسراف است


3 - صرف کردن مال در مصرفهایى که شرعا حرام است، مانند خریدن شراب و آلات قمار و اجرت فاحشه  و خواننده  و رشوه ‏دادن به  حکام و صرف نمودن مال در چیزى که ظلمى در بردارد یا ستمى به  مسلمانى مى‏رساند و نظیر اینها، و در چنین مواردى از جهت مخالفت امر خدا معصیت است، یکى گناه  بودن اصل عمل و یکى اسراف بودن صرف مال در آن موارد.

====================================

پس به‏ طور کلى و بویژه  از بعد اقتصادى که مورد بحث ما است، بیجا و ناروا مصرف کردن و تلف کردن نعمتهاى الهى، محروم کردن جامعه از آن نعمتها است، لذا مى‏بینیم که قرآن کریم چگونه به  موارد مختلف آن اشاره مى‏فرماید:

«خداوندت مسرفین را دوست نمى‏دارد» (3)

«مسرفین قابل هدایت نبوده و بسیار دروغگویند» (4)

«اهل هلاکت و گمراهى‏اند و نجات ندارند» (5)

 «اهل تردید و شک و ریبند» (6)

«اهل آتشند» (7)

 «قابل پیروى نیستند.» (8)

چون بناى اسلام بر صراط مستقیم است از جهت دیگر، قرآن مجید، بخل و امساک را هم مورد نکوهش قرار داده و مثلا مى‏فرماید:

«الذین یبخلون و یامرون الناس بالبخل و یکتمون ما اتیهم الله من فضله‏» (9)

آنان که بخل مى‏ورزند و مردم را به  بخل وا مى‏دارند و آنچه خدا از فضل خود به  آنان بخشیده  کتمان مى‏کنند «به  مردم استفاده نمى‏رسانند» به  کیفر خود خواهند رسید.

=======================================

چرا مسرفین مبغوض خدا و مبذرین برادران شیطان شمرده شده‏اند؟


علت این مطلب را باید در جهان‏بینى و اعتقادات اسلامى جستجو کرد و تبیین آن در مورد مسرفان مى‏تواند چنین باشد که خداوند امر به  عدالت و احسان مى‏کند و طبعا صاحبان عدالت را دوست مى‏دارد.

«ان الله یامر بالعدل و الاحسان‏»

و از آنجا که اسرافکاران از این فرمان سرپیچى کرده و بی عدالتى در مصرف را پیشه  خود ساخته‏اند قهرا مورد خشم و دشمنى خداوند قرار خواهند گرفت، ولى در مورد تبذیرکاران علت همدست‏ بودن و شباهتشان به  شیطان را از آیه  شریفه  مى‏توان استنباط کرد آن جا که مى‏فرماید: مبذران برادران شیطانند و تعبیر برادر در لغت عرب به معنى مشابه  و نظیر هم مى‏آید و شیطان در برابر پروردگارش ناسپاس است، و از طرف دیگر تبذیر به  معناى ضایع کردن نعمتهاى خداوند است و خود نوعى ناسپاسى است نسبت‏ به  آن نعمتها; و شیطان نخستین فردى است که همه چیز را نادیده گرفت و تمرد از فرمان خدا کرد و راه ناسپاسى را باز نمود، لذا آنها که مبتلا به  این خصلت ناروا باشند از همکاران و همدستان شیطان خواهند بود و از آنان با عنوان برادران شیطان یاد شده است و این است رمز تعبیر زیباى قرآن.

======================================

درسى از رسول خدا(ص)


در کتاب تحف‏العقول آمده است:

«جاء الرجل بلبن و عسل لشربه  فقال(ص): شرابان یکتفى باحدهما عن صاحبه  لا اشربه و لا احرمه  و لکنى اتواضع لله; فانه  من تواضع لله رفعه  الله و من تکبر وضعه  الله و من اقتصد فى معیشته  رزقه  الله و من بذر حرمه  و من اکثر ذکر الله  آجره  الله‏» (10)

مردى شیر و عسل براى پیامبر(ص) آورد تا بنوشد فرمود: دو نوشیدنى که یکى از دیگرى کفایت مى‏کند من آن را نخورم و حرام هم نمى‏کنم ولى براى خدا تواضع مى‏کنم. زیرا هر که براى خدا تواضع کند خدایش بالا برد و هر که تکبر کند خداوند او را خوار سازد و هر که در زندگى میانه ‏روى کند خدایش روزى دهد و هر که  زیاده‏ روى کند خداوند او را بى‏نصیب گرداند و هر که  خدا را بسیار یاد کند خدایش جزا دهد.

====================================

امام صادق(ع) فرمود:

«چهار دسته هستند که دعایشان مستجاب نمى‏شود:

اول) کسى که  در خانه مى‏نشیند و مى‏گوید: خدایا به من روزى بده!  و در طلب روزى تلاش نمى‏کند در جواب او گفته مى‏شود:

«الم آمرک بالطلب؟»

آیا تو را به  طلب روزى دستور ندادم؟

دوم) کسى که از همسر خود ناراحت است و او را نفرین مى‏کند، مى‏فرمایند:

«الم اجعل امرها علیک‏»

آیا امر او را به دست تو قرار ندادم؟

سوم) کسى که  مالى داشته و آن را ضایع کرده است، مى‏گوید:

«اللهم ارزقنى‏»

خدایا به  من روزى بده!

مى‏فرمایند:

«الم آمرک بالاقتصاد؟»

آیا تو را به اقتصاد و میانه ‏روى و اعتدال در خرج امر نکردیم

و «الم آمرک بالاصلاح؟»

آیا به تو دستور اصلاح در مال را ندادیم؟

چهارم) کسانى که از مال خود بدون شاهد به  دیگران وام دهند و بعد وام‏ گیرنده منکر شود، خداوند مى‏فرماید:

«الم آمرک بالشهادة؟» (11)

آیا به  تو دستور ندادیم شاهد بگیرى؟

ملاحظه مى‏فرمایید که با وجود اسراف و شاهد نگرفتن در پرداخت وام، دعا فایده‏اى ندارد.


===========================================

پی نوشت ها:


1- وسائل، 15/258.
2- همان.
3- اعراف /31.
4- غافر /38.

5- انبیاء /9.
6- غافر /34.
7- غافر /43.
8- شعرا /151.
9- نساء /37.
10- تحف‏العقول، موعظه 82 از مواعظ النبى(ص).
11- اصول کافى، ج‏2، کتاب دعا، ص‏275.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین...

اللهم کن لولیک الحجةابن الحسن ...

================================

ای امید ملت اسلام، یا مهدی بیا 

خون شد از هجرت دل ایام، یا مهدی بیا 

ای شب تاریک هجران را تو صبح آرزو 

روز در این آرزو شد شام، یا مهدی بیا 

التیام زخم قرآن، در دم شمشیر توست 

از تو یابد درد دین آرام، یا مهدی بیا 

تا که بر دور سرت لبیک گو آرد طواف 

کعبه بسته همچنان احرام، یا مهدی بیا 

در دل شهر مدینه از مزاری گم شده 

مادرت زهرا دهد پیغام، یا مهدی بیا 

================================

تشرف:

مرحوم آیت الله آقای نجفی مرعشی (ره) با خود عهد می کند که چهل شب چهارشنبه به نیت دیدار حضرت صاحب الامر (ع) پیاده به مسجد سهله برود. ایشان می گوید: «شاید شب چهارشنبه سی و پنجم بود که در بین راه سید عربی را دیدم در حدود دو ساعت در محضر ایشان بودم. در مورد مطالبی صحبت شد. از جمله در مورد استخاره سخن به میان آمد سپس فرمودند: «بعد از نماز صبح سوره یس، پس از نماز ظهر سوره ی نباء، بعد از نماز عصر سوره ی نوح، پس از نماز مغرب سوره واقعه و بعد از نماز عشا سوره ملک را بخوان.» آنگاه در تعریف و تمجید از کتاب شرایع الاسلام مرحوم محقق حلّی فرمودند:«تمام آن مطابق با واقع است مگر کمی از مسایل آن.» همچنین ایشان به خواندن قرآن و هدیه کردن ثواب آن برای شیعیانی که وارث ندارند یا وارثشان یادی ازآنها نمی کنند، احترام پدر و مادر، زنده باشند یا مرده و احترام به ذریه سادات تأکید فرمودند و به من گفتند: «قدر خود را به خاطر انتساب به اهل بیت(ع) بدان و شکر این نعمت را که موجب سعادت و افتخار فراوان است به جای آور.»
همچنین بر حفظ و یادگیری خطبه حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (ع) در مسجد پیامبر (ص) و خطبه شقشقیه امیرالمؤمنین(ع) و خطبه علیا مخدرّه زینب کبری (ع) در مجلس یزید (علیه العنه) تأکید کردند و در خصوص تسبیح حضرت زهراء (س) و زیارت سید الشهداء (ع) از دور و نزدیک و زیارت اولاد ائمه (ع) و صالحین و علماء سفارش کردند و فرمودند بعد از نمازهای پنجگانه این دعا را بخوانید:

«اَللّهُمَّ سَرِّحنی عَنِ الهُموم وَ الغُمُوم وَ وَحشَهِ الصِّدر وَ وَسوَسَهِ الشیطان بِرَحمتکِ یا أرحَمَ الراحمین»


================================

اسراف و تبذیر

بحث ما در رابطه با اسراف و تبذیر بود در ادامه بحث به یک تقسیم بندی و توضیحات آن توجه فرمایید

تمامى آیات مربوط به اسراف را مى‏توان به طورکلى به دو بخش تقسیم کرد:

1 - اسراف در مال.
2 - اسراف در غیرمال.

===============================

1 - اسراف در مال


آیات مربوط به زیاده ‏روى در صرف مال شامل دو بخش است:

الف) اسراف در مصرف شخصى

قرآن مى‏فرماید:

کلوا من ثمره اذا اثمر ... (1)

از میوه آن به هنگامى که به ثمر مى‏نشیند بخورید و حق آن را به هنگام درو بپردازید، اسراف نکنید که خداوند مسرفین را دوست نمى‏دارد.

بنابراین اسرافى که در بعد اقتصادى بیشتر مورد توجه است و موجب تضعیف بنیه مالى محرومان و لذت‏طلبى مسرفان مى‏شود و از بلاهاى بزرگ اجتماعى است و فقر و محرومیت‏ بیشتر به دنبال دارد همین نوع اسراف است که هر مسلمان با توجه به وظیفه و تعهد و مسؤولیتى که در برابر خداوند و اجتماع دارد لازم است، در مخارج زندگى خویش رعایت اعتدال را بکند و جدا از اسراف پرهیز نماید.

=================================

داستان:

روزی بهلول بر هارون وارد شد. در حالی که در میان عمارت مجلل و نوساز خود مشغول گردش و تفریح بود از بهلول خواست که چند جمله جالب روی این بنای جدید بنویسد.
بهلول روی بعضی از دیوارها نوشت ……

ای هارون! تو گل را بلند داشتی و دین را پایین آوردی و خوار کردی، گچ را بالا بردی ولی نصّ و فرمایش پیغمبر را پایین آوردی.
اگر مخارج این ساختمان از مال خودت است خیلی اسراف کرده ای و خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد و اگر از مال دیگران است بر دیگران روا داشته ای و خداوند ظالمان را دوست ندارد.

=================================

شعر:

ای به دنیا بسته دل غافل ز عقبایی چرا؟
رهروان رفتند و تو پابند دنیایی چرا؟
برف پیری بر سرت باریده ابر روزگار
سر به خاک طاعتی آخر نمی سایی چرا؟
صد هزاران گل ز باغ عمر پرپر می شود
بی خبر بنشسته و گرم تماشایی چرا؟

==================================

ب) اسراف به خاطر دیگران;

وقتى انفاق از حد تعادل خارج شود نسبت ‏به  انفاق شونده  و انفاق ‏کننده هر دو عوارض سوء و زیانبار خواهد داشت، به  این جهت است که قرآن مجید وقتى در آیاتى از سوره  شریفه  فرقان ویژگیهاى مؤمنان و بندگان واقعى را بر مى‏شمارد یکى از آن ویژگیها را این‏گونه معرفى مى‏فرماید:

اذا انفقوا لم یسرفوا ولم یقتروا و کان بین ذلک قواما; (2)

کسانى هستند که هرگاه  انفاق کنند نه  اسراف مى‏کنند و نه  سختگیرى، بلکه  در میان این دو اعتدالى دارند.

و نیز قرآن، خطاب به  حضرت پیامبر(ص) مى‏فرماید:

و لا تجعل یدک مغلولة الى عنقک ولا تبسطها کل البسط فتقعد ملوما محسورا (3)

هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن (و ترک انفاق و بخشش منما) و بیش از حد آن را مگشا تا مورد سرزنش قرار گیرى و از کار فرومانى،

 

و در همین رابطه  حضرت على(ع) مى‏فرمایند:

«ما عال امرء اقتصد» (4)

کسى که میانه ‏روى پیشه  سازد تنگدست نگردد.

 

و حضرت رسول(ص) مى‏فرمایند:

«من اقتصد اغناه الله، و من بذر افقره الله‏» (5)

هر کس در دخل و خرج میانه‏ روى کند خدا بى‏ نیازش مى‏کند و هر کس اسراف و تبذیر نماید خداوند فقیرش گرداند.

زیربناى  آفرینش بر تعادل گذاشته شده است

قرآن میفرماید:

«و کل شى‏ء عنده بمقدار» (6)

و هر چیزى نزد او مقدار معینى دارد

و در مورد دیگر مى‏فرماید:

«انا کل شى‏ء خلقناه بقدر» (7)

ما هر چیزى را به اندازه  آفریدیم.

حساب هر چیزى در پیشگاه خداوند متعال براساس حکمت‏بالغه او و مصلحت و عدالت و از روى اندازه  و بدور از افراط و تفریط است، و اساس حکومت را هم عدالت تشکیل مى‏دهد و اقامه  عدل از اهداف مهم بعثت انبیاى عظام الهى بوده است تا آنجا که معیار مالکیت مشروع را عدم زیان و اضرار و ستم به  فرد و اجتماع، و ضابطه  انفاق و احسان را کرامت و سخاوت بدور از بخل و امساک و نیز بدور از اسراف و زیاده ‏روى قرار داده  است و بالاخره  تحکیم بنیان اقتصادى جامعه و میانه‏ روى مطلوب و مورد تاکید شارع مقدس اسلام است.

===================================

2 - اسراف در غیرمال:


الف) اسراف در قتل;

در دوران جاهلیت رسم بر این بود که هرگاه  کسى از روى ظلم و تعدى به  قتل مى‏رسید بستگان مقتول با توجه به خوى و خصلت جاهلى و حس کینه‏ توزى و انتقام‏ جویى چند نفر از بستگان قاتل را به قتل مى‏رساندند. قرآن کریم این تجاوز و انتقام‏ جویى را مردود دانسته و فرمود:

«فلا یسرف فى القتل‏» (8) .

اما در قتل اسراف نکنید،

یعنى، براى قتل یک نفر، فقط یک نفر را به قتل برسانند آن هم با توجه به صدر آیه که مى‏فرماید:

«ولا تقتلوا النفس التى حرم الله الا بالحق‏»،

نفسى را که خداوند حرام کرده است نکشید مگر از روى حق، یعنى این کشتن هم فقط در مواردى تجویز شده است که قاتل مستوجب کشته شدن باشد و با علم و عمد مرتکب قتل نفس شده باشد.

=================================

ب) اسراف در نفس;

کسى که از نظام اعتدال خارج مى‏شود و با ارتکاب گناه و معصیت از حریم انسانى خود تجاوز مى‏کند اسرافکار است، اما اسرافکارى که مشمول پیام رحمت و امید الهى قرار گرفته است:

قل یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لاتقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم. (9)

بگو اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده ‏اید از رحمت ‏خداوند نومید نشوید که خدا همه  گناهان را مى‏آمرزد.

ملاحظه  مى‏شود که هرگونه  گناه و تجاوز از حد و مرز و حریم انسانى اسراف بر نفس شمرده  مى‏شود.

در جاى دیگر مى‏بینیم، مجاهدان جنگ احد به درگاه  خداوند متعال دست نیاز برمى‏داشتند:

و ما کان قولهم الا ان قالوا، ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فى امرنا و ثبت اقدامنا وانصرنا على القوم الکافرین (10)

گفتار آنها فقط این بود که پروردگارا گناهان ما را ببخش و از تندروی هاى ما در کارها چشم بپوش، قدمهاى ما را ثابت ‏بدار، و ما را بر جمعیت کافران پیروز بگردان.

از آیه شریفه مستفاد مى‏شود، آنچه از آن عدول کرده و بجا نیاورده‏ اند اطاعت امر پیامبر(ص)، و سستى و منازعه  بوده است.

============================

هر نوع گناه ، اسراف و تجاوز از حد فطرى و طبیعى انسان است که با ارتکاب آن از مسیر اعتدال بیرون مى‏رود و به  راه  زوال و نیستى کشانده مى‏شود و این درست‏ خلاف آن هدف عالى است که انبیاى الهى براى آن مبعوث شده‏ اند. قرآن در این مورد مى‏فرماید:

ولقد جاءتهم رسلنا بالبینات ثم ان کثیرا منهم بعد ذلک فى الارض لمسرفون; (11)

و رسولان، با دلایل روشن به  سوى  بنى‏  اسرائیل  آمدند، اما بسیارى از آنها بر روى زمین تعدى و اسراف کردند. در این آیه شریفه مراد از «مسرفون‏» کسانى هستند که از انبیا و طریق حق تبعیت نکردند و در نتیجه این سرکشى به گناه  آلوده شدند.

 

================================

معیار اسراف:


احادیثى از حضرت امام صادق(ع) نقل است که در مورد اسراف به اصحاب مى‏فرمایند:

کمترین حد اسراف این است که لباسى را که بیرون خانه براى حفظ آبرو  مى‏پوشى در داخل خانه نیز بپوشى یا باقیمانده آب و غذا را که در ظرف مى‏ماند دور بریزى و یا خرما را خورده و هسته  آن را دور اندازى. (12) در بعضى از احادیث آمده است که در هنگام وضو گرفتن باید مواظب باشیم که دچار اسراف نشویم و مقدار یک مد (معادل سه چهارم لیتر) آب براى وضو کفایت مى‏کند. و نیز در ذیل آیه  شریفه 31 سوره اعراف:

«کلوا و اشربوا...»

احادیثى از حضرت امام صادق(ع) نقل شده است که از آن جمله  این حدیث است که «عیاشى از ابان بن تغلب‏» از آن حضرت نقل مى‏کند که مال و ثروت از آن پروردگار است که آن را در نزد مردم به امانت گذاشته است و به  آنها اجازه  فرموده که در حد اعتدال و میانه‏ روى بخورند و بیاشامند و لباس بپوشند، و نکاح کنند، مرکب سوارى داشته باشند و مازاد آن را به  فقراى مؤمنین ببخشند و بدین‏ وسیله اختلافات طبقاتى را از بین ببرند و پراکندگی ها را ترمیم کنند و کسى که این‏گونه عمل مى‏کند، آنچه را که مى‏خورد و مى‏آشامد، اعمالش مباح است و نکاح او و استفاده از مرکوبش نیز حلال مى‏باشد و کسى که از این حد تجاوز کند بر او حرام است و سپس فرمود که اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست ندارد.

از فرمایش امام(ع) که نظرشان را به صراحت اعلام و مى‏فرمایند:

«من عدا ذلک کان علیه حراما» (13)

حرمت اسراف به وضوح آشکار مى‏شود

و وقتى از حد متعادل و مشخص که در این حدیث‏ شریف بدان تصریح شده تجاوز شد به  حرمت مى‏ انجامد و به  دلیل این‏گونه  احادیث و یا به دلیل نهى صریح قرآن (لاتسرفوا) اسراف و تبذیر نوعى حریم‏ شکنى و عصیان در برابر امر پروردگار و از گناهان کبیره  محسوب مى‏شود. در حدیثى دیگر مى‏فرماید: «کسى که چیزى را در غیر اطاعت‏ خدا انفاق کند او مبذر است و کسى که در راه خدا چیزى را انفاق کند او مقتصد است. (14) در این جا معلوم مى‏شود که بذل و بخشش اگر به قصد و نیت الهى نباشد حکم اسراف را دارد و اصولا از دید اسلام چنین عملى اخلاقى و پسندیده  نیست ‏حال که بحث اخلاقى به میان آمد متناسب است تا اشاره‏اى اجمالى بکنیم به این که چگونه‏ عملى، از نظر اسلام مقبول است.

================================

داستان1:

بشر بن مروان از امام صادق علیه السلام نقل مى‏کند که: ما بر حضرت وارد شدیم و ایشان دستور داد براى میهمانانش مقدارى خرماى تازه بیاورند، بعضى رطب را مى‏خوردند و هسته آن را به دور مى‏افکندند، حضرت فرمود: این کار را نکنید که این مصرف بى‏رویّه است؛ خدا فساد را دوست ندارد.

داستان2:

پیامبر عزیز اسلام صلى الله علیه و آله از راهى عبور مى‏کرد، یکى از یارانش به نام سعد مشغول وضو گرفتن بود و آب زیاد بر اعضایش مى‏ریخت، حضرت فرمود: چرا اسراف مى‏کنى اى سعد!

عرض کرد: آیا در آب وضو نیز اسراف است؟

حضرت فرمود: بله، هر چند در کنار نهر آب باشى.

==================================

پی نوشت ها:

1-انعام /141.
2-فرقان /67.
3-اسراء /29.
4-نهج‏ البلاغه  فیض، حکمت 34/1153.
5-نهج  الفصاحه، ص‏601.
6-رعد /8.
7-قمر /49.
8-اسراء /35.
9-زمر /54.
10-آل‏ عمران /141.
11-اسراء /29.
12-میزان ‏الحکمه، 4/448.
13-تفسیر  برهان، 2/10.
14-همان، 2/416.

=========================================================

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین...

اللهم کن لولیک الحجةابن الحسن...

=========================

یگانه حامی خونِ خدا "بنفسی انت"

سلاله ی سرِ از تن جدا "بنفسی انت"

بیا که حضرت صدیقه چارده قرن است

کُند برای ظهورت دعا "بنفسی انت"

بیا که از جگر چاه ، اشک می جوشد

ز بس گریست علی بی صدا "بنفسی انت"

بیا که طشت بود مثل باغ لاله هنوز

ز پاره های دل مجتبی "بنفسی انت"

بیا که چشم به راه ظهور توست هنوز

سر بریده ی خون خدا "بنفسی انت"

بیا که ناله ی عجل علی ظهورِ حسین

رسد به عرش ز طشت طلا "بنفسی انت"

بیا دعای فرج بشنو از لب زینب

به شهر کوفه و شام بلا "بنفسی انت" (1)

=========================

اسراف و تبذیر ‏‏

 

مقدمه

دین مقدس اسلام بهره ‏بردارى مشروع از نعمتهاى الهى و زیباییهاى زندگى را مباح و روا و اسراف و زیاده ‏روى را حرام و ناروا مى‏داند و این بدان جهت است که مسلمان به تناسب امکانات و توانایى و کارآیى خود، در برابر جامعه مسؤولیت دارد. در این صورت فرد اسراف کار قهرا از اجراى مسؤولیت و تعهدات اجتماعى خود باز میماند و از این رهگذر بر پیکر جامعه ضربه مى‏زند.

====================================

مفهوم اسراف

راغب اصفهانى مى‏گوید:

«السرف تجاوز الحد فى کل فعل یفعله الانسان‏» (2)

اسراف به معنى تجاوز از حد و معیار در هر کارى است که از انسان سر بزند،

گرچه استعمال آن در موارد زیاده‏ روى در انفاق مال بیشتر است و گاهى به خروج از اعتدال در مقدار خرج مال و زمانى هم به چگونگى بذل مال و مورد آن اطلاق مى‏شود. اما بنا به مفهوم سخن راغب و روح معنى «کل فعل‏» و بر پایه شواهد فراوان در قرآن و حدیث، اسراف به هر گونه تجاوزکارى و زیاده‏ روى گفته مى‏شود و در هر حال اسراف عملى است ممنوع و محکوم، و مورد خشم و انزجار خداوند متعال است و از آن به شدت منع شده است.

خداوند در سوره اعراف مى‏فرماید:

«کلوا واشربوا ولاتسرفوا انه لایحب المسرفین‏» (3)

بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست ندارد.

===================================

مفهوم تبذیر

تبذیر برخلاف اسراف و تنها واژه‏اى اقتصادى است. تبذیر از ریشه «بذر» یعنى تفریق و پخش کردن چیزى; اصلش از ریختن و پاشیدن بذر است که به طور استعاره درباره کسى که مال خود را بیهوده تلف و پخش مى‏کند، به کار رفته است و نیز گفته شده است که تبذیر، انفاق مال در راه معصیت است.

با این توضیحات ملاحظه مى‏کنیم که «اسراف‏» در برابر اقتصاد و میانه روى قرار دارد و به هرگونه تجاوز از حد، در غیر طاعة‏ الله و به قصور از حق ‏الله اطلاق مى‏شود.

در قرآن کریم واژه قصد و مشتقات آن در معانى; راست، متوسط و معتدل به کار رفته است. مانند:

«واقصد فى مشیک‏» (4)

در راه رفتن اعتدال را رعایت کن.

=================================

داستان:

عمر بن عبدالعزیز، در زمان خلافت خویش، روزی بالای منبر مشغول سخنرانی بود در خلال سخن گفتن وی مردم می دیدند که خلیفه گاه به گاه دست می برد و پیراهن خویش را حرکت می دهد، این حرکت موجب تعجب حضار می شد و همه از خود می پرسیدند: چرا خلیفه چنین می کند؟
مجلس تمام شد پس از تحقیق معلوم شد که خلیفه برای رعایت بیت المال مسلمین و جبران افراط کاریهایی که اسراف و پیشینیان وی در تبذیر و اسراف بیت المال کرده اند، یک پیراهن بیشتر ندارد و
چون آن را شسته و پیراهن دیگری نداشته، ناچار بلافاصله پیراهن را پوشیده است و اکنون آن را حرکت می دهد تا زودتر خشک بشود.

مطهری، استاد شهید مرتضی(1361)، داستان راستان، ص 132- انتشارات صدرا

==================================

فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخیرات (5)

از میان آنها عده ‏اى بر خود ستم کردند و عده‏اى میانه‏ رو بودند و عده‏اى به اذن خدا در نیکى‏ها از همه «پیشى‏» گرفتند.

=================================

داستان:

نوجوانانی مشغول خوردن میوه بودند و اغلب میوه ها را ناتمام می خوردند و به کناری پرتاب می کردند امام (علیه السلام) فرمود:

«سُبحانَ اللهِ اِنْ کُنْتُم اِسْتَغْنَیْتُم فَاِنَّ النّاسَ لَمْ یَسْتَغْنُوا أطْعِمُوهُ مَنْ یَحْتاجُ إلَیْهِ».

پناه بر خدا منزه است پروردگار! اگر شما سیر هستید و بی نیازید مردم محتاجند این میوه ها را به آنها که محتاج هستند بخورانید

(محاسن برقی /441)

====================================

حضرت على(علیه السلام) در مورد قصد مى‏فرمایند:

«علیک بالقصد فى الامور» (6)

بر تو باد میانه ‏روى در کارها.

در خطبه همام از نشانه‏ هاى متقین و پرهیزگاران مى‏فرماید:

«و ملبسهم الاقتصاد» (7)

یعنى پوشاک شان میانه بود، بدین معنى افراط و تفریط در کارها و زندگیشان وجود ندارد.

=======================================

از مجموع این نظریه ‏ها این چنین برمى‏آید که بین واژه اسراف به معنى اقتصادى آن با واژه تبذیر فرق زیادى وجود ندارد و تنها ممکن است در جهت تمایز بین این دو واژه گفته شود که با توجه به خصوصیات تعابیر لغت‏ شناسان در معنى تبذیر، مقصود از این واژه تلف کردن و ضایع نمودن مال است و زیاده‏ روى در انفاقات شخصى و امور خیریه را شامل نمى‏شود، در حالى که اسراف فراگیرتر از آن و در برگیرنده همه موارد از به هدر دادن و زیاده روى در مصارف شخصى و خانوادگى و انفاقهاى مستحب مى‏باشد. و به عبارت دیگر هر تبذیرى اسراف است ولى هر اسرافى تبذیر نیست.

==============================

از امام صادق(علیه السلام) جمله کوتاهى نقل شده است که ممکن است همین نکته را از آن استفاده کرد. آن حضرت فرمود:

«ان التبذیر من الاسراف‏»

یعنى، تبذیر از اسراف است. در این حدیث ‏شریف، براى اسراف انواع‏ و اقسامى فرض شده، که تبذیر شاخه‏اى از آن معرفى گردیده است.

امام صادق (ع) درحدیثی سرگذشت امتی را بیان کردند که درخصوص استفاده از نان، ولخرجی و اسراف و استفاده نامناسب را به حدی رساندند که خداوند نعمت خود را از آنها گرفت. حضرت فرمودند:

«اهل قریه کان الله عزوجل قد اوسع علیهم فی معایشهم فاستخشنوا  لاستنجاء بالحجاره و استعموا من الخبز مثل الافهار فکانوا یستنجون به فبعث الله علیهم دواب اصفر من الجراد فلم تدع لهم شیئاً خلقه الله من شجر و  لانباتٍ  إلا  اکلته فبلغ بهم الجهد إلی أن رجعوا  الی الذی کانوا یستنجون به من الخبز فیأکلونه»؛

خداوند در روزی گروهی ازمردم وسعت و گشایش داد تا هنگامی که سر به طغیان گذاشتند و سنگ را برای تطهیر خود خشن احساس کردند،از این رو برای این کار از نان استفاده کردند. دراین هنگام خداوند آنان را به قحطی و گرسنگی گرفتار کرد و  آن گروه به ناچار آذوقه های خود را در انبارها ذخیره می نمودند تا محفوظ بماند. خداوند حشراتی کوچکتراز پشه برای آنها برانگیخت تا ذخیره آنان را فاسد نمایند و بدین رو مجبور شدند برای تأمین آذوقه خود به همان پاره نان های آلوده ای که جمع شده بود روی آوردند و آن ها را خوردند.

(بحار/  ج 63 /ص 431 /باب 20 /حدیث 16

==================================

اسراف از نظر قرآن

در قرآن کریم واژه «اسراف‏» و مشتقات آن مکرر به کار رفته است ولى در بیست و سه مورد لفظ «اسراف‏» استعمال شده که در هر مورد، مفهومى ویژه دارد. در غالب موارد، مقصود از اسراف جنبه ‏هاى اخلاقى، عقیدتى و تجاوز از حدود الهى است، و تنها در چهار مورد جنبه مالى را شامل مى‏شود که با دو آیه «تبذیر» شش آیه مى‏شود.

به آیات زیر توجه کنید:

1 - کذلک زین للمسرفین ماکانوا یعملون. (8)

این‏گونه براى اسرافکاران اعمالشان زینت داده شده است.

2 - ولا تطیعوا امر المسرفین. (9)

اطاعت فرمان مسرفان نکنید.

3 - ان الله لایهدى من هو مسرف کذاب. (10)

خداوند اسرافکار دروغگو را هدایت نمى‏کند.

4 - و ان فرعون لعال فى الارض و انه لمن المسرفین. (11)

و به راستى فرعون برترى‏جویى (و طغیان) در زمین روا داشت و او از اسراف‏کاران بود.

اما آیاتى که تنها ظهور در جنبه ‏هاى اقتصادى دارند عبارتند از:

1 - انعام، آیه 141.

2 - اعراف، آیه 31.

3 - فرقان، آیه‏67.

4 - اسراء، آیات‏27 و 28.

حال به ذکر چند آیه مى‏پردازیم:

1 - وات ذاالقربى حقه والمسکین وابن السبیل ولاتبذر تبذیرا ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین و کان الشیطان لربه کفورا.(12)

و حق نزدیکان را بپرداز! و (همچنین) مستمند و در راه‏ مانده را، و هرگز تبذیر مکن چرا که تبذیر کنندگان برادران شیطانند و شیطان کفران (نعمتهاى) پروردگار کرد.

واژه «تبذیر»، تنها یک واژه اقتصادى است و در قرآن کریم تنها در همین دو آیه از سوره اسراء به کار رفته است. و شاید در قرآن کریم کمتر مواردى بتوان پیدا کرد که با چنین لحن تند و شدیدى از عملى نهى شده باشد.

2 - خذوا زینتکم عند کل مسجد و کلوا واشربوا ولا تسرفوا انه لایحب المسرفین (13)

زینت‏  خود را در هر مسجد برگیرید و بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید همانا که خداوند مسرفان را دوست نمى‏دارد.

=========================================

پى ‏نوشتها و مآخذ:

 

1-حاج غلامرضا سازگار
2- مفردات راغب، ص‏23، ماده سرف.
3- اعراف /29.
4- لقمان /19.
5- فاطر /32.
6- غررالحکم، فصل‏49، ص‏483.
7- نهج‏البلاغه فیض‏الاسلام، خطبه 184/611.
8- یونس /12.
9- شعراء /15.
10- غافر /28.
11- یونس /83.
12- اسراء /26 و27.
13- اعراف /31.