منبرها

پایگاه تخصصی منبرها ،منابع منبر را به مبلغان ارائه می کند.
منبرها
پایگاه تخصصی منبرها ،منابع منبر را به مبلغان ارائه می کند.
موضوعات منبر

۷۸ مطلب با موضوع «حضرت زهرا (سلام الله علیها)» ثبت شده است

مقام حضرت زهرا(س)

حجت الاسلام و المسلمین حبیب الله فرحزاد

 

مقام حضرت زهرا(س)

بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنی‌ها بعدد ما احاط به علمک

چون ماه جمادی الثانی هم شهادت حضرت زهرا هم ولادت حضرت در این ماه است به جا است که بیشتر از این بانوی بزرگوار که حق عظیمی گردن ما دارند گفتگو و صحبت شود لذا ما به خاطر این که حق این بانوی برجسته ادا شود وصیت‌های پیغمبر به حضرت امیر را برای هفته‌های بعد می‌گذاریم حضرت زهرا سلام الله علیها ویژگی‌هایی دارند و یکی از آن ویژگی هایشان این است که پیغمبر ما حرمت فوق العاده نسبت به ایشان داشتند در مقام عمل هم در گفتار هم در مقام احترام و عمل من همین جا این نکته را عرض می‌کنم جوی که در صدر اسلام و زمان جاهلیت آن موقع بوده جو بسیار خطرناکی برای بانوان بوده است یعنی تحقیر فوق العاده اذیت و آزار و شکنجه‌ی فوق العاده نسبت به بانوان بود و واقعا اگر آیه‌ی قرآن نبود ولو در تاریخ هم قطعا ثبت شده برای ما باور کردن این مسئله که پدری زنده زنده دخترش را به گور بسپارد یعنی یک بچه‌ی دختر را بگیرد در قبر زنده زنده دفن بکند باور کردنی نبود آدمی که یک جو مهر و محبت و انسانیت داشته باشد نمی‌تواند تصور بکند ولی صریح قرآن است «وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِالْأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ کَظِیمٌ» (نحل/ 58)

مظلومیت حضرت زهرا(س) در منابع اهل سنّت

حجت السلام و المسلمین علی نظری منفرد


بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله الذی جعل الحمد مفتاحاً لذکره و سببا للمزید من فضله و دلیلاً علی آلائه و عظمته ثم الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا أبی القاسم محمد صلّی الله علیه و علی أهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین و اللعنة الدائمة علی أعدائهم أجمعین إلی یوم الدین


قال الله العظیم فی کتابه: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلاَّ أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ»


یکی از مسائلی که در ایام فاطمیه مناسب بلکه لازم است به آن پرداخته شود و برای مردم تبیین گردد؛ خصوصاً نسل جوان ما که در برابر سیل شبهات و مسائلی است که این مسائل در راستای تضعیف اعتقادات آنها نسبت به اهل‌بیت و مبرّا کردن کسانی است که در سقیفه برابر اهل‌بیت(علیهم صلوات الله) ایستادند، این است که ما مسائل مربوط به حضرت زهرا(سلام الله علیها) را مستدل برای مردم بیان کنیم. من حالا سرفصلها را عرض می‌کنم ببینید که این سرفصلها چه هستند و راه اثبات اینها چیست؟
یکی از آن سرفصلها؛ «هجوم به بیت حضرت زهرا(س)» است. یک عده‌ای از وهابی‌ها و عامه، امروز این را انکار می‌کنند و می‌گویند چنین چیزی نبوده. این یک مسئله است که باید به آن پرداخته شود. 
بعد از هجمه‌ی به بیت حضرت زهرا(سلام الله علیها)، «ورود به خانه‌ی حضرت زهرا(س)» است. آیا این واقع شده یا نه؟ آیا استیذانی در کار بوده یا بدون اجازه وارد خانه حضرت زهرا(س) شدند.
مسئله‌ دیگر؛ «مسئله‌ی إحراق بیت» است، که اینها خانه‌ی حضرت زهرا را سوزاندند یا نه؟ 
مسئله دیگر؛ «مورد ضرب و شتم قرار دادن حضرت زهرا(س)» است، که آیا اینها حضرت زهرا را مورد ضرب و شتم قرار دادند یا خیر؟ 
مسئله دیگر؛ «شهادت حضرت محسن» است، که آیا فرزند حضرت زهرا(س) شهید شد؟ در مصادر این مطلب آمده، آیا عامه می‌توانند این را انکار کنند یا نه؟ 
مسئله دیگر؛ «اخراج امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) برای گرفتن بیعت به زور» است، آیا این مسئله اتفاق افتاده یا نه؟ و دهها مسئله‌ی دیگر.
ما هنگامی فاطمیه را احیا خواهیم کرد، که این مسائل را نه مستند به کتب خودمان(چون اگر اینها استناد به کتب ما داشته باشد می‌گویند شما اینها را درست کردید)، بلکه مستند به مصادر دسته اول عامه، آنهایی که از نظر خود آنها در وثاقتشان هیچ تردیدی نیست، با استناد به مصادر آنها ببینیم که این مسائل اتفاق افتاده یا نه؟ و إلا از نظر شیعه که مسئله روشن است. 


ما برای اینکه این شبهات را پاسخ دهیم، که نسل جوان ما که گاهی توجه به این مسائل ندارند، گاهی استبعاد می‌کنند که اینها اصحاب رسول خدا هستند، چطور می‌شود اصحاب رسول خدا این کارها را بکنند و گاهی هم یک مبرّری هم درست می‌کنند می‌گویند اگر این کارها انجام شده، اینها در راستای صلاح اسلام و مسلمین بوده، اما نه آنطوری که شما می‌گوئید، این مسائل بایستی باز شود و اگر این مسائل باز شد با توجه به بحثی که در جلسه قبل داشتیم و آن اینکه بر اساس مصادر دسته اول عامه مثل بخاری، مسلم و دیگر کتاب‌ها، «فاطمه زهرا(س) سیدة النساء است»، یعنی هیچ زنی از نظر عظمت به او نمی‌رسد، همانطوری که هیچ مردی از نظر عظمت، به رسول خدا نمی‌رسد. 


این مسائل بایستی این روزها مطرح شود و جایش هست. اگر گاهی در این مسائل تکرار هم باشد، بالأخره یادآوری است. ما بایستی یادآوری کنیم تا اینکه این فاطمیه که چهارده قرن است با آن فداکاری و ایثاری که حضرت زهرا(سلام الله علیها) کردند و آن صبر و استقامتی که امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) از خود به خرج داد، راه صحیح و مستقیم را برای ما ترسیم کردند که چه کنیم، زنده بماند.


باید بدانیم آیا این حرفهایی که اینها بعد از این درست کردند برای اینکه مطلب را برای یک عده‌ای گم کنند، یک عده هم اصلا نمی‌دانند، چون خیلی از عامه اهل روایتند نه اهل درایت، یا امام هستند مثل بخاری، یا حاکم هستند مثل مستدرک، یا حافظ‌اند مثل خطیب بغدادی و امثال ذلک، می‌گویند فلانی دویست هزار، پانصد هزار روایت نقل کرده، ولی این روایاتی که نقل شده مضمونش چیست و چه پیامی دارد؟ پیامبر خدا(ص) اینها را بیان کرده که ما در یک سی‌دی کنیم و بگوئیم پیامبر(ص) یک میلیون حدیث نقل کرده؟ یا این احادیث، دستور العمل زندگی ماست؟ اینها مسائلی است که برای هدایت ما و تبیین راه و مسیری که ما بایستی در زندگی اتخاذ کنیم. بنابراین إن شاء الله در این چند روز به این مسائل خواهیم پرداخت.


اولین مسئله؛ «هجمه‌ی به بیت حضرت زهرا(س)» است. آیا این هجوم صورت گرفته یا نه؟


خداوند متعال در سوره مبارکه احزاب تصریح دارند و نهی می‌کنند «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلاَّ أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ»، مؤمنین وارد خانه‌های رسول خدا نشوید، مگر اینکه به شما اذن داده شود. این قرآن است و سند نمی‌خواهد. از نظر دلالت هم یک دلالت روشنی دارد، که نهی از ورود به بیوت رسول خداست، مگر استیذانی باشد، صاحب البیت اجازه بدهد. 
این تخصیص، ویژگی‌ای دارد و إلا شما و من هم نمی‌‌توانیم بدون اجازه وارد خانه‌ی هیچ کس بشویم، در آیات دیگر سوره مبارکه نور، سوره مبارکه احزاب را ملاحظه بفرمایید انسان نمی‌تواند بدون اجازه وارد خانه کسی بشود مگر به او اجازه به او بدهند «وَ إِنْ قیلَ لَکُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا» اگر گفتند برگردید و داخل نشوید نباید انسان داخل شود! اینکه خداوند متعال تخصیص می‌زند و تعلق نهی پروردگار خصوصاً نسبت به بیوت رسول خدا(ص)، معلوم می‌شود آنجا از یک شدّت بیشتری برخوردار است، که این در حقیقت خاصّ بعد از عام است، یعنی انسان عموماً نباید وارد خانه‌ی دیگری شود، خصوص رسول خدا را قرآن مجید تصریح می‌کند که «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلاَّ أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ». این یک مطلب.


مطلب دیگر؛ آیا بیت حضرت زهرا(س)، بیت پیغمبر است یا نه؟ 


این نیاز دارد که انسان به تاریخ مراجعه کند. مستحضرید خانه‌ای که حضرت زهرا(س) داشتند، بر اساس سندهای مسلّم تاریخی، از همین بیوت رسول خداست، یعنی بیت پیغمبر است. 
وقتی قرار شد امیرالمؤمنین(ع) مراسم زفافشان انجام شود، یکی از بیوت پیغمبر(که اینها نُه تا حجره بوده)، در اختیار امیرالمؤمنین(سلام الله علیها) گرفت. 


سمهودی(که حنفی است) در «وفاء الوفاء» می‌گوید: این بیت، یعنی بیت حضرت زهرا(سلام الله علیها) چسبیده بوده به بیت عایشه. بیت عایشه یک روزنه‌ای داشته به بیت فاطمه زهرا(س)، که پیغمبر خدا دستور داده بودند که این روزنه باشد که مستقیماً بتوانند احوال فاطمه‌ی زهرا و بچه‌های فاطمه را سؤال کنند، لازم نباشد از حجره بیرون بیایند، از همین جا بتوانند ارتباطشان را داشته باشند. یک روز فاطمه زهرا(سلام الله علیها) آمدند خدمت پیغمبر، رسول خدا دیدند حضرت زهرا خیلی گرفته هستند. فرمودند چرا پریشانی؟ عرض کرد: یا رسول الله! این روزنه را ببندید. فرمودند: چرا؟‌ عرض کرد: یا رسول الله نمی‌خواهم این روزنه بین خانه همسر شما و خانه ما باشد. فرمودند: چرا؟ عرض کرد: یا رسول الله ایشان گاهی می‌آید استراق سمع می‌کند.  لذا پیامبر خدا دستور دادند آن روزنه را گرفتند.
بیت حضرت زهرا(س) در میان بیوت حضرت رسول و ازواج پیغمبر بوده و وقتی این آیه شریفه نزد پیامبر تلاوت شد «فی‏ بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ»؛ ابوبکر به رسول خدا عرض کرد یا رسول الله این چه بیوتی است؟ فرمود بیت انبیاء. عرض کرد: یا رسول الله «أشار إلی بیت فاطمة و قال» این بیت هم از همان بیوت است؟ فرمودند: «نعم، هو من أفاضلها»؛ نه تنها از آن بیوت است بلکه از بهترین آن بیوت است. 


بنابراین بر اثر آنچه که تاریخ شهادت می‌دهد، حضرت زهرا(سلام الله علیها) که یک خانه‌ای آنجا درست نکرده بودند برای خودشان، ‌پیامبر خدا وقتی آمدند رفتند خانه ابوایوب انصاری شش ماه در آن خانه بودند تا این حجرات و این مسجد ساخته شد، بعد منتقل شدند.
زفاف حضرت امیر و فاطمه زهرا(علیهماالسلام) سال دوم هجرت بوده، یعنی یک سال و نیم بعد از این ساختمان‌ها بوده، پس آن بیت، بیت رسول خدا بوده است. این یک نکته که مقدمةً عرض کردم.


اما آیا این هجمه صورت گرفته یا نه؟


ما اگر بخواهیم قضاوت و داوری کنیم و بگوئیم آری یا نه، نمی‌‌توان روی هوای نفس داوری کرد؟ باید به مصادری مراجعه کرد که اگر ما ارائه کنیم ممکن است قبول نداشته باشند، می‌گویند این مصادر را ما قبول نداریم، ما به این مصادر استناد نمی‌کنیم، بلکه به مصادری استناد می‌کنیم که مال آنهاست و أصلاً از کتب شیعه هیچ بیانی را راجع به اینکه «هجمه به خانه‌ی حضرت زهرا صورت گرفته یا نه؟» مطرح نمی‌‌کنیم.
یکی از آن مصادر کتاب «تاریخ الخلفاء» است که مشهور به «الأمامة و السیاسة» مال ابن قطیبه‌ی دِینِوَری است. ایشان متوفای 286 است، یعنی معاصر با اوایل غیبت صغری این کتاب نوشته شده و عصر حضرت عسکری(ع) را درک کرده و 26 سال بعد از امام عسکری(ع) فوت کرده است. کتابهای دیگرش «المعارف»، «عیون الأخبار» و کتابهای زیاد دیگری است و از بزرگان عامه است. 
او در جلد اول تاریخش تصریح می‌کند: ابوبکر «تفقّد اقواماً تخلّفوا عن بیعته»؛ دید یک عده‌ای با او بیعت نکردند، اینها را نیافت. عمر را خواست و گفت اینها چه کسانی هستند؟ به او گفته شد جماعتی در خانه‌ی امیرالمؤمنین اجتماع کرده‌‌اند. عمر و یک عده‌ای حرکت کردند(جریان را مفصل حدود چهار صفحه بحث کرده)، آمد درب خانه‌ی حضرت امیر(سلام الله علیه) ندا کرد گفت «أخرجوا»، بیرون بیائید «و إلا لنحرقن البیت علیکم»، گفت من خانه را بر شما می‌سوزانم. 
زبیر از خانه بیرون آمد در حالی که شمشیرش به دستش بود، پایش لغزید و زمین خورد، چون زبیر آدم شجاعی بود، پریدند شمشیرش را گرفتند و به سنگ زدند. این یک نقل در مورد این جریان، که مفصل است.
نقل دوم مال بَلاذُری است، که متوفای 278 یا 279 است. صاحب کتاب انساب الاشراف، صاحب کتاب فتوح البلدان، بدون تردید از ثقات عامه است. مرحوم سید مرتضی(رحمة الله علیه) در شافی از بلاذری نقل می‌کنند جریان هجمه‌ی به خانه حضرت زهرا(سلام الله علیها) را.


نقل سوم ابوالفداء صاحب تاریخ، ایشان در قرن هفتم بوده است، که حمله‌ی به بیت حضرت زهرا(س) را و همین ماجراهایی که شنیدند، نقل می‌کند.


چهارم، طبری که متوفای 310 است هنوز غیبت صغری تمام نشده بوده، صاحب «تاریخ الامم و الملوک» است همین ماجرا را با کمی عبارات مختلف نقل می‌کند. ایشان می‌گوید طلحه و زبیر هر دو در خانه‌ی امیرالمؤمنین(ع) بودند. این هم یکی از آن کسانی است که نقل کردند.
از جمله کسانی که جریان حمله به خانه حضرت زهرا را نقل کرده مسعودی است. مسعودی صاحب «مُرُوج الذَّهب» است، برخی گفتند مسعودی شیعه بوده است. این کتاب «مروج الذهب» هیچ دلالت نمی‌کند که ایشان شیعه بوده، بلکه نمایانگر اینست که از علمای عامه است لکن ثقه‌ی ثبتی است. مرحوم علامه امینی(رحمة الله علیه) در الغدیر هر کجا مسعودی را ذکر می‌کند ایشان را جزء علمای عامه ذکر می‌کند. متوفای 333 است، چون 332 این کتاب مروج الذهب را نوشته، یا متوفای 345 است، اختلافی است. صاحب کتاب «اخبار الزمان» و «مروج الذهب» و کتاب‌های دیگر است.
ایشان ماجرای هجوم به خانه حضرت زهرا را نقل کرده و جالب است یک نکته‌ای را ایشان از عُروة بن زبیر نقل می‌کند و آن اینست که عبدالله بن زبیر در مکه، محمد بن حنفیه و عبدالله بن عباس و یک گروهی از بنی‌هاشم را در شعب عارم زندانی کرده بود و هیزم آورده بود می‌گفت یا با من بیعت کنید یا همه‌ شما را می‌سوزانم. مختار یک گروهی را فرستاد و اینها را نجات داد. 


به عُروة بن زبیر گفتند که برادر تو این کار زشت چه بود که در حرم خانه خدا می‌خواست یک عده‌ای را بسوزاند که چرا با او بیعت نمی‌کنید؟ ایشان نقل می‌کند که عروة بن زبیر عذر آورد و گفت همانطور که کاری که در مدینه کردند و چوب آوردند می‌خواستند خانه‌ی حضرت زهرا(س) را بسوزاند برای إرهاب بود، آنها هم می‌خواستند بنی‌‌هاشم را بترسانند، لذا آنجا چوب آورده بود.‌ از این نقل استفاده می‌شود که برای سوزاندن، چوب هم آوردند. این هم یک نقل. و همینطور نقل‌های دیگری که در این رابطه هست. 
اینها از قدما و مصادر دسته اول عامه در رابطه با هجمه است.


از همه‌ی اینها بگذریم. یک روایتی است که أخیراً یکی از بزرگان حوزه ما تمام رجالش را بررسی کرده تا می‌رسد به ابوبکر، که ابوبکر هنگام مرگش گفت: «ثلاث فعلتهم و لیتنی لم أفعل، لیتنی لم أفتّش بیت فاطمة و لو أعلن علیّ الحرب»؛ من سه تا کار کردم که ای کاش نکرده بودم، ای کاش من درب خانه‌‌ی فاطمه را باز نکرده بودم و تفتیش نکرده بودم ولو با من اعلان جنگ می‌شد. 


مصادر خیلی بیشتر از اینهاست. در کتاب‌های متأخرین که بسیار است، من این مصادر دسته اول را در رابطه با هجمه به بیت حضرت زهرا عرض کردم. 
اگر یک انسان معاندی باشد، که با معاند کاری نداریم، معاند ممکن است قرآن را هم قبول نداشته باشد، ولی اینها کتبی است که مال عامه است، بزرگان و ثقات عامه نوشته‌اند و هیچ وصله‌ی تشیع هم به آنها نمی‌چسبد و نوشتند که به خانه حضرت زهرا(سلام الله علیها) هجمه صورت گرفته است.


حاربوا فاطما و قد فرض الله        على الخلق حبها و وِلاها
عصروها بالباب قَسرا الى أن        کَسَروا ضلعها و هَدّوا قُواها
ألجَئُوها الى الجدار فألقت         محسنا و هی تندب الطُهر طاها
دخلوا الدار و هی حَسرَى فقادوا       بِنِجاد الحُسام حَامِی حِماها          
**************
دنبال حیدر می‌‌دوید        از سینه‌‌اش خون می‌‌چکید
میگفت با چشمان تر         درد دلش را با پدر
بابا ببین افسرده‌‌ام         سیلی ز دشمن خورده ‌ام
شد بازویم بابا کبود         ای کاش زهرا مرده بود


وارد خانه امیرالمؤمنین شدند از بعضی نقلها(مثل مسعودی) استفاده می‌‌شود که بین در و دیوار محسن سقط شد، از عبارت نَظّام(از بزرگان عامه) استفاده می‌‌‌شود که دومی لگد زد به شکم زهرا(س)، که باعث سقط محسن شد.
الیوم من إسقاط فاطمة محسنا         سقط الحسین عن الجواد صریعا
آن روزی که محسن إسقاط شد، حسین از بالای اسب به روی زمین افتاد.


اما مسائل دیگری باقی مانده که به دنبال همان مسئله‌ی هجوم خوب است مطرح شود و اینها را منقح کنیم.
یکی مسئله‌ی «إحراق بیت» است. چون گاهی برخی این شبهه را القاء می‌کنند و می‌گویند چطور می‌شود به خانه‌ی دختر پیامبر بعد از رسول خدا(ص) حمله کنند و در خانه را بسوزانند و وارد خانه شوند و امیرالمؤمنین(ع) را به آن شکل بیرون بیاورند. شاید این استبعاد برای یک عده‌ای هم چیزی باشد که بگویند بله، چطور می‌شود بعد از وفات پیامبر بدون درنگ اقدام به چنین کاری کنند؟ 


لذا خوب است ما برای اینکه یک داوری و قضاوت درستی داشته باشیم به مصادر مراجعه کنیم. 
من در جلسه‌ی قبل هم از مصادر دسته اول عامه، مثل کتاب «الامامة و السیاسة» ابن قتیبه و دیگر مصادر، مطالبی را در این راستا عرض کردم. امروز هم مسئله‌ی «إحراق بیت» را همینطور پی می‌گیریم.
اما مسلئه‌ی احراق باز در مصادر عامه آمده، منتهی در مصادر عامه آنچه که در رابطه با مسئله‌ی احراق آمده، «آوردنِ آتش» است. 
شاید أقدم مصادر؛ «بَلاذُری» است که در «أنساب الاشراف» نقل می‌کند که آمدند در خانه‌ی حضرت زهرا(سلام الله علیها) و آتش آوردند. حضرت زهرا(سلام الله علیها) یکی از آنها را مخاطب قرار داد و فرمود «أتُحرِقُ دَاری»؟ می‌خواهی خانه‌ی من را بسوزانی؟ گفت آری، سوزاندن خانه أقوی است از آنچه که پدر تو آورده است.
بلاذری حدود هشت سال قبل از ابن قتیبه فوت کرده، ابن قتیبه متوفای 286 است و فوت ایشان 278 است.
از عبارت ابن قتیبه اینطور استفاده می‌شود که می‌‌گوید: آتش را در خانه آوردند و گفت خانه را با اهلش می‌‌سوزانند، «قیل له یا اباحفص إن فیها فاطمة»، گفتند در این خانه، فاطمه‌ی زهراست، تو می‌خواهی خانه را با اهلش بسوزانی؟ گفت باشد، می‌‌سوزانم.
البته شنیدم در چاپ‌های مصر از بس دیدند این بخش زشت است که اصحاب رسول خدا با دختر پیامبر در حالی که بدن مطهر پیامبر هنوز دفن نشده، به تعبیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) در خطبه‌شان می‌فرمایند «هَذَا وَ الْعَهْدُ قَرِیبٌ وَ الْکَلْمُ رَحِیبٌ وَ الْجُرْحُ لَمَّا یَنْدَمِلْ وَ الرَّسُولُ لَمَّا یُقْبَر»، هنوز پیامبر به خاک سپرده نشده، چنین رفتاری با اهلبیت او کنند. در این کتاب‌های چاپ جدید این بخش‌ها را حذف کرده‌‌‌اند. حتی من شنیده‌ام در بخشی از این کشورها لُجنه‌هایی تشکیل شده که در مناقبی که برای اهلبیت پیامبر نقل شده، تجدید نظری شود و آنها را حذف کنند. چرا که این مناقب خیلی گویاست در اینکه امت اسلامی مسیر درست را بیابد.
اگر کسی همین صحیح بخاری را که مال محمد بن اسماعیل بخاری است، کتابی است که اینها خیلی روی آن مانور می‌دهند و أصحّ کتب می‌دانند، برای صحیح بخاری ختم می‌گیرند، اگر کسی واقعاً قسمت مناقب صحیح بخاری را، باب مناقب علی بن ابیطالب الهاشمی القرشی را بردارد مطالعه کند، سه چهار ورق بعد از مناقب ابی‌بکر است، مناقب ابی‌بکر را که می‌خواهد نقل کند یک روایت هست و آن اینکه پیامبر خدا(ص) می‌فرماید «لو کنت متّخذاً خلیلاً لا اتخذت أبابکر»، من اگر یک دوستی را می‌خواستم اتخاذ کنم ابوبکر را اتخاذ می‌کردم، و لکن أخوّت همان اخوّت اسلامی است. ‌
چند ورق بعد، به مناقب امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) که می‌رسد عنوان باب در بخاری این است که «یا علی أنت منّی و أنا منک»، حالا شما این منقبت را کنار آن منقبت بگذارید، اصلا قابل مقایسه نیست. داوری را خود شما داشته باشید، علی تو از منی و من از تو هستم، و مناقب دیگری که هست. 
مقصود اینکه اینطور فرمایشات از رسول خدا(ص) نسبت به امیرالمؤمنین(ع) و حضرت زهرا(س) برای اینها سنگین است. من شنیدم که درصددند اینها را جمع‌آوری و حذف کنند.
خدا رحمت کند صاحب کتاب فضائل الخمسة؛ مرحوم آیت الله فیروز آبادی را، محقق و فقیه بزرگواری بود. ایشان برای من نقل می‌کرد؛ غیر از این فضائل الخمسة، یک کتابی دارد به نام «السبعة من السلف». ایشان می‌گفت به خاطر یک حدیث، ایامی که عراق بودم اجازه‌ی چاپش را به من نمی‌دادند. حدیث را از بخاری نقل کرده بودم ولی اجازه‌ی چاپ نمی‌دادند(و ظاهراً در چاپ‌های اخیر این را برداشتند)، و آن حدیث اینست «خَرَجَ النَّبِیُّ(ص) مِنْ بَیْتِ عَائِشَةَ فَقَالَ رَأْسُ الْکُفْرِ مِنْ هَاهُنَا مِنْ حَیْثُ یَطْلُعُ قَرْنُ الشَّیْطَان‏»، که خیلی حدیث عجیبی است. 
یک عده‌ای در صدد توجیه برآمدند و گفتند پیامبر خدا از خانه‌ی عایشه که بیرون آمده به سمت مشرق اشاره کرده و خواسته بگوید کفر و فتنه از مشرق طلوع می‌‌کند. مشرق کجاست؟ گفتند اشاره‌ای به ماجرای مسلیمه‌ی کذاب است و امثال ذلک. 
جریان مسیلمه‌ی کذاب که در مشرق اتفاق نیفتادهف بلکه در شمال حجاز بوده است. اگر قرار است در مشرق حادثه‌ای اتفاق افتاده باشد، حادثه‌ی جمل است، جمل در مشرق حجاز اتفاق افتاد، که در بصره بود، نه جریان مسیلمه‌ی کذاب. علاوه بر این، اگر قرار بود پیامبر خدا(ص) می‌خواستند اشاره کنند به کسانی که بعد از او مرتد شدند، آن طوری که شما می‌گوئید، این باید اشاره‌ی به بعید می‌کردند، لفظ «هاهنا»، برای اشاره به قریب است، کسی به بعید نمی‌گوید «هاهنا»!
علی أی حال اینطور مسائل در کتب اینها هست منتهی نیاز به دقت دارد که باید انسان دقت کند. یک مورد دیگر خدمت شما عرض کنم.
در بخاری یک فصلی را آورده تحت عنوان «باب تضییع اوقات الصلوات»، در جلد اول بخاری است. دو تا روایت ذیل این باب اعلام کرده، هر دو هم از أنس بن مالک است. اصلاً شما این دو روایت را که ملاحظه کنید، هیچ با عنوان باب سازگاری ندارد. 
ایشان از انس بن مالک(که خادم پیامبر بوده) نقل می‌کند که من به شام آمدم. مردم شام اطراف من جمع شدند و گفتند تو از اصحاب رسول خدا هستی، زمان پیامبر را درک کردی، با پیامبر بودی، امروز را هم می‌بینی، چه تفاوت‌هایی به وجود آمده؟ عصر پیغمبر با این عصر؟ ایشان می‌گوید «لا أعرف شیئاً ممّا أدرکت إلاّ هذه الصلاة وهذه الصلاة قد ضیّعت»؛ همه چیزها عوض شده إلا این نماز، که در عصر پیامبر می‌خواندند و الآن هم می‌خواندند، این نماز را هم ضایع کردند. روایت در مورد ضایع کردن نماز است، ولی عنوان ایشان «تضییع وقت الصلاة» است، این ربطی به وقت صلاه ندارد. اگر کسی دقت کند در این کتاب و همینطور کتب دیگر، به این مسئله پی خواهد برد.
بعد از ابن قتیبه، صاحب «عِقدُ الفرید»، ابن عبد ربه اندلسی مروانی است، از بنی مروان است. مستحضرید وقتی عباسی‌ها حکومت بنی امیه را ساقط کردند، بنی امیه از شمال آفریقا فرار کردند و به اسپانیا آمدند و حکومت تشکیل دادند، و سیصد چهارصد سال آنجا حکومت کردند و قرطبه که مرکز آنجا بوده، مدتی اسلامی ماند تا قرن هشتم هجری که بهر حال غربی‌ها ریختند و کشور اسلامی را از بین بردند و امروز یک کشور مسیحی شده است. 
ایشان ظاهراً در جلد چهارم عِقد الفرید نقل می‌کند؛ آن شخص «جاء بقبسٍ من نار». این هم یکی از کسانی که جریان آوردنِ آتش را نقل کرده است.
و از دیگر کسانی که جریان آتش را نقل کرده؛ طبری است. محمد بن جلیل طبری متوفای 310 است، و تاریخش تاریخی است که مسعودی(که یک مقدار از ایشان متأخر است) از طبری تعریف می‌کند.
و همینطور که در جلسه قبل اشاره شد، خود مسعودی در مروج الذهب ماجرای آتش را نقل کرده، با آن توضیحی که به عروة بن زبیر گفتند چرا برادر تو عبدالله بن زبیر می‌خواست در شعب عارم، بنی هاشم را بسوزاند؟ ایشان اعتذار کرد و گفت همانطور که می‌خواستند در مدینه خانه‌ی فاطمه زهرا(س) را بسوزانند!
این نقل‌ها همه از کتب عامه است و مسعودی هم از نظر مرحوم امینی(رحمة الله علیه) و خیلی از بزرگان جزء عامه است و از کتابش هم استفاده می‌‌شود که شیعه نیست. برخی گفته‌‌اند به اعتبار اینکه «إثبات الوصیة» مال ایشان است، ایشان شیعه است، لکن معلوم نیست که این «إثبات الوصیة» مال همان مسعودی است یا شخص دیگری است.
اما از روایات ما؛ محمد بن ابراهیم ثقفی نقل می‌کند که امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) تسلیم نشد، «حتّی رأی الدخان فی بیته»، أمیرالمؤمنین دود را در خانه‌اش دید، یعنی خانه‌‌اش را آتش زدند. من در ذهنم هست ظاهراً این نکته را باز ابن قتیبه در جلد اول «الامامة و السیاسة» از زید بن اسلم نقل کرده. زید بن اسلم می‌گوید «أنا ممن حمل الحطب إلی بیت فاطمة(علیها السلام)»؛ من جزء کسانی بودم که درب خانه‌ی حضرت زهرا(س) هیزم می‌آوردم. این نقل‌های عامه بیش از این مقدار است، کسی که مراجعه کند خواهد دید. 
و اما در مصادر ما؛ کسی که به مصادر ما مراجعه کند جای تردید برایش نمی‌ماند که اینها برایشان مسئله‌ی آتش زدن چیزی نبود، چون می‌‌خواستند امیرالمؤمنین(ع) را بکشند، کشتن امیرالمؤمنین را ابن قتیبه و دیگران نقل کرده‌‌اند، اینها کسانی بودند که می‌خواستند پیغمبر را هم بکشند. مگر قرآن مجید در سوره مبارکه توبه نمی‌فرماید «و هموا بما لم ینالوا»؛ اینها ماجرای لیلة العقبة است که می‌خواستند پیامبر را بکشند و به قتل برسانند. 
خود اینها نقل کردند و جالب اینست که این «ابن حزم» که از بزرگان اینهاست و صاحب کتاب «المحلی»، این کتاب فقه است ولی در جلد دوازدهم یک روایتی را به یک مناسبتی نقل کرده، که روایت را از نظر سند رد کند، آنجا از حذیفه نقل می‌کند که کسانی که در لیلة العقبه در مراجعت از تبوک می‌خواستند رسول خدا را به قتل برسانند این افراد هستند(اسم می‌‌برد). حالا من اسمشان را نمی‌برم. 
ایشان چرا این روایت را نقل کرده؟ چون می‌‌خواهد از نظر سند آن را تضعیف کند و می‌گوید راوی این روایت از حذیفه، ولید بن عبدالله بن جمیع است و «هو هالک»(که از الفاظ جرح و ضعف است).
اتفاقاً ولید بن عبدالله بن جمیع در رجال اینها موثق است. اینها تصمیم داشتند پیغمبر را بکشند، موفق نشدند، قرآن مجید می‌فرماید «و همّوا بما لم ینالوا»، لذا این را از داماد پیامبر؛ امیرالمؤمنین(ع) و از دختر پیامبر(س) تلافی کردند.
مرحوم فیض کاشانی کتابی دارد به نام «نوادر الاخبار» که خیلی کتاب خوبی است، من توصیه می‌کنم این کتاب را ببینید. ایشان ماجرای «إحراق بیت» و کارهایی که اینها کردند را مفصل در آنجا آورده است، غیر از کتاب‌های دیگری مثل کتاب سُلیم و کتب دیگری مثل ارشاد القلوب و ...، که آنها هم ماجرای سوزاندن درب خانه‌ی فاطمه زهرا را ذکر کرده‌‌اند. و عبارت امیرالمؤمنین(ع) که به پیامبر خدا(ص) می‌گوید «یَا رَسُولَ اللَّه‏ وَ سَتُنْبِئُکَ ابْنَتُکَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِکَ عَلَى هَضْمِهَا»، بهترین شاهد بر این ستم هایی است که به بیت نبوّت رفته است. 
مباحث دیگری هم هست، مسئله‌ی سقط جنین است، که باید ببینیم عامه این مسئله را مطرح کردند یا خیر؟ ورود به خانه‌ی امیرالمؤمنین است، آوردنِ امیرالمؤمنین به طرف مسجد است، که اینها را إن شاء الله به عرض خواهیم رساند.
السّلام علیک یا بنت رسول الله
شاید مثل امروزی صدیقه طاهره یک إفاقه‌ای پیدا کرد، برخواست و فرمود یک جایی را فراهم کردند، آنجا حضرت غسل کرد. خدا رحمت کند یکی از بزرگان را که می‌فرمودند من نمی‌دانم آیا این عمل حضرت زهرا(س)، غَسل بوده یا غُسل بوده، آیا فاطمه زهرا خونهای بدنش را شست یا واقعاً غُسل کرد؟!! 
مرحوم مقرّم(رحمة الله علیه) یک کتاب دارد به نام «الصدیقة الطاهرة» دارد که مفصل راجع به این بحث کرده. 
ما غسل قبل از موت داریم، نسبت به شهدا داریم، اصحاب امام حسین(ع) شب عاشورا غسل کردند و کسی که محدود است(قرار است حد بخورد) ما در فقه داریم که قبل از اینکه حد بخورد به او می‌گویند غسل کن، این را داریم. اما فاطمه‌ی زهرا، شهیده بود که قبل از شهادت غُسل کرد. واقعاً غُسل بوده یا اینکه قبل از وفاتشان بدنشان را شسته‌اند. 
یک تعبیری را محمد بن سعد در طبقات دارد که نمی‌دانم از قلمش در رفته(‌چون اینها کسانی نبودند که این مسائل را نقل کنند)، در جلد هشتم طبقات، مربوط به نساء صحابه است، آنجا در ترجمه‌ی حضرت زهرا(سلام الله علیها) یک نکته‌ای را نقل می‌کند و می‌گوید: حضرت زهرا(س) وصیت کرد به امیرالمؤمنین(ع) و گفت یا علی من که از دنیا رفتم وقتی غسل می‌دهی، کِتف من را ظاهر نکن. آیا این اثر، همان است که در روایت امام صادق(ع) هست که حضرت فرمود «فَمَاتَتْ حِینَ مَاتَتْ وَ إِنَّ فِی عَضُدِهَا کَمِثْلِ الدُّمْلُجِ مِنْ ضَرْبَتِه‏».
مرحوم آیت الله حائری(رحمة الله علیه) ایام فاطمیه در مسجد امام منبر می‌رفت. نوشته‌های ایشان را دارم، ایشان می‌‌فرمودند که چطور می‌شود این ضرباتی که بر حضرت زهرا وارد شده بعد از 75 روز هنگام وفات مانده باشد؟ ایشان یک احتمالی می‌دهد و می‌گوید در اثر زدنِ قلاف شمشیر، قلم بازوی حضرت زهرا(س) را شکسته بودند، استخوان وقتی شکسته شد، زمان می‌برد تا خوب شود.
بهر حال مثل امروز عصر، شاید همین موقع بعد صلاة العصر، یک مرتبه زن‌ها دویدند داخل مسجد، امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «مَا لِی أَرَاکُنَّ مُتَغَیَّرَاتِ الْوُجُوهِ وَ الصُّوَر»؛ چرا رنگ چهره‌هایتان پریده؟ گفتند یا علی اگر دیر بیائی، زهرا را زنده نمی‌بینی. امیرالمؤمنین غش کرد. «رُشَّ علی وجهه الماء»؛ آب به صورت علی پاشیدند. آمد، نمی‌‌دانم حیات فاطمه را درک کرد یا نه؟
اما بچه ها قبل از علی آمدند، امام حسن وارد اتاق شد، روپوش رو از صورت مادر کنار زد، یه نگاه کرد، صدا زد برادرم حسین، خدا در مصیبت مادرمان صبرت دهد.
تمام شمع وجود تو آب شد مادر           دعای نیمه شبت مستجاب شد مادر
به جای شمع که سوزد به قبر پنهانت             علی کنار مزار تو آب شد مادر
میان کوچه که دشمن تو را کتک می‌‌زد           دلم به غربت بابا کباب شد مادر
امام حسین وارد حجره شد، نشست پایین پای مادر، خم شد و صورت به پای مادر گذاشت، صدا زد: مادر، من حسین تو هستم، «کلمینی قبل أن ینسد قلبی»؛ با من حرف بزن قبل از آنکه دلم پاره پاره شود.
نوشته‌‌اند زینب از خانه بیرون آمد، دویدکنار قبر رسول خدا، صدا زد: «یا جداه یا رسول الله الیوم فَقَدناک»؛ یا رسول الله ما امروز شما را از دست دادیم.
اینجا یکجا بود که زینب آمد خبر مرگ مادر را داد. یکروز هم آمد کنار درب مسجد پیامبر ایستاد، رو کرد به قبر پیغمبر، صدا زد، «یا رسول الله إنی نائیةٌ إالیک أخِیَ الحسین».

 

یکی از حوادثی که پس از رحلت رسول خدا در این مدت 75 روز اتفاق افتاده، شهادت فرزند کوچک حضرت زهرا(سلام الله علیها) که حمل بود و در اثر صدمات وارده‌ی به حضرت صدیقه طاهره(س) سقط شد. این یکی از حوادثی است که قابل دقت و تأمل است.
ابتدا ببینیم أمیرالمؤمنین(ع) از حضرت صدیقه طاهره(سلام الله علیها) چند فرزند ذکور داشته، آیا فرزندی به نام محسن یا محسّن(آنطوری که برخی از محققین گفتند که محسِّن بوده)، داشتند یا نداشتند؟
ابتدا به مصادر عامه مراجعه می‌کنیم. قدیمی‌ترین مصدر در این رابطه، «طبقات» است.
«الطبقات الکبری» نوشته محمد بن سعد است که متوفای 230 است و این کتاب در عصر امامت حضرت هادی(ع) یا قبل از امامت ایشان نوشته شده است. در ترجمه‌ی امام حسن و امام حسین(علیهماالسلام) که به صورت جداگانه چاپ شده، ایشان نقل کرده: وقتی خداوند امام حسن را به امیرالمؤمنین و فاطمه‌ی زهرا مرحمت کرد و قنداقه‌ی او را برای نامگذاری محضر مقدس رسول خدا(ص) آوردند، پیامبر از أمیرالمؤمنین سؤال کرد که چه نامی بر این کودک نهاده‌اید؟ عرض کرد یا رسول الله ما در نامگذاری بر شما سبقت نمی‌گیریم. 
جبرائیل آمد محضر مقدّس پیغمبر اکرم و سه نام را آورد، شَبَّر، شَبیر و مُشَبِّر. این ضبط اسامی را من از مرحوم علامه‌ی بزرگوار حاج شیخ فضل علی قزوینی(رحمة الله علیه) که یکی از أعاظم صد سال گذشته بوده، صاحب کتاب «حیاة الزهراء»، ایشان اینطوری ضبط کرده؛ شَبَّر؛ امام حسن است، شَبیر؛ امام حسین است و مُشبِّر؛ حضرت محسن است. قدیمی‌ترین مصدر ضبط را از ایشان نقل کردم و إلا اصل مسئله را خودم در طبقات دیدم، من طبقات، ترجمه‌ی امام حسن را دارم.
متأخرین بعد از ایشان، مثل محمد بن طلحه صاحب «مطالب السؤول» ایشان هم نقل می‌کند، که حضرت محسن، شقیق امام حسن و امام حسین است. شقیق؛ یعنی فرزندی است که أبوینی باشند. بعد می‌گوید «أدرِجَ سِقطاً» این هم یکی از مصادر عامه است.
باز هم مصادر دیگری هست که آقا امیرالمؤمنین از فاطمه‌ی زهرا(س) فرزندی داشتند به نام محسن یا محسِّن. 
یادم می‌آید، طبری هم فرزندی به نام محسن را ذکر کرده، منتهی تعبیر آنها غیر از این تعبیر است. تعبیر محمد بن طلحه «اُدرِج سقطاً» است، برخی را گفتند «مات سقطاً»، فوتش به صورت سقط بوده، یعنی جنین بوده که سقط شده است. لکن عبارت طبری آنطور که من در حافظه‌ام هست ایشان می‌گوید «مات صغیراً»، که این قابل جمع است و در سقط هم  این تعبیر گفته می‌شود. این راجع به اصل وجود حضرت محسن(سلام الله علیه) و پیغمبر خدا این نام را بر این کودکی که در حال جنین بود و سقط شد نهاده، محسن یا محسِّن.
اما کتب خاصه (شیعه)؛ شاید این جزء مصادر متواتر باشد، نه خبر واحد یا مستفیض، که آقا امیرالمؤمنین فرزندی داشتند به نام محسن و این فرزند در اثر ضربات وارده‌ی بر حضرت صدیقه طاهره(س) به شهادت رسیده است، من المتواترات و برخی گفتند من البدیهیات عند الشیعة این است که محسن(سلام الله علیه) به این صورت به شهادت رسید.
من استناد کنم به روایتی که مرحوم شیخ صدوق در امالی نقل کرده؛ که روایتی را از پیامبر خدا(ص) نقل می‌کند که در آن روایت آمده پیامبر خدا فرمودند فاطمه دخترم «مَتَى قَامَتْ فِی مِحْرَابِهَا بَیْنَ یَدِی رَبِّهَا جَلَّ جَلَالُهُ زَهَرَ نُورُهَا لِمَلَائِکَةِ السَّمَاءِ کَمَا یَزْهَرُ نُورُ الْکَوَاکِبِ لِأَهْلِ الْأَرْضِ وَ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِمَلَائِکَتِهِ یَا مَلَائِکَتِی انْظُرُوا إِلَى أَمَتِی فَاطِمَةَ سَیِّدَةِ إِمَائِی قَائِمَةً بَیْنَ یَدِیَّ تَرْتَعِدُ فَرَائِصُهَا مِنْ خِیفَتِی‏»، این صدر روایت است. در ادامه ایشان می‌گویند پیامبر خدا فرمود: «کَأَنِّی بِهَا وَ قَدْ دَخَلَ الذُّلُّ بَیْتَهَا وَ انْتُهِکَتْ حُرْمَتُهَا وَ غُصِبَتْ حَقَّهَا وَ مُنِعَتْ‏ إِرْثَهَا وَ کُسِرَ جَنْبُهَا وَ أَسْقَطَتْ جَنِینَهَا وَ هِیَ تُنَادِی یَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِیثُ فَلَا تُغَاث» این عبارت صدوق است و نیاز به توضیح و ترجمه هم ندارد. صدوق از محدّثین بزرگ عصر غیبت صغری است، متوفای سنه 381 است که خود ایشان می‌فرمود من به دعای حضرت ولی عصر(ع) متولد شدم.
پس اصل مسئله که حضرت صدیقه طاهره(س) فرزندی به نام محسن داشتند در کتب فریقین آمده است، هم در کتب و مصادر عامه و هم در کتب خاصه و شیعه، بلکه نزد امامیه از متواترات است که فرزندی به نام محسن داشتند.
اما ایشان به چه نحوی سقط شده؟ آیا به دنیا آمده و از دنیا رفته، یا سقط شده و اگر سقط شده، چگونه سقط شده؟ 
اینجا باز ابتدا به مصادر عامه مراجعه می‌کنیم، ببینیم در این رابطه چه گفته‌اند، سپس می‌پردازیم به مصادر خودمان ببینیم در مصادر ما چطور ذکر شده است؟
یکی از کتبی که این جریان را ذکر کرده؛ «ملل و نحل شهرستانی» است. در این کتاب، در ترجمه‌ی نَظّام، که نَظّام از شیوخ معتزله و بصری است. نَظّام در عصر ائمه می‌زیسته، منتهی در «ملل و نحل» به مناسبت آرائی که نظام داشته، چند مسئله را ذکر کرده است. یکی مسئله‌ی غدیر است، که نَظّام نقل می‌کند رسول خدا، امامت امیرالمؤمنین را تصریح کرده بود، لکن به فرمایش رسول خدا(ص) گوش نکردند. یکی هم این مسئله است که خیلی عامه را ناراحت کرده، یک عالِم مطرح مشخصی مثل نظام، چنین سخنی را گفته، این دیگر شیعه نیست، مسلم است که از شیوخ بزرگ معتزله است و بصری هم هست.
- معتزلی‌های بصری، غیر از معتزلی‌های بغدادی هستند، معتزله‌ی بغداد، نسبت به معتزلی‌های بصری معتدلتر هستند، معتزلی‌های بغداد، امیرالمؤمنین را بر خلفا ترجیح می‌دهند، اما معتزلی‌های بصری اینطور نیستند، نظّام جزء معتزلی‌های بصری است و از شیوخ معتزله‌ی بصری است.- ایشان در ترجمه‌ی نظّام وقتی آراءش را ذکر می‌کند، می‌گوید در «ملل و نحل»(شهرستانی مال قرن ششم هجری است، یعنی مال حدود 900 سال قبل است)، می‌گوید علّت سقط حضرت محسن(سلام الله علیه) این بود که عمر «ضرب بطن فاطمة فأسقطت جنینها»، نظّام به این مطلب تصریح می‌کند که عمر با ضربه‌ای که بر شکم حضرت زهرا(سلام الله علیها) وارد کرد، حضرت زهرا فرزندش را سقط کرد.
و اما از مصادر أقدمین ما، روایت اختصاص شیخ مفید را خدمت عزیزان عرض می‌کنم؛
در اختصاص شیخ مفید اینطور آمده که حضرت صدیقه طاهره زهرا(سلام الله علیها) بعد از آن که نامه‌ی فدک را از ابوبکر گرفته بودند و برمی‌گشتند، مصادف شدند با عمر بن الخطاب. ایشان آن نامه را گرفت. تعبیری که در آن روایت است اینطور است؛ «فَرَفَسَهَا بِرِجْلِهِ» عبارت ایشان اینست که لگدی زد به حضرت زهرا(سلام الله علیها) و حضرت زهرا فرزندش را سقط کرد. 
بنابراین هم محسن(سلام الله علیها) فرزند امیرالمؤمنین و فاطمه زهراست و هم مسئله‌ی سقط امری است که هم عامه و هم خاصه به آن تصریح کردند و در کتب أقدمین آمده مثل نظام و مثل شیخ مفید(رحمة الله علیه) در اختصاص.
مسعودی در إثبات الوصیه کیفیت شهادت حضرت محسن را بگونه دیگری نقل کرده، ایشان می‌گوید وقتی آمدند دم در و خواستند وارد خانه شوند، حضرت صدیقه طاهره رفت پشت در، آن هجومی که آوردند، عمر در را فشار داد و حضرت صدیقه طاهره بین در و دیوار قرار گرفت، آنجا محسن سقط شد. 
بنابراین اصل مسئله، مسلّم است که سقط، توسط دومی صورت گرفته، حالا یا پشت در(آنطوری که مسعودی می‌گوید) و یا اینکه در بین راه(آن طوری که از اختصاص استفاده می‌شود). این یکی از حوادث ناگواری بوده است که ایام بعد از رحلت رسول خدا(ص) اتفاق افتاده است.
از دیگر حوادث ناگوار این بوده که حضرت صدیقه طاهره(س) را مورد ضرب و شتم قرار دادند. جدای از سقط جنین، مورد ضرب قرار دادند. این جهت بیشتر در آن هنگامی بوده که بر اساس روایات، آمدند امیرالمؤمنین را به عنف و با قهر می‌کشیدند و به طرف مسجد می‌بردند، فاطمه زهرا(سلام الله علیها) آمدند امیرالمؤمنین را گرفتند.
صاحب کتاب جنات الخلود می‌گوید تعداد زیادی حضرت امیر را می‌کشیدند و فاطمه‌ی زهرا هم لباس‌های امیرالمؤمنین را گرفته بود می‌کشید و نتوانستند غالب شوند. لذا دومی به قنفذ گفت دست فاطمه را کوتاه کن. او شروع کرد به زدنِ حضرت زهرا، لکن تنها ایشان نبوده. 
اجازه بدهید در رابطه با لطم و جرحی که وارد شده، روایت امام حسن(سلام الله علیه) را هم عرض کنم که احتجاج نقل کرده؛ در مجلس معاویه وقتی صحبت‌هایی شد و شروع کردند، عمروعاص بود، مغیره بود، دیگران بودند، شروع کردند نسبت به امام مجتبی(ع) اهانت کردن، حضرت پاسخ یکایک آنها را داد، تا نوبت رسید به مغیره، فرمود «أمَّا أنتَ یَا مُغَیرَة أَنْتَ ضَرَبْتَ فَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ(ص) حَتَّى أَدْمَیْتَهَا»، فرمود این تو بودی که مادرم فاطمه را آنقدر زدی که او را خون آلود کردی.
بنابراین تنها مسئله‌ی سقط جنین نبوده است. هجمه‌ی به دار را عرض کردیم، هجوم به خانه را بیان کردیم که اینها چیزهایی بود که در گذشته عرض شد. خود ابوبکر هم به این مسئله تصریح می‌کند که ما رفتیم داخل خانه فاطمه، من دستور دادم بروند و می‌گفت ای کاش من در خانه را باز نکرده بودم.
یکی هم مسئله‌ی سقط جنین بود، یکی هم ضرباتی بود که بر حضرت صدیقه طاهره وارد شده بود. 
روایت دلائل الامامة را هم از ابی بصیر عرض کنم، در آن روایت دلائل الامامه هم آمده، حضرت می‌فرمایند « و کان سبب وفاتها أنّ قنفذ مولى فلان لَکَزَها بنعل السیف بأمره فأسقطت محسنا»؛ در نسخ دلائل الامامة؛ «وکزها» دارد، بعضی از نسخ «لکزها» دارد، «وکز» همینطوری که در عبارت هست، مثلاً غلاف شمشیر را می‌گویند یا تهِ شمشیر را می‌گویند، اما بعضی از نسخ «لکزَ» دارد که در لغت چیزی می‌گویند که سر تیزی داشته باشد و سوراخ کند.
اگر «لکز» باشد چیزی بوده که پهلو را سوراخ کرده و اینکه در روایتی وارد شده مقداد وقتی از دفن فاطمه برمی‌گشت برخورد کرد به آن دو نفر و گفتند از کجا برمی‌گردی؟ گفت از دفن فاطمه برمی‌گردم. گفت عجب! فاطمه را دفن کردید؟ شروع کرد به اهانت کردن به مقداد. مقداد گفت من از امیرالمؤمنین شنیدم دیشب که فاطمه را دفن می‌کردیم هنوز از پهلو و پشت زهرا خون می‌رفت.


السلام علیک یا بنت رسول الله


جَرعَاها مِن بعدِ والدها *** الغیض مِرارا فَبئس ما جَرعَاها
وکذا أَخبَر النبیُ بِأنَّ *** الله یَرضى سبحانه لرِضَاها
لا نبیُّ الهُدى اُطیع ولا *** فاطمةُ أکرِمَت و لا حَسَناها
وَ حُقُوقُ الوَصیِّ ضُیِّعَ منها *** مَا تَسامَی فِی فِضلِهِ وَ تَنَاهَی
ولأی الأمورِ تُدفَنُ سِرّاً *** بِضعَةُ المصطفى ویُعفَى ثَرَاها


شاید مثل امروز بود، نشست کنار بستر فاطمه؛ فاطمه با او حرفهای آخر را می‌‌زند:
من پهلویم شکسته و تو دل شکسته‌ای *** من بر تو گریه می‌کنم و تو، به من علی‌
من سینه خُرد گشته و تو سینه سوخته *** من با تو گفتم و تو به کس دم مزن علی
گفتم به شب کفن کن و شب دفن کن ولیک *** از تن نمانده هیچ برای کفن علی


صدا زد یا علی نه سال تو خانه تو بودم، «مَا عَهِدْتَنِی کَاذِبَةً وَ لَا خَائِنَةً وَ لَا خَالَفْتُکَ مُنْذُ عَاشَرْتَنِی»؛
کنار بستر زهرا نشسته بود تا این جمله را شنید برخی نقل کردند از جا برخواست، آمد سر فاطمه را گرفت به سینه چسبانید، «فبکیا ساعة»، سفارش بچه ها رو کرد.


از برخی روایات استفاده می‌شود یک نگاه کرد دید زینب پایین پا نشسته، با همان حال، زینب را در آغوش گرفت، صدا زد یا علی بچه های من دیروز پیغمبر را از دست دادند، امروز هم دارند بی مادر می‌‌شوند. به آنها محبت کن.
یا فاطمه؛ زینب رو در آغوش گرفتی محبت کردی، اما همین زینب در کربلا دربدر بیابانها «وَ هُنَّ یَلُذنَ بَعضُهُنَّ بِبَعض...»

 

جایگاه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

 
حجت الاسلام و المسلمین علی نظری منفرد

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله الذی جعل الحمد مفتاحاً لذکره و سببا للمزید من فضله و دلیلاً علی آلائه و عظمته ثم الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا أبی القاسم محمد صلّی الله علیه و علی أهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین و اللعنة الدائمة علی أعدائهم أجمعین إلی یوم الدین


«عن رسول الله(ص): أما ترضین أن تکونی سیدة نساء العالمین»


ایام فاطمیه‌ی امسال مصادف شده با عید نوروز و ما شهادت بی‌بی حضرت زهرا(سلام الله علیها) را با هر مناسبتی برخورد کند بایستی إحیاء کنیم. این یک وظیفه‌ی بزرگی بر عهده‌ی ماست. چون تلاش‌های حضرت زهرا(سلام الله علیها) و مصائبی که بر آن بزرگوار وارد شده، اینها بود که خط صحیح رسالت را برای نسل‌های امروز ترسیم کرد که در چه مسیری حرکت کند و از چه کسی پیروی کند؟


در این جلسه‌ی سنواتی که هر سال به برکت توصیه‌ی آن مرجع بزرگوار حضرت آیت الله العظمی فاضل(قده) که ایام فاطمیه و ایام عاشورا مراسم سوگواری در دفترشان منعقد باشد، من به نظرم رسید امروز راجع به جایگاه حضرت زهرا(سلام الله علیها) بحث کنیم، که چه جایگاهی دارد؟ اول باید حضرت زهرا(س) را از نظر موقعیت و جایگاه بشناسیم.


فاصله‌ی ما با عصر حضرت زهرا(س) 14 قرن است. الآن 1423 سال است که حضرت صدیقه طاهره(سلام الله علیها) به شهادت رسیده‌‌اند. ما چطور اطلاع پیدا کنیم که حضرت زهرا(سلام الله علیها) دارای چه جایگاهی و موقعیتی است؟ 
عرض می‌کنیم ما از دو راه می‌توانیم بفهمیم. یکی از راه احادیث و فرمایشات رسول خداست، آن فرمایشاتی که قطعی و مسلم است، آن هم نه از نظر ما(شیعه)، که بگویند اینها مربوط به شماست. بلکه آن مطالبی که فریقین روی آن صحّه گذاشته‌‌اند و پذیرفته‌‌اند که این سخن را رسول بزرگوار اسلام(ص) فرموده است. این یکی از طُرُق برای رسیدن به شخصیت حضرت زهرا(س) است.


اجمالاً این نکته را داخل پرانتز عرض کنم که از روایات استفاده می‌شود حضرت صدیقه طاهره زهرا(سلام الله علیها)؛ «لیلة القدر» است و «لیلة القدر» در میان شبهای سال نامعلوم است، اما شبی است که «خیرٌ من ألفِ شَهرٍ»
«ألف شهر» یعنی یک عمر، یعنی 84 سال یک طرف و یک شب یک طرف. از فاطمه زهرا(س) به «لیلة القدر» تعبیر شده است، چون هم مجهول است قبرش و هم مجهول است مصائبش، همه‌ی اینها مجهول است، «وَ کَمْ مِنْ غَلِیلٍ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِهَا لَمْ تَجِدْ إِلَى بَثِّهِ سَبِیلا وَ سَتَقُولُ وَ یَحْکُمُ اللَّهُ وَ هُوَ خَیْرُ الْحاکِمینَ» این نص فرمایش أمیرالمؤمنین است که حضرت زهرا(سلام الله علیها) مصائبش را کسی پیدا نکرد بازگو کند، آن ستم‌هایی که به این بانوی مخدّره وارد کرد.
بنابراین؛ یکی بیان آن آثار از رسول خدا(ص) است، و یکی هم آنچه که در کتب تاریخ فریقین از مسائل مربوط به حضرت زهرا(س) غیر از روایات نقل کرده‌‌اند و یکی هم نسب حضرت زهراست. اینها چیزهایی است که ما می‌توانیم برسیم، نه به گمان و ظن و تخمین.


یکی از آن مسائل؛ این روایت است؛ که هم بخاری نقل کرده، و هم مسلم نقل کرده است. اگر یک روایتی در این دو کتاب باشد، از نظر عامه قطعی است، گرچه در بخاری هم باشد قطعی است، اما اگر در صحیح بخاری و صحیح مسلم باشد از نظر عامه می‌گویند «مما اتفق علیه الشیخان»، یعنی مسلم و بخاری. ترمذی هم نقل کرده، ابن عبدالبر هم در استیعاب نقل کرده و وقتی انسان به کتب اهل عامه مراجعه می‌کند این روایت خیلی زیاد در مصادر دسته اولی آنها آمده است. من نخواستم مصادر خودمان را عرض کنم. آنها در مصادر دسته‌اولشان مسلم گرفته‌‌اند که اینها روایاتی است که «صدر عن رسول الله»؛ احادیثی که پیامبر(ص) فرموده.


من بخش آخر این حدیث را خواندم، اجازه دهید تمام حدیث را بخوانم تا معلوم شود که شأن نزول حدیث چه بوده و از این حدیث به کجا می‌رسیم؟ برداشت ما چیست و پیامبر(ص) چه نکته‌ی مهمی را بیان کرده است؟ 
فراموش نکنیم که پیامبر خدا(ص) فرزندان دیگری داشتند، دختران دیگری داشتند یا نداشتند، فرزند دختران، هم دختران پیامبر بودند، اما اینطور تعابیر درباره آنها نرسیده است.


حدیث را از صحیح بخاری نقل می‌کنم؛ بخاری حدیث را از عایشه نقل می‌کند، عایشه می‌گوید ما زنان پیامبر تمام‌مان خدمت پیامبر(ص) نشسته بودیم، نگاه کردیم دیدیم فاطمه(سلام الله علیها) می‌آید، «کنّ أزواج النّبیّ(ص) عنده لا یغادر منهنّ واحدة، فأقبلت فاطمة تمشی ما تخطی مشیتها من مشیة النّبیّ صلى اللّه علیه و آله شیئا»؛ اینها همه‌اش در روایت هست، یعنی گام‌هایی که فاطمه‌ی زهرا برمی‌دارد همانند پیامبر است. 


دو تا از ویژگی‌های حضرت رسول(ص) در فاطمه زهرا(س) بوده، یکی سخن گفتن حضرت زهراست و یکی هم راه رفتن حضرت زهراست، که شبیه پیغمبر بود. وقتی آمدند به مسجد ایراد خطبه کنند، به مجرّدی که در فضای مسجد این جوهره‌ی صدا از دهان مبارک حضرت زهرا بیرون آمد، یک مرتبه گریه همه جا را فرا گرفت، صدا صدای رسول خداست. 
ایشان می‌گوید فاطمه‌ی زهرا آمد، «أجلسها عن یمینه»، پیامبر خدا(ص) فاطمه زهرا را طرف راست خودش نشاند، حالا زن‌ها همه نشسته‌اند. «فسارّها»؛ یک چیزی را به صورت سرّی به حضرت زهرا فرمود. «فَبَکَت»، دیدند حضرت زهرا شروع کرد به گریه کردن. «ثم سارها ثانیة فضحکت»؛ دیدم بار دوم پیغمبر خدا با فاطمه چیزی را به طور سرّ و پنهانی فرمود و حضرت زهرا خندید -خندیدن غیر از مسرور شدن است.
ایشان می‌گوید من میان زن‌های پیامبر از یک جرأتی برخوردار بودم - این حالت هم که پیامبر با شخصی محرمانه صحبت کند بگرید و باز محرمانه صحبت کند و بخندد، انسان می‌خواهد به این سرّ پی ببرد-، می‌‌گوید آمدم پیش حضرت زهرا(س) و گفتم پیامبر به شما چه فرمود؟ 


فرمود «ما کنتُ لاُفشِیَ سرّ رسول الله حتی قبض»، سرّ پیغمبر را فاش نمی‌کنم تا رسول خدا زنده است.
در برخی از تعبیرات(شاید بخاری هم این را داشته باشد) فاطمه زهرا فرمود «إنی لَبَذِرَة»، من یک زنی که سر را فاش می‌کند نیستم. 
این گذشت و پیامبر از دنیا رفت. 


عایشه می‌‌گوید من مترصد بودم فرصتی به دست بیاید و آن مسئله را از حضرت زهرا سؤال کنم. 
بعد از وفات رسول خدا(ص) از حضرت زهرا(س) سؤال کردم آن سرّی که پیامبر(ص) به شما فرمود چه بود؟
فرمودند: حالا که پدرم از دنیا رفته می‌گویم. من کنار پدرم نشستم، پدرم رسول خدا به صورت پنهانی به من فرمود: قرآن هر سال یک مرتبه بر من عرضه می‌شد، امسال قرآن دو مرتبه بر من عرضه شد «ما أری إلا دنوّ أجلی» این را من نشانه‌ی نزدیک بودن مرگم می‌بینم. برای همین من گریستم. 


رسول خدا(ص) نمی‌توانست گریه‌ی حضرت زهرا را ببیند. بعد که دیدند من گریستم بار دوم به من فرمودند «أما ترضین أن تکونی سیدة نساء المؤمنین»(من متن روایت بخاری را عرض می‌کنم، بعد اختلاف نسخ را عرض خواهم کرد)؛ آیا فاطمه تو خشنود نمی‌شوی که سید زنان مؤمنان باشی؟ در نسخه دیگر آمده؛ «سیدة نساء هذه الامة». در نسخه‌ی سوم که ابن عبدالبر در استیعاب نقل می‌کند «أما ترضین أن تکونی سیدة نساء العالمین». برای همین من خندیدم و پیامبر فرمود پس صبر کن و شکیبایی پیشه کن. این فرمایش رسول خداست.


حالا چه «سیدة نساء المؤمنین» باشد، چه «سیدة نساء هذه الامة» باشد و چه «سیدة نساء العالمین» باشد هیچ تفاوتی نمی‌کند! اجازه دهید من این تفاوت نکردن را هم عرض کنم تا این معما حل شود. 
اما اگر «سیدة نساء العالمین» باشد روشن است، حضرت زهرا از همه‌ی زنهای عالم بالاتر است. اگر «سیدة نساء الامة» باشد، امت پیغمبر، أفضل عالم است و حضرت زهرا أفضل زنهای امت‌هاست. و اگر «سیدة نساء المؤمنین» باشد باز هم همینطور است، مؤمنین این امت، افضل مؤمنین هستند و فاطمه‌ی زهرا(سلام الله علیها) هم أفضل همه‌ی زنها حتی مریم است. 
ولکن نکته‌ی جالبی که اینجا هم سیوطی، هم سُبکی، هم مِغریزی و هم دیگران به آن تصریح کردند اینست که اینها می‌گویند بدون تردید حضرت زهرا از مریم کبری و از هر زنی در عالم بالاتر و برتر است. نه به خاطر این حدیث، -این حدیث به جای خود و از این حدیث همین معنا استفاده می‌شود، چه سیدة نساء الامة باشد چه سیدة نساء العالمین یا مؤمنین باشد، این معنا از آن استفاده می‌شود، اما اینهایی که عرض شد از بزرگان عامه هستند و اینها اعتقادشان این است که حضرت زهرا برترین زنان عالم است- جهتش اینست که پیغمبر خدا فرمود «فاطمةُ بضعةٌ منّی» و رسول خدا أفضل همه‌ی خلق است، فاطمه زهرا هم پاره‌ی تن اوست، لذا حضرت زهرا برترین زنان عالم است و عامه هم این را می‌دانند.
اینها را من در این جلسه عرض کردم تا اینکه گاهی در این کلمات و کتاب‌های عامه برای اینکه عایشه را بزرگ کنند یا بعضی از زن‌های دیگر را بزرگ کنند، یک کسی را در کنار حضرت صدیقه طاهره(س) بتراشند، بخواهند آن عظمت و منزلت حضرت زهرا(سلام الله علیها) را از آن بکاهند، این امکان ندارد. 
این حدیث با این سندش را ملاحظه می‌کنید، که در کتابهای دست اول عامه است، که البته بیشتر از این است، همه‌ی مصادرش را من دیدم، و با این بیانی که شد پیغمبر خدا جایگاه حضرت زهرا(سلام الله علیها) را مشخص می‌کند که حضرت زهرا دارای چه جایگاهی است. 
یعنی ما دو الگوی منحصر به فرد در جهان خلقت داریم؛ یک مرد و یک زن. آن الگوی منحصر به فرد مرد در جهان خلقت که ثانی ندارد؛ «رسول خدا(ص)» است و آن الگوی منحصر به فردی که در میان بانوان کپی و نظیر ندارد؛ «حضرت زهرا(سلام الله علیها)» است. این جایگاه حضرت زهرا(سلام الله علیها) بر اساس فرمایش پیامبر است.
و اما از طرُق دیگر اگر ما بخواهیم مسأله را مورد دقّت قرار دهیم؛ طبیعتاً یک فرصت دیگری را می‌طلبد. بقیه‌ی مطالب را برای جلسه‌ی بعد می‌‌گذاریم، که به عرض خواهم رساند شعاع درک ما نمی‌تواند حضرت زهرارا واقعاً درک کند، بلکه آن مقداری که می‌فهمیم به اندازه‌ی خودمان است، و إلا «سمیت فاطمة فاطمة لأن الناس فطموا عن کنه معرفتها»؛ یعنی جدا شدند، «فطم» به معنای «قطع» است، «فطموا عن کُنه معرفتها»، نمی‌شود به معرفت حضرت زهرا پی برد. اما همین مقداری که درک ما می‌تواند برسد و درک کند مطالبی عرض می‌‌کنیم. و إلا حضرت زهرا را کسی نشناخت جز رسول خدا و جز أمیرالمؤمنین(سلام الله علیهما) و همینطور فرزندان حضرت زهرا. 


ما نمی‌توانیم آن عظمت و جلالتی که حضرت زهرا(سلام الله علیها) روز قیامت دارد و روایتش هم روایتی است که عامه و خاصه می‌گویند روایت صحیحه است، وقتی فردای قیامت به محشر می‌آید، آنجایی که دیگر دل در دل کسی نمانده، فاطمه روز قیامت می‌ایستد و خدای متعال آن عظمت و بزرگواری و اجازه را به حضرت زهرا(سلام الله علیها) می‌دهد. 
امیدواریم بتوانیم در این ایام فاطمیه یک ترسیمی ولو به اندازه‌ای که خودمان فهمیدیم و درک کردیم از این بانوی مکرّمه‌ای که ظلم زیاد به او شد، درک کنیم. اما این ظلم‌ها نتیجه بخشید و راه صحیحی که ما بایستی امروز آن راه صحیح را طی کنیم آن را به برکت حضرت زهرا شناختیم، حقیقت امر این است. احادیث به جای خود، چون فاطمه زهرا، معصومه است و دارای مقام عصمت است. عصمت است که به روش و قول انسان، به عمل و موضع‌گیری انسان معنا می‌دهد. لذا با هر کسی حضرت زهرا(س) دشمن است، ما دشمنیم، چون او معصوم است. هر کسی را حمایت کرده ما حامی هستیم، چون معصوم است.
السّلام علیکِ یا بنت رسول الله
عصمتش حاجب وهم است و مرا نیست رهی        که سوی دفتر مدحش بنمایم نگهی
هجده ساله مهی بعد پیمبر دو مهی        ماند باقی و چها دید نه جرم و گنهی
بر در خانه‌ی او آتش بیداد  زدند        تیشه بر ریشه‌ی اسلام زبنیاد زدند
بود بی‌طاقت و بی‌تاب زهجران پدر        دشمنش درب سرا سوخت چو افروخت شرر
پهلویش را بشکستند چو از تخته‌ی در        محسنش سقط شد و کرد روی خاک مقرّ
این همان طفل صغیر است که یوم سُئِلَت        عرش را گیرد و گوید به چه جرمی قُتِلَت 
گر بپرسی که چه شد باعث بیماری او        لگد و تخته در هر دو شکستش پهلو
تازیانه بزدش قنفذ و خستش بازو        نیلی از سیلی بیداد عدو گشتش رو
عَلِم الله چه شرر بر جگر فاطمه بود        که شرار جگرش آتش جان همه بود
هنوز آب غسل پیامبر(ص) خشک نشده بود، آمدند در خانه‌‌ای که جبرئیل بدون اذن وارد نمی‌‌شد، خانه‌‌ای که ماهها پیامبرخدا(ص) می‌‌آمد می‌‌‌ایستاد سلام می‌‌کرد، فاطمه زهرا آمد پشت در، همین که احساس کردند فاطمه پشت در است، آنچنان در را فشار دادند، صدای ناله زهرا بلند شد «بابا یا رسول الله ببین با  دخترت چه کردند؟!!»
الباب و الجدار و الدماء        شهود صدق ما به خفاء

زیباترین ازدواج دنیا

درس‌های زندگی  حضرت علی (ع) و فاطمه (س)

فالصالحات قانتات حافظات للغیب بما حفظ الله

پس زنان صالح و درستکار (در قبال همسرانشان) مطیع و متواضع و همچنین در غیاب (همسرانشان) در قبال آن چه خدا برای آنان قرار داده‌است. حفظ کننده خودشان و اسرار و اموال شوهرشان هستند. نساء آیه 34

 

ازدواج دو نور الهی و دو بنده ی برگزیده ویژگیهایی دارد که مشخص می کند انسانهای متعالی چگونه در زندگی شان رفتار می کنند.

درس هایی که برای زندگی همه ی ما لازم و ضروری است. نسل جوان  و خانواده هایشان با اطلاع از نحوه ی ازدواج این دو بزرگوار می توانند در بسیاری از توقعات و آداب و رسوم اشتباه و دست و پاگیرشان بازنگری کرده و زندگی آنها را الگو قرار دهند.

مراسم عروسی آنها ساده و پر از صمیمیت بود.

 پس از تهیه جهیزیه برای حضرت زهرا (س)، پیامبر(ص) خطبه‌ی عقد علی (ع) و فاطمه (س) را در مسجد در حضور مردم خوانده و پیامبر(ص) از علی (ع) خواست سخن بگوید، حضرت علی‌ (ع) به پا خاست و پس از یاد و سپاس خدا به امر او سخن گفت و رضایت خود را از این ازدواج اعلام نمود.

ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س)

بی شک یکی از مهم ترین اتفاقات تاریخ شیعه ازدواج بانوی دوعالم حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و امیرمؤمنان حضرت علی (علیه السلام) است که ثمره این پیوند میارک و سراسر مملو از عشق و محبت ، درخت گهربار امامت است.

تاریخ ازدواج امام علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها)

درباه تاریخ این ازدواج فرخنده اتفاق چندانی میان مورخان و سیره‌نگاران نیست.تاریخ هایی که گاه بیان گر زمان صیغه خواندن می باشد و گاه بیانگر زمان عروسی و رفتن حضرت زهرا(سلام الله علیها) به خانه امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. این تاریخ ها عبارت اند از:

حضرت فاطمه علیهاالسلام و ولایت کبرا

معصومه ذبیحى (1)


چکیده
ولایت کبراى حضرت زهرا علیهاالسلام در امتداد ولایت مطلق خداوند قرار دارد، به گونه‏اى که ایشان به اذن الهى، حق دخل و تصرف در امور عالم را دارد و مى‏تواند نفوس انسان‏هاى مستعد را شناخته، به سرمنزل مقصود رهنمون سازد. آیاتى در باب اثبات عصمت و طهارت و علم وهبى و لدنّى ایشان بخصوصه یا در جمله اهل بیت علیهم‏السلام نازل گردیده و روایاتى نیز به طور عام یا خاص درباره حضرت زهرا علیهاالسلام صادر شده‏اند که از این میان، چهل منقبت درباره آن حضرت استخراج گردیده که همگى بیانگر آنند که ایشان در عالم آفرینش رکن مى‏باشد.

نکته مسلّم آن است که این روایات مبتنى بر آیات بوده و با سندهاى محکم و متقن در میان منابع و مراجع فقهى و روایى ما بیان شده‏اند و حجّیت خود را حفظ کرده ‏اند.

مصحف فاطمه سلام الله علیها
سید حسین میرنور الهی
از جمله فضائل فاطمه زهراء(س) که اهل­بیت (ع) نیز آن را بارها مورد توجه و اشاره قرار داده­ اند و از سوئی فضیلت و منشأ علم و دلیل امامت برای اهل­بیت(ع) نیز محسوب می­شود، وجود مکتوبی به نام مصحف فاطمه(س) است که در این مقاله به معرفی آن بواسطه روایاتی که در مورد آن وارد شده، می­پردازیم.
 
علم اهل­بیت(ع)
علوم اهل­بیت (ع) هم چنان که لدنی و از سوی خداوند است،ظواهری برای اتمام حجت و احتجاج بر مردم دارد که این نیز از جانب خداوند است و فضیلتی کمتر از الهامات قلبی و علوم معنوی ایشان ندارد.از جمله نشانه­ ها و علومی که اهل­بیت(ع) از آنها استفاده می­کنند و جنبه ظاهری دارد و هیچ کس جز ایشان به آنها دسترسی ندارند،

فاطمه(س) بر کرسى تربیت

سید محمود مدنى ‏بجستانى

به زندگى پربار اما کوتاه فاطمه(س) از ابعاد گوناگون مى‏توان نگریست و از دیدگاههاى مختلف به نظاره نشست. آنچه در این نوشتار در پى آنیم «بررسى سیره تربیتى‏» آن حضرت است. به عبارتى دیگر زهرا(س) را بر کرسى مادرى و در کلاس خانواده و در خدمت کودکانش مى‏نگریم.

الگوى تربیت
تربیت (یعنى به فعلیت درآوردن همه استعدادهاى بالقوه انسان) کار سترگ پیامبران و علت انگیزش و بعثت آنان است و تنها کسانى مى‏توانند به حقیقت این هنر را داشته باشند که از چشمه‏سار زلال نبوت سیراب شده و از مکتب آنان درس گرفته باشند و فاطمه(س) شاخسار درخت نبوت بلکه میوه آن درخت است از این روى در تربیت فرزند بهترین الگو براى هر کسى است که مى‏خواهد نقش پدرى یا مادرى خویش را به طور کامل اجرا کند و بدرستى این وظیفه سترگ بگذارد.

فضایل قرآنی فاطمه(سلام الله علیها )

حامد علی اکبر زاده

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) یگانه بانوی بزرگ اسلام است که شناخت حقیقی ابعاد وجودی این سرور زنان دو جهان تنها در عهده ائمه اطهار علیهم السلام و از طریق قرآن مجید و کلام معصومین(علیهم السلام) امکان پذیر خواهد بود و از همین رو ادعای شناخت و معرفت حقیقی این شخصیت با عظمت فقط برازنده انسان کامل و معصوم است. 
حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) در تاریخ اسلام بانویی نمونه و یگانه است که در عرصه های مختلف جایگاه درخشنده اش بروز و ظهور پیدا کرده است و شان و منزلت این کوثر پرعظمت در روایات و احادیث و تفاسیر و تاویل هایی که از سوی معصومین به آن اشاره گردید بارها یادآوری شده است. 

نگاهی به سیره رفتاری حضرت زهرا (س)

محمّد محمّدی اشتهاردی


اشاره:
سخن را از این جا آغاز می‏کنیم که طبق نقل جابربن عبدالله انصاری، پیامبراکرم(ص) فرمود: جبرئیل نزد من آمد و گفت: خداوند خطاب به شما چنین فرمود:
"یا اَحْمَدُ لَوْلاکَ لَما خَلَقْتُ الاَفْلاکَ، وَ لَوْلا عَلِیٌّ لَما خَلَقْتُکَ، وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُکُما؛ ای احمد! اگر تو نبودی، موجودات را نمی‏آفریدم، و اگر علی(ع) نبود، تو را نمی‏آفریدم، و اگر فاطمه(س) نبود شما دو نفر را نمی‏آفریدم."1

نیز پیامبر(ص) فرمود: "رائحةُ الأنبیاء رائحةُ السَّفَرْجَل، وَ رائحَةُ الْحُورِ الْعَیْنِ رائحَةُ الآس، وَ رائحَةُ الْمَلائکَةِ رائحة الْوَرْدِ، وَ رائحة اِبْنَتِی فاطِمَةَ الزَّهْراء رائحةُ السَّفَرْجَلِ والآس وَالْوَرْدِ؛ بوی پیامبران همچون بوی "بِه" است، بوی بانوان بهشت، همچون بوی درخت مورد (شبیه درخت انار که برگ و گل خوشبو دارد) می‏باشد، بوی فرشتگان همچون بوی گل سرخ است، و بوی دخترم زهرا(س) همچون بوی به و مورد و گل سرخ است."2

شرح خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

جلسه هفدهم ؛ 74/9/22
 
 آیت الله آقا مجتبی تهرانی (ره)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم،
 الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محّمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
اتمام حجّت حضرت زهرا(س) با مردم
حضرت زهرا(س) که دید ابوبکر همۀ تقصیرها را به گردن مردم انداخته است رو به حاضران می‏کند و می‏فرماید:
* فَالْتَفَتَتْ فاطِمَةُ(س) إلَی النّاسِ وَ قالَتْ: مَعاشِرَ النّاسَ الْمُسْرِعَةِ إلی قیلِ الْباطِلِ الْمُغْضِیَةِ عَلَی الْفِعْلِ الْقَبیحِ الْخاسِرِ أفَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أمْ عَلی قُلُوبٍ أَقْفالُها[1] کَلا بَلْ رٰانَ عَلی قُلُوبِکُمْ ما أَسَأْتُمْ مِنْ أَعْمالِکُمْ فَأَخَذَ بِسَمْعِکُمْ وَ أَبْصارِکُمْ وَ لَبِئْسَ ما تَأَوَّلْتُمْ وَ ساءَ ما بِهِ أَشَرْتُمْ وَ شَرَّ ما مِنْهُ اعْتَضْتُمْ لَتَجِدُنَّ وَ اللّهِ مَحْمِلَهُ ثَقیلاً وَ غِبَّهُ وَبیلاً إذا کُشِفَ لَکُمْ الْغِطاءُ وَ بانَ ماوَراءَهُ الضَّراءُ وَ بَدالَکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ ما لَمْ تَکُونُوا تَحْتَسِبُونَ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْمُبْطِلُونَ[2]
پس حضرت فاطمه(س) رو کرد به مردم و فرمود: ای مسلمانانی که خیلی سریع به طرف گفته‏های باطل رفتید و در مقابل کار زشتی که زیان‏بار است، چشم خود را بر هم گذاشتند، آیا در قران تدبّر نمی‏کنید یا آن که بر دلهای شما قفل زده شده؟

شرح خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

جلسه شانزدهم ؛ 74/9/8

 آیت الله آقا مجتبی تهرانی (ره)

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم،
 الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محّمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
 
پاسخ حضرت زهرا(س) به ابوبکر
حال حضرت زهرا(س) شروع می‏کند به پاسخ دادن و می‏فرماید:
* سُبْحانَ اللّهِ، مٰا کٰانَ أَبی رَسُولُ اللّهِ(ص) عَنْ کِتابِ اللّهِ صادِفاً وَ لا لِأَحْکٰامِهِ مُخالِفاً.
سُبْحانَ اللّه، هیچ‏گاه پدر من از کتاب خدا اعراض نکرد و با احکام قرآن مخالفت نکرد.
حضرت با گفتن سبحان اللّه تعجب خود را از حرفهای ابوبکر نشان می‏دهد، بعد می‏فرماید: من احکام قرآن را برایت گفتم تو حدیث جعلی می‏آوری که من از پدر تو اطاعت کردم و با این حیله به پدر من نسبت می‏دهی که با قرآن مخالفت کرده است وقتی قرآن می‏گوید: وَرِثَ سُلَیْمانُ داوُدَ[1] یعنی پیامبران ارث می‏گذارند، بعد تو حدیث می‏آوری که پدر من گفته پیامبران ارث نمی‏گذارند. یعنی درد دیگری هم بر من اضافه کردی و آن این که به پدر من تهمت می‏زنی که در حدیث، خلاف قرآن سخن گفته حال آنکه پدر من هرگز مخالفت با قرآن نکرد.

شرح خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

جلسه پانزدهم ؛ 74/9/1
 

 آیت الله آقا مجتبی تهرانی (ره)

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم،
 الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محّمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

پاسخ ابوبکر
* فَأجٰابَهٰا اَبُوبَکْرٍ عَبْدُاللّهِ بْنُ عُثْمانَ
سپس ابوبکر شروع کرد به پاسخ دادن. نام ابوبکر عبداللّه و نام پدرش عثمان بوده.
اوّلاً باید توجه کرد که چرا ابوبکر پاسخ می‏دهد؟ همان‏طور که در ابتدای خطبه گفته شد حضرت زهرا(س) پس از اینکه به مجلس وارد شدند و نشستند ابتدا حمد الهی کردند اَلْحَمْدُلِلّهِ عَلی ما اَنْعَمَ و سپس ذکر شهادت و توحید و نبوت و معاد و بعد مسئلۀ رحلت پیامبر اکرم(ص) و تا آخر خطبه و در هیچ جای خطبه هم خطاب ایشان به شخص خاصی نبود و در روایت هم آمده بود که ثُمَّ الْتَفَتَتْ(س) إلی اَهْلِ الَْمجْلِسِ یعنی سپس به حضار مجلس توجه کردند و در جای دیگر هم در ضمن خطبه حضرت فرمود أَنْتُمْ عِبادَ اللّهِ یعنی باز هم مخاطب را جمع قرار دادند، امّا چرا ابوبکر پاسخ می‏دهد. علّت پاسخگویی ابوبکر این است که اولاً حضرت(س) مسئلۀ غصب فدک را مطرح کرد و ضمیر هم مرجع خودش را پیدا می‏کند، ثانیاً حضرت(س) مسئلۀ غصب خلافت را مطرح کرد

شرح خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

جلسه چهاردهم ؛ 74/8/18
 آیت الله آقا مجتبی تهرانی (ره)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم،
 الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محّمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
حضرت زهرا(س) در ادامه می‏فرمایند:

* بُؤْساً لِقَوْمٍ نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ

بدا به حال گروهی که پیمانها یا قسم‏های خود را شکستند پس از آنکه پیمان بسته بودند.
* وَ هَمُّوا بِاِخْراجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدؤُوکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ اَلا تُقاتِلُونَ...
تصمیم گرفتند که پیغمبر را از مدینه بیرون کنند و اینان توطئه را علیه شما آغاز کردند.
* أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللّهُ اَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ اِنْ کُنْتُمْ مُؤمِنینَ[1]
آیا از آنها می‏ترسید حال آنکه خداوند سزاوارتر است که از او بیمناک شوید اگر مؤمن باشید. این عبارت حضرت عیناً آیۀ قرآن کریم است. حضرت به خوبی مسئلۀ خیانت یهود را بر جریان سقیفه تطبیق می‏دهند و این خیانت سردمداران سقیفه را نظیر همان خیانت اهل یهود مدینه می‏دانند. یهود می‏خواستند پیغمبر را از مدینه بیرون کنند اینها هم می‏خواهند پیغمبر را از صحنه خارج کنند، بحث شخص حضرت علی(ع) و شوهر من نیست، بحث عدم اطاعت از کسی است که پیغمبر او را از ناحیۀ خدا برای خلافت معرفی کرده بود. پس علی(ع) را از خلافت دور کردن در واقع حضرت رسول اکرم(ص) را از صحنه خارج کردن است.

شرح خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

جلسه سیزدهم ؛ 74/8/17
 آیت الله آقا مجتبی تهرانی (ره)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم،
 الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محّمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
حضرت زهرا(س) در ادامه می‏فرمایند:

* فَتِلْکَ وَ اللّهِ النّازِلَةُ الْکُبْری وَ الْمُصیبَةُ العُظمی لامِثْلَها نازِلَةٌ وَ لا بائِقَةٌ عاجِلَةٌ
بخدا قسم مثل این حادثه‏ ها، پیشامدهای بزرگی بود که هیچ مصیبتی مانند او نیست و هیچ نظیر نداشت.
* أَعْلَنَ بِهٰا کِتابُ اللّهِ جَلَّ ثَنائُهُ فی أَفْنِیَتِکُمْ فی مُمْسٰاکُمْ وَ مُصْبَحِکُمْ هِتافاً وَ صُراخاً وَ تِلاوَةً وَ إلْحٰاناً
این مصیبت را کتاب خداوند جل ثنائه در آستانۀ خانه‏ های شما و در شامگاهان و صبحگاهان خبر داده بود آن هم با صدای بلند، با ندا و فریاد و خواندن یعنی با تلاوت و با نغمه. یعنی هر کس قرآن را به یک نحو در شبانه‏روز می‏خواند و از مضامین آن اطلاع دارد که یک مضمون آن هم رحلت پیغمبر اکرم(ص) است.

شرح خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

جلسه دوازدهم ؛ 74/8/10
 آیت الله آقا مجتبی تهرانی (ره)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم،
 الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محّمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
حضرت استدلال خویش را ادامه می‏دهد:
* أَمْ أَنْتُمْ أَعْلَمُ بِخُصُوصِ الْقُرْآنِ وَ عُمُومِهِ مِنْ أَبی وَ ابْنِ عَمّی؟
آیا شما نسبت به عام و خاص قرآن از پدر و پسرعمویم داناتر هستید؟ یعنی مگر بر آیات روشن قرآن در مورد ارث تخصیص یا استثنایی وارد شده که شما خبر دارید امّا پیغمبر خدا و پسرعمویم علی(ع) از آن خبر ندارند. حضرت اشاره به حدیث مجعول می‏کند و می‏فرماید آیا با آن حدیث به قرآن تخصیص خورده است و شما از آن حدیث خبر دارید ولی پدرم و پسرعموی من علی(ع) از آن تخصیص خبر ندارد؟ در اینجا حضرت بالملازمه مطلب دیگری را هم مطرح می‏کند و آن اعلم بودن علی(ع) نسبت به بقیه مردم در مورد قرآن است. چون هیچ کس منکر اعلمیت علی(ع) بعد از پیغمبر اکرم(ص) نبود و علی(ع) از نظر علمی از پیغمبر چیزی کم ندارد؛ در این عبارت باز حضرت عطف می‏کند ابن عمّ را به پدر در علم به قرآن.

شرح خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

جلسه یازدهم ؛ 74/8/3
 آیت الله آقا مجتبی تهرانی (ره)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم،
 الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محّمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
حضرت زهرا(س) در ادامه می‏فرمایند:
* وَ أَنْتُمْ تَزْعُمُونَ أَنْ لا إِرْثَ لَنا[1]
و شما گمان می‏کنید که ما از پیامبر اکرم(ص) ارث نمی‏بریم.
* أَفَحُکْمُ الْجاهِلِیَّةِ تَبْغُونَ؟ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُکْماً لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ. أَفَلا تَعْلَمُونَ؟
آیا شما حکم زمان جاهلیت را انتخاب کرده‏اید؟ چه کسی بهتر از خدا حکم می‏کند در نظر آنان که اهل یقین‏اند؟ آیا شما نمی‏دانید؟
در اینجا چند مطلب باید ذکر شود، اوّل آن که فدک بر طبق آنچه عامّه و خاصّه نقل کرده‏ اند منطقه ‏ای بود یهودی‏نشین و با زور و جنگ فتح نشده بود که مثل غنائم جنگی احکام خاصّی داشته باشد، یعنی از غنائم جنگی نبود و خود یهودیان بدون درگیری و جنگ این زمین را به پیغمبر اکرم(ص) دادند؛ لذا فدک اصلاً جزو فتوحات اسلامی نیست بلکه از اموال شخصی آن حضرت بود و مربوط به مسلمانان نمی‏شد.

شرح خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

جلسه دهم ؛ 74/7/26
 آیت الله آقا مجتبی تهرانی (ره)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم،
 الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محّمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
حضرت زهرا(س) در ادامه می‏فرمایند:
* ثُمَّ لَمْ تَلْبَثُوا إِلا أَنْ تَسْکُنَ نَفْرَتُهٰا
و شما صبر نکردید مگر به اندازه‏ای که این مرکب خلافت ساکت و آرام شود. نَفُور به معنی دور شدن چهارپا و کنایه از چموشی است. انسان وقتی بخواهد سوار مَرکب شود، ابتدا مرکب کمی رَم می‏کند و از انسان دور می‏شود و انسان هم صبر می‏کند تا مرکب رام شود و بعد از او سواری بگیرد. حضرت(س) فتنۀ زمان خلافت را به شتر تشبیه کردند یعنی شما با عجله و بدون اطلاع اهل‏بیت و گروه کثیری از مهاجرین و انصال در سقیفه تشکیل جلسه دادید و خلیفه‏ تراشی کردید. شاید هم منظور حضرت این است که این خلافت هم مثل مرکبی که ابتدا رام کسی نمی‏شود و چموشی دارد، یک چموشی‏ای داشت و آن همان مخالفت هایی بود که در سقیفه روی داد.

شرح خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

جلسه نهم ؛ 74/7/20
 آیت الله آقا مجتبی تهرانی (ره)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم،
 الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محّمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
حضرت زهرا(س) در ادامه می‏فرمایند:
* وَالْکَلْمُ رَحیبٌ
و هنوز جراحت ناشی از رحلت پیغمبر باز و وسیع است. یعنی آن جراحت وارده به قلوب ما و علاقمندان وسیع است.
* وَ الْجُرْحُ لَمّا یَنْدَمِلْ
و جراحتی که از ناحیۀ وفات پدرم وارد شد هنوز التیام نیافته است. اشاره به اینکه ما هنوز داغدار و عزادار هستیم.
* وَ الرَّسُولُ لَمّایُقْبَرْ
و هنوز رسول خدا دفن نشده بود. این خطبه بنا بر قولی ده روز بعد از فوت رسول خدا(ص) ایراد شده است. حضرت زهرا(س) می‏گوید هنوز زمانی از داغ رحلت پدرم پیامبر خدا(ص) نگذشته که شما این گونه عمل کردید.

شرح خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

جلسه هشتم ؛ 74/7/19
 آیت الله آقا مجتبی تهرانی (ره)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم،
 الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محّمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
حضرت زهرا(س) در ادامه خطبه پس از آنکه فعالیتهای حضرت علی(ع) را در حوادث سخت برشمرد می‏فرماید:
 
توجّه مردم به رفاه و راحت‏ طلبی
* وَ أَنْتُمْ فی رِفاهِیَةٍ مِنَ الْعَیْشِ
و در همان حال شما در رفاهِ عیش و خوشگذرانی بودید. یعنی شمایی که تا قبل از اسلام در بدبختی و ضعف اجتماعی و مادی و معنوی بودید و توسری‏ خور شده بودید و هر کس به شما طمع داشت، با تلاشهای پدرم و کوششهای حضرت علی(ع) به امنیت و احترام و رفاه و عزّت رسیدید و به عیش و نوش افتادید و برای دفاع از همان اسلام که به شما عزّت داد خود را به زحمت نینداختید.

شرح خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

جلسه هفتم ؛ 74/7/18
 آیت الله آقا مجتبی تهرانی (ره)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم،
 الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محّمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
حضرت زهرا(س) در ادامه می‏فرمایند:
* فَإنْ تَعْزُوهُ وَ تَعْرِفُوهُ تَجِدُوهُ أبی دُونَ نِسائِکُمْ وَ أخَا ابْنِ عَمّی دُونَ رِجالِکُمْ
و اگر مراجعه کنید به نسب پیغمبر اکرم(ص) و او را بشناسید می‏فهمید که او پدر من است نه پدر زنهای شما و او برادر پسرعموی من است نه برادر مردان شما. با این نحو استدلال همۀ حاضران در مجلس غافلگیر شدند. زیرا می‏گوید شما معتقدید که پدر من پیغمبر است من هم فرزند او هستم و او برادر همسر من است. چقدر زیباست که بدون اینکه اسم علی(ع) را ببرد می‏گوید پیغمبر خدا برادر پسرعموی من است و بدین‏ ترتیب اشاره می‏کند به ماجرای عقد اخوّت. همه می‏دانستند پیغمبر اکرم(ص) پس از ورود به مدینه بین مهاجرین و انصار عقد اخوّت و برادری بستند امّا طرف عقد اخوّت خودشان را حضرت علی(ع) قرار دادند و این یک اخوّت حساب شده و معنوی بود.

شرح خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

جلسه ششم ؛ 74/7/17
 آیت الله آقا مجتبی تهرانی (ره)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم،
 الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محّمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
حضرت زهرا(س) در ادامه می‏فرمایند:
* وَ رَغْبَةٍ وَ إیْثارٍ
و پیامبر با رغبت و از خودگذشتگی قبض روح شد.
* فَمُحَمَّدٍ مِنْ تَعَبِ هذِهِ الدّارِ فی راحَة
پس پدرم از سختی‏ها و رنجهای این دنیا راحت شد. در واقع این عبارت نوعی تعریض به عملکرد مردم هم بود.
* قَدْ حُفَّ بِالْمَلائِکَةِ الأبْرارِ وَ رِضْوانِ الرَّبِّ الْغَفّارِ وَ مُجاوِرَةِ الْمَلِکِ الْجَبّارِ
همانا گرداگرد آن حضرت را فرشتگان نیک‏سرشت احاطه کرده ‏اند و آن حضرت مشمول رضایت پروردگار غفار و در قرب سلطان جبّار است.

شرح خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

جلسه پنجم ؛ 74/7/16
آیت الله آقا مجتبی تهرانی (ره )
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، 
الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محّمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
 
حضرت زهرا(س) در ادامه می‏فرمایند:
* اِذِ الْخَلائِقُ بِالْغَیْبِ مَکْنُونَةٌ وَ بِسِتْرِ الْأهٰاویلِ مَصُونَةٌ
یعنی این انتخاب پدرم از سوی خداوند آن‏گاه بود که همۀ خلائق پوشیده و به پوشش هولها محفوظ بودند. اشاره به این است که این انتخاب آن‏گاه صورت گرفت که هنوز موجودات وجود عینی پیدا نکرده بودند و پا به عرصۀ وجود نگذاشته بودند.
* وَ بِنَهایَةِ الْعَدَمِ مَقْرُونَةٌ
و هنوز موجودات به منتهای عدم مقرون بودند. در اینجا ممکن است این سؤال مطرح شود که اگر هنوز موجودات خلق نشده بودند و پا به عرصۀ وجود (از نظر وجود عینی) نگذاشته بودند پس برگزیدگی و انتخاب چگونه معنا پیدا می‏کند؟ حضرت زهرا(س) خود در عبارت بعد به این سؤال پاسخ می‏دهد.

شرح خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

جلسه چهارم ؛ 74/7/15
 آیت الله آقا مجتبی تهرانی (ره)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم،
 الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محّمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
 
حضرت زهرا(س) در ادامه می‏فرمایند:
* إلا تَثْبیتاً لِحِکْمَتِهِ
مگر اینکه این خلقت موجودات برای تثبیت حکمتش بود. حکمت به معنی قدرت بر یک شی‏ء است اما بر طبق مصلحت. در اینجا حضرت می‏فرمایند حکمت الهی به یک معنا اقتضاء خلقت می‏کند و البته فضل خداوند و فیاضیّتش هم از طرف دیگر اقتضاء خلقت می‏کند. همه اینها اقتضاء دارد که حکمت خود را بروز بدهد و ظاهر بسازد و الاّ بخیل خواهد بود. یعنی در موردی که مصلحت ایجاب می‏کند و توان انجام آن را هم دارد اگر انجام ندهد بخیل است. پس خداوند به واسطۀ خلق موجودات حکیم بودن خویش را ثابت و ظاهر کرد.
* وَ تَنْبیهاً عَلیٰ طٰاعَتِهِ
و خداوند خلق کرد همچنین برای اینکه آگاه بسازد من و شما را بر طاعتش.

شرح خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

جلسه سوم ؛ 74/7/14
 آیت الله آقا مجتبی تهرانی (ره)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم،
 الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محّمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
 
حضرت زهرا(س) در ادامه می ‏فرمایند:
* وَ اسْتَحْمَدَ اِلَی الْخَلائِقِ بِإِجْزالِها
یعنی خداوند طلب حمد کرده است از خلائق در مقابل کثرت نعمتها. اِجزال همان اِکثار است. یعنی خداوند از بندگانش طلب حمد فرموده در مقابل نعمتهایش امّا برای افزونی نعمتها. قبلاً عرض کردم که باب شکر از غیر خدا همان تشکر یعنی قدردانی از آن نعمت است به مقداری که انعام پیدا کرده. در آنجا یعنی در مورد تشکر از انسان نباید حمد به کار ببری چرا؟ چون حمد مختص خداست.

شرح خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

جلسه دوم ؛ 74/7/13
آیت الله آقا مجتبی تهرانی (ره)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم،
 الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محّمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
 
متن خطبه
پس از اینکه مجلس آرام شد حضرت زهرا(س) شروع به سخن کردند که سخنان حضرت را به ترتیب ذکر کرده و مورد بحث قرار می‏دهیم.
 
حمد الهی و شکر نعمتها
* فَقٰالَتْ: اَلْحَمْدُلِلّهِ عَلی ما أنْعَمَ وَ لَهُ الشُّکْرُ عَلی ما أَلْهَمَ
پس فرمود: ستایش خداوند را بر آنچه انعام فرمود و شکر خدای را بر آنچه که به انسانها الهام کرد.
همانطور که در مقدمه گفتم بنای کار ما بر توضیح مختصر و ذکر مطلب به صورت اشاره است و الا مطالب بسیار زیادی در مورد حقیقت حمد و شکر وجود دارد.

شرح خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

جلسه اوّل ؛ 74/7/12
آیت الله آقا مجتبی تهرانی (ره)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم،
 الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محّمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
 
سند خطبه
موضوع این بحث مروری بر خطبۀ حضرت زهرا(س) در مسجد پیغمبر اکرم(ص) پس از وفات پدر بزرگوارشان می‏باشد. البته شرح کامل این خطبه نیازمند فرصت و مجال بسیار مفصّلی است امّا سعی می‏کنم تا با عنایت خداوند بحثی بین ترجمه و شرح در مورد این خطبه ارائه دهم.
پرتوى از فضایل حضرت زهرا(س)در تفسیر روض‏ الجنان

فاطمه زهراعلیهاالسلام دختر پیامبر اکرم، سیماى پرفروغ ایمان، نمونه روشن تقوا، و اسوه تمام‏عیار زن مسلمان است. در فضیلت آن بانوى بزرگوار نویسندگان مذاهب اسلامى روایتها آورده‏اند که هر یک بیانگر گوشه‏اى از عظمت روحى آن نور مبین و گوهر ثمین است. مسلمانان نیک‏نهاد عموما و شیعیان شیفته‏جان خصوصا عشق محمد و آل محمد را پیوسته در سویداى دل نهفته داشته‏اند. در طول قرون با دل و جان به خاندان رسالت عشق ورزیده و جلوه‏هاى این مهرورزى را با خامه اخلاص رقم زده‏اند. 
از جمله عالم نامور شیعه حسین بن على بن محمد بن احمد الخزاعى در تفسیر روض‏الجنان و روح الجنان فى تفسیر القرآن علاوه بر مطالب متنوع لغوى، فقهى، کلامى، ادبى در فضیلت‏خاتون دو جهان حضرت صدیقه کبرى روایتها آورده است، همچنین ذکر و نقل روایت از امامان «امام على، امام حسن، امام حسین، على‏بن الحسین، ابوجعفر محمدبن على، جعفربن محمد الصادق، على‏بن موسى الرضاعلیهم‏السلام‏» در تفسیر گرانقدر کشف الاسرار و عدة الابرار بیانگر علاقه و گرایش ابوالفضل رشیدالدین میبدى به آن انوار پاک است. در این جا براى نشان دادن هم‏آوایى مفسران شیعى و سنى در ذکر مناقب و فضایل حضرت فاطمه، به عنوان نمونه شواهدى از دو تفسیر فوق ارائه مى‏گردد. 

فضایل حضرت زهرا(س) از زبان عایشه

فاطمه زهرا «حوراء انسیه»

 حدیث اول (1) 
فاطمة حوراء أنسیة 
عن عائشة، قالت: قلت: یا رسول‏اللَّه ما لک؟ إذا جاءت فاطمة قبلتها حتى تجعل لسانک فى فیها کله، کأنک ترید أن تلعقها عسلا؟ قال: نعم یا عائشة، طنى لما أسرى بى إلى السماء أدخلنى جبرئیل الجنة، فناولنى منها تفاحة فأکلتها فصارت نطفة فى صلبى فلما نزلت واقعت خدیجة، ففاطمة من تلک النطفة و هى حوراء إنسیة، کلما إشتقت إلى الجنة قبلتها.

یازده فضیلت برای حضرت فاطمه علیهاالسلام درکلام اهل سنت

حضرت زهرا علیها السلام هم به لحاظ نسب و خانواده و هم به جهت رفتار و منش شخصی و اوصاف فردی در اوج قله عظمت و بزرگی قرار دارد.حضرت زهرا علیها السلام هم به لحاظ نسب و خانواده و هم به جهت رفتار و منش شخصی و اوصاف فردی در اوج قله عظمت و بزرگی قرار دارد.  او در عظمت و بزرگی نسب خانوادگی شهره جهان است؛ زیرا پدری چون حضرت محمد صلی الله علیه و آله - اولین فرد جهان هستی در کمال و فضائل - و مادری چون خدیجه کبری علیها السلام - یکی از زنهای کامله جهان هستی و دومین مسلمان، و فداکارترین فرد در راه اسلام - و همسری چون امیرمؤمنان علی علیه السلام - که به منزله جان پیامبر صلی الله علیه و آله و برترین انسان بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله می‌باشد - و فرزندانی چون حسنین علیهما السلام و زینبین علیهما السلام دارد.     اگر محصول تربیت زهرا علیه السلام فقط زینب علیها السلام بود، در افتخار و عظمت حضرت زهرا علیها السلام کفایت می‌کرد. راستی کجا می‌توان خانواده‌ای یافت که مانند خانواده زهرا علیها السلام پدر معصوم، همسر معصوم، فرزندان ذکور معصوم و خود خانم نیز معصومه باشند و کجا می‌توان خانه‌ای یافت که چنین انسانهای بزرگی در آن جمع شوند، جز خانه گلی فاطمه.  و او در اوج فضایل قرار دارد به حدی که شناخت او جز برای معدودی از انسانها غیرممکن است.  امام صادق علیه السلام فرمود: «وهی الصدیقة الکبری وعلی معرفتها دارت القرون الاولی.» ؛ او صدیقه کبری است که بر محور شناخت او قرنهای گذشته دور زده است.» (1)  شاعر عرب به همین نکته اشاره کرده و می‌گوید:  وحبها من الصفات العالیة                        علیه دارت القرون الخالیة  «دوستی او از صفات ارزنده است، و قرنهای گذشته بر محور او چرخیده است.»  چگونه می‌توان او را شناخت، در حالی که خدای متعال به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده است: «یا احمد لولاک لما خلقت الافلاک ولولا علی لما خلقتک ولولا فاطمة لما خلقتکما؛ (2) ‌ای پیامبر! اگر تو نبودی هستی را نمی‌آفریدم، و اگر علی علیه السلام نبود تو را خلق نمی‌کردم، و اگر فاطمه نبود شما دو نفر را به وجود نمی‌آوردم.»  و پیامبر گرامی اسلام درباره او فرمود: «ولو کان الحسن شخصا لکان فاطمة بل هی اعظم؛ ان فاطمة ابنتی خیر اهل الارض عنصرا وشرفا وکرما؛ (3)  اگر [خوبیها و] زیبائیها به صورت انسانی درآید، او فاطمه خواهد بود، بلکه او برتر [از آن] است؛ براستی که دخترم فاطمه برترین انسان روی زمین از نظر عنصر و ذات، و از نظر شرافت وبزرگواری است.»  و چگونه می‌توان به فضائل و خوبیهای او پی برد و حال آنکه قطب عالم امکان، مهدی صاحب الزمان؛ آنکه همه خوبیها در او جمع شده است، فاطمه علیها السلام را الگو و مقتدای خویش می‌داند، آنجا که می‌فرماید: «وفی ابنة رسول الله لی اسوة حسنة، وسیردی الجاهل رداءة عمله وسیعلم الکافر لمن عقبی الدار؛ (4) دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله زیباترین الگو برای من است، و به زودی نادان پستی عمل خویش را خواهد دید و کافران در می‌یابند که پایان کار به نفع چه کسی می‌باشد.»  فاطمه لیلة القدر ناشناخته است. امام صادق علیه السلام فرمود: ««انا انزلناه فی لیلة القدر» الیلة: فاطمة والقدر: الله، فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد ادرک لیلة القدر، و... سمیت «فاطمة.» لان الخلق فطموا عن معرفتها؛ (5)  [اینکه خداوند می‌فرماید:] ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم، [مراد از] شب، فاطمه و مراد از قدر، خداوند است. در نتیجه هر کسی فاطمه را آنچنان که باید بشناسد، به حقیقت شب قدر را درک نموده است، و.. و اینکه فاطمه، فاطمه نامیده شده است برای این است که مخلوق از [کنه] معرفت او عاجز است.»  فضائل زهرا علیها السلام آنچنان که باید و شاید قابل درک نبوده و البته قابل انکار نیز نمی‌باشد.  پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: «الویل، ثم الویل، الویل لمن شک فی فضل فاطمة؛ وای [و عذاب باد،] سپس وای، وای بر کسی که در فضیلت زهرا علیها السلام شک روا دارد.»  زهرا علیها السلام در کلام محققین اهل سنت  1. ابن صباغ مالکی: «در افتخار فاطمه همین بس که دختر پیامبر صلی الله علیه و آله خیرالبشر است، فاطمه‌ای که ولادتش پاک، و سیده است به اتفاق همه مسلمین.» (6)  2. محمد بن طلحه شافعی: «دقت کن در آیه مباهله (7) و ترتیب و عبارات آن، و اشاراتی که به علو مقام فاطمه دارد، و چگونه او وسط قرار گرفته است، (چنانکه در حال رفتن بین پیامبر صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام بود) تا مقام و منزلت او بیشتر روشن گردد.» (8)  3. عباس محمود، العقاد المصری: «در هر دینی یک چهره از زن کامله وجود دارد که همه او راتقدیس می‌کنند. و گویا او نشانه خداوند بین مردان و زنان است، در مسیحیت چهره مریم پاکدامن، و در اسلام لاجرم آن چهره کامله فاطمه بتول می‌باشد. (9) .»  4. دکتر علی ابراهیم حسن: «در زندگی فاطمه انواع عظمتها را می‌بینیم که این عظمتها را همچون بلقیس و... از راه داشتن قصر و ثروت و زیبائی ظاهری به دست نیاورده است. و همچون عایشه، شهرت خویش را از راه رهبری جنگجویان (در جنگ جمل) ورویارویی با مردان به چنگ نیاورده، بلکه از راه حکمت و بزرگی شخصی خود، عالم را از حکمت و عظمت پر نموده است، حکمتی که مرجعش کتب فلاسفه و علماء نیست. بزرگی که ریشه‌اش پادشاهی و ثروت نیست بلکه از درون جانش و کمالات نفسش ریشه می‌گیرد. (10) .»  آری او شخصیتی است که هر قدر فهم بشر در شناخت حقیقتش بیشتر فرو رود، با مسائل حل نشده و رازهای ناگشوده بیشتری روبرو می‌شود، و سرانجام عاجزانه باید بگویند که اندیشه‌ها از درک فضائل زهرا عاجزند.  فضائل حضرت زهرا علیها السلام  در این نوشتار به بعضی از فضائل حضرت زهرا علیها السلام اشاره می‌شود:  1. ولادت زهرا علیها السلام بعد از چهل شبانه روز عبادت و کناره گیری رسول خدا صلی الله علیه و آله از خدیجه کبری، فرشته خدا غذایی از بهشت برای آن حضرت آورد، بعد از افطار با آن غذای بهشتی و روحانی، جبرئیل عرض کرد:‌ای رسول خدا! امشب از نماز مستحبی درگذر و به سوی خانه خدیجه بشتاب! زیرا خداوند اراده نموده که از صلب تو فرزند پاکیزه‌ای بیافریند. بدنبال این فرمان، نور فاطمه علیها السلام از صلب پدر به رحم مادر انتقال یافت (11) .  بعد از مدتی جبرئیل به پیامبر صلی الله علیه و آله این گونه بشارت داد: «ای رسول خدا! بچه‌ای که در رحم خدیجه علیها السلام می‌باشد، دختر ارجمندی است که نسل تو از وی بوجود خواهد آمد، او مادر امامان و پیشوایان دین است که بعد از انقطاع وحی جانشین تو خواهند شد. (12) .»  بعد از اتمام دوران بارداری خدیجه، فرشتگان خدا و حوریان بهشتی و زنان آسمانی به یاری خدیجه شتافتند و بدین گونه، فاطمه عزیز، یعنی اختر فروزان آسمان نبوت پا به عرصه گیتی نهاد، و به نور تابناک خود، شرق و غرب عالم را روشن ساخت (13) .  از سخنان پیش گفته، فضیلت حضرت زهرا علیها السلام در اصل انعقاد نطفه، دوران جنینی، و پا گذاشتن به عرصه گیتی به خوبی آشکار است.  2. نور فاطمه علیها السلام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «خلق نور فاطمة علیها السلام قبل ان تخلق الارض والسماء فقال بعض الناس: یا نبی الله! فلیست هی انسیة؟! فقال: فاطمة حوراء انسیة؛ (14) نور فاطمه قبل از خلقت زمین و آسمان آفریده شد، بعضی از مردم عرض کردند:‌ای پیامبر خدا! پس زهرا از آدمیان نیست؟ فرمود: فاطمه حوریه بشری است.»  پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در جای دیگر فرمود: «لما خلق الله الجنة خلقها من نور وجهه، ثم اخذ ذالک النور فقذفه فاصابنی ثلث النور، واصاب فاطمة ثلث النور، واصاب علیا واهل بیته ثلث النور؛ فمن اصابه من ذلک النور اهتدی الی ولایة محمد، ومن لم یصبه من ذلک النور ضل عن ولایة آل محمد صلی الله علیه و آله؛ خداوند بهشت را از نور وجود خود آفرید، سپس آن را برگرفته و رها کرد. پس یک سوم آن به من [پیامبر صلی الله علیه و آله] و یک سوم آن به فاطمه، و ثلث باقیمانده به علی علیه السلام و اهلبیت او اصابت کرد. پس هر کس که از آن نور به او برسد، به ولایت آل محمد صلی الله علیه و آله رهنمون می‌شود، و هر کس از آن نور به او نرسد از ولایت آل محمد صلی الله علیه و آله گمراه [و به بیراهه خواهد رفت] .» (15)  3. نام زهرا علیها السلام یونس می‌گوید، امام صادق علیه السلام فرمود: «لفاطمة علیها السلام تسعة اسماء عند الله عزوجل: فاطمة، والصدیقة، والمبارکة، والطاهرة، والزکیة، والراضیة، والمرضیة والمحدثة والزهراء ثم قال علیه السلام اتدری‌ای شی ء تفسیر فاطمة؟ قلت اخبرنی یا سیدی، قال: فطمت من الشر؛ (16)  برای فاطمه نزد خدای بلند مرتبه نه اسم است: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا.  آنگاه فرمود: معنی و تفسیر فاطمه را می‌دانی؟ گفتم: آقای من شما بفرمائید. فرمود: فاطمه را از آن جهت فاطمه گویند که از شر بدور است.»  همچنین برای وجه تسمیه فاطمه علیها السلام وجوه دیگری نقل شده است که عبارتند از:  1. فاطمه از اسم خداوند یعنی فاطر گرفته شده است (17) .  2. چون دوستان و شیعیان او از آتش جهنم در امان اند. (18)  3. چون از عادت ماهانه بریده و منقطع بوده است. (19)  4. عبادت فاطمه علیها السلام امام صادق علیه السلام فرمود: «کانت اذا قامت فی محرابها زهر نورها لاهل السماء کما یزهر الکواکب لاهل الارض؛ (20) هرگاه فاطمه علیها السلام در محراب عبادتش می‌ایستاد، نور او برای اهل آسمان می‌درخشید؛ آنگونه که ستارگان برای اهل زمین می‌درخشند.»  امام حسن علیه السلام فرمود:  «ما کان فی الدنیا اعبد من فاطمة علیها السلام حتی تورم قدماها؛ (21) عابدتر از فاطمه در دنیا نبود، [آنقدر عبادت کرد] که پاهای [مبارکش] ورم کرد.»  5. اخلاص فاطمه علیها السلام از حسین بن روح سؤال شد: پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله چند دختر داشت؟ گفت: چهار دختر. سؤال شد: کدامیک برتر بود؟ گفت: فاطمه؛ به خاطر اینکه وارث [علم] نبی بود و نسل پیامبر صلی الله علیه و آله از طریق او انتشار یافت. و خداوند این دو خصلت را به خاطر اخلاص او عنایت فرمود. (22)  سوره هل اتی هم که پاداش اخلاص و عطای اهل بیت است، بر اوج اخلاص فاطمه علیها السلام به عنوان یکی از اهلبیت علیهم السلام دلالت دارد.  6. ذکر و تسبیح فاطمه علیها السلام از علی علیه السلام نقل شده است که: یکی از پادشاهان عجم برده‌ای به پیامبر هدیه نمود، من به فاطمه گفتم نزد رسول خدا برو و خدمتگزاری برای خود درخواست کن، زهرا نزد رسول خدا رفته و این موضوع را با ایشان در میان گذارد، پیامبر علیه السلام فرمودند: فاطمه جان! چیزی به تو دهم که برایت از خادم و آنچه در دنیاست بهتر باشد؛ بعد از نماز، 34 بار الله اکبر، و 33 مرتبه الحمد لله و 33 بار سبحان الله بگو.  آنگاه این اذکار سه گانه را با «لا اله الا الله.» پایان بخش، و این برای تو از آنچه خواسته‌ای و ازدنیا و آنچه در دنیاست بهتر خواهد بود. (23)  فاطمه زهرا علیها السلام مقید بود که این تسبیحات را بعد از هر نماز بگوید و به همین علت تسبیحات فاطمه زهرا علیها السلام نامیده شده است.  فضیلت تسبیحات فاطمه علیها السلام  در فضیلت تسبیحات حضرت زهرا علیها السلام امام صادق علیه السلام فرمود: «من سبح تسبیح فاطمة الزهراء علیها السلام قبل ان یثنی رجلیه من صلاة الفریضة غفر الله له؛ (24) هر کس تسبیح فاطمه را قبل از آنکه از حالت نماز فارغ شود بگوید؛ خداوند او را می‌آمرزد.»  و همچنین امام صادق علیه السلام بارها می‌فرمودند: «تسبیح فاطمة علیها السلام فی کل یوم فی دبر کل صلاة احب الی من الف رکعة فی کل یوم؛ (25) تسبیح فاطمه زهرا علیها السلام درهر روز بعد از هر نماز نزد من محبوب‌تر از هزار رکعت نماز در هر روز است.»  و نیز فرمودند: «تسبیح فاطمة الزهراء علیها السلام من الذکر الکثیر الذی قال الله عزوجل «واذکروا الله ذکرا کثیرا»؛ (26) تسبیح فاطمه زهرا علیها السلام مصداق ذکر کثیری است که خداوند فرمود: خدا را یاد کنید، یاد کردنی بسیار.»  7. علم فاطمه علیها السلام علم انسانهای معمولی اکتسابی است ولی علم انبیاء و اولیاء الهی لدنی و الهی است، علم فاطمه زهرا علیها السلام هم لدنی بود. سلمان گوید: عمار به من گفت: از امر تعجب آوری برای تو خبر دهم! گفتم بگو، عمار گفت: (روزی) همراه با علی علیه السلام بر فاطمه زهرا علیها السلام وارد شدیم. هنگامی که نگاه زهرا علیها السلام به علی علیه السلام افتاد، فرمود، نزدیک بیا تا حدیث گذشته، حال و آینده راتا روز قیامت، برایت بگویم. دیدم امیرالمؤمنین علیه السلام به حالت قهقری (و به عقب) برگشت و نزد پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله مشرف شد، حضرت فرمود:‌ای اباالحسن نزدیک بیا. علی علیه السلام نزدیک پیامبر صلی الله علیه و آله نشست، بعد از اینکه آرام گرفت، پیامبر اسلام فرمود: من خبر دهم یا خود خبر می‌دهی؟! عرض کرد: خبر دادن از شما زیباتر است. آنگاه حضرت جریانی که بر علی گذشته بود را شرح داد، علی علیه السلام عرض کرد آیا نور فاطمه از نور ما می‌باشد؟ حضرت فرمود: مگر نمی‌دانی؟ آنگاه علی علیه السلام سجده شکر انجام داد.  8. فاطمه علیها السلام محدثه بود دانشمندان شیعه و سنی بالاتفاق قائل به وجود محدث در اسلام می‌باشند و معتقدند که بعد از پیامبر اسلام یقینا بشر محدث وجود داشته است، منتهی در مصداق اختلاف است. در تعریف محدث می‌گویند: «المحدث یسمع الصوت ولا یری شیئا؛ (27) محدث صدای فرشته را می‌شنود ولی چیزی را نمی‌بیند.»  امام صادق علیه السلام فرمود: «فاطمة بنت رسول الله کانت محدثة ولم تکن نبیة انما سمیت فاطمة محدثة لان الملائکة کانت تهبط من السماء فتنادیها کما تنادی مریم بنت عمران...؛ (28) فاطمه دختر رسول خدا محدثه بود نه پیامبر. فاطمه را از این جهت محدثه نامیده اند که فرشتگان از آسمان بر او نازل می‌شدند و با او همانند مریم دختر عمران گفتگو داشتند.»  حضرت صادق علیه السلام سخن خود را چنین ادامه می‌دهند: شبی حضرت صدیقه علیها السلام به فرشتگان هم صحبت خویش فرمود: آیا آن زن که بر جمیع زنان عالم برتری دارد، مریم دختر عمران نیست؟ جواب دادند: نه؛ زیرا مریم فقط سیده زنان عالم در زمان خودش بود، ولی خدای متعال تو را سیده زنهای عالم خودت، و هم عالم زمان مریم و اولین و آخرین قرار داده است (یعنی تو را بانوی بانوان جهان قرار داد) .»  و باز فرمود: «فاطمه بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله 75 روز بیشتر زنده نماند، و غم جانسوز داغ پدر قلب او را لبریز کرده بود، به این جهت جبرئیل پی در پی به حضورش می‌رسید، و او را در عزای پدر تسلیت می‌گفت.» (29) جبرئیل گاه از مقام و منزلت پدر بزرگوارش وگاه از حوادثی که بعد از رحلت او بر ذریه‌اش وارد می‌گردد، خبر می‌داد. امیرالمؤمنین علیه السلام نیز آنچه جبرئیل گزارش می‌داد، می‌نوشت. مجموعه این سخنان به مصحف فاطمه معروف شده است.  در زیارتنامه حضرت فاطمه علیها السلام هم می‌خوانیم: «السلام علیک ایتها المحدثة العلیمة.» (30)  9. عطای فاطمه علیها السلام بهترین و برترین انفاق آن است که از محبوبترین چیز انفاق شود و انفاقهای فاطمه علیها السلام چنین بود، که به دو نمونه اشاره می‌شود.  الف) گلوبند پربرکت جابر بن عبدالله انصاری می‌گوید: روزی نماز عصر را با پیغمبر صلی الله علیه و آله خواندیم، ناگاه پیرمردی خدمت رسول خدا رسید که لباس کهنه‌ای پوشیده بود، و از شدت پیری و ناتوانی نمی‌توانست بر جای خودش قرار گیرد. عرض کرد یا رسول الله! گرسنه‌ام سیرم کن؛ برهنه‌ام لباسی به من عطا کن؛ تهیدستم چیزی به من بده. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من که اکنون چیزی ندارم ولی تو را به جایی راهنمایی می‌کنم، شاید حاجتت برآورده شود. سپس به بلال فرمود: پیرمرد ناتوان را به خانه فاطمه هدایت کن. او بعد از ورود به خانه زهرا علیها السلام سلام کرد، حضرت جوابش را داد و فرمود: کیستی؟ خود را معرفی نمود... فاطمه گلوبندی را که پسر عمویش به وی اهداء نموده بود، به او داد و فرمود: به فروش رسان و زندگی خودت را بدان اصلاح کن.  پیرمرد برگشت و جریان را خدمت پیغمبر عرض کرد. آن حضرت گریست و فرمود: گردنبند را به فروش رسان تا خدا به برکت عطای دخترم برای تو گشایشی فراهم سازد... پیرمرد بعد از فروختن گردنبند، به پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کرد: به برکت عطای فاطمه علیها السلام بی نیاز شدم (31) .  ب) پیراهن شب عروسی  صفوری شافعی از ابن جوزی نقل می‌کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله در شب عروسی فاطمه علیها السلام برای او پیراهن تازه‌ای آماده کردند. جامه‌ای کهنه و وصله دار نیز در نزد ایشان بود. سائلی در زد و گفت: از خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله جامه‌ای کهنه می‌خواهم. فاطمه می‌خواست جامه کهنه را بدهد، ولی سخن خدا به یادش آمد که می‌فرماید: «لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون.» ؛ «به نیکویی نخواهید رسید مگر اینکه از آنچه دوست دارید انفاق کنید.»  پس جامه نو را به وی داد. وقتی که هنگام زفاف حضرت شد، جبرئیل به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: یا رسول الله! پروردگارت سلام می‌رساند، و مرا نیز فرمان داده که به فاطمه علیها السلام سلام برسانم و برای فاطمه علیها السلام توسط من جامه‌ای از دیبای سبز از جامه‌های بهشتی فرستاده است.  10. همسرداری فاطمه علیها السلام در حدیثی می‌خوانیم که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله از علی علیه السلام پرسید: «کیف وجدت اهلک؟ قال: نعم العون علی طاعة الله وسال فاطمة، فقالت: خیر بعل؛ (32) فاطمه، همسرت را چگونه یافتی؟ گفت: بهترین یار بر اطاعت [و بندگی] خداوند، و از فاطمه سؤال کرد: گفت: او بهترین شوهر است.»  فاطمه در یک موقعیتی بسیار حساس و بحرانی در خانه علی زندگی می‌کرد، سپاه اسلام همیشه در حال آماده باش بود. در هر سال، چندین جنگ واقع می‌شد و علی علیه السلام در تمام یا اکثر آن جنگها شرکت داشت. هرگاه با پیکر خسته و کوفته به خانه باز می‌گشت، از مهربانیها و دلگرمیها و نوازشهای همسر عزیزش کاملا برخوردار می‌شد؛ زخمهای تنش را پانسمان می‌کرد، لباسهای خون آلود جنگ را می‌شست (33) ، فداکاریها و شجاعتهایش را می‌ستود، و بدین وسیله دلش را گرم و برای جنگ آینده آماده‌اش می‌نمود.  حضرت علی علیه السلام می‌فرماید: «ولقد کنت انظر الیها فتنکشف عنی الهموم والاحزان؛ (34) به راستی همیشه این گونه بود که به او نگاه می‌کردم و تمام غمها و غصه هایم بر طرف می‌شد.»  فاطمه علیها السلام هرگز بدون اجازه علی علیه السلام از خانه خارج نشد و هیچ گاه او را غضبناک نکرد. او در ساعات وداع خویش به علی علیه السلام گفت: «یا ابن عم ما عهدتنی کاذبة ولا خائنة ولا خالفتک منذ عاشرتنی. فقال علیه السلام: معاذ الله انت اعلم بالله وابر واتقی واشد خوفا من الله ان اوبخک مخالفتی؛ (35) پسر عمو! هرگز مرا دروغگو و خائن نیافتی، از روزی که با من معاشرت کردی، با دستورات تو مخالفت نکردم. علی علیه السلام فرمود: [ای دختر پیامبر!] معاذ الله [که تو در خانه من بدرفتاری نموده باشی، زیرا] مراتب خداشناسی و نیکوکاری و پرهیز کاری و بزرگی و خداترسی تو به حدی است که جای ایراد و خرده گیری در مورد مخالفت با من نیست.»  11. شفاعت فاطمه علیها السلام حسن ختام فضائل حضرت را مقام شفاعت حضرت قرار می‌دهیم.  1. پیامبر اسلام خطاب به امام حسن و امام حسین علیهما السلام فرمود: «انتما الامامان ولامکما الشفاعة؛ (36) شما دو نفر (حسنین) امام هستید، و برای مادر شما شفاعت است.»  2. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: وقتی روز قیامت شود، از باطن عرش ندا می‌رسد:‌ای اهل قیامت! چشمهای خویش را پایین افکنید تا اینکه فاطمه دختر محمد با پیراهن خضاب شده به خون حسین عبور کند، در آن عرصه حضرت فاطمه پایه عرش را گرفته و عرضه می‌دارد: پروردگارا! تو جبار عادلی، بین من و کسانی که فرزندان مرا کشتند قضاوت فرما. رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: به حق خدای کعبه سوگند که پروردگارم به سنت من حکم خواهد فرمود.  آنگاه زهرا علیها السلام عرضه می‌دارد: «اللهم اشفعنی فیمن بکی علی مصیبته؛ پروردگارا به من اجازه شفاعت کسانی را بفرما که در مصیبت حسینم گریه کرده اند» و خدای تعالی اذن شفاعت آنان را به ایشان عنایت می‌فرماید.» (37)  3. جابر بن عبدالله انصاری می‌گوید: به حضرت باقر علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم، یا بن رسول الله! برای من حدیثی در فضیلت جده ات فاطمه زهرا علیها السلام بفرمایید تا هنگامی که آن را برای شیعیان بیان می‌کنم خوشحال گردند. امام باقر علیه السلام فرمود: پدرم و او از جدم، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می‌فرمود که: در روز قیامت برای انبیاء و رسل منبرهایی از نور برپا می‌شود و منبر من در روز قیامت از همه بلندتر است. آنگاه خداوند می‌فرماید: خطبه بخوان، پس خطبه‌ای  بخوانم که احدی از انبیاء و رسل مانند آن را نشنیده است. پس برای اوصیاء نیز منبرهایی از نور برافراشته می‌شود و در میان آنها منبری برای وصی من علی بن ابی طالب نصب می‌گردد که از همه بلندتر است؛ آنگاه خداوند به علی علیه السلام می‌فرماید خطبه بخوان، پس خطبه‌ای می‌خواند که احدی از اوصیاء مانند آن نشنیده است.  آنگاه برای فرزندان انبیاء و رسل منبرهایی از نور نصب می‌گردد، پس برای دو فرزند و نوه و دو ریحانه ایام حیاتم (حسنین علیهما السلام) منبری برپا می‌شود و به آنان گفته می‌شود خطبه بخوانید و آن دو خطبه‌هایی می‌خوانند که هیچ یک از فرزندان انبیاء و رسل مانند آن را نشنیده اند.  آنگاه منادی که جبرئیل است ندا می‌دهد: فاطمه دختر محمد صلی الله علیه و آله کجاست؟ آنگاه فاطمه علیها السلام برمی خیزد، [تا اینکه فرمود:] خدای تعالی می‌فرماید:‌ای اهل محشر کرامت و بزرگواری از آن کیست؟ محمد و علی و حسنین علیهم السلام عرض می‌کنند: برای خدای واحد قهار. آنگاه خداوند می‌فرماید:‌ای اهل محشر! من امروز کرامت وبزرگی را برای محمد و علی و فاطمه و حسنین علیهم السلام قرار دادم.  ای اهل محشر! سرها را پایین افکنده و چشمها را ببندید، این فاطمه است که به سوی بهشت می‌رود. آنگاه جبرئیل شتر بهشتی می‌آورد، در حالی که دو طرفش را دیباج آویزان کرده اند، و مهار آن از لؤلؤ تازه است. حضرت بر آن سوار می‌شوند و خدای متعال صدهزار فرشته را در طرف راست و صدهزار فرشته در سمت چپ وی می‌فرستد، و صدهزار فرشته را مامور می‌فرماید تا حضرت فاطمه علیها السلام را بر روی بالهای خود سوار کنند تاایشان را به در بهشت برسانند. وقتی که به در بهشت می‌رسند، حضرتش می‌ایستد، خدای متعال می‌فرماید:‌ای دخت حبیب من چرا توقف کردی و حال آنکه من تو را امر کرده بودم به بهشت من درآیی؟ حضرت صدیقه علیها السلام عرض می‌کند: پروردگارا دوست می‌دارم که ارزش و قدر و قیمت من در مثل چنین روزی شناخته شود.  خداوند می‌فرماید: «یا بنت حبیبی! ارجعی فانظری من کان فی قلبه حب لک او لاحد من ذریتک خذی بیده فادخلیه الجنة!؛‌ای دختر حبیب من! برگرد و بنگر هر که در قلبش محبت تو و یا محبت یکی از فرزندان تو باشد، دستش را بگیر و او را داخل بهشت نما.»  آنگاه حضرت باقر علیه السلام فرمود: والله‌ای جابر! در آن روز حضرت زهرا علیها السلام شیعیان و دوستانش را بر می‌گزیند و انتخاب می‌کند؛ همان گونه که پرنده دانه نیکو را از دانه بد جدا می‌کند. وقتی که شیعیان سیده زنان دو عالم به آن بزرگوار نزدیک و بر در بهشت می‌آیند، خدای تعالی در قلب آنان چنین می‌افکند که در آنجا بایستند. وقتی می‌ایستند خداوند می‌فرماید:‌ای دوستان من! توقف شما برای چیست و حال آنکه فاطمه دخت حبیب من شفاعت شما را نموده است؟ پاسخ دهند: پروردگارا ما دوست داریم که در چنین روزی ارزش و منزلتمان شناخته شود. خداوند می‌فرماید:‌ای دوستان من! برگردید و ببینید چه کسی به خاطر آنکه شما فاطمه را دوست می‌داشتید، شما را دوست می‌داشت؟ چه کسی به شما به خاطر دوستی فاطمه زهرا علیها السلام غذا داد؟ چه کسی شما را به خاطر دوست داشتن فاطمه علیها السلام لباس پوشانید؟ چه کسی به شما بخاطر دوستی فاطمه علیها السلام شربتی نوشانید؟ چه کسی بخاطرفاطمه علیها السلام و دوستی فاطمه علیها السلام غیبت غیبت کننده‌ای را از شما رد کرد؟  پس دستش را بگیرید و او را وارد بهشت نمایید. (38)   پی نوشــــــــــــــــــــــت:  1) محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، (بیروت، داراحیاء التراث العربی) ، ج 43، ص 105.  2) علامه مرندی، ملتقی البحرین، ص 14؛ ر. ک: میرجهانی، الجنة العاصمه، ص 148؛ صالح بن عبدالوهاب العرندس، کشف اللآلی، به نقل از فاطمه زهرا علیها السلام، بهجة قلب المصطفی، رحمانی همدانی (تهران، نشر المرضیة، دوم، 1372) ص 9.  3) حموینی، فرائد السمطین، ج 2، ص 68.  4) بحارالانوار، (پیشین) ، ج 53، صص 179 - 180.  5) محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، (داراحیاء التراث العربی) ، ج 43، ص 65.  6) الفصول المهمة (بیروت) ، ص 143.  7) آل عمران/61.  8) مطالب السئول، چاپ ایران، ص 6 و 7.  9) توفیق ابواعلم، اهل البیت، ص 128.  10) علامه دخیل، فاطمة الزهراء علیها السلام، ص 171.  11) بحار (پیشین) ، ج 16، ص 78 و ر. ک: بانوی نمونه اسلام، ابراهیم امینی، ص 27.  12) دلائل الامامة، ص 8.  13) همان و ر. ک: بحارالانوار، (پیشین) ، ج 43، ص 2، و ج 16، ص 80.  14) عبدالله بحرانی، العوالم، (قم مدرسة المهدی) ، ج 6، ص 9.  15) بحارالانوار، (پیشین) ، ج 43، ص 44.  16) بحار (پیشین) ، ج 43، ص 10.  17) همان، ص 65.  18) همان، ص 16.  19) همان، ص 16.  20) همان، ص 12.  21) همان، ص 49.  22) همان، ص 37.  23) سید محمد کاظم قزوینی، فاطمة الزهراء از ولادت تا شهادت، ترجمه دکتر حسین فریدونی، نشر آفاق، چاپ سوم، 1365، ص 224.  24) کلینی، الکافی، ج 2، ص 342.  25) حسین طبرسی، مکارم الاخلاق، (بیروت، مؤسسة الاعلمی) ، ص 281.  26) وسائل الشیعه، حر عاملی، (داراحیاء التراث العربی) ، ج 4، ص 1022.  27) بحارالانوار، پیشین، ج 26، ص 75 - 76.  28) همان، ج 14، ص 206 و ج 43، ص 78.  29) اصول کافی، ج 1، ص 241 و بحارالانوار، ج 22، ص 546، و ج 26، ص 41.  30) بحار، ج 97، ص 195.  31) همان، ج 43، ص 56.  32) قاضی نورالله حسینی، احقاق الحق (طهران، مکتبة الاسلامیة) ، ج 10، ص 401؛ و ر. ک: صفوری شافعی، نزهة المجالس، ج 2، ص 226.  33) سیره ابن هشام، ج 3، ص 106، به نقل از ابراهیم امینی، بانوی نمونه اسلام، صص 78 - 79.  34) بحارالانوار، (پیشین) ، ج 43، ص 134، سطر سوم.  35) همان، ص 191، روایت 20.  36) کشف الغمة، ج 1، ص 506.  37) اسد الغابه، ج 5، ص 523؛ گنجی شافعی، کفایة الطالب، ص 212؛ ذهبی، میزان الاعتدال، ج 2، ص 18؛ همدانی، مودة القربی، 104.  38) بحارالانوار، (پیشین) ، ج 8، ص 51؛ تفسیر فرات بن ابراهیم کوفی، ص 113.

او در عظمت و بزرگی نسب خانوادگی شهره جهان است؛ زیرا پدری چون حضرت محمد صلی الله علیه و آله - اولین فرد جهان هستی در کمال و فضائل - و مادری چون خدیجه کبری علیها السلام - یکی از زنهای کامله جهان هستی و دومین مسلمان، و فداکارترین فرد در راه اسلام - و همسری چون امیرمؤمنان علی علیه السلام - که به منزله جان پیامبر صلی الله علیه و آله و برترین انسان بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله می‌باشد - و فرزندانی چون حسنین علیهما السلام و زینبین علیهما السلام دارد.

فضائل ده گانه برای حضرت زهرا علیهاالسلام

در برابر فضائل عظیم اهل بیت(ع) و مقامات فوق العاده آنها در درگاه خداوند، همیشه این دغدغه خاطر برای بعضی از افراد که در متن مسائل نیستند وجود دارد که نکند این همه فضائل نتیجه خوشبینی فوق العاده دوستان، و برداشتهای علاقمندان و عاشقان این مکتب باشد.

آنها چون به اهل بیت(ع) عشق میورزند، و همه چیز را از همین دریچه می‌بینند، هر کسی هر فضیلتی را بگوید یا احتمال دهد به آن مؤمن میشوند، خواه سند معتبری داشته باشد یا نه، و از قدیم گفته اند

 

       اگر بر دیده مجنون نشینی                    به غیر از خوبی لیلی نبینی!

رنج های فاطمه علیها السلام از زبان علی علیه السلام
فاطمه، برترین بانو

معاویه در نامه ای که به امام علی علیه السلام می نویسد، به فخر فروشی در مقابل امام می پردازد . امام در پاسخ به نامه او، به بیان فضیلت های بنی هاشم و فضیحت های بنی امیه می پردازد:

«وانی یکون ذلک کذلک، ومنا النبی ومنکم المکذب ومنا اسد الله ومنکم اسد الاحلاف ومنا سیدا شباب اهل الجنة ومنکم صبیة النار ومنا "خیر نساء العالمین" ومنکم حمالة الحطب فی کثیر مما لنا وعلیکم (1) ;

شما چگونه و کجا با ما برابرید! که از میان ما پیامبر صلی الله علیه و آله برخاست و دروغزن (ابوجهل) از شما است، واسد الله (حمزه سید الشهدا) از ما و اسد الاحلاف (شیر سوگندها; اسد بن عبد العزی) از شما، و از ماست دو سید جوانان اهل بهشت (حسن علیه السلام و حسین علیه السلام) و از شما است کودکانی (2) که آتش نصیب آنان گردید . و از ما است بهترین زنان جهان (فاطمه علیها السلام) و از شماست آن که هیزم کشد برای دوزخیان (ام جمیل همسر ابی لهب) (3) وبیش از این ما را فضیلت ها و شما را فضیحت ها است .»

فاطمه زهرا علیهاالسلام الگوی مبارزه سیاسی زن امروز

مقدّمه

گرایش به الگو و پی روی از مُد نیاز بشری است که در جهت کمال گرایی و تکامل طلبی به طور فطری در درون انسان ها نهاده شده است و علم امروز آن را «همانندسازی» می نامد. از این رو، مشاهده می کنیم که نیاز به الگو و الگودهی به نسل ها، در آموزه های دینی به طور آشکار مورد توجه قرار گرفته است و قرآن به صراحت، به معرفی الگوها و اسوه های «مثبت» و «منفی» می پردازد؛ و اسوه های مثبت ثابتی را مطرح می کند که در تمام عصرها و برای همه نسل ها قابل اتّکا و پی روی در عمل هستند.

محورهای اصلی مبارزات سیاسی حضرت زهرا علیهاالسلام

مقدمه:

پس از رحلت نبی اکرم صلی الله علیه و آله، امیرالمؤمنین علیه السلام سیاست سکوت اعتراض آمیز و در عین حال توام با همکاری حساب شده با خلفا را به عنوان بهترین راه نجات امت اسلامی از هلاکت و گمراهی برگزید . دلیل این امر را در موارد زیر می توان یافت:

1- مردم به دلیل تعصبات قومی حاضر نبودند بار دیگر فردی از بنی هاشم حاکمیت را به دست گیرد . چنان که نقل شده است، عمر به ابن عباس گفت: قریش مایل نبودند نبوت و خلافت تواما در خاندان شما (بنی هاشم) جمع شود . (1)

جایگاه فاطمه(س) در کتاب و سنّت

محمّدعلی حائری


برای تحقیق و بازشناسی ابعاد وجودی شخصیت‏ها و قهرمانان تاریخی راه‏ها و شیوه‏های متعددی وجود دارد مانند شناخت آنان از طریق آثار و گفتار.ولی در حوزه اندیشه اسلام شناخت جایگاه شخصیت‏ها و قهرمانان همانند فاطمه ‏ی زهرا(س) تنها با بهره‏ گیری از کلام خدا و گفتار معصومین(علیهم السلام) امکان‏پذیر است از این‏رو بر آن شدیم ابعاد وجودی شخصیت بانوی برتر جهان را از طریق آیات و روایات اسلامی مورد بحث و تحقیق قرار دهیم البته بیان ابعاد فضائل آن حضرت (س) نیاز به فرصت دیگر دارد و در این مقال نمی‏گنجد و این نوشتار می‏تواند به ‏طور اجمال به برخی از دریای فضائل آن حضرت اشاره داشته باشد و این مقال در محورهای زیر سامان یافته.

اسامی فاطمه

موقعیت جغرافیایی و سابقه تاریخی فدک 

حجت الاسلام والمسلمین عدالت

وَآتِ ذَا الْقُرْبَىٰ حَقَّهُ وَالْمِسْکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِیرًا(اسراء:26)

موقعیت فدک

فدک از جمله قراء و قصبات حجاز و حوالی خیبر است که با مدینه منوره دو یا سه روز طی مسافت فاصله دارد که به مقیاس زمان ما به 130 کیلومتر می رسد. سرزمینی بوده آباد و به لحاظ داشتن آب کافی، از نخلستانهای فراوان و محصول برخوردار بوده است. اشتغال مردم این سرزمین را امر کشاورزی و کارهای دستی تشکیل می داده و خرمای آن مشهور بوده و از بافته های فدک در کتب تاریخی سخن به میان آمده است.

حضرت زهرا (سلام الله علیها) (منبر اول فاطمیه 94)

حجت الاسلام والمسلمین عدالت

وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ (آیه 155 سوره بقره)

پایداری قولی و عملی حضرت زهرا در برابر خوف

پس از ماجرای سقیفه، و سرپیچی عده ای از بیعت با ابابکر، برای آن که به خیال خودشان مرکز تجمّع مخالفان را مورد تهدید قرار دهند، به خانه امام یورش آوردند. عمر و قُنفذ، و طرفداران آنها تهدید کردند، اگر امام علی علیه السلام برای بیعت به مسجد بیرون نیاید، خانه را آتش می زنیم!!
حضرت زهرا علیها السلام در دفاع از امام، در برابر مهاجمان فرمود:

گذری بر اسرار تولد حضرت زهرا علیهاالسلام*

در بررسی ابعاد شخصیّت حضرت فاطمه، ولیدةالاسلام(س) موضوع تولّد ایشان یکی از جنبه‌های رازگونه و پیچیده‌ای می‌باشد که دارای برنامه‌ریزی طولانی الهی بوده است.

==============================


همان‌گونه که زندگی کوتاه دنیوی آن بانو هنوز سرشار از ناگفته‌های زیاد است و نامعلوم بودن مدفن شریف او سال‌هاست دل عاشقان را داغدار ساخته و قدرش همچون قبرش ناشناخته مانده، تولّد او نیز سِرِّ غامض و سر به مُهری است که فقط نکاتی از آن، از طریق سخنان فرزندان بزرگوارش به ما رسیده و برای شنیدن همین نکات هم، ظرف ذهن ما بسی کوچک و کم‌حجم است.

==============================


در بررسی شخصیّت افراد برتر، تحلیل عوامل مزبور موجب می‌گردد به جوانب درونی آنها راهی پیدا کنیم. با در نظر گرفتن این نکته، هر چه این افراد در سطح بالاتری قرار گرفته باشند، این عوامل، با اهمّیت‌تر و پیچیده‌تر می‌گردد و وقتی مسئله مربوط به «دعائم ‌الدّین»2 (بزرگان دین، پایه‌ها و ستون‌های اصلی اسلام) می‌رسد ـ که مبحث عصمت برای آنها طرح می‌شود ـ موضوع حسّاسیت فوق‌العادّه‌تری می‌یابد و نیاز به سندهای محکم‌تری دارد.

==============================

در مسیر برنامه‌ریزی ‌شده الهی برای تولّد حضرت فاطمه(س)، دو بخش قابل بررسی است:
بخش اوّل: اسرار پیش از تولّد تا زمان تولّد؛
بخش دوم: اسرار، کیفیّت و نکات مربوط به هنگام تولّد.
بر اساس حکمت الهی، تولّد دختری که تکمیل‌کننده موضوع نبوّت و پایه‌گذار مسئله امامت است و به القاب امّ ابیها و اُمُومَـه الائمّه (همان) مزیّن شده، نیازمند مقدّماتی است که در صورت فراهم نشدن مقدّمات، کار به سرانجام نمی‌رسد و به هدف نائل نمی‌شود.
امّا در زمینه مقدّمات تولّد حضرت فاطمه(س) در زمان حیات پیامبر اکرم(ص) اختصاصاً مواردی وجود دارد که بسیار قابل تأمّل است.
حضرت فاطمه(س) از نسل فردی است که خداوند درباره او فرموده است:
«
خلقت الاشیاء لاجلک و خلقتک لاجلی؛3
همه چیزها را برای تو و تو را برای خودم آفریدم
در این بیان نورانی، عظمت وجودی پیامبر اکرم(ص) به تصویر کشیده شده است؛ هرچند عقول ما از درک کُنه آن ناتوان و عاجز است.
پیامبری که از حیث جسمی و نژادی نیز، به برترین قبیله و تیره اعراب منتسب و به نبیّ قُرشی4 معروف است، وجود نازنین حضرت فاطمه(س) را بِضعه؛ (پاره گوشت خود) می‌داند.5

==============================


1. اسرار قبل از تولّد تا زمان تولّد
این موضوعات و نکات، مواردی است که در احادیث بیان شده است و هدف ما در این گفتار، بحث سندی احادیث نیست؛ زیرا پرداختن به آن مجالی گسترده‌تر و فرصت دیگری می‌طلبد. غالب این موارد که در احادیثی با مضامین مشترک بیان شده، مورد اعتماد و وثوق علمای شیعه قرار گرفته است. محور کار، حدیثی است که علّامه مجلسی آن را با سند مُفَضَّل بن عمر جعفی از قول امام صادق(ع) بیان کرده است.

==============================


1 ـ 1.
بشارت خداوند به وجود حضرت فاطمه(س) در معراج
پیش از تولّد حضرت فاطمه(س)، خداوند در معراج، بشارت تولّد ایشان را به نبیّ خاتم(ص) داده و فرموده بود:
«
یَا مُحَمَّد! إِنَّ اللهَ تَعَالَی یُبَشِّرُکَ بِفَاطِمَۀَ مِنْ خَدِیجَۀَ بِنْتِ خُوَیْلِدٍ...؛6
ای پیامبر! خداوند [ولادت] فاطمه را از خدیجه، دختر خویلد به تو بشارت می‌دهد
بشارت پیامبر اکرم(ص) به وجود مقدّس حضرت فاطمه(س)، آن هم در معراج، خود به تنهایی گویای اهمّیت موضوع تولّد ایشان است و می‌توان به جرئت گفت که این مسئله، یکی از مسائل حیاتی دنیای اسلام و مسلمانان بوده که از طرف خداوند در آن موقعیّت به پیامبر(ص) نوید داده شد. نکته دیگر در این حدیث، این است که خداوند نام مبارک فاطمه را نیز پیش از ولادت برای او تعیین کرده است. در مورد نام فاطمه وجه تسمیه‌های مختلفی بیان شده؛ از جمله رسول خدا(ص) فرمودند:
«
لِاَنّها فُطِمَتْ هِیَ وَ شیعتُها و ذُرّیتُها مِنَ النّار؛7
زیرا او، شیعیان و ذُرّیه‌اش را از آتش باز داشته و برکنار شده‌اند

==============================

2 ـ 1. دوری گزیدن پیامبر(ص) از خدیجه(س)
خداوند به پیامبر اکرم(ص) دستور می‌دهد که باید چهل شبانه‌روز از حضرت خدیجه(س) دوری گزیند.
در بخشی از حدیث آمده است:
«
النَّبِیُّ(ص) جَالِسٌ بِالْأَبْطَحِ وَ مَعَهُ عَمَّارُ بْنُ یَاسِرٍ وَ الْمُنْذِرُ بْنُ الضَّحْضَاحِ وَ أَبُو بکر وَ عُمَرُ وَ عَلِیُّ بْنُ أَبِیطَالِبٍ وَ الْعَبَّاسُ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ حَمْزَۀُ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ إِذْ هَبَطَ عَلَیْهِ جَبْرَئِیلُ فِی صُورَتِهِ الْعُظْمَی قَدْ نَشَرَ أَجْنِحَتَهُ حَتَّی أَخَذَتْ مِنَ الْمَشْرِقِ إِلَی الْمَغْرِبِ فَنَادَاهُ یَا مُحَمَّدُ الْعَلِیُّ الْأَعْلَی یَقْرَأُ عَلَیْکَ السَّلَامَ وَ هُوَ یَأْمُرُکَ أَنْ تَعْتَزِلَ عَنْ خَدِیجَۀَ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً؛8
پیامبر(ص) در ریگزار ابطح با عمّار یاسر، منذر بن ضحضاح، ابوبکر، عمر، علیّ ابن ابی‌طالب(ع)، عبّاس بن عبدالمطلّب و حمزه بن عبدالمطلّب نشسته بودند. ناگهان جبرئیل در صورت عظیمش بر او فرود آمد؛ بال‌هایش را از مشرق تا مغرب گسترانیده بود. پس ندا داد: «ای پیامبر بزرگوار! خداوند بر تو سلام می‌فرستد و به تو دستور می‌دهد که چهل روز از خدیجه فاصله بگیری
در این قسمت از حدیث، دو نکته قابل تأمّل است:
اوّل اینکه جبرئیل(ع) با هیبت اصلی خود (با بال‌های گسترده) بر پیامبر(ص) فرود آمد. این مسئله نشان می‌دهد که حامل پیامی بسیار مهم برای پیامبر(ص) بوده است؛ همچنان ‌که برای اعلام امر رسالت هم با هیبت کامل بر رسول ‌الله(ص) ظاهر شد؛9
نکته دوم، واژه «یَأْمُرُکَ؛ خداوند به تو دستور می‌دهد» است. این نکته، متضمِّن این معناست که دستور لازم ‌الاجرا و دارای وجوب فوری است؛ زیرا خداوند از عشق فراوان پیامبر(ص) و حضرت خدیجه(س) به یکدیگر آگاه بود و می‌دانست چنین دستوری بر آن دو حضرت، سنگین و مشقّت‌بار است. از این‌رو، در ادامه حدیث آمده است:
«
فَشَقَّ ذَلِکَ عَلَی النَّبِیِّ وَ کَانَ لَهَا مُحِبّاً وَ بِهَا وَامِقاً؛10
پس، آن بر پیامبر(ص) سنگین و سخت آمد؛ زیرا او عاشق و دلباخته همسر وفادار خویش بود
ولی چون دستور، دستور الهی و لازم‌ الاجرا بود، پیامبر(ص) بر انجام آن، لحظه‌ای درنگ نکرد و از همان لحظه، امر الهی را شروع نمود؛ بدون اینکه واقعیّت امر را به حضرت خدیجه(س) اطّلاع دهد. از این ‌رو، آن حضرت در روزهای آخر دوره، عمّار یاسر را به خدمت خدیجه(س) فرستاد و به او فرمود: «به خدیجه بگو:
یَا خَدِیجَۀُ لَا تَظُنِّی أَنَّ انْقِطَاعِی عَنْکِ [هِجْرَۀٌ] وَ لَا قِلًی وَ لَکِنْ رَبِّی عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَنِی بِذَلِکَ لتنفذ [لِیُنْفِذَ] أَمْرَهُ فَلَا تَظُنِّی یَا خَدِیجَۀُ إِلَّا خَیْراً فَإِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَیُبَاهِی بِکِ کِرَامَ مَلَائِکَتِهِ کُلَّ یَوْمٍ مِرَاراً؛11
گمان نکن که من از تو بریده و تو را رها کرده‌ام؛ بلکه پروردگارم برای اجرای آن به من دستور فرموده است. در آن، خیر بیاندیش. خداوند هر روز به وجود تو به بزرگان فرشته‌ها افتخار می‌کند
لازم به ذکر است که حضرت خدیجه(س) نیز در همین ایّام به دستور پیامبر اکرم(ص) در منزل مانده بود و نمونه بارز آیه «و قَرنَ فی بُیُوتِکُنَّ»13 در این ایّام و در تمام عمر و برای دوری پیامبر(ص) در حزن و نگرانی بود.

==============================


3 ـ 1.
روزه گرفتن، قیام و عبادت شبانه در طول مدّت چهل شبانه‌روز
در بخشی از حدیث آمده است:
«
فَأَقَامَ النَّبِیُّ أَرْبَعِینَ یَوْماً یَصُومُ النَّهَارَ وَ یَقُومُ اللَّیْلَ؛14
پیامبر در این چهل روز، روزه‌دار بود و در شب به عبادت می‌پرداخت
او باید چهل شبانه‌روز، یادآور اربعین میقات حضرت موسی(ع)15 با تمام مشکلات آن زمان و مسائل روزمرّه نوپای اسلام، در عبادت و بندگی سپری نماید.
در حدیث، بیان شده که پیامبر(ص) در پیغام خود به حضرت خدیجه(س) می‌فرماید:
«
فَإِنِّی فِی مَنْزِلِ فَاطِمَۀَ بِنْتِ أَسَدٍ؛16
من در منزل فاطمه بنت اسد، مادر اسدالله الغالب هستم

==============================


4 ـ 1.
پایان چهل روز، نزول جبرئیل و میکائیل برای تحفه الهی
پس از سپری شدن «فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ»، جبرئیل(ع)، فرود آمد و گفت:
«
یَا مُحَمَّدُ الْعَلِیُّ الْأَعْلَی! یُقْرِئُکَ السَّلَامَ وَ هُوَ یَأْمُرُکَ أَنْ تَتَأَهَّبَ لِتَحِیَّتِهِ وَ تُحْفَتِهِ. قَالَ النَّبِیُّ(ص) یَا جَبْرَئِیلُ وَ مَا تُحْفَۀُ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ مَا تَحِیَّتُهُ قَالَ لَا عِلْمَ لِی...؛17
ای پیامبر بزرگوار! خداوند به تو درود می‌فرستد و به تو دستوری می‌دهد که برای هدیه و تحفه او آماده شوی. پیامبر(ص) به او گفت: «تحفه پروردگار چیست؟» جبرئیل گفت: «من به آن آگاهی ندارم.» در آن وقت، میکائیل فرود آمد و با او ظرفی بود که با پارچه‌ای از سندس [یا استبرق] پوشیده شده بود. آن را جلوی پیامبر(ص) گذارد
در قسمتی از حدیث آمده که جبرئیل(ع) در جواب سؤال پیامبر(ص) در مورد تحفه الهی، این جمله را بیان کرد: «لا علمَ لی.» این چه تحفه‌ای بود که جبرئیل(ع)، مأمور خبرهای غیبی خداوند، نسبت به ماهیّت آن اظهار بی‌اطّلاعی می‌کند؟ همان‌گونه که در زیارتش به آن اشاره شده است:
«
فاطمۀُ بنتُ رسول‌الله وَ بِضعَه لَحمِهِ و صَمیم قَلبِهِ و فَلذَه کبدِهِ وَ التَّحیه مِنکَ لَهُ وَ التُحفه؛18
فاطمه دختر رسول خدا، پاره تن و قوام قلب او، پاره جگرش و آنکه هدیه و تحفه پروردگار برای پیامبر(ص) بود
«
وَ لَها لیسَ نَواله الّا نَوالَ اللهِ عَمَّ نَوالَهُ؛19
برای آن حضرت (زهرا(س)) عطا و بخششی است که بالاتر از آن نیست، مگر عطا و بخشش خداوندی که بخشش او همگانی است
نزول میکائیل(ع)، فرشته رزق و روزی، از نکات قابل تأمّل در این موضوع است. فرود دو فرشته برای انجام یک امر الهی، یکی حامل پیام و یکی حامل هدیه الهی، همه عظمت یک موضوع را می‌رساند. قرار است چه اتّفاقی بیافتد؟

==============================


5 ـ 1.
افطار با غذای مخصوص دربار الهی، معجونی از بهشت
جبرئیل(ع) به پیامبر(ص) گفت:
پروردگار به تو دستور می‌دهد که از این غذا افطار کنی. «کَشَفَ الطَّبَقَ فَإِذَا عِذْقٌ مِنْ رُطَبٍ وَ عُنْقُودٌ مِنْ عِنَبٍ فَأَکَلَ النَّبِیُّ(ص) مِنْهُ شِبَعاً وَ شَرِبَ مِنَ الْمَاءِ رِیّاً وَ مَدَّ یَدَهُ لِلْغَسْلِ فَأَفَاضَ الْمَاءَ عَلَیْهِ جَبْرَئِیلُ وَ غَسَلَ یَدَهُ مِیکَائِیلُ وَ تَمَنْدَلَهُ إِسْرَافِیلُ ارْتَفَعَ فَاضِلُ الطَّعَامِ مَعَ الْإِنَاءِ إِلَی السَّمَاءِ؛20
ظرف را آشکار ساخت. در آن، خوشه‌ای خرمای تازه و خوشه‌ای انگور بود. رسول خدا(ص)از آنها میل فرمودند. بعد از آن، آب نوشید تا سیراب شد. پس اراده فرمود دست‌های خود را بشوید؛ جبرئیل بر دست‌هایش آب ریخت. میکائیل آن را شست‌وشو داد و اسرافیل با دستمالی خشک کرد. آنگاه اضافه غذا را با ظرف آن به طرف آسمان بردند


نکته اوّل: یکی دیگر از فرشتگان الهی، یعنی اسرافیل(ع)، به عنوان یک خدمت‌کار در این زمان و برای این موضوع حضور یافته است.


نکته دوم: در بخشی از حدیث آمده که حضرت علی(ع) می‌فرمایند:
«
روش پیامبر(ص) این بود که هنگام افطار به من دستور می‌داد در را باز کنم تا اگر کسی می‌خواست غذا بخورد، وارد شود؛ ولی در آن شب به من فرمودند: «کنار در بنشین و کسی را راه نده؛ زیرا خوردن این طعام بر غیر من حرام است.»21
پس می‌توان گفت این غذا با غذاهای دنیایی بسیار فرق داشت؛ بلکه در میان مائده‌های الهی نیز غذای مخصوص دربار الهی بود.


نکته سوم: در مورد نوع غذایی که باعث انعقاد نطفه وجود
حضرت زهرا(س) در جسم پیامبر(ص) گردید، چندین نظر بیان شده است:
1.
خرما و انگور (همان)؛
2.
سیب بهشتی از درخت طوبا؛22
3.
آمیخته ‌شدن عرق جبرئیل؛23
4. خرما به تنهایی.24
از میان موارد فوق، سیب بهشتی از بقیّه اهمّیت و شهرت بیشتری دارد. از همین‌روست که در زیارت‌نامه آن حضرت، ایشان را «تفاحه الفردوسِ و الخُلدِ؛ سیب بهشتِ فردوس و خلد»25 خطاب قرار می‌دهیم.


امّا می‌توان این نکته را نیز عنوان نمود که هر سه مورد، یعنی سیب، انگور و خرما از بهشت برای پیامبر(ص) آمده بود و با توجّه به دو نکته، می‌توان بین هر سه میوه جمع نمود:
الف) از مهم‌ترین درختان بهشتی، درخت طوبا است. در فرمایش امام رضا(ع) خطاب به اباصلت آمده است:
«
إنَّ شجرۀَ الجَنَّۀِ تَحمِلُ أنواعاً ... وَ لَیست کَشَجرۀِ الدُّنیا؛26
همانا درخت بهشتی انواع میوه‌ها را دارد و مانند درخت دنیایی نیست. بنابراین درخت طوبا می‌تواند هر نوع میوه‌ای را در بر داشته باشد
ضمن اینکه در برخی از روایات، نام اختصاصی از میوه برده نشده و فقط اشاره شده که جبرئیل(ع) از میوه‌های طوبا به پیامبر(ص) دادند؛ مانند این حدیث:
«
هنگامی که عایشه به بوسیدن مکرّر حضرت فاطمه(س) توسط پیامبر(ص) اعتراض کرد، رسول خدا(ص) به او فرمودند:
«
یَا عَائِشَۀُ! إِنِّی لَمَّا أُسْرِیَ بِی إِلَی السَّمَاءِ دَخَلْتُ الْجَنَّۀَ فَأَدْنَانِی جَبْرَئِیلُ مِنْ شَجَرَۀِ طُوبَی وَ نَاوَلَنِی مِنْ ثِمَارِهَا فَأَکَلْتُهُ فَحَوَّلَ اللهُ ذَلِکَ مَاءً فِی ظَهْرِی فَلَمَّا هَبَطْتُ إِلَی الْأَرْضِ وَاقَعْتُ خَدِیجَۀَ فَحَمَلَتْ بِفَاطِمَۀَ؛27
ای عایشه! هنگامی که به معراج رفتم، به بهشت وارد شدم. جبرئیل مرا به نزدیک درخت طوبا برد و از میوه‌های آن به من داد. پس آن را خوردم. خداوند آن را به آبی در پشت من تبدیل کرد و هنگامی که به زمین فرود آمدم در اثر مواقعه با خدیجه، به فاطمه باردار گشت
ب) خوردن این میوه‌ها در مراحل مختلف صورت گرفته است. در معراج، بحث میوه سیب و درخت طوبا برای پیامبر(ص) مطرح شده و بعد از آن، در زمین رطب و انگور و در جمع باعث ایجاد نطفه آن بانوی اسلام گردیده است و به نظر می‌آید آمیختگی عرق جبرئیل(ع) در موقع حمل آن غذا صورت گرفته باشد؛ نه به عنوان یکی از اجزای اصلی.

==============================


6 ـ 1.
تعجیل پیامبر(ص) در مواقعه با حضرت خدیجه(س) به امر الهی
پس از آنکه پیامبر(ص) از آن غذای بهشتی و الهی خورد، برخاست تا برای نماز آماده شود. جبرئیل(ع) او را از نماز خواندن منع نمود و به او فرمود:
«
الصَّلَاۀُ مُحَرَّمَۀٌ عَلَیْکَ فِی وَقْتِکَ حَتَّی تَأْتِیَ إِلَی مَنْزِلِ خَدِیجَۀَ فَتُوَاقِعَهَا فَإِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ آلَی عَلَی نَفْسِهِ أَنْ یَخْلُقَ مِنْ صُلْبِکَ فِی هَذِهِ اللَّیْلَۀِ ذُرِّیَّۀً طَیِّبَۀً فَوَثَبَ رسول ‌الله(ص) إِلَی مَنْزِلِ خَدِیجَۀَ؛28
اکنون وقت نماز نیست؛ بلکه باید به خانه خدیجه روی و با وی همبستر گردی. خداوند اراده فرمود که امشب از صلب شما فرزندی پاک بیافریند. رسول خدا(ص) به دنبال این فرمان، فوری به طرف خانه خدیجه روان گردید
از عبارت «وَثَبَ الی؛(29) پرید، برجست.» می‌توان فهمید که اوّلاً امر الهی وجوب فوری داشته است و ثانیاً پیامبر اکرم(ص) به‌ خاطر علاقه وافری که به همسر خویش داشت، به محض رخصت الهی برای دیدار حضرت خدیجه(س)، به منزل ایشان رفت و این عشق دو طرفه بود؛ زیرا در حدیث آمده است که حضرت خدیجه(س) هنگامی که صدای پیامبر(ص) را شنید، با شادمانی و خوشحالی فراوان در را باز کرد.
«
قَالَتْ خَدِیجَۀُ فَقُمْتُ فَرِحَۀً مُسْتَبْشِرَۀً بِالنَّبِیِّ(ص) وَ فَتَحْتُ الْبَابَ»30
پیامبر(ص) هر شب طبق عادت، در بدو ورود به خانه، وضو می‌ساخت و دو رکعت نماز مختصر می‌خواند، سپس در بستر قرار می‌گرفت؛ ولی در آن شب ظرف آبی طلب نکرد و برای نماز خواندن آماده نشد و این همان مطلب قبلی، یعنی سرعت و تعجیل در تنفیذ امر الهی را اثبات می‌کند. آری، امر الهی.

==============================


7 ـ 1.
احساس بارداری در همان لحظات اوّل برای حضرت خدیجه(س)
در آن شب نورانی، نطفه حضرت فاطمه(س) به امر الهی از صلب نبوّت به رحم مطهّر منتقل شد و این نکته مهمّی بود که در جمله حضرت خدیجه(س)، هویداست؛ اینکه برخلاف تمام انعقاد نطفه‌ها، حضرت خدیجه(س) از همان لحظه متوجّه باردار شدن خود گردید.
«
فَلَا وَ الَّذِی سَمَکَ السَّمَاءَ وَ أَنْبَعَ الْمَاءَ مَا تَبَاعَدَ عَنِّی النَّبِیُّ(ص) حَتَّی حَسِسْتُ بِثِقْلِ فَاطِمَۀَ فِی بَطْنِی؛31
سوگند به آنکه آسمان را برافراشت و آب را از چشمه‌ها جاری ساخت، رسول خدا(ص)در آن شب از من دور نگردید، مگر اینکه سنگینی حمل فاطمه(س) را در وجود خود احساس کردم
یکی از بیشترین بحث‌هایی که در مورد حضرت فاطمه(س) مطرح شده است، تناسب ایشان با درخت طوبا است که به جرئت می‌توان گفت میوه‌های درخت طوبا، اصل و اساس وجود مقدّس حضرت فاطمه(س) را تشکیل داده‌اند؛ یعنی عصاره‌ای از بهشت.

==============================


8 ـ 1.
نقش درخت طوبا در تولّد حضرت زهرا(س)
به دلیل اهمّیت موضوع و نقش طوبا در تولّد و ازدواج آن حضرت، به توضیح مختصری در مورد طوبا و چند نمونه از احادیث آن اشاره می‌گردد.
در زبان هندی و حبشی، طوبا یکی از نام‌های بهشت است32 و اصل مادّه آن به معنای دوری از آلودگی ظاهری و باطنی است و متضادّ آن خَبُثَ می‌باشد.33 مرحوم طبرسی در تفسیر خود، ده مورد معنی را در زیر آن می‌آورد.34 در مجموع می‌توان گفت هر کدام از آن موارد به جنبه‌ای از آن اشاره دارد.
واژه طوبا به همراه مشتقّاتش پنجاه بار در قرآن کریم به کار رفته است. خود این واژه، به طور اختصاصی در آیه 29 «سوره رعد» آمده است:
«
طوبی لَهُم و حُسنُ مَآب

==============================



9 ـ 1.
طوبا و حضرت فاطمه(س)
در مورد تولّد حضرت فاطمه(س) و کیفیّت پیش از آن و همچنین زندگی و ازدواج آن حضرت در ارتباط با شجره طوبا احادیثی آمده که به اختصار به چند مورد از آنها اشاره می‌کنیم تا پرده‌ای دیگر از حقیقت طوبا و نقش طوبا در تولّد آن بانو، برای ما برداشته شود.
پیش‌تر بیان گردید که پیامبر اکرم(ص) ماجرای ورود به بهشت و خوردن میوه درخت طوبا و تبدیل آن به نطفه صدّیقه کبرا(س) را برای عایشه و (زنان دیگر خویش) بیان کرد. در آخر حدیث آمده:
«
فَکُلَّما اِشتَقتُ اِلی الجَنَّۀِ قَبَّلتُها وَ ما قَبَّلتُها الّا وَجدتُ رائحۀَ شجرۀِ طوبی مِنها، هِی حوراءُ انسیۀُ؛35
پس هر گاه که مشتاق بهشت می‌‌شوم، او را می‌بوسم و بوی درخت طوبا را استشمام می‌کنم. او [حضرت فاطمه(س)] فرشته‌ای با ظاهر انسانی است
این حدیث، بسیار مشهور و معروف است که بیان می‌کند حضرت فاطمه(س) چه تناسبی با درخت طوبا دارد. فاطمه زهرا(س) در حدیثی این‌گونه معرفی شده است:
«
الصدّیقۀُ الکبری، راحۀُ روحِ المصطفی، حامِلۀُ البَلوی مِن غیرِ فزعٍ وَ لا شَکوی وَ صاحِبَۀُ شَجَرَۀِ طُوبی؛36
صدّیقه کبرا، آرامش روح پیامبر(ص) و حمل‌ کننده بلاها بدون گِله و شکایتی و جزع و فزع و صاحب درخت طوبا است
صدّیقه طاهره، حضرت فاطمه(س) در خطبه مفاخره خود با همسرش امیرالمؤمنین، علی(ع) در عباراتی خود را این‌گونه معرفی می‌کند:
«
انا ثمرۀُ فُؤادِهِ [فؤادِ النّبی(ص)] و عُضوٌ مِن اَعضائِهِ و غُصنٌ مِن اَغصانِهِ ... انا اِبنۀُ سدرۀِ المنتهی ... اَنَا الشَجَرۀُ الّتی تخرُجُ آکلُها، اَعنی الحسنَ(ع) و الحسینَ(ع)؛37
من میوه قلب پیامبر(ص) و عضوی از اعضای او و شاخه‌ای از شاخه‌های آن هستم. من دختر سدره المنتهی هستم. من درختی هستم که میوه‌هایش خارج می‌گردد؛ منظورم حسن(ع) و حسین(ع) است
در مورد ازدواج حضرت امیرالمؤمنین، علی(ع) و حضرت فاطمه(س) «مَرَجَ البَحرَینِ یلتَقِیانِ»38 باید گفت که چون حضرت فاطمه زهرا(س) صاحب عصمت بود، کُفو او نیز باید صاحب عصمت باشد و مرد غیر معصوم را بر زن صاحبِ عصمت راهی نیست. در ازدواج آنها همانند ازدواج پیامبر(ص) و
حضرت خدیجه(س) آمده که «درخت طوبا» از جانب خداوند دستور یافته که دُرهای خود را نثار بهشتیان کند. در اینجا بود که پیک مخصوص، پیدایش حسن(ع) و حسین(ع) را در اثر این ازدواج به پیامبر گرامی(ص) نوید می‌دهد:
«
سَیُولدُ مَنها وَلَدان سَیِّدا شِبابِ أهلِ الجنَّۀِ و بِهِما تَزَیَّنَ اهلُ الجنّه؛39
از آن ازدواج، دو سرور جوانان اهل بهشت متولّد خواهند شد که به‌ وسیله آن دو مولود، اهل بهشت تزیین می‌شوند
صاحب «المناقب» در مورد درخت طوبا و ازدواج حضرت فاطمه(س) می‌آورد:
«
نَصَبَ الجلیلُ لجبرئیل مِنبراً فی ظِلِّ طُوبی مِن مُتونِ زبرجدِ/ شَهِدَ الملائکۀُ الکِرامُ وَ رَبُّهُم وَ کَفَی بِهِم وَ بِرَبِّهم مِن شُهَِّدِ/ وَ تَنَاثَرَت طُوبی علیهم لؤلؤاً وَ زَمرُّداً مُتَتابِعَاً لَم یَعقِد/ وَ مَلاکُ فاطمۀَ الذی ما مِثله فی متهم شَرَفٍ و لا فی منجِد؛40
در بحث ازدواج حضرت امیرالمؤمنین، علی(ع) و حضرت فاطمه(س) علاوه بر درخت طوبا، درخت سدر نیز مأمور نثار کردن دُر‌ها و یاقوت‌های خود به میمنت این ازدواج شد.
عن جابرِ بنِ عبد الله، قال لمّا زوَّجَ رسول‌الله(ص) فاطمۀَ(س) مِن علیٍ(ع) أتاهُ ناسٌ مِن قُریش فَقَالُوا إنَّکَ زَوَّجتَ علیاً بمهرٍ خسیسٍ فَقالَ ما أَنا زَوَّجتُ علیاً، وَ لکنَّ اللهَ ـ عَزَّوَجَلَّ ـ زَوَّجَهُ... ، أَوحی اللهُ إلی السِّدرۀِ أن انثری ما عَلیک، وَ نَثَرت الدُرَّ و الجواهرَ و المَرجانَ...؛41
از جابر بن عبدالله انصاری روایت شده است، هنگامی که پیامبر(ص) حضرت فاطمه(س) را به ازدواج امیرالمؤمنین(ع) درآورد، گروهی از قریش نزد وی آمدند و گفتند: شما او را با مهر ناچیزی به ازدواج علی(ع) درآوردید. پیامبر(ص) فرمودند: «من او را به ازدواج علی(ع) درنیاوردم؛ بلکه خداوند آن ازدواج را منعقد کرد و ... خداوند به سدره المنتهی دستور داد تا آنچه که دارد بر فاطمه(س) نثار کند. پس آن دُرّ و جواهر و مرجان خود را نثار نمود
در «تفسیر عیّاشی»، حدیثی آمده است که مقام زهرای اطهر(س) را این‌گونه بیان می‌کند:
لقد نَحَلَ اللهُ طوبی فی مهر فاطمه(س) و جَعَلَها فی دار علیّ بن ابی‌طالب(ع)؛42
خداوند درخت طوبا را در مهر حضرت فاطمه(س) به او بخشید و آن را در خانه علی(ع) قرار داد.
عبدالوهّاب شعرانی در کتاب «الیواقیت و الجواهر» آورده است:
اگر تو بگویی اصل شجره طوبی در کدام منزل از بهشت است، جواب این است که محییّ ‌الدّین در «فتوحات» و شیخ ابن ابی منصور در رساله خود گفته‌اند: اصل شجره طوبی در منزل علیّ بن ابی‌طالب(ع) است، به سبب اینکه شجره طوبی حجاب مظهر نور فاطمه زهرا(س) است. پس هیچ ‌یک از هشت درِ بهشت و نه خانه‌ای و نه مکانی به آن درجه نیست؛ مگر اینکه در آن شاخه‌ای از شجره طوبی است که غالب مردم نمی‌دانند اصل آن در کجاست ... و تمامیّت این نعمت نیست، مگر به جهت اینکه سرّ هر نعمتی که در بهشت است و هر نصیبی که در آن به اولیا می‌رسد، مُتفرِّع از نور فاطمه(س) است.43
بنابراین، مرتّب او را می‌بوسید و می‌فرمود:
«
فَکُلمَّا اشتَقتُ اِلی الجَنَّۀِ قَبَّلتُها وَ ما قَبَّلتُها الّا وَجَدتُ رائحۀَ شجره طوبی منها؛44
هر گاه که مشتاق بهشت می‌شوم، او را می‌بوسم و بوی درخت طوبی را استشمام می‌کنم
نیز جمله «فَانَا اِذا إشتَقتُ اِلَی الجَنَّۀِ اَدنَیتُها (فاطمه) فَشَممتُ ریحَ الجَنَّۀِ؛45
پس من هنگامی که مشتاق بهشت می‌شوم، به او نزدیک می‌شوم و بوی بهشت را استشمام می‌نمایم
حال به وجود حرف «ط» در این واژه‌ها نگاهی بیندازیم: مصطفی، فاطمه، علیّ بن ابی‌طالب. ضمن اینکه در نام دیگر ائمّه حرف «ط» دیده نمی‌شود. از حضرت موسی بن جعفر(ع) نقل شده که وی به نقل از پدرانش فرمودند:
«
از پیامبر درباره طوبی سؤال شد. فرمود: «درختی است که اصل آن در خانه من و شاخه‏های آن در خانه‏های اهل بهشت است.» سپس بار دیگر از حضرتش سؤال کردند. فرمود: «اصل آن در خانه علی است.» علّت را سؤال کردند. فرمود: «خانه من و علی در بهشت، در یک مکان است.»46
طوبی به وجود هر سه گره خورده است. بار دیگر به حرف «ط» در این آیه دقّت کنیم. «إنّا أعطیناکَ الکوثر»47 فاطمه کوثر است و نور خدا «یریدون لِیطفِئوا نورَ اللهِ بِافواهِهِم...»48 راز فاطمه «و السرّ المستودع فیها»49 تا ظهور ناظر طوبی، یعنی حضرت ولیّ عصر(عج) پا برجاست.

==============================


2.
اسرار، کیفیّت و نکات مربوط به ولادت
در مورد تاریخ تولّد حضرت فاطمه(س) اندکی اختلاف وجود دارد؛ امّا از نظر دوست‌داران و پیروان حقیقی آن حضرت، تمسّک به نقل ائمّه اطهار(ع)، صحیح‌ترین و قطعی‌ترین تاریخ، پنج سال بعد از بعثت، در بیستم جمادی‌الآخر هجری قمری است. در مورد سال‌های ازدواج و شهادت ایشان، چندان مورد اختلاف وجود ندارد؛ یعنی ازدواج در سال اوّل یا دوم هجرت و شهادت در تاریخ یازدهم هجرت؛ امّا در اینکه حضرت در این وقایع چه سنّی داشته‌اند، مورد اختلاف است و آن به تعیین زمان ولادت ایشان بستگی دارد.
آنچه که مسلّم است، ولادت آن حضرت بنا بر روایات بعد از بعثت اتّفاق افتاده است:
أَنَّ فَاطِمَۀَ(س) وُلِدَتْ بَعْدَ مَا أَظْهَرَ اللهُ نُبُوَّۀَ أَبِیهَا ‏بِخَمْسِ سِنِینَ وَ قُرَیْشٌ تَبْنِی الْبَیْتَ وَ رُوِیَ أَنَّهَا وُلِدَتْ فِی جُمَادَی الْآخِرَۀِ یَوْمَ الْعِشْرِینَ مِنْهُ سَنَۀَ خَمْسٍ وَ أَرْبَعِینَ مِنْ مَوْلِدِ النَّبِیِّ(ص)؛50
همانا فاطمه(س) بعد از اینکه خداوند نبوّت پدرش را آشکار کرد، متولّد شد. حضرت فاطمه(س) در سال پنجم، در حالی که قریش «خانه کعبه» را بنا یا تعمیر می‌کرد، در روز 20 جمادی الآخر در سنّ 45 سالگی پیامبر(ص) متولّد شد.
همچنین آمده است:
رُوِیَ أَنَّ فَاطِمَۀَ(س) وُلِدَتْ بِمَکَّۀَ بَعْدَ الْمَبْعَثِ بِخَمْسِ سِنِینَ وَ بَعْدَ الْأَسْرَی [الْإِسْرَاءِ] بِثَلَاثِ سِنِینَ فِی الْعِشْرِینَ مِنْ جُمَادَی الْآخِرَۀِ؛51
روایت شده که فاطمه(س) در «مکّه»، پنج سال بعد از بعثت ـ سه سال بعد از معراج ـ در روز بیستم جمادی ‌الآخر متولّد شده است.
به نظر قوی، این بازسازی کعبه برای بار دوم بوده است.
تاریخ ولادت حضرت فاطمه(س) مسئله بسیار مهمّی است؛ زیرا ثبت دقیق این وقایع، مستندات تاریخی را قوی‌تر می‌کند و مسئله ازدواج و به خصوص شهادت آن حضرت را نیز دقیق‌تر و آشکارتر می‌سازد و شاید همین اختلاف در ولادت ایشان، همانند مخفی ‌بودن قبرش از اسرار الهی باشد. البتّه ما در این نوشتار در پی اثبات زمان و سال تولّد ایشان نمی‌باشیم. درباره حوادث، رویدادها و نکات زمان تولّد ایشان می‌توان به نکات زیر اشاره نمود:

==============================



1 ـ 2.
تکلّم حضرت فاطمه(س) با مادر خویش در زمان بارداری
هنگامی که حضرت خدیجه(س)، با پیامبر(ص) که فردی یتیم و فقیر بود، ازدواج نمود، زنان مکّه از او دوری می‌گزیدند، به او وارد نمی‌شدند و سلام نمی‌کردند. از این‌ رو، حضرت خدیجه(س) احساس تنهایی می‌نمود.
فَلَمَّا حَمَلَتْ بِفَاطِمَۀَ(س) صَارَتْ تُحَدِّثُهَا فِی بَطْنِهَا وَ تُصَبِّرُهَا وَ کَانَتْ خَدِیجَۀُ تَکْتُمُ ذَلِکَ عَنْ رسول ‌الله(ص) فَدَخَلَ یَوْماً وَ سَمِعَ خَدِیجَۀَ تُحَدِّثُ فَاطِمَۀَ فَقَالَ لَهَا یَا خَدِیجَۀُ مَنْ یُحَدِّثُکِ قَالَتِ الْجَنِینُ الَّذِی فِی بَطْنِی یُحَدِّثُنِی وَ یُؤْنِسُنِی؛52
زمانی که به فاطمه باردار شد، حضرت فاطمه(س) در بطن حضرت خدیجه با او حرف می‌زدند و او را به صبر و شکیبایی دعوت می‌نمودند. حضرت خدیجه حرف زدن فاطمه(س) با خود را از پیامبر(ص) مخفی می‌کرد تا اینکه روزی رسول خدا شنید که حضرت با فاطمه(س) صحبت می‌کنند. فرمودند: «با چه کسی سخن می‌گویی؟» عرض کرد: جنینی که در شکم من است، پیوسته با من حرف می‌زند و موجب آرامش من می‌شود.
حضرت فاطمه(س) علاوه بر لقب امّ ابیها، مادر خود را نیز در حالت جنینی، به صبر و شکیبایی دعوت می‌نمود.

==============================


2 ـ 2.
بشارت به دختر بودن جنین و ادامه نسل با برکت پیامبر(ص) توسط آن جنین
پیامبر(ص) به حضرت خدیجه(س) فرمودند:
«
هَذَا جَبْرَئِیلُ یُبَشِّرُنِی أَنَّهَا أُنْثَی وَ أَنَّهَا النَّسَمَۀُ الطَّاهِرَۀُ الْمَیْمُونَۀُ وَ أَنَّ اللهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی سَیَجْعَلُ نَسْلِی مِنْهَا وَ سَیَجْعَلُ مِنْ نَسْلِهَا أَئِمَّۀً فِی الْأُمَّۀِ یَجْعَلُهُمْ خُلَفَاءَهُ فِی أَرْضِهِ بَعْدَ انْقِضَاءِ وَحْیِهِ؛53
جبرئیل به من خبر داد که آن جنین دختر است و نسلی پاک و مطهّر دارد و خداوند متعال نسل مرا از ذریّه او قرار خواهد داد و از نسل او امامانی خواهند آمد که پس از من و بعد از اتمام وحی، خلیفه‌های الهی بر روی زمین خواهند بود
نکته مهمّ این قسمت، آن است که معمولاً نسل هر فردی از طریق فرزند ذکور وی ادامه می‌یابد و اصطلاحاً به کسی که فرزند پسر ندارد، ابتر می‌گویند؛ ولی از رازهای دیگر وجود مقدّس حضرت زهرا(س) این است که در آن جامعه جاهلی و دیدگاهی که نسبت به دختر داشتند، نسل برترین انسان جهان هستی از طریق او ادامه می‌یابد و خلیفه‌های الهی از دامن او رشد یافته و زمینه‌ساز سعادت انسانی می‌گردند.

==============================



3 ـ 2.
حضور چهار زن برتر جهان هنگام تولّد
هنگامی که زمان فارغ شدن و وضع حمل زنی می‌رسد، معمولاً زن‌ها برای کمک به او می‌شتابند؛ ولی هنگامی که حضرت خدیجه(س) به زنان قریش و بنی‌هاشم پیغام کمک فرستاد، آنها با کینه‌ای که از ازدواج ایشان با پیامبر(ص) به دل داشتند، از کمک به او سر باز زدند و به یاری او نیامدند. در این هنگام، خدایی که تمام مقدّمات و برنامه‌ریزی خود را برای تولّد این بانو، آماده و مهیّا ساخته بود، رسولان خود را برای یاری فرستاد:
«
دَخَلَ عَلَیْهَا أَرْبَعُ نِسْوَۀٍ طِوَالٍ کَأَنَّهُنَّ مِنْ نِسَاءِ بَنِی‌هاشِمٍ فَفَزِعَتْ مِنْهُنَّ فَقَالَتْ لَهَا إِحْدَاهُنَّ لَا تَحْزَنِی یَا خَدِیجَۀُ فَإِنَّا رُسُلُ رَبِّکِ إِلَیْکِ وَ نَحْنُ أَخَوَاتُکِ أَنَا سَارَۀُ وَ هَذِهِ آسِیَۀُ بِنْتُ مُزَاحِمٍ وَ هِیَ رَفِیقَتُکِ فِی الْجَنَّۀِ وَ هَذِهِ مَرْیَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ وَ هَذِهِ صَفْرَاءُ [صَفُورَاءُ] بِنْتُ شُعَیْبٍ؛54
چهار زن بلند قامت و نورانی بر او وارد شدند که بیشتر، زنان بنی‌هاشم بودند. حضرت خدیجه چون آنها را دید، ترسید. یکی از آنان گفت: ای خدیجه! ناراحت مباش؛ چرا که ما را پروردگارت به سوی تو فرستاده است. ما خواهران تو هستیم؛ من ساره هستم و ایشان آسیه، دختر مزاحم، رفیق تو در بهشت، این مریم، دختر عمران و ایشان صفورا، دختر شعیب است.
چهار زن برتر جهان، همراه حضرت خدیجه(س) از برای چنین امر مهمّی مأمور شده و کمر به خدمت چنین وجودی بسته بودند.

==============================


4 ـ 2.
نورانی‌شدن خانه‌های مکّه و سرتاسر غرب و شرق زمین
«
فَلَمَّا سَقَطَتْ إِلَی‏ الْأَرْضِ أَشْرَقَ مِنْهَا النُّورُ حَتَّی دَخَلَ بُیُوتَاتِ مَکَّۀَ وَ لَمْ یَبْقَ فِی شَرْقِ الْأَرْضِ وَ لَا غَرْبِهَا مَوْضِعٌ إِلَّا أَشْرَقَ فِیهِ ذَلِکَ النُّورُ؛55
پس هنگامی که حضرت فاطمه(س) پا به عرصه زمین نهاد، نوری عظیم از ایشان بلند شد تا اینکه این نور به تمام خانه‌های مکّه داخل شد و در شرق و غرب زمین، جایی از این نور خالی نماند. این همان «مثلُ نورِهِ کَمِشکا»56 و «نور الله»57 است
شکوفه‌ها، شگفت‌زده از طراوات نوزادی شدند که عطر خدا را به همراه داشت و ستارگان، خیره در سیمای طفلی شدند که نور آفریدگار در آن باز تابیده بود و حضرت خدیجه(س) شادمان از ولادت دختری که بوی عصمت می‌داد و طعم بهشت داشت.

==============================


5 ـ 2.
خوراندن آب کوثر به حضرت فاطمه(س)، شست‌وشو با آن و لباس‌های بهشتی
پس از آنکه حضرت متولّد شد، زنی که در مقابل حضرت خدیجه(س) بود، آن نوزاد را گرفت، اندکی از آب کوثر که قبلاً توسط حورالعین آماده گشته بود، به او خورانید و در آب کوثر شست‌وشو داد و با دو پارچه سفید رنگ که از شیر، سفید‌تر و از مشک و عنبر خوش‌بوتر بودند، یکی را بر بدن نوزاد و دیگری را بر سر او بست.58
این نوزاد همان کوثر، حقیقت خیر فراوان است که خداوند وعده‌اش را به پیامبر(ص) داده بود که: «ما به تو کوثر عطا می‌کنیم

==============================


6 ـ 2.
شهادت بر توحید، نبوّت و امامت، اوّلین و آخرین رسالت
حضرت فاطمه(س)
نوزاد در بدو تولّد خود، لب به سخن گشود:
«
فَنَطَقَتْ فَاطِمَۀُ(س) بِشَهَادَۀِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَ أَنَّ أَبِی رسول‌الله(ص) سَیِّدُ الْأَنْبِیَاءِ وَ أَنَّ بَعْلِی سَیِّدُ الْأَوْصِیَاءِ وَ أَنَّ وُلْدِی سَیِّدُ الْأَسْبَاطِ ثُمَّ سَلَّمَتْ عَلَیْهِنَّ وَ سَمَّتْ کُلَّ وَاحِدَۀٍ مِنْهُنَّ بِاسْمِهَا؛59
خدایی جز الله نیست. پدرم رسول خداست و سرور تمام انبیا. همسرم علی مرتضی(ع)، سرور تمام اوصیا و فرزندانم حسن و حسین: سرور تمام بنی‌آدم.
سپس نام تک‌تک فرزندان [معصومش] را برد و بر آنها سلام کرد
اینکه دیگران چه می‌اندیشیدند، مهم نیست؛ ما را همین حدیث بس است برای صراط مستقیم. آنهایی که این حدیث را باور ندارند، به سراغ آیات «قرآن کریم» بروند؛ آن هنگام که حضرت مریم(س) فرزند خود را به روی دست به میان آماج تیر تهمت‌ها و ناسزاها آورد، حضرت عیسی(ع) لب به سخن گشود و فرمود:
«
اِنّی عَبدُالله آتانِی الکتابَ و جَعَلَنی نَبیا؛60
من بنده خدایم. به من کتاب داده است و مرا پیامبر قرار داده است
حال چگونه این نوزاد سخن نگوید که خود، دختر اشرف انبیا و همسر و مادر یازده انسان برتر از حضرت عیسی(ع) است؟
==============================


7 ـ 2.
بشارت اهل بهشت برای تولّد حضرت فاطمه(س)
در بخشی از حدیث آمده است که حضرت فاطمه(س) به حورالعین بهشتی لبخند زد:
«
ضَحِکْنَ إِلَیْهَا وَ تَبَاشَرَتِ الْحُورُ الْعِینُ وَ بَشَّرَ أَهْلُ الْجَنَّۀِ بَعْضُهُمْ بَعْضاً بِوِلَادَۀِ فَاطِمَۀَ(س)؛61
حورالعین و اهل بهشت یکدیگر را برای تولّد فاطمه(س) بشارت گفتند
این‌چنین است که خداوند و بهشت به وجود او افتخار می‌کند.
و َإفتَخَرَ جبرئیلُ بِکَونِهِ مِنهُم؛62
جبرئیل از اینکه از آنها (خاندان پیامبر) باشد، افتخار می‌کند.
==============================


8 ـ 2.
رشد معجزه‌سان حضرت فاطمه(س)
کَانَتْ تَنْمِی فِی کُلِّ یَوْمٍ کَمَا یَنْمِی الصَّبِیُّ فِی شَهْرٍ وَ فِی شَهْرٍ کَمَا یَنْمِی الصَّبِیُّ فِی سَنَۀٍ؛63
حضرت فاطمه(س) در هر روز به ‌اندازه‌ای رشد می‌کردند که بچّه‌های دیگر در ماه به آن اندازه رشد می‌کنند و هر ماه تا به حدّی که بچّه‌های دیگر در یک سال.
==============================


9 ـ 2.
اذان و اقامه گفتن پیامبر(ص) در گوش حضرت فاطمه(س)
از حضرت علی(ع) روایت شده:
«
هنگامی که فاطمه(س) متولّد شد، پیامبر(ص) وارد شد و در گوش راست حضرت فاطمه(س) اذان و در گوش چپ او اقامه گفت و پیامبر(ص) با هر کس مانند این انجام داد، از شیطان در امان ماند.»64
و این تازه آغازی بود برای رازهای پیچیده حضرت فاطمه(س) و ما فقط می‌توانیم بگوییم:
الّلهمَّ صَلِّ علی فاطمۀَ و أبیها و بَعلِها وَ بَنیها و السِّرالمُستَودِعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُکَ.
و از او بخواهیم: «یا فاطمۀُ! إشفَعی لَنا فی الجَنَّۀِ»
لا تَقسَ فَضلَهُم لِلأنبیاء أجَل فَإنَّ سَلمانَهُم بعدَ تصغیرِ سلیمانُ؛65
فضل و برتری آنها را با انبیا قیاس نکن؛ همانا سلمانِ آنها را اگر (با لفظ) کوچک کنی، سلیمان می‌شود.

 

*دکتر نهله غروی نایینی(دانشیار دانشگاه تربیت مدرّس ) / ابوالفضل چتری بیدگلی (کارشناس ارشد دانشگاه تربیت مدرّس)

 

 

در فکر دیگران و براى دیگران

 

روزى امام حسن مجتبى علیه السلام وارد اتاق مادرش ، حضرت زهراء علیها السلام گردید، دید که مادرش در حال رکوع نماز است و براى مردها وزن هاى مؤ من با ذکر نامشان دعا مى کند.

گوش کرد، که دید مادرش فقط براى دیگران دعا مى نماید و براى خویش ، هیچ دعائى نمى فرماید، جلو آمد و اظهار داشت : اى مادر! چرا مقدارى هم براى خودت دعا نمى کنى همان طورى که براى دیگران دعا مى نمائى ؟

حضرت زهراء سلام اللّه علیها پاسخ داد: اى فرزندم ! اوّل ما باید به فکر نجات همسایه باشیم و سپس براى خودتلاش و دعا کنیم .(26)

و در حدیثى وارد شده است که : دعاى مؤ من در حقّ دیگران مستجاب مى شود و موقعى که انسان در حقّ دیگران و براى دیگران دعا کند، ملائکه الهى براى او دعا خواهند کرد، که حتما، دعاى آن ها مستجاب خواهد شد.

===================================

 

اهمیّت نماز، 15 ضرر و زیان در نماز

 

مرحوم سیّد بن طاووس در کتاب فلاح السّائل آورده است :

روزى حضرت صدّیقه کبرى ، فاطمه زهراء سلام اللّه علیها به محضر مبارک پدر بزرگوار خود، رسول گرامى اسلام صلّلى اللّه علیه و آله وارد شد؛ و اظهار داشت : اى پدر جان ! جزاى آن دسته از مردان و یا زنانى که نماز را سبک مى شمارند، چیست ؟

پیامبر خدا صلوات اللّه علیه فرمود: دخترم ، فاطمه جان ! هرکس نماز را سبک شمارد و به شرائط و دستورات آن بى اعتنائى نماید، خداوند او را به پانزده نوع عقاب ، مجازات مى گرداند:

شش نوع آن در دنیا، سه نوع آن موقع مرگ و جان دادن ، سه نوع در قبر و سه نوع دیگر در قیامت آن هنگامى که از قبر بر انگیخته شود خواهد بود.

امّا آن شش نوع عقابى که در دنیا خواهد دید:

1 برداشتن برکت و توفیق از عمرش ، که نتواند از آن بهره کافى و سودمندى برگیرد.

2 برداشتن برکت از درآمدهایش .

3 پاک شدن سیماى نیکوکاران از چهره اش .

4 سرگردان و دلسرد شدن در کارها و عباداتش .

5 دعاها و خواسته هایش مستجاب نخواهد شد.

6 آن که در دعاى مؤ منین سهیم نخواهد بود و دعاى خیر ایشان شاملش نمى شود.

و امّا آن عقاب هائى را که هنگام مرگ خواهد دید:

1 ذلیلانه خواهد مُرد.

2 گرسنه و تشنه جان مى دهد.

3 هیچ چیزى تشنگى و گرسنگى او را بر طرف نسازد.

و امّا آن عذاب هائى که در قبر دچارش مى شود:

1 خداوند متعال ملکى را ماءمور مى نماید تا مرتّب او را مورد شکنجه قرار دهد.

2 قبرش تنگ و تاریک و وحشتناک مى باشد.

و امّا آنچه در قیامت مبتلایش مى گردد:

1 خداوند ملکى را ماءمور مى نماید تا او را بر صورت ، روى زمین بکشاند و اهل محشر او را تماشا نمایند.

2 محاسبه و بررسى اعمالش سخت و دقیق خواهد بود.

3 و در نهایت این که مورد رحمت و محبّت خداوند قرار نمى گیرد و عذابى دردناک دچارش خواهد شد.(27)

===================================

 

شادى با دیدار فاطمه علیها السلام

هنگامى که این آیه قرآن بر پیامبر اسلام صلّلى اللّه علیه و آله نازل شد:

(و إ نّ جهنّم لمَوْعِدُهُمْ اءجْمَعین ، لَها سَبْعَةُ اءبْوابٍ لِکُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ )( 28) یعنى ؛ همانا جهنّم وعده گاه تمامى افراد مى باشد، که خداوند برایش هفت درب قرار داده و از هر درى افرادى وارد خواهند شد.

آن حضرت بسیار گریه و اصحاب آن حضرت نیز همه گریان شدند و کسى توان صحبت و سخن گفتن با حضرت را نداشت .

و چون هرگاه پیغمبر اسلام صلّلى اللّه علیه و آله دخترش حضرت فاطمه سلام اللّه علیها را مى دید، شادمان و خوشحال مى گردید، به همین علّت سلمان به سوى منزل آن مخدّره آمد تا ایشان را نزد پدر بزرگوارش آورد و موجب شادى و آرامش رسول خدا گردد.

وقتى سلمان به منزل حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها وارد شد، دید حضرت مشغول آسیاب نمودن مقدارى جو مى باشد و با خود این آیه قرآن را زمزمه مى نماید:

((وَ م ا عِنْدَاللّهِ خَیْرٌ و اءبْقى )) یعنى ؛ آنچه نزد خداى متعال و خواست او است بهتر و با دوام مى باشد.

پس سلمان فارسى بر حضرت زهراء سلام کرد و بعد از آن ، جریان ناراحتى و گریه حضرت رسول صلّلى اللّه علیه و آله را براى آن بزرگوار بیان نمود.

فاطمه زهراء سلام اللّه علیها با شنیدن این خبر از جاى خود برخاست و چادر خود را که حدود دوازده جاى آن پاره شده و درز گرفته بود بر سرافکند.

سلمان فارسى با دیدن چنین زندگى و لباسى به گریه افتاد و گفت : چقدر سخت و غیر قابل تحمّل است که دختران رؤ ساء و پادشاهان لباس هاى سُندس و ابریشم بپوشند، و در آن همه تجمّلات و آسایش باشند؛ ولى دختر محمّد، پیغمبر خدا صلّلى اللّه علیه و آله چادر پشمینِ وصله دار بپوشد و این همه سختى ها و مشقّت ها را تحمّل نماید.

هنگامى که حضرت فاطمه سلام اللّه علیها به حضور پدر خود، حضرت رسول صلّلى اللّه علیه و آله وارد شد، اظهار نمود: یا رسول اللّه ! سلمان از زندگى و لباس هاى من تعجّب کرده و در گریه و اندوه ، فرو رفته است .

حضرت رسول صلوات اللّه علیه به سلمان فرمود: دخترم ، فاطمه محبوب خدا است و از سابقین در ورود به بهشت خواهد بود.

پس از آن ، حضرت زهراء سلام اللّه علیها اظهار داشت : پدر جان ! دخترت فداى تو گردد، چرا گریان بوده اى ؟

حضرت رسول فرمود: دخترم ! جبرئیل امین دو آیه قرآن پیرامون جهنّم بر من نازل نمود، که بسیار دردآور و وحشتناک بود و سپس آن دو آیه شریفه را خواند.

حضرت زهراء سلام اللّه علیها با شنیدن آن دو آیه قرآن گریست و به صورت بر زمین افتاد و گفت : واى به حال گناه کارانى که اهل آتش ‍ جهنّم گردند.

سلمان چون این صحنه دلخراش را دید، گفت : اى کاش من گوسفندى مى بودم تا مرا مى کشتند و قطعه قطعه مى کردند و مى خوردند و نامى از آتش سوزان جهنّم را نمى شنیدم !!

و ابوذر گفت : اى کاش مادرم عقیم بود و مرا نزائیده بود و این گونه وصف آتش دوزخ را نمى شنیدم !!

و سپس مقداد گفت : و اى کاش من پرنده اى در منقار پرندگان مى بودم و نامى از آتش سوزان جهنّم را نمى شنیدم .(29)

===================================

 

ملاقات در بستر بیمارى

ابن قُتیبه یکى از علماء و تاریخ نویسان اهل سنّت در کتاب خود آورده است :

پس از گذشت مدّتى از جریان سقیفه ، روزى عمر به ابوبکر گفت : ما فاطمه ، دختر رسول اللّه را از خودمان خشمناک و ناراحت گردانیده ایم ، بیا با یکدیگر به ملاقات و دیدار او رویم تا از ما راضى و خوشنود شود.

لذا هر دو حرکت کردند و چون به درب منزل رسیدند، اجازه ورود خواستند؛ ولى به ایشان اجازه داده نشد.

به ناچار حضور امام علىّ علیه السلام آمدند و در این باره با او سخن گفتند؛ بنابر این امام علىّ علیه السلام براى آنها اجازه ورود طلبید و چون وارد شدند، روبروى حضرت زهراء سلام اللّه علیها نشستند.

و حضرت روى خود را از آن ها برگرداند، سلام کردند، امّا حضرت جوابشان را نداد.

ابوبکر گفت : اى حبیبه رسول اللّه ! سوگند به خدا که من تو را بیش از دخترم ، عایشه دوست دارم .

روزى که پدرت از دنیا رفت ، اى کاش من مرده بودم ؛ علّت آن که تو را از حقّ میراث پدرت منع کردم ، چون شنیدم که فرمود: ما ارثیّه اى به جاى نمى گذاریم ، آنچه از اموال ما باقى بماند، صدقه است .

در این هنگام ، فاطمه سلام اللّه علیها فرمود: اگر حدیثى را از پدرم رسول خدا برایتان بگویم ، تاءیید مى کنید؟ گفتند: آرى .

فرمود: خداوند را بر شما گواه مى گیرم ، آیا نشنیدید از پدرم ، رسول اللّه صلّلى اللّه علیه و آله که مى فرمود: رضایت فاطمه رضایت من است ، خشم و غضب فاطمه خشم و غضب من مى باشد، هرکه فاطمه را دوست دارد مرا دوست داشته است و هر که او را خشمگین و ناراحت کند، مرا خشمگین و ناراحت کرده است ؟!

گفتند: بلى ، چنین سخنى را از رسول اللّه شنیده ایم .

حضرت فاطمه فرمود: خدا و ملائکه را شاهد و گواه مى گیرم که شما دو نفر مرا خشمگین و ناراحت کرده اید و من از شما خوشحال و راضى نخواهم شد تا پدرم ، رسول خدا را ملاقات کرده و شکایت شما را به او کنم .

ابوبکر گفت : از خشم خداوند و غضب فاطمه به خداوند پناه مى برم ، و سپس در حال گریه از نزد حضرت خارج شدند.(30)

===================================

 

شوخى زن و شوهر با رضایت خداوند

سمان فارسى حکایت نماید:

روزى حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها بر پدرش ، رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله وارد شد.

وقتى رسول خدا چشمش بر چهره فاطمه افتاد، او را گریان و غمگین دید، به همین جهت علّت را جویا شد؟

حضرت زهراء سلام اللّه علیها در پاسخ پدر اظهار داشت : اى رسول خدا! روز گذشته بین من و همسرم ، علىّ بن ابى طالب علیه السلام جریانى اتّفاق افتاد که با یکدیگر ضمن صحبت ، شوخى و مزاح مى کردیم و من جمله اى را به عنوان شوخى به شوهرم گفتم ، که موجب ناراحتى او شد.

و چون احساس کردم که همسرم ناراحت است ، از سخن خویش غمگین و پشیمان گشتم و از او خواهش کردم تا از من راضى و خوشحال گردد.

و او نیز عذر مرا پذیرفت و شادمان شد و با خنده روئى با من مواجه گشت و احساس کردم که از من راضى مى باشد؛ ولى اکنون از خداى خود وحشت دارم که مبادا از من خشمگین و ناراضى باشد.

رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله با شنیدن چنین مطالبى اظهار نمود: اى دخترم ! همانا رضایت و خوشنودى شوهر همانند رضایت و خوشنودى خداوند متعال خواهد بود و غضب و ناراحتى شوهر سبب نارضایتى و ناراحتى خدا مى گردد.

و سپس افزود: هر زنى که خداوند را همچون حضرت مریم عبادت و ستایش کند؛ ولیکن شوهرش از او ناراضى باشد، عبادات و اعمال او مقبول درگاه خدا قرار نمى گیرد.

اى دخترم ! بدان که بهترین اعمال ، فرمان بُردارى و تبعیّت از شوهر است ، البتّه در مواردى که خلاف اسلام و قرآن نباشد بعد از آن ، بهترین کارها براى زن ریسندگى است ، یعنى کارهاى سبک و فردى ، به دور از نامحرمان را انجام دهد.

اى دخترم ! هر زنى که زحمات و مشقّات خانه دارى را تحمّل کند و خانه دارى نماید و براى رفاه و آسایش اعضاء خانواده اش تلاش ‍ نماید، همانا او اهل بهشت خواهد بود.(31)

===================================

 

قداست و عظمت فاطمه سلام اللّه علیها

اءسماء بنت عمیس گوید:

هنگامى که حضرت زهراء سلام اللّه علیها اوّلین فرزندش امام حسن علیه السلام را به دنیا آورد و زایمان نمود، خونى را که دیگر زن ها در موقع زایمان به عنوان خون نفاس مى بینند از او خارج نگردید.

و من از این جریان بسیار تعجّب کردم ، به هیمن جهت راهى منزل پدرش ، رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله گشتم و چون بر آن حضرت وارد شدم ، عرض کردم : یا رسول اللّه ! آیا فاطمه خون حیض و نفاس نمى بیند؟!

حضرت رسول صلّلى اللّه علیه و آله در پاسخ به من اظهار داشت : آیا نمى دانى که دخترم فاطمه ((طاهره و مطهّره )) است ؟!

یعنى ؛ پاک و پاکیزه مى باشد و با سایر زنان تفاوت دارد و خون حیض و نفاس از او خارج نمى گردد.(32)

و امام محمّد باقر علیه السلام نیز حکایت فرماید:

چون قیامت برپا شود، حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها بر درب ورودى دوزخ توقّف نماید و به درگاه خداوند متعال اظهار دارد: خداوندا! تو مرا فاطمه نامیده اى و وعده دادى هر که دوستدار و علاقه مند به من و ذریّه ام باشد، او را به آتش جهنّم مجازات نخواهى کرد و مى دانم که وعده تو حقّ است .

آن گاه از سوى پروردگار متعال ندا مى رسد: اى فاطمه ! راست مى گوئى ، من تو را فاطمه نامیده ام و وعده داده ام هر که علاقه مند به تو و ذریّه ات بوده و ولایت آن ها را پذیرفته باشد به آتش دوزخ مجازات نخواهم کرد و هم اکنون به وعده خود وفا مى کنم .

و آن هائى را که دوست دارى و اهل آتش جهنّم هستند، تو مى توانى آنها را شفاعت نمائى ؛ و من شفاعت و وساطت تو را پذیرا هستم ، تا آن که موقعیّت و منزلت تو را نزد ملائکه و انبیاء و اهل محشر آشکار سازم .

پس اى فاطمه ! هر که در پیشانى و بین دو چشمان او نوشته باشد که مؤ من هست ، مى توانى شفاعت نمائى و نجات بخش او از آتش ‍ دوزخ باشى و او را وارد بهشت گردانى .(33)

===================================

 

بهشت و پیراهن خون آلود حسین علیه السّلام

حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه علیهم حکایت فرماید:

آن هنگام که صحراى محشر بر پا شود و خداوند تمامى بندگانش را زنده احضار نماید، صدائى به گوش همگان خواهد رسید که : اى جماعت ! چشم هاى خود را ببندید و سرهاى خود را به زیر افکنید، چون که فاطمه دختر محمّد صلّلى اللّه علیه و آله مى خواهد از پل صراط عبور نماید.

پس همگان چشم هاى خود را مى بندند و حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها در حالى که هفتاد هزار فرشته او را مشایعت و همراهى مى کنند، وارد مى شود و در یکى از موقف هاى مهمّ محشر توقّف مى فرماید.

پس از آن پیراهن به خون آغشته حضرت ابا عبداللّه الحسین علیه السلام را در دست گرفته و به محضر ربوبى پروردگار عرضه مى دارد: پروردگارا! این پیراهن فرزندم ، حسین مى باشد، تو خود آگاهى که با فرزندم چگونه رفتار کردند.

در این هنگام ، صدائى از طرف خداوند متعال مى رسد: اى فاطمه ! هر خواسته و تقاضائى دارى بگو، که برآورده خواهد شد.

و حضرت زهراء سلام اللّه علیها اظهار دارد: خدایا! انتقام مرا از قاتلین فرزندم ، حسین بگیر.

پس شعله اى مهیب از آتش بر پا شود و زبانه کشان یکایک قاتلین امام حسین علیه السلام را فرو بلعد، همان طورى که پرنده اى که دانه از زمین برچیند.

و سپس به عمق دوزخ برگردد و تمامى آن افرادِ ظالم ، به عذاب هاى دردناک مجازات و عقاب خواهند شد.

بعد از آن ، فاطمه زهراء سلام اللّه علیها به سوى بهشت حرکت مى نماید و در حالى که ذرارى و دوستان و علاقه مندانش همراه او مى باشند، وارد بهشت خواهند شد؛ و از انواع برکات و نعمت هاى آن بهره مند مى گردند.(34)

===================================

 

گریه دوستان و شفاعت زنان

هنگامى که امام حسین علیه السلام متولّد شد، پیغمبر اسلام صلّلى اللّه علیه و آله پس از بشارت و تهنیت ، خبر از شهادت نوزاد و کیفیّت کشته شدنش را داد، حضرت زهراء سلام اللّه علیها سخت گِریست و اظهار داشت : در چه زمانى اتّفاق خواهد افتاد؟

پیامبر اسلام فرمود: زمانى که من و تو و پدرش ، علىّ و برادرش ، حسن نباشیم و او یعنى ؛ حسین تنها باشد.

آن گاه گریه حضرت زهراء سلام اللّه علیها افزون یافت و گفت : چه کسى براى فرزندم گریه و عزادارى خواهد کرد؟

حضرت رسول فرمود: فاطمه جان ! زنان و مردان امّت من بر مصیبت او و اهل و عیالش مى گریند و نوحه سرائى و عزادارى خواهند کرد، و این نوحه سرائى و عزادارى هر سال تجدید خواهد شد؛ و چون روز قیامت برپا شود تو، زنان گریه کننده و عزادار بر حسین را شفاعت نموده و من ، مردانشان را شفاعت مى کنم .

و اى فاطمه ! تمام چشم ها در قیامت گریان مى باشند، مگر آن چشمانى که در عزا و مصیبت حسین علیه السلام گریان بوده باشد که آنان خندان و خوشحال وارد بهشت خواهد شد.(35)

===================================

 

چگونگى دفاع از حقّ خود

عایشه دختر ابوبکر حکایت مى کند:

فاطمه زهراء سلام اللّه علیها پس از شهادت پدرش ، رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله در یکى از روزها نزد پدرم ابوبکر آمد و ارثیّه پدرى خود را از او مطالبه نمود.

و پدرم ، ابوبکر در پاسخ به وى اظهار اشت : پیغمبر خدا چیزى به عنوان ارثیّه ، باقى نگذاشته است و آنچه که از اموال او باقى مانده باشد، صدقه خواهد بود.

فاطمه سلام اللّه علیها با شنیدن سخنان پدرم ابوبکر، خشمگین و ناراحت شد و از او کناره گرفت و با همین ناراحتى و کناره گیرى به زندگى خود ادامه داد تا آن که وفات یافت .

سپس عایشه در ادامه سخنان خود افزود: حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها سهمیّه خود را به عنوان ارثیّه ، از اموال رسول اللّه صلوات اللّه و سلامه علیه و همچنین فدک را از پدرم ابوبکر به طور مرتّب مطالبه و درخواست مى نمود؛ ولیکن پدرم از پرداخت آن ها خوددارى مى کرد.(36)

طبق مشهور و روایات وارده : فدک ، باغ بسیار بزرگى بوده که طبق ضوابطى در جنگ خیبر، حقّ شخصى پیغمبر اسلام صلّلى اللّه علیه و آله قرار گرفت .

و حضرت آن را در حضور اصحاب به دخترش ، فاطمه زهراء سلام اللّه علیها تحویل داد و به آن مخدّره بخشید.

===================================

 

بى تابى دختر و بشارت پدر

ابو ایّوب انصارى حکایت کند:

در آن هنگامى که رسول گرامى اسلام صلّلى اللّه علیه و آله در بستر بیمارى خوابیده بود و آخرین لحظات عمر پربرکت خود را سپرى مى نمود، حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها به دیدار پدر بزرگوارش آمد.

و چون پدر را با آن وضعیت جسمى مشاهده نمود، سخت گریست و اشک بر گونه هایش جارى گشت .

حضرت رسول صلّلى اللّه علیه و آله با دیدن غم و اندوه دخترش ، وى را دلدارى داد و اظهار داشت : اى فاطمه ! خداوند متعال از بین تمام بندگانش ، تنها علىّ بن ابى طالب علیه السلام را به عنوان شوهرت برگزید.

و آن گاه بر من وحى فرستاد که تو را به نکاح او در آورم و این براى تو عظمت و سعادت بود که چنین شخصیّتى شوهر تو گردید.

در این لحظه ، حضرت زهراء سلام اللّه علیها خوشحال شد و با شادمانى تبسّمى نمود.

و پدرش در ادامه فرمایش خود افزود: فاطمه جان ! بدان که شوهرت داراى چند خصلت و فضیلت است که دیگران از آن فضایل و مناقب محروم هستند:

ایمان و اعتقاد راسخ به خدا و رسولش ، آگاهى به علوم و فنون مختلف ، داراى حکمت و معارف ، همسرى چون تو، دو فرزند پسر چون حسن و حسین ، انجام امر به معروف و نهى از منکر در تمام حالات ، قضاوت بر مبناى کتاب خدا.

و پس از آن فرمود: فاطمه ! ما اهل بیتى هستیم که خداوند رحمان عنایتى را به ما فرموده است ، که (نه به امّت هاى قبل از ما و نه بعد از ما) به هیچکس چنین عنایتى نشده و نخواهد شد.

پدرت بهترین و افضل تمام پیغمبران مى باشد.

شوهرت وصىّ من ، و افضل اوصیاء است .

عمویت ، حمزه سیّد و سرور تمام شهیدان است .

جعفر طیّار از ما اهل بیت است ، که در بهشت با دو بال خود پرواز مى کند.

و دو فرزندت حسن و حسین ، که دو سبط این امّت مى باشند.(37)

===================================

 

اذان و تجلّى خاطرات پدر

پس از گذشت مدّتى از رحلت و شهادت جانگداز پیغمبر اسلام صلّلى اللّه علیه و آله ، دخترش فاطمه زهراء سلام اللّه علیها چنین اظهار داشت : دلم تنگ شده است و آرزو دارم ، که آواى اذان بلال اذان گوى پدرم را بشنوم .

و چون بلال متوجّه آرزوى حضرت زهراء سلام اللّه علیها شد، مشغول گفتن اذان گردید؛ و چون گفت : ((اللّه اکبر، اللّه اکبر)).

حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها به یاد خاطرات دوران پدرش افتاد؛ و نتوانست خود را کنترل نماید و با صداى بلند شروع به گریستن نمود.

تا آن که اذان بلال رسید به : ((اءشهد اءنّ محمّدا رسول اللّه ))، که در این هنگام حضرت زهراء صیهه و فریادى کشید و با حالت بیهوشى بر صورت ، روى زمین افتاد.

مردم گفتند: اى بلال ! ساکت شو، چیزى نمانده است که دختر رسول اللّه صلّلى اللّه علیه و آله دار فانى را وداع گوید.

پس بلال ساکت شد و باقى مانده اذان را ادامه نداد.

و چون حضرت به هوش آمد در خواست ادامه اذان را داشت .

بلال قبول نکرد و گفت : اى سرور زنان ! بر تو مى ترسم که مشکلى براى شما پیش آید،

به همین جهت حضرت از او گذشت کرد و ساکت ماند.

همچنین در روایتى دیگر، از امام علىّ علیه السلام آمده است که فرمود:

هر گاه فاطمه زهراء سلام اللّه علیها چشمش به لباس و پیراهن پدرش ، رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله مى افتاد و یا آن را مى دید و مى بوئید، گریان مى شد و حالت بیهوشى به آن بانوى مجلّله دست مى داد.(38)

===================================

 

فخر حوّا و عظمت زهراء علیها السلام

امام حسن عسکرى به نقل از پدران بزرگوارش علیهم السلام ، از رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله فرمود:

چون خداوند متعال حضرت آدم علیه السلام و حوّا را آفرید و در بهشت جاى گرفتند، بر خود بالیدند و آدم علیه السلام به همسر خود حوّا، گفت : خداوند موجودى بهتر و برتر از ما نیافریده است .

در این هنگام پروردگار متعال به جبرئیل علیه السلام وحى فرستاد: بنده ام ، آدم را به فردوس اءعلى بِبَر؛ همین که آدم علیه السلام وارد آن مکان مقدّس شد، کنیزى که در یکى از بهترین قصرها که بر سرش تاجى از نور بود و دو گوشواره از نور در گوش خود داشت ، توجّه آدم را به خود جلب کرد.

و چون نگاه آدم بر آن فرشته افتاد و دید که نور جمالش تمام بهشت را روشنائى بخشیده ، از جبرئیل سؤ ال نمود که : او کیست ؟

جبرئیل علیه السلام اظهار داشت : او فاطمه دختر محمّد، پیغمبر خدا و یکى از فرزندان تو مى باشد که در زمان آینده مبعوث مى گردد.

آدم علیه السلام سؤ ال نمود: تاجى که بر سر دارد چیست ؟

جبرئیل گفت : شوهرش علىّ بن ابى طالب علیه السلام مى باشد.(39)

===================================

 

فاطمه زهراء و اسرار پدر صلّى اللّه علیه و آله

عایشه یکى از همسران رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله حکایت کند:

در آن هنگامى که رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله نزد من حضور داشت ، فاطمه زهراء سلام اللّه علیها بر ما وارد شد؛ و چنان راه مى رفت که همانند راه رفتن رسول اللّه بود.

وقتى رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله متوجّه آمدن دخترش حضرت فاطمه شد، به وى خطاب کرد و فرمود: دخترم ! خوش آمدى ، و سپس او را کنار خود، سمت راست نشاند و سخنى مخفیانه به او گفت که ناگاه دیدم فاطمه زهراء گریان شد.

عایشه افزود: علّت گریان شدنش را جویا شدم و گفتم : اى فاطمه ! من تو را هرگز با چنین خوشى ندیده بودم که کنار پدرت باشى ، پس ‍ چرا ناگهان گریان شدى ؟!

حضرت زهراء سلام اللّه علیها در جواب اظهار داشت : اسرار پدرم را فاش نمى کنم .

بعد از آن دیدم که رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله مطلب دیگرى مخفیانه به زهراى مرضیّه فرمود، که خوشحال و خندان گردید و تبسّمى نمود.

در این موقع تعجّب من بیشتر شد و این بار علّت گریه و خنده او را جویا شدم ؟

و آن حضرت ، دو باره در جواب من اظهار داشت : به هیچ عنوان اسرار پدرم را فاش نمى کنم .

تا آن که رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله رحلت نمود و من از فرصت استفاده کرده و علّت خنده و گریه آن روز را، از فاطمه زهراء جویا شدم ؟

و آن حضرت اظهار داشت : پدرم در آن روز به من فرمود: جبرئیل هر سال یک بار بر من وارد مى شد؛ ولى امسال دو مرحله بر من وارد شد و این علامت نزدیک شدن مرگ من مى باشد، پس با این سخنِ پدرم ، گریان شدم .

و در ادامه فرمایشاتش فرمود: تو از اهل بیت من ، اوّل کسى خواهى بود که به من ملحق مى شوى ، سپس پدرم افزود:

آیا راضى و خوشحال نیستى که سیّد و سرور زنان باشى .

و من پس از شنیدن چنین بشارتى مسرور و شادمان گشتم .(40)

===================================

 

نسوختن انگشت در دیگ حریره

اءنس بن مالک حکایت کند:

روزى حجّاج بن یوسف ثقفى مرا نزد خویش احضار کرد و درباره جریان به هم زدن و مخلوط کردن غذاى داخل دیگ به وسیله دست ، که توسّط حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها انجام گرفته بود، سؤ ال کرد.

گفتم : روزى عایشه به حضور فاطمه زهراء علیها السلام وارد شد و دید که آن حضرت مشغول پختن حریره براى دو فرزندش حسن و حسین علیهما السلام مى باشد.

و مقدارى آرد و شیر و روغن داخل دیگ ریخته بود و آن را روى اجاقى که آتش زیر آن شعله ور بود قرار داده ؛ و با انگشت خود، حریره داخل دیگ را در حالى که مى جوشید و غُل غُل مى کرد، به هم مى زد و مخلوط مى نمود.

عایشه با دیدن چنین صحنه اى بُهت زده گشت و با حیرت و تعجّب ، از منزل دختر پیامبر خدا صلّلى اللّه علیه و آله خارج شده و به سوى منزل پدرش ، ابوبکر حرکت کرد.

و چون به منزل پدرش وارد شد، گفت : اى پدر! هم اکنون جریان عجیبى را از فاطمه زهراء مشاهده کردم ، که مرا به حیرت و تعجّب واداشته است .

او را دیدم در حالى که دیگ حریره ، روى اجاق آتش مى جوشید، با انگشت خویش آن ها را به هم مى زد و مخلوط مى نمود.

ابوبکر گفت : اى دخترم ! این موضوع را مخفى و کتمان دار، مبادا کسى متوجّه شود، که این امر بسیار مهمّ و عظیم است .

ولى همین که پیامبر اسلام صلّلى اللّه علیه و آله از این جریان آگاه شد، بالاى منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى ، فرمود:

مردم از دیدن صحنه جریان دیگ و آتش تعجّب مى کنند و آن را جریانى عظیم و غیر قابل قبول مى پندارند.

و سپس افزود: سوگند به آن کسى که مرا به رسالت مبعوث کرده و به نبوّت خویش بر انگیخته است ، باید بدانید که خداوند متعال آتش و حرارت آن را بر جسد فاطمه و بر خون و مو و تمام اجزاء بدنش حرام گردانیده است .

همانا فاطمه و شیعیانش (پیروان واقعى در عمل و گفتار) از حرارت آتش در اءمان خواهند بود، و بلکه آتش و خورشید و ماه و ستارگان و کوه ها، همه و همه در طاعت فاطمه و نسل او یعنى ؛ اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام مى باشند.

و همچنین جنّیان در رکاب آخرین فرزندش ، امام زمان علیه السلام با مخالفان و ظالمان مى جنگند.

و در آن هنگام ، زمین تمام برکات و گنجینه ها و مخازنش را تسلیم مهدى موعود عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف خواهد نمود.

پس واى به حال کسى که در فضائل ومناقب بى شمار فاطمه شکّ کند، خداوند لعنت کند آن کسانى را که به هر عنوانى ، کینه و دشمنى شوهرش ، علىّ بن ابى طالب را در دل دارند و امامت او و دیگر فرزندانش را نپذیرند و انکار کنند.

ودر پایان افزود: بدانید و آگاه باشید که فاطمه علیها السلام در صحراى محشر بیش از دیگران شفاعت مى نماید و شفاعتش پذیرفته و مقبول درگاه خداوند متعال قرار خواهد گرفت .(41)

===================================

 

پاداش پاسخگوئى به مسائل

امام حسن عسگرى صلوات اللّه و سلامه علیه حکایت فرماید:

روزى زنى نزد حضرت فاطمه زهراء علیها السلام وارد شد و گفت : مادرى دارم ضعیف و ناتوان که براى انجام نماز، مسئله اى برایش ‍ پیش آمده و مرا فرستاده است تا پاسخ آن را از شما دریافت نمایم .

حضرت زهراء علیها السلام پس از گوش دادن به سخنان آن زن ، جوابش را داد و آن زن دو مرتبه سؤ ال خود را تکرار کرد و حضرت دوباره جواب او را داد.

و به طور مرتّب آن زن سؤ ال خود را بازگو کرد تا آن که به ده مرتبه رسید و حضرت زهراء علیها السلام بدون هیچ گونه احساس و اظهار ناراحتى و بلکه به عطوفت پاسخ او را بیان مى نمود.(42)

پس از آن ، زن خجالت زده شد و گفت : شما را خسته و ناراحت کردم ، بیش از این مزاحم شما نمى شوم .

و حضرت زهراء علیها السلام اظهار نمود: خیر، براى من زحمتى نخواهد بود و سپس افزود: چنانچه شخصى اءجیر شده باشد تا بارى سنگین را به جائى ببرد و در إ زاى آن مبلغ صد هزار دینار مزد بگیرد آیا ناراحت مى شود؟!

و آن زن در جواب حضرت گفت : خیر.

بعد از آن فرمود: من براى هر سؤ ال که جوابش را بگویم اءجیر تو هستم و مزد و پاداش آن نزد خداوند متعال به ارزشى بیش از آنچه که در این جهان است ، مى باشد.

پس اکنون آنچه مى خواهى سؤ ال کن و براى من ناراحت مباش ، که از پدرم رسول اللّه صلوات اللّه علیه شنیدم ، فرمود:

علماء و دانشمندان ، شیعیان و پیروان ما در روز قیامت در حالى محشور مى شوند، که تاج کرامت بر سر نهاده اند.

چون آنان در دنیا بر هدایت بندگان خدا، تلاش و کوشش داشته اند مورد لطف و رحمت خداوند قرار مى گیرند و هدایا و خلعت هاى گرانبهاى بهشتى تقدیمشان مى شود ...

پس از آن حضرت زهراء علیها السلام فرمود: اى بنده خدا! ارزش یکى از آن خلعت ها، هزار بار بیش از آنچه است که در این دنیا وجود دارد وخورشید بر آن مى تابد.

چون که چیزهاى این دنیا هر چند هم به ظاهر ارزش والائى داشته باشد؛ امّا فاسد شدنى و فناپذیر است ، بر خلاف قیامت و بهشت که هر چه در آن باشد سالم و جاوید خواهد بود.(43)

===================================

 

تدوین مصحف فاطمه علیها السلام

در این که کتاب شریف مُصحَف حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها چگونه تدوین شده و با چه کیفیّتى بوده است ، احادیث و روایات مختلفى وارد شده است که به جمع سه حدیث مى پردازیم :

روزى عدّه اى از اصحاب و افرادى که در مجلس امام جعفر صادق علیه السلام حضور داشتند، پیرامون کتاب جَفر، جامعه و مُصحَف سؤ الاتى را مطرح کردند.

حضرت درباره هر کدام ، مطالبى را بیان فرمود و سپس پیرامون مُصحَف چنین اظهار داشت :

چون خداوند متعال ، حضرت رسول اکرم صلّلى اللّه علیه و آله را قبض روح کرد و رحلت نمود، غم و اندوه سختى بر فاطمه مرضیّه علیها السلام روى آورد که ناگوار و غیر قابل تحمّل بود و در این راستا، کسى غیر از خداى متعال از دردها و ناراحتى هاى درونى آن حضرت آگاه نبود.

پس خداى منّان جهت تسّلاى آن بزرگوار فرشته اى را ماءمور نمود تا با وى هم سخن و هم راز گردد؛ و مدّتى به این منوال گذشت ، تا آن که روزى این موضوع را با همسر خود امیرالمؤ منین علىّ علیه السلام در میان نهاد که فرشته اى نزد من مى آید و با من حدیث مى گوید و مونس من گشته است .

امام علىّ علیه السلام اظهار داشت : هرگاه متوجّه صداى او شدى و احساس نمودى که آمده است مرا آگاه کن .

پس از آن ، هر زمان که فرشته بر حضرت زهراء علیها السلام وارد مى شد، همسر خود، علىّ علیه السلام را خبر مى نمود.

و حضرت علىّ علیه السلام نیز تمامى آنچه را که گفته مى شد مى نوشت ، تا آن که یک کتاب کامل و جامع شد و به نام مُصحَف حضرت فاطمه زهراء علیها السلام تدوین و ثبت گردید.

و تمام علوم و آنچه که انسان ها در تمام دوران ها نیازمند آن باشند در آن مصحف شریف موجود است .

و سپس امام جعفر صادق علیه السلام افزود: کتاب مصحف و نیز جامعه و جفر اءبیض و جفر اءحمر، همه آن ها نزد مااهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام موجود مى باشد.(44)

===================================

 

لوح حضرت فاطمه سلام اللّه علیها

امام جعفر صادق علیه السلام حکایت فرماید:

روزى پدرم امام محمّد باقر علیه السلام به جابر بن عبداللّه انصارى پیشنهاد داد براین که در فرصتى مناسب ، صحبتى با تو دارم .

جابر اظهار داشت : هر موقع بفرمائى ، من آماده ام .

تا آن که روزى پدرم سلام اللّه علیه ، جابر را فرا خواند و فرمود:

آن لوحى را که در حضور مادرم ، فاطمه زهراء سلام اللّه علیها مشاهده کرده اى ، توضیحاتى پیرامون آن بیان نما.

جابر در پاسخ گفت : روزى براى تبریک و تهنیت ولادت امام حسین علیه السلام بر مادرت ، فاطمه زهراء علیها السلام وارد شدم .

در مقابل او لوحى سبز رنگ دیدم که گمان کنم از نوع زمرّد بود؛ و سپس در آن لوح نوشته هائى را به رنگ سفید، شبیه نور خورشید مشاهده کردم ، که برایم تعجّب آور بود.

پس عرضه داشتم : اى دختر رسول اللّه ! پدر و مادرم فدایت باد، این لوح چیست ؟ و چه مطالبى در آن ثبت گردیده است ؟

در پاسخ فرمود: این لوحى است که خداوند متعال ، آن را به پدرم هدیّه داده است و در آن نام پدرم و همسرم علىّ و دو فرزندم حسن و حسین و دیگر امامان و اوصیاء علیهم السلام درج گردیده است .

و پدرم رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله آن را به من عنایت کرده ، تا به وسیله آن شادمان و مسرور باشم .

===================================

 

گزیده اى از متن لوح مقدّس

به نام خداوندى که رحمن و رحیم است ، این نوشتار از سوى خداوند عزیز و حکیم براى پیغمبرش ، محمّد صلّلى اللّه علیه و آله به وسیله روح الا مین ارسال گردید.

اى محمّد! نام هاى مرا تعظیم بدار و نعمت هاى مرا شکرگزار باش .

من خداى بى همتا هستم ؛ و در هم کوبنده دستگاه و قدرت ستمگران ، و نابود کننده تجاوزگران مى باشم ، و در روز قیامت حاکم خواهم بود ... .

به درستى که تو را بر تمامى پیغمبران خود، همچنین جانشین و خلیفه ات را بر دیگر اوصیاء از هر جهت برترى و فضیلت دادم .

و فرزندانت ، حسن را معدن علوم و حسین را نگه دارنده و حافظ دین و شریعت قرار دادم و او را به وسیله شهادت بر تمامى افراد گرامى خواهم داشت ، و نیز اولیاء و حجّت هاى خود را بر بندگانم از نسل او قرار داده ام .(45)

===================================

 

قضاوت در بهترین خطّ

روزى حضرت فاطمه زهراء علیها السلام مشغول انجام کارهاى منزل بود و دو فرزند عزیزش حسن و حسین علیهما السلام خطّى را نوشته بودند و هر یک ادّعا مى کرد، که خطّ من بهتر و زیباتر است .

پس جهت قضاوت نزد مادرشان آمدند و از او خواستند تا نظر دهد که خطّ کدام یک بهتر و زیباتر مى باشد.

ولى حضرت زهراء علیها السلام براى آن که هیچ کدام را ناراحت نکند اظهار داشت : از پدرتان سؤ ال نمائید.

و چون حسن و حسین علیهما السلام موضوع را براى پدرشان عرضه داشتند، او نیز نخواست که یکى از آن دو عزیز را ناراحت و ماءیوس ‍ نماید، به همین جهت فرمود: بروید و از جدّتان رسول خدا سؤ ال نمائید.

لذا آن دو عزیز، نزد رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله آمدند وخطّشان را نشان دادند، همچنین حضرت فرمود: من نیز قضاوت نکنم تا آن که با جبرئیل مشورت نمایم .

همین که جبرئیل علیه السلام بر حضرت رسول وارد شد و در جریان موضوع قرار گرفت ، اظهار داشت : بایستى از خداوند سبحان نظر خواهى کنم ، و در نهایت خداى مهربان خطاب نمود: باید مادرشان نظر دهد و قضاوت نماید.

به همین جهت ، حضرت زهراء علیها السلام گردنبند مروارید خود را از گردن در آورد و نخ آن را پاره نمود و دانه هایش را بر زمین ریخت و سپس به فرندانش خطاب نمود و اظهار داشت : هر کدام از شما دانه هاى بیشترى بردارد خطّ او بهتر است .

و هر یک به طور مساوى از دانه هاى مروارید برداشت و در نهایت هیچ کدام ناراحت و غمگین نگشتند و خطّ هر دو خوب و زیبا تشخیص داده شد.(46)

===================================

 

گریه بر فراق پدر یا بر ظلم دشمن ؟

همان طورى که قبلاً گفته شد، حضرت فاطمه مرضیّه علیها السلام یکى از چهار نفر گریه کنندگان عالم به شمار آمده است .

آن مظلومه پس از رحلت پدرش رسول گرامى اسلام صلّلى اللّه علیه و آله به قدرى مورد انواع ظلم ها و مصائب جسمى و روحى قرار گرفت که چاره اى جز، گریستن نداشت و آن قدر گریست ؛که روزى بزرگان مدینه ، محضر امام علىّ علیه السلام شرف حضور یافتند و عرضه داشتند:

فاطمه زهراء علیها السلام شب و روز گریان مى باشد، و آسایش را از ما و از خانواده هایمان سلب نموده است ؛ لذا تقاضامندیم که از او بخواهى که یا در شب و یا در روز گریه کند.

و امام علىّ علیه السلام پس از شنیدن این سخنان دلخراش ، وارد منزل شد و کنار حضرت زهراء علیها السلام نشست و مشغول توصیه و دلدارى آن بانوى مظلومه گردید.

و پس از گذشت لحظاتى با دلدارى هاى مناسب ، حضرت زهراء اندکى سکوت نمود.

در این هنگام ، امام علىّ علیه السلام اظهار داشت : اى فاطمه ! بزرگان مدینه از من خواسته اند تا به شما بگویم که یا شب را براى گریه انتخاب نمائى و یا روز را؟

حضرت زهراء علیها السلام پاسخ داد: یا علىّ! جور و جفاى زمانه چنان بر من هجوم آورده است که تاب و توان را از من ربوده و بى اختیار مى گِریَم ، لیکن به مردم شهر مدینه بگو که از عمر من چند صباحى بیش باقى نمانده است و در همین روزها از میان ایشان رحلت مى کنم .

به همین جهت امام علىّ علیه السلام کنار قبرستان بقیع ، سایه بانى به عنوان بیت الا حزان خانه غم و اندوه و ناله براى همسر مظلومه اش بر پا نمود.

و حضرت زهراى مظلومه علیها السلام هر روز صبح به همراه دو فرزندش حسن و حسین علیهما السلام از خانه اش با حالت گریه رهسپار قبرستان بقیع مى شد، تا بتواند با خداى خود با حالتى آسوده راز و نیاز نماید.

و چون ، شب فرا مى رسید، امام علىّ علیه السلام به قبرستان مى آمد و همسر دل شکسته و ستمدیده اش را به همراه دو نور دیده اش به خانه باز مى گرداند.(47)

===================================

 

استقبال از مرگ یا رفتن به میهمانى

سلمى همسر ابو رافع غلام و یار حضرت رسول صلّلى اللّه علیه و آله و همچنین اءسماء بنت عمیس و عبداللّه بن عبّاس و دیگر بزرگان حکایت کرده اند:

در آن هنگام که حضرت فاطمه زهراء علیها السلام لحظات آخر عمر پر برکت خویش را سپرى مى نمود، به اطرافیان خطاب کرد و فرمود: مقدارى آب برایم بیاورید.

و چون آب آماده گشت ، حضرت بدن خود را شستشو و غسل داد و سپس فرمود: بهترین و تمیزترین لباس هاى مرا بیاورید.

و وقتى لباس هاى مورد نظر آن مخدّره مظلومه در کنارش گذارده شد، آن ها را پوشید.

پس از آن دستور داد که رختخواب مرا در وسط اتاق بیندازید؛ و حضرت بعد از آن با حالت مخصوصى ، آرام ، آرام وارد اتاق شد و در رختخواب خود، رو به قبله خوابید و دست خود را زیر سر گذاشت و اظهار نمود:

من در همین لحظات از میان شما خواهم رفت و به سوى پروردگار خویش رحلت مى کنم و از این دنیاى فانى راحت مى شوم و به میهمانى و ملاقات خداوند رحمان و همچنین دیدار پدرم رسول خدا مى روم .

از شما مى خواهم که پس از وفاتم ، بدنم را برهنه و عریان نکنید چون که من خود را شستشو داده و تمیز کرده ام ؛ و سپس پارچه اى روى خود کشید.(48)

و شاید مقصود این بوده باشد که حضرت زهراء علیها السلام ، این اوّلین مظلومه جهان بشریّت ، نخواسته است که همسرش ، امام علىّ صلوات اللّه علیه از صدمات و شکنجه هاى وارده بر بدن نازنینش توسطّ دشمنان دوست و مسلمان نما آگاه شود و قلب حضرتش غمگین و دلخراش گردد.

===================================

 

سفارشى مهمّ در آخرین لحظات

روزى امام محمّد باقر علیه السلام ضمن فرمایشاتى ، در جمع اصحاب حکایت فرمود:

حضرت فاطمه زهراء علیها السلام پس از رحلت پدرش ، رسول گرامى اسلام صلّلى اللّه علیه و آله بیش از مدّت شصت روز زندگى نکرد.(49 )

و چون مریضى آن مخدّره مظلومه که به جهت صدمات وارده به وجود آمده بود شدّت یافت ، دست به سوى آستان مقدّس الهى بلند کرده و با خداوند متعال مناجات و راز و نیاز مى نمود.

و از جمله مناجات ها و استغاثه هاى آن حضرت چنین بود:

((یا حَىُّ یا قَیُّوم ، بِرَحْمَتِک اءسْتَغیثُ، فَاءغِثْنى ، اللّهمّ زَحْزِحْنی عَنِ النّارِ، واءدْخِلْنى الْجَنَّةَ، واءلْحِقْنى بِمُحمَّد (صلّى اللّه علیه وآله وسلّم )).

و هرگاه امیرالمؤ منین ، علىّ علیه السلام کنار بستر همسرش ، فاطمه زهراء علیها السلام مى آمد، براى او این چنین دعا مى نمود:

اى فاطمه ! خداوند، تو را عافیت و سلامتى عنایت فرماید، و تو را زنده و سالم نگه دارد.

ولیکن حضرت زهراء مرضیّه علیها السلام در مقابل دعاى شوهرش ، چنین اظهار مى داشت : چه قدر خوب است که هر چه زودتر به خداى خویش ملحق شوم و با او ملاقات کنم .

و سپس در آخرین لحظات عمر شریفش ، وصیّت خود را پیرامون مهریّه اش و همچنین اثاث و اسباب منزل که متعلق به خودش بود مطرح کرد و در پایان به همسرش امام علىّ علیه السلام خطاب کرد و اظهار داشت :

یا علىّ! پس از من با اءمامه دختر ابوالعاص ازدواج نما، چون که او همانند خودم نسبت به فرزندانم دلسوز و مهربان مى باشد.(50)

===================================

 

بهترین الگو براى بانوان

عبداللّه بن عباس و دیگر راویان حکایت کنند:

هنگامى که زمان رحلت یگانه دخت نبوّت ، همسر ولایت حضرت فاطمه زهراء علیها السلام نزدیک شد، اءسماء بنت عمیس را طلب کرد.

و چون اسماء نزد ایشان حضور یافت ، به او فرمود:

اى اسماء! وقت جدائى و فراق من فرا رسیده است ، مى خواهم بعد از آن که فوت نمودم ، جسد مرا به وسیله اى بپوشانى ، تا آن که هنگام تشییع جنازه ام و حجم بدنم مورد دید افراد نامحرم قرار نگیرد.

اسماء با شنیدن این کلمات بسیار اندوهگین و محزون گردید.

و چون حضرت زهراء مرضیّه علیها السلام ، بر خواسته و پیشنهاد خود اصرار ورزید، اسماء اظهار داشت : اى حبیبه خدا! من در حبشه ، تخت هائى را دیده ام که مخصوص حمل و تشییع جنازه زن درست مى کرده اند.

حضرت زهراء علیها السلام با شنیدن آن خوشحال شد و تقاضا نمود که تابوتى همانند آن را برایش تهیّه نمایند.

وقتى اسماء آن تابوت را تهیّه کرد و نزد ایشان آورد، حضرت آن را مشاهده نمود و فرمود:

شما با این تابوت ، جسد مرا از دید افراد و نامحرمان مستور و پنهان خواهید داشت ، خداوند متعال بدن شما را از آتش دوزخ مستور گرداند.(51)

پی نوشت ها:

26-احقاق الحقّ: ج 25، ص 255، بحار: ج 43، ص 81 ، مستدرک الوسائل : ج 5، ص 244، ح 1.

27-مستدرک الوسائل : ج 3، ص 23، ح 1.

28-سوره حجر: آیه 44.

29-بحارالا نوار: ج 43 ص 87 89 ح 9.

30-اءعیان الشّیعة : ج 1، ص 318، به نقل از الا مامة و السّیاسة .

31-إ حقاق الحقّ: ج 19، ص 112 و 113، داستان مفصّل است ، علاقه مندان مراجعه نمایند.

32-إ حقاق الحقّ: ج 25، ص 251.

33-علل الشّرایع : ص 179، ح 6.

34-اءمالى مفید: ص 130 ، ح 6 و در کتاب احقاق الحقّ: ج 25، ص 222 به نقل از امیرالمؤ منین علىّ علیه السلام از پیامبر اسلام صلّلى اللّه علیه و آله وارد شده است .

35-معالى السّبطین : ج 2، ص 11، بحار: ج 44، ص 29، ح 37.

36-اءعیان الشّیعة : ج 1، ص 314، به نقل از صحیح بخارى .

37-بحارالا نوار: ج 43، ح 8 ، به نقل از خصال شیخ صدوق .

38-اعیان الشّیعة : ج 1، ص 320.

39-بحارالا نوار: ج 43، ص 52، س 1.

40-احقاق الحقّ: ج 25، ص 97 و ص 85 .

41-الثّاقب فى المناقب : ص 293، ح 250.

42-احتمالاً مضمون سؤ الها مختلف بوده است ، نه این که سؤ ال را تکرار کرده باشد.

43-تفسیرالامام العسکرى علیه السلام : ص 340، ح 216 ، بحارالا نوار: ج 2، ص 3، ح 3.

44-اصول کافى : ج 1، ص 240، ح 2 و 3 و 5.

45-اصول کافى : ج 1، ص 527، ح 3، عیون اخبارالرّضا علیه السلام : ج 1، ص 41، ح 2، مناقب ابن شهرآشوب : ج 1، ص 296، الجواهر السنیّة : ص 163 و... .

لوح حضرت فاطمه زهراء علیها السلام بسیار مفصّل است ، به قطعاتى کوتاه اشاره شد، در خواندن و نگهدارى این لوح مقدّس فضائل و خواصّى وجود دارد.

علاقه مندان به کتابهاى مربوطه مراجعه فرمایند. و اخیرا توسّط انتشارات مرقد مطهّر مرحوم علاّمه مجلسى رحمة اللّه علیه با طرحى زیبا چاپ و منتشر گردیده است .

46-بحارالا نوار: ج 43، ص 309، س 5، ضمن ح 72.

47-تلخیص از بحارالا نوار: ج 43، ص 175 177.

48-بحارالا نوار: ج 43، ص 172، ح 12، اءعیان الشّیعة : ج 1، ص 321.

49-در مدّت بقاء حضرت زهراء علیها السلام پس از رحلت پدرش اختلاف نظر است و در این زمینه روایات مختلفى وارد شده است .

50-مستدرک الوسائل : ج 2، ص 134، ح 7، و ص 360، ح 4.

51-إ حقاق الحقّ: ج 25، ص 549، اءعیان الشّیعة : ج 1، ص 320.

و همین داستان را نیز امام جعفر صادق علیه السلام با اندک تفاوتى بیان فرموده است و در پایان به نقل از قول پدرش حضرت باقر العلوم علیه السلام مى افزاید: اوّلین تابوتى که در اسلام براى حمل جنازه ساخته شد، تابوت مادرم ، زهراء علیها السلام بود.

دعائم الاسلام : ج 1، ص 232 و مستدرک الوسائل : ج 2، ص 316، ح 5.

 

منبع:aviny.com

 

حضرت زهراعلیها السلام از منظر امام صادق(ع)*


ولادت تا شهادت
ابزار عشق و ارادت به ساحت مقدس کوثرولایت، دخت نبوت، همسر امامت، حضرت صدیقه طاهره، فاطمه مرضیه - سلام الله علیها نه تنها از ناحیه شیعیان و شیفتگانش واجب است که هر کدام از معصومین علیهم السلام باسخنان خویش درباره آن بزرگوار اظهارارادت نموده و نقش به سزایى را ایفا کرده اند واز همه مهمتر، ابراز علاقه رسول الله صلى الله علیه وآله است به حضرت زهراعلیها السلام که فاطمه علیها السلام رافرشته اى در سیماى انسان و پاره تن خودمى دانست و هرگاه نگاهش به او مى افتاد،شادمان و مسرور مى شد.

این محبت از محبتها جداست حب محبوب خدا، حب خداست.

در این جا اوج عشق و محبت حضرت امام صادق علیه السلام به مادرش را در کلامش مى خوانیم;لازم به توضیح است که فقط به ترجمه سخنان حضرت بسنده شده است و منابع روایت آورده شده که در صورت نیاز،خوانندگان مراجعه کنند.

========================

ولادت حضرت فاطمه علیها السلام

مفضل بن عمر گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: ولادت فاطمه زهرا چگونه بوده است؟ حضرت فرمود: آرى، وقتى خدیجه باپیامبر ازدواج کرد، زنان مکه او را ترک کردند.هیچ فردى بر او وارد نمى شد و بر او سلام نمى کرد و هیچ زنى اجازه نداشت تا با حضرت خدیجه ملاقات داشته باشد.

همسر رسول الله صلى الله علیه وآله از این وضعیت رنج مى برد تا زمانى که به فاطمه باردار شد.حضرت زهراعلیها السلام در رحم مادر، شریک غم وغصه هاى او بود و ایشان را به صبر و بردبارى دعوت مى کرد. مونس تنهایى مادر بود و با اوسخن مى گفت.

حضرت خدیجه، موضوع مکالمه با جنین رابا پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله ابراز نمى کرد. تا این که روزى حضرت رسول صلى الله علیه وآله وارد منزل شد وسخن گفتن حضرت فاطمه علیها السلام با مادرش راشنید!

پیامبر پرسید: چه کسى با تو سخن مى گفت؟

حضرت خدیجه فرمودند: جنینى که دررحم دارم.

پیامبرصلى الله علیه وآله فرمودند: جبرئیل به من بشارت داد که این جنین، دختر است و او دخترى پاک و بسیار مبارک است. خداوند نسل مرا ازاو به وجود مى آورد و از نسل او پیشوایانى براى این امت به وجود آمده و بعد از انقطاع وحى، خلفاى خداوند در زمین خواهندبود. (1)

========================

هنگام ولادت
امام صادق علیه السلام مى فرماید:

هنگامى که فاطمه علیها السلام متولد شد و روى زمین قرار گرفت، نورى از چهره اش درخشیدو وارد همه خانه هاى مکه شد و در شرق وغرب زمین جایى نماند مگر آنکه آن نور بر اوتابید. (2)

========================

اسامى ویژه فاطمه علیها السلام
امام صادق علیه السلام مى فرماید:

حضرت فاطمه در پیشگاه خداوند 9 اسم(مخصوص) دارد: فاطمه، صدیقه، مبارکه،طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه، و زهراسلام الله علیها. (3)

========================

انتخاب نام فاطمه علیها السلام
امام صادق علیه السلام مى فرماید:

فاطمه را براى آن فاطمه نامیدند که مردم نمى توانند حقیقت او را درک کنند. (4)

چرا بتول؟
امام صادق علیه السلام مى فرماید:

فاطمه را بتول نامیدند، زیرا بى نظیراست. (5)

چرا زهرا؟
امام صادق علیه السلام مى فرماید:

براى آن که هرگاه در محراب عبادت مى ایستاد، نور او بر اهل آسمان ها مى تابید;هم چنان که نورستارگان بر اهل زمین مى تابد. (6)

باز فرمود:

زیرا که خداوند او را از نور عظمتش بیافرید.او چون طلوع کرد، آسمان و زمین به نورش پرتو افکن شد و چشمان فرشتگان توانایى دیدن نورش را نداشتند. آنان گفتند:پروردگارا! معبودا! این چه نورى است؟

خداوند به آنها وحى کرد: این نور از نور من است که در آسمان جاى دادم و از عظمتم بیافریدم. او را از صلب پیامبرى از پیامبرانم -که بر تمامى آنها برترى دارد.- خارج مى کنم. ازاین نور رهبرانى به وجود مى آید که امر مرا به پاى مى دارند و مردم را به سوى حق هدایت مى کنند. من این پیشوایان را بعد از سپرى شدن وحى، جانشینان خود بر روى زمین مى گردانم. (7)

چرا محدثه؟
امام صادق علیه السلام در مورد محدثه بودن حضرت زهراعلیها السلام مى فرماید:

از این جهت یکى از نامهاى فاطمه علیها السلام،محدثه بود که ملائکه به حضور او مى آمدند ومانند مریم با وى سخن مى گفتند. از جمله به او مى گفتند: اى فاطمه! همانا خداوند تو رابرگزید و تو را پاکیزه گردانید و بر زنان دیگرجهان برترى داده است. (8)

همچنین ملائکه به سخنان او گوش مى دادند و با وى سخن مى گفتند.

فاطمه یکشب از ملائکه پرسید: مگر مریم برترین زنان جهان نیست؟

ملائکه گفتند: مریم سرور زنان زمان خودبود; ولى خداوند سبحان تو را سرور زنان زمان خود، سرور زنان عصر مریم و حتى سرورزنان از اولین تا آخرین قرار داده است. (9)

========================

ازدواج حضرت زهراعلیها السلام
«
امام صادق علیه السلام درباره قول خداوندسبحان که دو دریاى ژرف را پیوست تا به هم برسند.» (10)

فرمودند: على و فاطمه دو دریایى ژرفند،هیچ کدام بردیگرى نمى خروشند. از آن دو،لؤلؤ و مرجان یعنى حسن و حسین علیهما السلام بیرون آید. (11)

========================

فدک
حضرت صادق علیه السلام فرمود:

وقتى که آیه «و ات ذاالقربى حقه والمسکین » نازل شد، پیغمبر اکرم صلى الله علیه وآله به جبرئیل فرمود: مسکین را مى شناسم ولى ذوالقربى چه کسانى هستند؟ عرض کرد:نزدیکان تو مى باشند. پس رسول خداصلى الله علیه وآله حسن و حسین و فاطمه علیهم السلام را نزد خویش فراخواند و فرمود: خدا به من دستور داده که حق شما را بدهم. بدین جهت فدک را به شماواگذار کردم. (12)

========================

نماز زهراعلیها السلام
هرکس چهار رکعت نماز بخواند (هردورکعت به یک سلام) و در هر رکعت پس ازسوره حمد پنجاه مرتبه «قل هوالله احد» رابخواند، این نماز، نماز فاطمه علیها السلام است. (13)

========================

سرور زنان بهشتیان


مفضل گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم:این که پیامبرصلى الله علیه وآله فرموده است، فاطمه سرورزنان بهشتیان است، آیا سرور زنان روزگارخود بود؟ حضرت فرمودند: آن مریم بود که سرورزنان روزگار خود بود; ولى فاطمه سرور زنان اهل بهشت از اولین و آخرین است.(14)

========================

تسبیح حضرت زهراعلیها السلام


امام صادق علیه السلام مى فرماید: تسبیح فاطمه زهراعلیها السلام در هر روز بعد از هرنمازى در نزد من محبوب تر است از هزاررکعت نماز (مستحبى) که در هر روز خوانده شود و ما فرزندانمان را به گفتن تسبیح فاطمه علیها السلام امر مى کنیم; چنان که آنان را به نماز فرمان مى دهیم. (15)

درجاى دیگر مى فرماید:

هرکس پس از نماز واجب با صدر بار تسبیح فاطمه زهرا، خداوند را به پاکى یاد کند و به دنبال آن «لااله الا الله » بگوید، خداوند او رامى آمرزد. (16)

باز فرموده است:

هرکس تسبیح فاطمه علیها السلام را بعد از نمازواجب و قبل از این که پاهایش را باز کند(برخیزد) به جا آورد، خدا بهشت را بر اوواجب مى کند. (17)

========================

مصحف فاطمه علیها السلام
امام صادق علیه السلام مى فرماید:

وقتى که خداى متعال روح پیامبرش راقبض کرد، فاطمه علیها السلام به شدت محزون شد وجز خدا کسى از درد دل وى خبر نداشت. بعداز آن فرشته اى را به سوى او فرستاد تا وى راتسلیت گفته و با او گفتگو کند. حضرت فاطمه علیها السلام این موضوع را به اطلاع امیرالمؤمنین علیه السلام رسانید. آن حضرت فرمود:هرگاه چنین احساسى کردى، مرا خبر کن.بدین ترتیب على علیه السلام گفتگوها را مى نوشت و ازاین طریق، مصحف فاطمه علیها السلام به وجودآمد. (18)

باز در این خصوص امام صادق علیه السلام فرموده است:

همانا مصحف فاطمه علیها السلام نزد ماست و مردم نمى دانند که این مصحف چیست و آن از نظرحجم سه برابر قرآن است و یک کلمه از این قرآن در آن مصحف نیست; بلکه مندرجات آن عبارت است از امورى که پروردگار بزرگ برمادرمان املا و وحى فرموده است. (19)

========================

تولاى حضرت زهراعلیها السلام
دوستى و قبول ولایت اولیاى خدا وبى زارى از دشمنان آنها و از کسانى که به آل محمدصلى الله علیه وآله ستم کردند و هتک حرمت آنان نمودند، فدک را از فاطمه علیها السلام گرفتند و ازمیراثش باز داشتند، حقوق او و همسرش راغصب کردند و به سوختن خانه اش همت گماشتند، واجب است. (20)

چرا صدیقه؟
مفضل گوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم:

چه کسى فاطمه علیها السلام را غسل داد؟

فرمودند: غسل دهنده امیرالمؤمنین علیه السلام بود.

گویى از فرموده امام ششم مطلب بر من گران آمد. ایشان فرمودند: گویا آنچه به توگفتم، برتو گران آمد؟

عرض کردم: فدایتان شوم، چنین است.

حضرت فرمودند: پذیرش این مطلب برتودشوار نیاید; زیرا که فاطمه صدیقه بود و کسى جز صدیق را نشاید که صدیقه را غسل دهد.مگر نمى دانى که مریم را کسى جز عیسى علیه السلام غسل نداد. (21)

========================

شهادت حضرت زهراعلیها السلام
امام صادق علیه السلام مى فرماید:

چون وفات فاطمه علیها السلام نزدیک شد، شروع به گریه کرد. امیرالمؤمنین علیه السلام به او گفت:

همسر عزیزم! چرا گریه مى کنى؟

حضرت فاطمه علیها السلام فرمود: براى مظلومیت تو گریه مى کنم.

مولى على علیه السلام فرمودند: گریه نکن، این مسئله در راه خدا براى من آسان است.

امام صادق علیه السلام مى فرمایند: زهراعلیها السلام وصیت کرد که على به آن دو خلیفه اجازه ندهد که آن دو در تشییع فاطمه علیها السلام شرکت کنند و حضرت على علیه السلام نیز چنین کرد. (22)

*سیدعباس رفیعى پور علویجه

پاورقیها:
1 -
بحارالانوار، ج 16، ص 79.
2 -
امالى صدوق، ص 594.
3 -
بحارالانوار، ج 43، ص 10.
4 -
همان، ص 65.
5 -
همان، ج 43، ص 16.
6 -
معانى الاخبار، ص 64; علل الشرایع، ج 1، ص 181; عوالم العلوم، ج 11، ص 63.
7 -
علل الشرایع، ج 1، ص 179; دلائل الامامه،ص 54; بحارالانوار، ج 43، ص 12.
8 -
بحارالانوار، ج 43، ص 78.
9 -
همان.
10 -
الرحمن، آیه 22.
11 -
مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 318; خصال،ج 1، ص 65.
12 -
بحارالانوار، ج 8، ص 93.
13 -
من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 564.
14 -
بحارالانوار، ج 43، ص 26.
15 -
فروع کافى، ج 3، ص 343; مرآة العقول، ج 15،ص 176.
16 -
فروع کافى، ج 3، ص 342.
17 -
فلاح السائل، سید بن طاووس، ص 165.
18 -
بحارالانوار، ج 26، ص 44 و 43 و 80; اصول کافى، ج 1، ص 240.
19 -
بحارالانوار، ج 26، ص 38، حدیث 70.
20 -
خصال، ج 2، ص 603.
21 -
بحارالانوار، ج 27، ص 291، حدیث 7; اصول کافى، ج 1، ص 459.
22 -
عوالم العلوم، ج 11، ص 494; بحارالانوار، ج 43، ص 218.