منبرها

پایگاه تخصصی منبرها ،منابع منبر را به مبلغان ارائه می کند.
منبرها
پایگاه تخصصی منبرها ،منابع منبر را به مبلغان ارائه می کند.
موضوعات منبر

۱۳ مطلب با موضوع «امر به معروف ، نهی از منکر» ثبت شده است

با عظمت ترین صفت سیدالشهداء(علیه السلام)

حجت الاسلام والمسلمین عدالت

اعوذ بالله من الشیطان العین الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین الصلاة والسلام علی سید الانبیاء والمرسلین حبیب اله العالمین ابی القاسم محمد(صلی الله علیه وآله و سلم) الطیبن الطاهرین المعصومین المکرمین و لعن الدائم علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

«اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَ فی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً»

دلم کاری به آب و گِل ندارد

تو را دارد به کس کاری ندارد

یابن العسکری

وجودم بی تو باشد چون درختی

که هیزم دارد و حاصل ندارد

آقا بدم اما گرفتار تو هستم

مگر هر کس بد شد دل ندارد

عوامل موثر در قیام حسینی(3)

عامل امر به معروف و نهی از منکر و اهمیت آن در به وجود آمدن قیام حسینی

 

عامل سوم امر به معروف است . این نیز نص کلام خود امام است . تاریخ‏ می‏نویسد : محمد ابن حنفیه برادر امام در آن موقع دستش فلج شده بود ، معیوب بود ، قدرت بر جهاد نداشت و لهذا شرکت نکرد . امام وصیتنامه‏ای‏ می‏نویسد و آن را به او می‏سپارد : « هذا ما اوصی به الحسین بن علی اخاه‏ محمدا المعروف بابن الحنفیه » . در اینجا امام جمله‏هایی دارد : حسین به‏ یگانگی خدا ، به رسالت پیغمبر شهادت می‏دهد . ( چون امام می‏دانست که‏ بعد عده‏ای خواهند گفت حسین از دین جدش خارج شده است ) . تا آنجا که‏ راز قیام خود را بیان می‏کند:

  

عوامل موثر در قیام حسینی(1)

در نهضت حسینی عوامل متعددی دخالت داشته است ، و همین امر سبب شده‏ است که این حادثه با اینکه از نظر تاریخی و وقایع سطحی ، طول و تفصیل‏ زیادی ندارد ، از نظر تفسیری و از نظر پی بردن و به ماهیت این واقعه‏ بزرگ تاریخی ، بسیار بسیار پیچیده باشد . یکی از علل اینکه تفسیرهای‏ مختلفی درباره این حادثه شده و احیانا سوء استفاده‏هایی از این حادثه عظیم‏ و بزرگ شده است ، پیچیدگی این داستان است از نظر عناصری که در به وجود آمدن این حادثه موثر بوده‏اند .

 

ما در این حادثه به مسائل زیادی بر می‏خوریم :

 

در یک جا سخن از بیعت خواستن از امام حسین و امتناع امام از بیعت کردن است .

 

در جای دیگر دعوت مردم کوفه از امام و پذیرفتن امام‏ این دعوت راست .

امر به معروف و نهی از منکر: ۱۰

حضرت آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی

أعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِین
وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرین وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین.
 

أعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛ «وَ المُؤمِنونَ و المُؤمِناتُ بعضُهُم أولِیاءُ بَعضٍ یَأمُرونَ بِالمَعروفِ وینهَونَ عَنِ المُنکَرِ و یُقیمُونَ الصَلاۀَ و یُؤتونَ الزَکاۀَ و یُطیعُونَ اللهَ و رسولَه اولئِکَ سَیَرَحَمُهُمُ اللهُ إنَّ اللهَ عزیزٌ حَکِیمٌ».[1]

مروری بر مباحث گذشته   
بحث ما راجع به حرکت امام حسین(علیه‏ السلام) بود؛ گفته شد به حسب نقل مکرّر از خود حضرت، این حرکت مصداق «امر به معروف و نهی از منکر» بود. از طرفی در باب امر به معروف و نهی از منکر، شرایط چهارگانه‏ای مطرح است که یکی از آن شرایط این است که باید «احتمال عُقلایی اثر» وجود داشته باشد و شرط دیگر هم «ایمنی از ضرر» است که باید خوف ضرر نباشد. سؤالی که مطرح شد این بود که با توجه به اینکه خود حضرت از ابتدای حرکت، مکرّراً اِخبار فرمودند که سرانجام کار قتل و شهادت است، پس چگونه بین نهی از منکر بودن این حرکت و قطع داشتن به ضرر می‏توانیم جمع کنیم؟ این سؤال را در جلسات گذشته پاسخ دادیم.
راجع به شرط احتمال تأثیر هم عرض کردم که اثر فعلی و حالی مطرح نیست و اثر اعمّ از حالی و استقبالی است. یعنی لازم نیست همان موقع اثر داشته باشد، بلکه اگر در آینده هم اثر بگذارد باز هم نهی از منکر واجب است. همچنین لازم نیست اثر نسبت به فاعل منکر باشد، بلکه اگر نهی از منکر بر اشخاصی غیر از فاعل منکر اثر بگذارد باز هم واجب است. ممکن است عده‏ای تصور کنند که نهی از منکر باید اثر فعلی داشته باشد، آن هم راجع به فاعل منکر؛ مثلاً وقتی امام حسین(علیه‏ السلام) یزید را نهی از منکر می‏کند که او مهم‏ترین منکرش غصب خلافت بود، حضرت باید احتمال دهد یزید دست از خلافت بر می‏دارد و نهی از منکرش بر روی او اثر می‏کند. نخیر، این‏طور نیست؛ اوّلاً اثر لازم نیست که حتماً فعلی باشد. اثرِ معتبر در وجوب نهی از منکر، اَعمّ از حالی و استقبالی است. یعنی اگر بعداً هم اثر بگذارد و جلوی انجام مجدّد فعل را بگیرد، همین کافی است. ثانیاً اثر لازم نیست حتماً روی فاعل منکر باشد. اگر روی غیر او هم اثر کند، شرط احتمال عُقلایی تاثیر را دارا است.

امر به معروف و نهی از منکر: ۹

حضرت آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی

أعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِین
وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرین وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین.
 

أعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛ «وَ المُؤمِنونَ و المُؤمِناتُ بعضُهُم أولِیاءُ بَعضٍ یَأمُرونَ بِالمَعروفِ وینهَونَ عَنِ المُنکَرِ و یُقیمُونَ الصَلاۀَ و یُؤتونَ الزَکاۀَ و یُطیعُونَ اللهَ و رسولَه اولئِکَ سَیَرَحَمُهُمُ اللهُ إنَّ اللهَ عزیزٌ حَکِیمٌ».[1]

مروری بر مباحث گذشته   
بحث ما راجع به حرکت امام حسین(علیه‏ السلام) بود و گفته شد از آنچه که در مقاطع مختلف از خود حضرت نقل شده، فهمیده می‏شود که این حرکت مصداق «امر به معروف و نهی از منکر» است. عرض کردیم که یکی از شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر این است که احتمال تاثیر وجود داشته باشد. شرط دیگر این است که خوف ضرر نباشد؛ ضرر هم اَعمّ از ضرر مالی، عِرضی و جانی است. همچنین گفته شد که از خود حضرت به طور متواتر نقل شده که ایشان می‏فرمود سرانجام این حرکت قتل و شهادت است و این، مصداق بارز ضرر جانی است. در جلسات گذشته به شُبهه «عدم تأثیر» در حرکت امام حسین(علیه‏ السلام) جواب دادم و بعد وارد بحث «ایمنی از ضرر» شدم.
جلسه گذشته عرض کردم که از نظر مبانی فقهی، شرط «ایمنی از ضرر» مطلق نیست. همچنین گفته شد که ما غیر از ضرر مالی، عِرضی و جانی، ضرر دیگری هم داریم که «ضرر دینی» است. البته ضرر دینی بر دو قسم است؛ یک‏وقت می­گوییم «ضرر به دین شخص» می‏خورد و یک‏وقت می‏گوییم «ضرر به اصل دین»  می‏خورد. اینها دو قسم متفاوت هستند. گاهی ضرر ممکن است مربوط به شخص باشد؛ یعنی شخصی آمر به معروف و ناهی از منکر از نظر دینی ضرر می‏بیند. امّا گاهی ممکن است ضرر مربوط به خود دین باشد؛ یعنی در نتیجه ترک نهی از منکر، اصلِ دین ضربه می‏خورد.
منکرات خاص

امر به معروف و نهی از منکر: ۸

حضرت آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی

أعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِین 
وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرین وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین.
 

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛ «وَ المُؤمِنونَ و المُؤمِناتُ بعضُهُم اولِیاءُ بَعضٍ یَأمُرونَ بِالمَعروفِ وینهَونَ عَنِ المُنکَرِ و یُقیمُونَ الصَلاۀَ و یُؤتونَ الزَکاۀَ و یُطیعُونَ اللهَ و رسولَه اولئِکَ سَیَرحَمُهُمُ اللهُ إنَّ اللهَ عزیزٌ حکیمٌ».[1]

مروری بر مباحث گذشته   
بحث ما راجع به حرکت امام حسین(علیه‏ السلام) بود. خود حضرت بر طبق نقل­های مختلفی که از ایشان شده، حرکت را بر محور «امر به معروف و نهی از منکر» استوار کردند و آن را مصداق این وظیفه شرعی دانستند. این را هم گفتیم که یکی از شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر این است که خوف ضرر نباشد، بلکه باید ایمنی از ضرر باشد؛ ضرر هم اَعمّ از ضرر مالی و جانی و عِرضی نسبت به خود شخص، بستگان و خویشاوندان و اصحاب و ملازمین و حتّی نفوس مؤمنین است.
گفته شد که به طور متعدّد نقل شده که خودِ حضرت فرمودند که در این حرکت ضرر جانی هست. لذا این سؤال مطرح شد که چگونه می‏توان بین این‏ها جمع کرد که حرکت حضرت هم مصداق امر به معروف و نهی از منکر باشد و هم ملازم با ضرر جانی باشد؟ در جلسه گذشته عرض کردم شرط «ایمنی از ضرر» در باب امر به معروف و نهی از منکر به‏طور مطلق نیست. بعد هم اشاره کردم که بر فرض اگر توهّم اطلاق هم شود، ادلّه دیگری هست که یا بر این شرط حاکمند یا مقیِّد این شرط هستند؛ چه رسد به اینکه که حضرت، معصوم است و قول و فعلش حجّت است.
«ضرر به دین خود» و «ضرر به خود دین»

امر به معروف و نهی از منکر: ۷

حضرت آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی

أعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِین
وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرین وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین.
 

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛ «وَ المُؤمِنونَ و المُؤمِناتُ بعضُهُم اولِیاءُ بَعضٍ یَأمُرونَ بِالمَعروفِ وینهَونَ عَنِ المُنکَرِ و یُقیمُونَ الصَلاۀَ و یُؤتونَ الزَکاۀَ و یُطیعُونَ اللهَ و رسولَه اولئِکَ سَیَرحَمُهُمُ اللهُ إنَّ اللهَ عزیزٌ حکیمٌ».[1]

مروری بر مباحث گذشته   
بحث ما راجع به این بود که حرکت امام حسین(علیه‏ السلام) مصداق کدام‏یک از عناوین «اصلاح»، «اقامه حق» و «امر به معروف و نهی از منکر» است. ما از کلمات و مکتوبات خود حضرت استفاده کردیم که این حرکت مصداق امر به معروف و نهی از منکر است. بعد این مطلب را مطرح کردیم که در امر به معروف و نهی از منکر دو شرط مطرح است. یکی «احتمال عُقلایی تأثیر» است که چنین شرطی در مورد فاعل منکر یعنی یزید، وجود نداشت و امیدی به تأثیرپذیری او نبود. دیگری هم شرط «ایمنی از ضرر» است که با استناد به فرمایش‏های خود حضرت و کسانی که با ایشان ملاقات کردند، نه تنها خوف ضرر وجود داشت، بلکه حضرت به حسب ظاهر قطع به ضرر داشتند. در جلسات گذشته جواب این شُبهات را گفتیم.

امر به معروف و نهی از منکر: ۶

حضرت آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی

أعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِین
وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرین وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین.
 

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛ «وَ المُؤمِنونَ و المُؤمِناتُ بعضُهُم اولِیاءُ بَعضٍ یَأمُرونَ بِالمَعروفِ وینهَونَ عَنِ المُنکَرِ و یُقیمُونَ الصَلاۀَ و یُؤتونَ الزَکاۀَ و یُطیعُونَ اللهَ و رسولَه اولئِکَ سَیَرحَمُهُمُ اللهُ إنَّ اللهَ عزیزٌ حکیمٌ».[1]

مروری بر مباحث گذشته   
بحث راجع به حرکت امام حسین(علیه‏ السلام) بود. گفته شد که این حرکت مصداق امر به معروف و نهی از منکر است. بعد این مطلب را مطرح کردیم که در باب امر به معروف و نهی از منکر شرایط چهارگانه‏ای مطرح است که یکی از آن شرایط «احتمال عُقلایی در تأثیر» است. یعنی امر به معروف و نهی از منکر وقتی واجب است که مؤثّر باشد وگرنه در صورتی که احتمال تأثیر ندهد، واجب نیست.
ما می­دانیم بالاترین منکری که مورد نظر امام حسین(علیه‏ السلام) بود «غصب خلافت» بود که یزید  لعنةالله ‏علیه‏ مرتکب آن شده بود؛ این منکر غیرِ گناهانی از قبیل شرب خمر بود که او مُعلِن به آنها بود. حضرت هم که نهی از منکر می­کردند به همه این معاصی اشاره می‏فرمودند؛ هم غصب خلافت را مطرح کردند، هم فسق علنی را که در اعمالش داشت. از جمله فرمودند: «وَ یَزِیدُ رَجُلٌ فَاسِقٌ شَارِبُ الْخَمْرِ قَاتِلُ النَّفْسِ الْمُحَرَّمَةِ مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ وَ مِثْلِی لَا یُبَایِعُ مِثْلَهُ»؛ اینجا همان جنبه فسق علنی یزید را مطرح فرمودند؛ بعد درباره غصب خلافت فرمودند: «نُصْبِحُ وَ تُصْبِحُونَ وَ نَنْظُرُ وَ تَنْظُرُونَ أَیُّنَا أَحَقُّ بِالْبَیْعَةِ وَ الْخِلَافَةِ».[2] در اینجا حضرت صراحتاً صلاحیّت یزید برای خلافت را رد فرموده و خود را شایسته این جایگاه معرّفی می‏فرمایند.

امر به معروف و نهی از منکر: ۵

حضرت آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی

أعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِین
وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرین وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین.
 

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛ «وَ المُؤمِنونَ و المُؤمِناتُ بعضُهُم اولِیاءُ بَعضٍ یَأمُرونَ بِالمَعروفِ وینهَونَ عَنِ المُنکَرِ و یُقیمُونَ الصَلاۀَ و یُؤتونَ الزَکاۀَ و یُطیعُونَ اللهَ و رسولَه اولئِکَ سَیَرحَمُهُمُ اللهُ إنَّ اللهَ عزیزٌ حکیمٌ».[1]

مروری بر مباحث گذشته
بحث راجع به حرکت امام حسین(علیه‏ السلام) بود و اینکه غرض اقصای حضرت از این حرکت چه بود و این حرکت از نظر احکام شرعی، مصداق کدام‏یک از عناوین و موضوعات است. گفته شد از مجموعه‏ی فرمایش‏های حضرت و حتّی مکتوبات ایشان به‏دست می­آید که هدف، امر به معروف و نهی از منکر بود. سؤال این بود که آیا این حرکت با همان موازین فقهیه‏ای که نسبت به امر به معروف و نهی از منکر در شریعت داریم، تطبیق می‏کند؟ جلسه‏ی گذشته عرض کردم که ما از جهات گوناگون می‏بینیم که این حرکت با دو شرط از شرایطی که در باب امر به معروف و نهی از منکر مطرح است، به حسب ظاهر تطبیق ندارد؛ یکی اینکه باید آمر به معروف و ناهی از منکر احتمال عُقلایی در تأثیر بدهد و شرط دیگر این است که ایمنی از ضرر داشته باشد.
آن‏طور که در جلسه‏ی گذشته عرض کردم، بر اساس آنچه در تاریخ، مقاتل و روایات نقل شده، امام حسین(علیه‏ السلام) از نظر ظاهری یقین به ضرر معتدٌّ به (ضرر قابل اعتنا) داشتند. ضرری که گفته می­شود، حضرت هم در مدینه پیغمبر اکرم(صلّی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) را در خواب دید، هم در مکّه، هم افراد متعدّدی از ثِقات و افراد مورد اعتماد حضرت آمدند و به ایشان گفتند که اگر شما حرکت کنید، آخر این حرکت، شهادت و قتل است. از طرفی در خود فرمایش‏های حضرت و خطبه­هایی که خواندند که معروف هم هست، اشاره به همین معنا وجود دارد که ایشان علم و قطع به ضرر جانی داشتند. مثلاً فرمود: «إِنِّی لَا أَرَى الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَة».[2] 

امر به معروف و نهی از منکر: ۴

حضرت آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی

أعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِین
وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرین وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین.
 

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛ «وَ المُؤمِنونَ و المُؤمِناتُ بعضُهُم اولِیاءُ بَعضٍ یَأمُرونَ بِالمَعروفِ وینهَونَ عَنِ المُنکَرِ و یُقیمُونَ الصَلاۀَ و یُؤتونَ الزَکاۀَ و یُطیعُونَ اللهَ و رسولَه اولئِکَ سَیَرحَمُهُمُ اللهُ إنَّ اللهَ عزیزٌ حکیمٌ».[1]

مروری بر مباحث گذشته
بحث راجع به هدف و غرض اقصی از حرکت امام حسین(علیه‏ السلام) بود و اینکه این حرکت مصداق کدام‏یک از عناوین سه‏گانه اصلاح جامعه، امر به معروف و نهی از منکر و جهاد فی‏سبیل الله است. ما این عناوین را از کلمات حضرت در جاهای مختلف، خطبه­ها یا گفتگوهای ایشان با افراد و یا نوشته­های حضرت استفاده کردیم. بر حسب نقل، در وصیّت­نامه­ای هم که حضرت به برادرشان محمّد بن‏حنفیه نوشتند، مسأله اصلاح جامعه و امر به معروف و نهی از منکر را مطرح فرموده بودند. گفتیم که مراد حضرت یک چیز بیشتر نیست که آن‏هم اصلاح جامعه است و جمله دوم هم تفسیر جمله قبل است. لذا اوّل فرمود: «إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی» و بلافاصله در جمله بعد فرمود: «أُرِیدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْکَرِ».
بررسی شرایط فقهی امر به معروف و نهی از منکر در حرکت امام حسین(علیه‏ السلام)
با توجه به اینکه هدف و غرض اقصای حرکت حضرت عبارت از امر به معروف و نهی از منکر بود، حالا یک مطلب مهم را مطرح می­کنم. ما در مراجعه به روایات و اخبار و تاریخ، به این سؤال می‏رسیم که آنچه که در خارج واقع شد، آیا مصداق امر به معروف و نهی از منکر بود یا نه؟ امر به معروف و نهی از منکر از واجبات و از احکام ضروری اسلام است. امّا حکم وجوب این واجب شرعی از نظر شرعی مشروط به شروطی است. در مباحث فقهی چهار شرط اساسی برای وجوب امر به معروف و نهی ازمنکر بیان می‏شود؛ ولی چون بحث ما این مسأله نیست، فقط دو مورد از این شرایط را که مرتبط با بحث است عرض می­کنم.
شرط اوّل، احتمال تأثیر

امر به معروف و نهی از منکر: ۳

حضرت آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی

أعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِین 
وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرین وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین.
 

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛ «وَ المُؤمِنونَ و المُؤمِناتُ بعضُهُم اولِیاءُ بَعضٍ یَأمُرونَ بِالمَعروفِ وینهَونَ عَنِ المُنکَرِ و یُقیمُونَ الصَلاۀَ و یُؤتونَ الزَکاۀَ و یُطیعُونَ اللهَ و رسولَه اولئِکَ سَیَرحَمُهُمُ اللهُ إنَّ اللهَ عزیزٌ حکیمٌ».[1]
 
مروری بر مباحث گذشته
بحث ما راجع به حرکت امام حسین(علیه‏ السلام) از مدینه منوّره به مکّه معظّمه و از آنجا به سوی عراق بود و عرض کردم بخشی از این حرکت مصداق آیه شریفه «وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوان»[2] است و در بخش دیگر که غایت قُصوی برای اصل حرکت محسوب می‏شود، چه از کلمات حسین(علیه‏ السلام) و چه از نوشته­های حضرت و چه خطبه­ها و سخنانی که داشتند، سه عنوان بدست می‏آید؛ یکی «اصلاح امّت جدّشان»، دوم «امربه معروف و نهی از منکر» و سوم «جهاد فی‏سبیل الله» است.
بررسی حرکت امام حسین(علیه‏ السلام) در قالب عناوین شرعی
در اینجا قبل از آنکه وارد بررسی این سه عنوان شوم، این را عرض کنم که یک‏وقت هست که ما این مجموعه حرکت امام حسین(علیه‏ السلام) را در قالب احکام شرعی بررسی می­کنیم که من از آن تعبیر می‏کنم به ظاهر حرکت؛ این یک بحث است که ما هم فعلاً دنبال همین هستیم. امّا یک‏وقت هست که نه، می­خواهیم حرکت حضرت را با یک دید برتر و بالاتر، یعنی با دید معرفتی بررسی کنیم که به آن جنبه عرفانی می‏گوییم. آنچه که در اینجا مورد نظر من است، این است که می­خواهیم این حرکت را از نظر چارچوب احکام اسلام و وظیفه شرعی بررسی کنیم که مصداق کدام‏یک از این عناوین است. ما به دنبال این هستیم.
·        عنوان «اصلاح»

امر به معروف و نهی از منکر: ۲

حضرت آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی

أعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِین 
وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرین وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین.
 

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛ «وَ المُؤمِنونَ و المُؤمِناتُ بعضُهُم اولِیاءُ بَعضٍ یَأمُرونَ بِالمَعروفِ وینهَونَ عَنِ المُنکَرِ و یُقیمُونَ الصَلاۀَ و یُؤتونَ الزَکاۀَ و یُطیعُونَ اللهَ و رسولَه اولئِکَ سَیَرحَمُهُمُ اللهُ إنَّ اللهَ عزیزٌ حکیمٌ».[1]

مروری بر مباحث گذشته
بحث ما راجع به حرکت امام حسین(علیه‏ السلام) بود؛ عرض کردم حضرت دو حرکت دارد که هر کدام مصداق یک عنوان است. یکی «حرکت نفیی» است که مصداق آیه شریفه «وَ لَا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوَان»[2] است؛ سال گذشته راجع به این حرکت بحث کردم و گفتم حضرت نمی­خواستند به اثم و عدوان مساعدت و کمک کرده باشند. چون بیعت با یزید، به منزله تأیید این حکومت فاسد و غاصب و اعانه به ظلم و گناهانی بود که آنها مرتکب می‏شدند.
حرکت دیگر حضرت، «حرکت نهیی» بود. چون تنها عدم مساعدت و کمک نسبت به اثم وعدوان کافی نیست؛ کمک کردن به اثم و عدوان حرام است، ولی صِرفِ عدم اعانه کافی نیست؛ بلکه عنوان دوم پیش می­آید و آن این است که باید از تحقّق اثم وعدوان جلوگیری کرد. کمک به سارق نکن و ابزار دزدی را در اختیارش نگذار و اگر دیدی از جای دیگری ابزاری به دست آورده و می­خواهد دزدی کند و عمل حرام انجام دهد، جلویش را بگیر. این عنوان دوم است که همان «منع از تحقّق منکر» است.
بنابر این یک بخش از حرکت امام حسین(علیه‏ السلام) تحت عنوان حرکت نفیی بود که همان عدم اعانه به اثم و عدوان باشد؛ بخش دیگر هم حرکت نهیی بود؛ یعنی جلوگیری و ممانعت کردن از تحقق اثم و عدوان. اینها از مجموعه فرمایش‏های امام حسین(علیه‏ السلام) و نوشته­هایی که حضرت در ارتباط با حرکتشان از مدینه به مکّه و از مکّه به سوی عراق داشتند، به دست می­آید که جلسه گذشته بخش­های مختلفی را هم نقل کردم.
پیشنهاد محمّد بن حنفیه به امام حسین(علیه‏ السلام)

امر به معروف و نهی از منکر: ۱

حضرت آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی

أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِین
وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرین وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم أجمَعِین.
 

أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛ «وَ المُؤمِنونَ و المُؤمِناتُ بعضُهُم اولِیاءُ بَعضٍ یَأمُرونَ بِالمَعروفِ وینهَونَ عَنِ المُنکَرِ و یُقیمُونَ الصَلاۀَ و یُؤتونَ الزَکاۀَ و یُطیعُونَ اللهَ و رسولَه اولئِکَ سَیَرحَمُهُمُ اللهُ إنَّ اللهَ عزیزٌ حکیمٌ».[1]

ابعاد حرکت و قیام امام حسین
(علیه‏ السلام)
در سال گذشته به مناسبت ایّاممحرّم، نسبت به امام حسین(علیه‏ السلام) و حرکت ایشان وارد بحثی شدم و عرض کردم که امام حسین(علیه‏ السلام) بر حسب ظاهر دو حرکت انجام داده است؛ یکی از مدینه به مکّه و دیگری از مکّه به سوی عراق بود. حرکت اوّل حضرت، جنبه نفیی داشت؛ امّا حرکت دوم حضرت که از مکّه به سوی عراق بود، حرکت نهیی بود. این مطالب از مجموعه فرمایش‏های حضرت، چه در باب مشافهات شخصیه‏شان، چه در خطبه‏هایی که خوانده‏اند و چه در نوشته‏ها و کتابت‏هایی که داشته­اند، به دست می‏آید.
حرکت نفیی امام حسین(علیه‏ السلام)
·       نفی بیعت در خطاب حضرت به والی مدینه