منبرها

پایگاه تخصصی منبرها ،منابع منبر را به مبلغان ارائه می کند.
منبرها
پایگاه تخصصی منبرها ،منابع منبر را به مبلغان ارائه می کند.
موضوعات منبر

۳ مطلب با موضوع «زکات» ثبت شده است

پیوستگى زکات با نماز در روایات‏

در کلمات معصومان‏ علیهم السلام‏ ذکر زکات در کنار نماز و سخن از ارتباط میان آن دو، در پاره‏اى از روایات آمده است؛ البته این مسئله در احادیث مذکور با تعابیر مختلفى مطرح شده است که در این بخش برخى از آنها را مرور مى‏کنیم:

۱ - در تفسیر على بن ابراهیم(۲۸) (منسوب به امام حسن عسکرى ‏علیه السلام) روایتى جامع و کامل در این موضوع آمده است که ترجمه آن را تقدیم مى‏کنیم:

«...اما زکات؛ پس پیامبرصلى الله علیه وآله‏[درباره آن‏] فرمود: هر کس زکات [مال خود] را به مستحق بدهد و نماز را با حدود و شرایطش به جا آورد و به این دو (نماز و زکات) چیزى از گناهان که آن دو را باطل کند، ملحق نکند، در روز قیامت در حالى وارد محشر مى ‏شود که تمام حاضرین در عرصات قیامت به حال او غبطه مى‏ خورند تا این که نسیم بهشتى او را تا بالاترین غرفه‏ ها و تالارهاى بهشت، به محضر محمد و خاندان طیبین و طاهرین آن حضرت - که این شخص آنها را دوست مى‏ داشته - بالا مى‏ برد.

پیوند نماز و زکات در قرآن

در قرآن کریم واژه زکات در ۳۲ آیه ذکر شده است و در بسیارى از روایات معصومان‏ علیهم السلام ‏از این واجب الهى سخن به میان آمده است که همگى حکایت از اهمیت حیاتى زکات در برنامه اقتصادى، فرهنگى و تربیتى اسلام دارد.

آنچه در این میان قابل دقت و توجه مى‏باشد این است که در ۲۷ آیه از ۳۲ آیه یاد شده، واژه «زکات» در کنار واژه «صلاة» ذکر شده است و در روایات نیز این پیوستگى دیده مى‏شود.

در این گفتار بر آنیم که این پیوستگى را مورد بررسى و تحلیل اجمالى قرار دهیم و با کمک آیات و روایات، چگونگى پیوند زکات با نماز و حکمت آن را تبیین کنیم.

در آغاز لازم است به تاریخچه پیوستگى زکات با نماز در ادیان سابق اشاره‏اى کنیم.

پیوستگى زکات با نماز در ادیان سابق‏

تأکید بر پیوستگى زکات با نماز، تنها در دین مبین اسلام مطرح نبوده است، بلکه در ادیان سابق نیز بر این پیوستگى تأکید شده و فریضه زکات در کنار فریضه نماز، مطرح شده است. با نگاهى به آیات ذیل به خوبى این مدعا قابل اثبات است.

۱ - آیات ۷۱ تا ۷۳ سوره مبارک انبیاء:

«و نجّیناه و لوطاً الى الارض التى بارکنا فیها للعالمین و وَهبنا لهُ اسحاق و یعقوب نافلة و کُلاً جعلنا صالحین و جعلناهم ائمة یهدون بأمرنا و أوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلوة و ایتاء الزکوة و کانوا لنا عابدین»

«و او (ابراهیم) و لوط را [براى رفتن‏] به سوى آن سرزمینى که براى جهانیان در آن برکت نهاده بودیم، رهانیدیم و اسحاق و یعقوب را [به عنوان نعمتى‏] افزون به او بخشودیم و همه را از شایستگان قرار دادیم و آنان را پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما هدایت مى‏کردند، و به ایشان انجام دادن کارهاى نیک و بر پا داشتن نماز و دادن زکات را وحى کردیم و آنان پرستنده ما بودند.»

آیات فوق به این نکته اشاره دارد که زکات در کنار نماز از برنامه‏هاى هدایتى در برنامه پیامبران بزرگى چون لوط، ابراهیم، اسحاق، و یعقوب‏علیهم السلام‏بوده است و آنان از سوى خدا مأمور بوده‏اند که دستور الهى اداى زکات و اقامه نماز را به بندگان خدا ابلاغ نمایند.

۲ - آیات ۳۰ و ۳۱ سوره مبارک مریم:

«قال انّى عبدالله ءاتانىَ الکتاب و جَعَلَنى نبیّاً و جَعَلَنى مبارکاً أین ما کنتُ و أوصانى بالصّلوة و الزکوة ما دُمتُ حیّاً»

«[حضرت عیسى در گهواره‏] گفت: منم بنده خدا، به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است و هر جا که باشم مرا با برکت ساخته و تا زنده‏ام به نماز و زکات سفارش کرده است.»

۳ - آیات ۵۴ و ۵۵ سوره مبارک مریم:

«و اذکُر فى الکتاب اسماعیل انّه کانَ صادقَ الوعد و کان رسولاً نبیّاً و کان یأمُرُ أهله بالصّلوة و الزّکوة و کان عند ربّه مرضیّاً»

«و در این کتاب از اسماعیل یاد کن؛ زیرا که او درست وعده و فرستاده‏اى پیامبر بود و خاندان خود را به نماز و زکات فرمان مى‏داد و همواره نزد پروردگارش پسندیده [رفتار] بود.»(۱)

 

پیوستگى زکات با نماز در قرآن‏

در قرآن کریم چنان که گفته شد، ۲۷ آیه در این باره وجود دارد که در این جا پس از ذکر نشانى آیات، به شرح و تفسیر برخى از آنها خواهیم پرداخت.

آیات یاد شده عبارتند از: سوره بقره آیه ۴۳، ۸۳، ۱۱۰، ۱۷۷، ۲۷۷ ؛ سوره نساء آیه ۷۷، ۱۶۲ ؛ سوره مائده آیه ۱۲، ۵۵ ؛ سوره توبه آیه ۵، ۱۱، ۱۸، ۷۱ ؛ سوره مریم آیه ۳۱، ۵۵ ؛ سوره انبیاء آیه ۷۳ ؛ سوره حج آیه ۴۱، ۷۸ ؛ سوره مؤمنون آیه ۴ ؛ سوره نور آیه ۳۷، ۵۶ ؛ سوره نمل آیه ۳ ؛ سوره لقمان آیه ۴ ؛ سوره احزاب آیه ۳۳ ؛ سوره مجادله آیه ۱۳ ؛ سوره مزمل آیه ۲۰ ؛ سوره بیّنه آیه ۵.

در هر یک از این آیات شریف واژه «زکات» در کنار واژه «صلاة» آمده است که دلالت بر وجود پیوندى عمیق بین این دو رکن رکین دارد.

 

آیه نخست:

«و اقیموا الصّلوة و آتوا الزکوة و ما تُقدّموا لانفسکم مِن خیرٍ تجدوهُ عندالله انّ الله بما تعملون بصیرٌ»(۲)

«و نماز به پا دارید و زکات بدهید؛ و هرگونه نیکى که براى خویش از پیش فرستید، آن را نزد خدا باز خواهد یافت، آرى خدا به آنچه مى‏کنید بیناست»

در تفسیر نمونه ذیل این آیه شریف آمده است:

«این آیه، به مؤمنان دو دستور مهم و سازنده مى‏دهد؛ یکى در مورد نماز که رابطه محکمى بین انسان و خدا ایجاد مى‏کند و دیگرى زکات که رمز همبستگیهاى اجتماعى است و این هر دو براى پیروز شدن بر دشمن [در کنار یکدیگر] لازم است؛ زیرا با این دو مهم، روح و جسم مؤمنان نیرومند مى‏شود.»(۳)

 

آیه دوم:

«و اقیموا الصلوة و ءاتوُا الزکوة و ارکعوا مَعَ الراکعین»(۴)

«و نماز را برپا دارید و زکات را بدهید و با رکوع کنندگان رکوع کنید.»

در تفسیر گران سنگ «تسنیم» ذیل آیه شریف فوق به چند نکته اشاره شده است:

«۱ - کاربرد عنوان "ایتاء" و تعبیر جمع "آتوُا" در امر به پرداخت زکات، براى تذکر به احیاى این واجب اجتماعى و مرتفع ساختن فقر عمومى در سطح جامعه است. البته مقصود اصیل از ایجاب زکات، تحصیل طهارت روح و اعتلاى جان بشرى است و گرنه تأمین هزینه مستمندان، به خوبى مقدور خداست.

در این آیه، نخست به نماز که اولین جلوه عبادى ایمان و بهترین وسیله رابطه عبد و مولاست اشاره مى‏کند: "و اقیموا الصلوة" و سپس به زکات که برترین واجب مالى و اجتماعى اسلام است و سبب رابطه عبد با خلق خدا مى‏باشد امر مى‏کند: "و ءاتوُا الزّکوة".

۲ - کمال واقعى انسان از منظر قرآن کریم، در جمع سالم بین حُسن فاعلى و حُسن فعلى است؛ یعنى روح، معتقد و متخلّق به اخلاق و بدن اشتغال به امتثال. از این جمع سالم، گاهى به «ایمان و عمل صالح» یاد مى‏شود که در بسیارى از آیات به صورت شرط لازم براى رهایى از کیفر تلخ و نیل به پاداش شیرین معاد بیان شده است؛ و گاهى بعد از ذکر ایمان، از نماز و زکات که شاخص‏ترین نمونه عمل صالح است سخن به میان مى‏آید.

آنچه در آیه مورد بحث مطرح است از همین سنخ است که پس از ترغیب به حُسن فاعلى؛ یعنى ایمان به معارف الهى و مآثر آسمانى - در آیه ۴۲ - تشویق به حُسن فعلى یعنى تحکیم پیوند عملى با خدا (نماز) و توثیق ارتباط اقتصادى با مستمندان (زکات) و حفظ وحدت و شکوه امت اسلامى در نماز جماعت و مانند آن دارد.(۵)

۳ - فرمان به اداى زکات پس از فرمان به نماز از این روست که نماز گزارى که با برپایى نماز با خداى مُنعم ارتباط برقرار کرد و به او تقرب جست، از خلق خدا که «عیال الله» هستند غافل نمى‏شود؛ لازمه عدم غفلت از خلق، رفع مشکلات آنان و از جمله برطرف کردن فقر و نیازهاى مادى و اقتصادى است که با پرداخت زکات و انفاقهاى مالى رفع مى‏شود.(۶)

۴ - در بحث روایى در این تفسیر شریف، روایتى مربوط به این آیه شریفه آمده است که در شرح روایت به خوبى پیوستگىِ زکات با نماز مورد بررسى قرار گرفته است:

«عن الرضاعلیه السلام: انّ الله عزوجل اَمَرَ بثلاثةٍ یقرنُ بها ثلاثة، اَمَرَ بالصّلوة و الزکوة فمن صلّى و لم یُزَکّ لم تُقبل صلاتُه...»(۷)

«خداوند عزوجل به سه چیز - که سه چیز دیگر قرین و عِدل آنهاست - امر فرموده است: امر به نماز و زکات کرده، پس هر کس نماز بخواند و زکات ندهد نمازش قبول نمى‏شود...»

توضیح این که اگر چه از لحاظ بحثهاى جزیى و موردى هر کدام از نماز و زکات، واجب مستقل است و هیچ ارتباط وضعى از لحاظ صحت و فساد بین آنها برقرار نیست، ولى از نظر جامع نگرى و وحدت مکتب اسلام و پیوند ناگسستنى بین عناصر محورى دین، بین نماز و زکات و سایر ارکان اصیل اسلامى ارتباط عمیق و عریق برقرار است؛ زیرا رسول اکرم‏صلى الله علیه وآله، اسلام را همچون بنیان مرصوصى دانست که داراى پایه‏هاى متعدد است و یکى از آن ارکان، نماز و دیگرى زکات است: «بُنىَ الاسلامُ على خَمس، شهادة ان لا اله الا اللّه و أنّ محمداً رسولُ الله و اقام الصّلوة و ایتاء الزّکوة و حجّ البیت و صومِ رمضان»(۸)؛

«اسلام بر پنج پایه استوار شده است: گواهى دادن بر یگانگى الله و رسالت محمدصلى الله علیه وآله‏و اقامه نماز و دادن زکات و حج خانه خدا و روزه رمضان».

بنابر این ترک زکات به منزله ویران کردن یکى از پایه‏هاى اسلام است؛ در نتیجه تارک زکات، اسلام راستین را از دست داده و نماز چنین کسى مقبول کامل نیست.»(۹)

 

آیه سوم:

«ألم تَرَ الى الذین قیلَ لَهُم کُفُّوا أیدیَکم و أقیموا الصّلوة و ءاتوا الزّکاة فلمّا کُتبَ علیهمُ القتالُ اذا فریقٌ منهم یَخشَونَ النّاسَ کخشیة اللّه أو أشَدَّ خَشیَةً...»(۱۰)

«آیا ندیدى کسانى را که به آنان گفته شد: [فعلاً] دست [از جنگ‏] بدارید و نماز را برپا کنید و زکات بدهید، و [لى‏] همین که کارزار بر آنان مقرر شد، به ناگاه گروهى از آنان از مردم [= مشرکان مکه‏] ترسیدند مانند ترس از خدا یا ترسى سخت‏تر....»

در تفسیر نمونه ذیل این آیه شریف آمده است:

«درباره این آیه ممکن است این سئوال پیش آید که چرا از میان تمام دستورات اسلامى تنها مسئله نماز و زکات ذکر شده است در حالى که دستورات اسلام منحصر به اینها نیست؟

در پاسخ مى‏گوییم که نماز رمز پیوند با خدا و زکات رمز پیوند با خلق خداست؛ بنابر این منظور این است که به مسلمانان دستور داده شده با برقرارى پیوند محکم با خداوند و پیوند محکم با بندگان خدا، جسم و جان خود و اجتماع خویش را آماده براى جهاد کنند و به اصطلاح، خودسازى کنند و مسلماً هر جهادى بدون آمادگیهاى روحى و جسمى افراد و بدون پیوندهاى محکم اجتماعى محکوم به شکست است.

مسلمان در پرتو نماز و نیایش با خدا ایمان خود را محکم و روحیه خویش را پرورش مى‏دهد و آماده هرگونه فداکارى و از خود گذشتگى مى‏شود و با زکات شکافهاى اجتماعى پر شده و تهیه نفرات آزموده و ابزار جنگى - که زکات یک پشتوانه اقتصادى براى تهیه آنها مى‏باشد - بهبود مى‏یابد و به هنگام صدور فرمان جهاد آمادگى کافى براى مبارزه با دشمن خواهند داشت.»(۱۱)

 

آیه چهارم:

«فاذا انسَلَخَ الاشهُرُ الحُرُم فاقتُلُوا المشرکین حیثُ وَجدتُموهم و خُذوهم و احصُرُوهُم و اقعُدوا لَهُم کلّ مَرصدٍ فان تابوا و أقاموا الصّلوة و ءاتُوا الزّکوة فخَلّوا سبیلهم انّ الله غفورٌ رحیمٌ»(۱۲)

«پس چون ماههاى حرام سپرى شد، مشرکان را هر کجا یافتید بکُشید و آنان را دستگیر کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهى به کمین آنان بنشینید؛ پس اگر توبه کردند و نماز بر پا داشتند و زکات دادند، راه برایشان گشاده گردانید، که خداوند آمرزنده مهربان است.»

در تفسیر نمونه ذیل این آیه شریف این سئوال به مناسبت آیه مطرح شده است که آیا نماز و زکات شرط اسلام است؟ در پاسخ به این سئوال آمده است:

«از آیات فوق در ابتداى نظر چنین استفاده مى‏شود که براى قبول توبه بت‏پرستان اداء نماز و زکات نیز لازم است و به همین دلیل برخى فقهاى اهل سنت ترک نماز را دلیل بر کفر گرفته‏اند.

ولى حق این است که منظور از ذکر این دو دستور بزرگ اسلامى، آن باشد که در تمام مواردى که ادعاى اسلام، مشکوک به نظر برسد - همان گونه که در مورد بت‏پرستان آن روز غالباً چنین بود - انجام این دو وظیفه بزرگ اسلامى را به عنوان نشانه براى اسلام آنها قرار دهند، و یا این که منظور این است که آنها نماز و زکات را به عنوان دو قانون الهى بپذیرند و به آن گردن نهند و به رسمیت بشناسند، هر چند از نظر عمل در کار آنها قصور باشد؛ زیرا دلایل فراوان داریم که تنها با ترک نماز و یا زکات انسان در صف کفار قرار نمى‏گیرد، هر چند اسلام او بسیار ناقص است.

البته اگر ترک زکات به عنوان قیام بر ضد حکومت اسلامى باشد سبب کفر خواهد بود.»(۱۳)

در تفسیر نور نیز پیام این آیه این گونه بیان شده است:

«توبه از شرک، ایمان است و نشانه توبه واقعى، نماز و زکات است.»(۱۴)

 

آیه پنجم:

«فان تابوا و أقاموا الصلوة و ءاتوا الزکوة فاخوانُکم فى الدین و نُفَصّل الایات لقوم یعلمون»(۱۵)

«پس اگر توبه کنند و نماز برپا دارند و زکات دهند، در این صورت برادران دینى شما مى‏باشند و ما آیات [خود] را براى گروهى که مى‏دانند به تفصیل بیان مى‏کنیم.»

در تفسیر «المیزان» در ذیل این آیه شریف آمده است:

«مراد از توبه، به دلالت سیاق، این است که به سوى ایمان به خدا و آیات او برگردند و به همین جهت به صرف توبه اکتفا نکرده و مسئله به پا داشتن نماز را که از روشن‏ترین مظاهر عبادت خدا و هم چنین زکات را که از قوى‏ترین ارکان جامعه دینى است به آن اضافه کرد و این دو را به عنوان نمونه و اشاره به همه وظایف دینى که در تمامیت ایمان به آیات خدا دخالت دارند ذکر کرد.»(۱۶)

در تفسیر نور نیز براى این آیه پیامهایى بیان شده است:

۱ - «آنان که تارک نماز و زکاتند، برادران دینى ما نیستند؛

۲ - شرط ورود به دایره اخوّت دینى، نماز و زکات است؛

۳ - آنان که تا دیروز واجب‏القتل بودند، در سایه توبه و نماز و زکات، حقوق برابر با مسلمانان مى‏یابند.»(۱۷)

 

آیه ششم:

«انّما یعمُرُ مساجد الله مَن ءامَنَ بالله و الیوم الاخر و أقام الصّلوة و ءاتى الزّکوة و لم یخش الا الله فعسى أولئک أن یکونوا من المهتدین»(۱۸)

«مساجد خدا را تنها کسانى آباد مى‏کنند که به خدا و روز واپسین ایمان آورده و نماز برپا داشته و زکات داده و جز از خدا نترسیده‏اند، پس امید است که اینان از راه یافتگان باشند.»

در تفسیر نمونه ذیل این آیه شریف آمده است:

«أقام الصلوة و آتى الزکوة در این آیه یعنى ایمان آن شخص به خدا و روز قیامت تنها در مرحله ادعا نباشد، بلکه با اعمال پاکش آن را تأیید کند؛ هم پیوندش با خدا محکم باشد و نماز را به درستى انجام دهد و هم پیوندش با خلق خدا و زکات را بپردازد.»(۱۹)

آیه هفتم:

«و المؤمنون و المؤمناتُ بعضُهم أولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهَون عن المنکر و یُقیمون الصلوة و یُؤتون الزّکوة و یُطیعون الله و رسوله أولئک سَیَرحَمُهُمُ الله ان الله عزیز حکیم»(۲۰)

«و مردان و زنان با ایمان، دوستان یکدیگرند، که به کارهاى پسندیده وا مى‏دارند، و از کارهاى ناپسند باز مى‏دارند و نماز را برپا مى‏کنند و زکات مى‏دهند و از خدا و پیامبرش فرمان مى‏برند. آنانند که خدا به زودى مشمول رحمتشان قرار خواهد داد، که خدا توانا و حکیم است.»

در تفسیر نمونه آمده است:

«در این آیه به ذکر نشانه‏هاى مؤمنین در مقایسه با منافقان پرداخته و بیان مى‏کند که مؤمنین بر خلاف منافقان که خدا را فراموش کرده بودند، "نماز را برپا مى‏دارند" و بر خلاف منافقان که افرادى بخیل هستند، بخشى از اموال خویش را در راه خدا مى‏دهند "و زکات اموال خویش را مى‏پردازند".»(۲۱)

آیه هشتم:

«و جعلنى مُبارکاً أین ما کُنتُ و أوصانى بالصّلوة و الزّکوة ما دُمتُ حیّاً»(۲۲)

«و [حضرت عیسى در گهواره فرمود:] هر جا که باشم [خدا] مرا با برکت ساخته و تا زنده‏ام به نماز و زکات سفارش کرده است.»

در تفسیر نمونه آمده است:

«در این آیه حضرت عیسى از میان تمام برنامه‏ها، بر توصیه پروردگار به نماز و زکات تکیه مى‏کند و این به سبب اهمیت فوق‏العاده این دو برنامه است که این دو رمز ارتباط با خالق و خلق است و از یک نظر همه برنامه‏هاى مذهبى را مى‏توان در آن خلاصه کرد؛ چرا که بخشى از آنها پیوند انسان را با خلق و بخشى پیوند انسان را با خالق مشخص مى‏کند.»(۲۳)

 

آیه نهم:

«رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکرِ الله و اقامِ الصّلوة و ایتاء الزّکوة یخافون یوماً تتقلّبُ فیه القلوبُ و الابصار»(۲۴)

«مردانى که نه تجارت و نه داد و ستدى آنان را از یاد خدا و بر پا داشتن نماز و دادن زکات، به خود مشغول نمى‏دارد، و از روزى که دلها و دیده‏ها در آن زیر و رو مى‏شود مى‏هراسند.»

علامه طباطبایى در ذیل این آیه شریف نوشته است:

«مراد از اقامه نماز و ایتاء زکات، آوردن همه اعمال صالحه است که خداى تعالى بندگان را به آنها مأمور کرده که در زندگى دنیایشان انجام دهند؛ اقامه نماز، وظایف عبودیت براى خداى سبحان را ممثّل مى‏کند و ایتاء زکات وظایف او را نسبت به خلق ممثّل مى‏سازد؛ چون نماز و زکات هر یک در باب خود رکنى هستند.»(۲۵)

 

آیه دهم:

«و أقیموا الصّلوة و ءاتوا الزّکوة و أطیعوا الرّسول لعلّکم تُرحمون»(۲۶)

«و نماز را برپا کنید و زکات را بدهید و پیامبر [خدا] را فرمان برید تا مورد رحمت قرار گیرید.»

علامه طباطبایى درباره این آیه نوشته است:

«اگر از میان همه وظایف (تکالیف) تنها نماز و زکات را یادآورى کرده براى این است که این دو تکلیف در میان تکالیف راجعه به خدا و خلق به منزله رکن است.»(۲۷)

 

اشاره‏

با توجه به آنچه در تفسیر این آیات ذکر شد معلوم گردید که اولاً بین نماز و زکات رابطه‏اى عمیق وجود دارد؛ ثانیاً به تناسب موضوع و شأن نزول هر آیه، بُعدى از همبستگى بین این دو فریضه و ویژگى‏اى از ویژگیهاى هر کدام قابل استفاده و نتیجه‏گیرى است.

 ========================================

پی نوشتها

۱) نیز ر.ک: سوره مائده (۵) آیه ۱۲ ؛ سوره بیّنه (۹۸) آیه ۵.

۲) سوره بقره (۲) آیه ۱۱۰.

۳) تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۱۱۰.

۴) سوره بقره (۲) آیه ۴۳.

۵) تفسیر تسنیم، آیت الله جوادى آملى، ج ۴، ص ۱۱۰ - ۱۱۳.

۶) همان، ص ۱۱۸.

۷) نورالثقلین، ج ۱، ص ۷۴.

۸) همان، ص ۵۶۷.

۹) تفسیر تسنیم، ج ۴، ص ۱۲۸.

۱۰) سوره نساء (۴) آیه ۷۷.

۱۱) تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۱۵.

۱۲) سوره توبه (۹) آیه ۵.

۱۳) تفسیر نمونه، ج ۷، ص ۲۹۴.

۱۴) تفسیر نور، ج ۵، ص ۱۱.

۱۵) سوره توبه (۹) آیه ۱۱.

۱۶) تفسیر المیزان (مترجم)، ج ۹، ص ۲۴۳.

۱۷) تفسیر نور، ج ۵، ص ۱۶.

۱۸) سوره توبه (۹) آیه ۱۸.

۱۹) تفسیر نمونه، ج ۷، ص ۳۵۱.

۲۰) سوره توبه (۹) آیه ۷۱.

۲۱) تفسیر نمونه، ج ۸، ص ۳۷.

۲۲) سوره مریم (۱۹) آیه ۳۱.

۲۳) تفسیر نمونه،ج ۱۳، ص ۵۵.

۲۴) سوره نور (۲۴) آیه ۳۷.

۲۵) ترجمه المیزان، ج ۱۵، ص ۱۸۰.

۲۶) سوره نور (۲۴) آیه ۵۶.

۲۷) ترجمه المیزان، ج ۱۵، ص ۲۲۳.

منبع:سایت ستاد اقامه نماز

زکات چیست؟ و چرا در قرآن بیشتر به زکات تأکید شده تا به خمس؟

زکات,خمس,خمس و زکات

   زکات چیست؟ 

چرا در قرآن بیشتر به زکات تأکید شده تا به خمس؟
زکات به چه معنا است؟ چرا در قرآن بیشتر به زکات تأکید شده تا به خمس که شرایط عمومی‌‌‌تری دارد؟ آیا به این دلیل است که معنای زکات چیزی غیر از آن است که تا به حال می‌‌دانستیم؟ آیا دلیل دیگری دارد؟ اگر بگوییم در آن زمان، زکات نسبت به خمس عمومی‌‌تر بوده، پس این حقیقت که آیات قرآن برای تمامی دوران‌‌ها است از بین می‌‌رود! آیا اگر در قرآن بیان می‌‌شود «مؤمن واقعی کسی است که در حال رکوع زکات می‌‌دهد، پس کسانی که در حال رکوع زکات نمی‌‌دهند»؛ یعنی همه به جز حضرت علی(ع) مؤمن نیستند؟ از کجا مشخص می‌‌شود که آن انگشتر اهدایی همان مالی بوده که زکات نام گرفته در حالی‌که زکات به آن معنایی که ما می‌‌شناسیم، باید محاسبه و بعد پرداخت شود، پس چطور دقیقاً همان انگشتر، زکات مال شده است؟ چرا خمس یا قسمتی از آن نشده است؟ لطفاً با دلیل و مدرک و مرجع پاسخ دهید.
پاسخ:
اصل کلمه «زکاة» به معناى رشد و نموّى است که از برکت الهى در چیزهاى دنیوى و اخروى حاصل می‌شود.[1] کلمه «زکات» به سهم الهى که انسان مؤمن از مال خود خارج می‌کند و به فقرا می‌دهد، اطلاق می‌شود. به این دلیل است که در پرداخت آن، امید رشد و افزایش مال همراه با خیرات و برکات دارد، یا موجب تزکیه و پاکى روح پرداخت کننده می‌شود و یا از هر دو جنبه است؛ زیرا هر دو فایده در پرداخت زکات وجود دارد.[2] بنابراین، «زکات» در لغت، به دو معنا آمده است: یکى رشد و نموّ و دیگرى پاکى.[3]
بر اساس معنای لغوی و عام، هر چیزى زکاتى دارد. امام على(ع) می‌فرماید: «زکات بدن؛ جهاد و روزه گرفتن است. زکات جاه و مقام؛ بذل و بخشش، زکات جمال و زیبایى؛ عفت و عصمت خواهد بود. زکات سلطه و قدرت؛ نجات افراد اندوهگین، زکات شجاعت؛ جهاد فى سبیل اللّه است. زکات صحت و سلامتى؛ کوشش در اطاعت پروردگار و زکات پیروزى؛ احسان خواهد بود. زکات علم آن است که آن‌را نشر دهى و خود را به انجام آن وادار کنى ... زکات قدرت؛ انصاف است...».[4]
زکات در قرآن
در قرآن کریم؛ آمدن «زکات» در کنار «صلاة» نشان آن است که رابطه با خداوند متعال از طریق نماز حاصل شده و رابطه با مخلوق خداوند از راه اداى زکات برقرار می‌شود. همراهى این‌دو به جهت اهمیت ویژه آنها است؛ زیرا نماز در آیات قرآن کریم و روایات اسلامى از جایگاه خاصى برخوردار است و زکات نیز در دین اسلام در بُعد اقتصادى و اجتماعى و ... بسیار اهمیت دارد و ذکر زکات در کنار نماز نشانه جامعیت اسلام و همه جانبه‌نگرى دین مقدس اسلام است.
اما باید توجه داشت آیاتی که درباره زکات در قرآن کریم آمده، همه مربوط به زکات واجب اصطلاحی فقهی نیست؛ بلکه زکات با معانی متفاوت و همراه با عناوین مختلف ذکر شده است؛ مانند زکات واجب،[5] زکات به معنای انفاق و صدقه مستحبی،[6] زکات به معناى پاکى.[7]  اگرچه اکثر آیات مربوط به زکات در مورد زکات مال - اعم از واجب یا مستحب-[8] است.
همچنین باید در نظر داشت که در صدر اسلام «زکات‏» در معناى لغوى (انفاق مال) به کار می‏رفته، نه در خصوص زکات‏ واجب‏. علامه طباطبایی(ره) در ذیل آیه شریفه «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ»؛[9] (بر اساس روایات متعددى از منابع شیعه و منابع اهل تسنن، این آیه شریفه در شأن امام على(ع) نازل شده است)، می‌گوید: «اگر مى‏‌بینید امروز وقتى زکات گفته می‌‌شود ذهن منصرف به زکات واجب شده و صدقه به ذهن نمی‌‌آید، نه از این جهت است که بر حسب لغت عرب صدقه، زکات نباشد، بلکه از این جهت است که در مدت هزار و چند سال گذشته از عمر اسلام، متشرعه و مسلمانان زکات را در واجب به کار برده‌‌اند، و گرنه در صدر اسلام زکات به همان معناى لغوى خود بوده است. و معناى لغوى زکات، اعم است از معناى مصطلح آن (زکات واجب فقهی)، و صدقه و انفاق مستحبی.

در حقیقت زکات در لغت، مخصوصاً اگر در کنار نماز قرار گیرد، به معناى انفاق مال در راه خدا و مرادف آن است، همان‌‌طور که همین مطلب از آیاتى که احوال پیامبران گذشته را حکایت می‌کنند به خوبى استفاده می‌شود، مانند این آیه که در باره حضرت ابراهیم و اسحاق و یعقوب می‌فرماید:«وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِیتاءَ الزَّکاةِ»[10] و راجع به حضرت اسماعیل می‌فرماید:«وَ کانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ وَ کانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیًّا»[11] و درباره حضرت عیسى(ع) در گهواره می‌فرماید: «وَ أَوْصانِی بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ ما دُمْتُ حَیًّا».[12] ناگفته پیداست که در شریعت ابراهیم و یعقوب و اسماعیل و عیسى(ع) زکات به آن معنایى که در اسلام است نبود.[13]
همچنین در قرآن می‌خوانیم: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّى وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى»،[14] و «الَّذِینَ لا یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ کافِرُونَ»،[15] و «وَ الَّذِینَ هُمْ لِلزَّکاةِ فاعِلُونَ»[16] و آیات دیگرى که در سوره‏هاى مکى و مخصوصاً سوره‏هایى که در اوایل بعثت نازل شده مانند سوره «حم سجده» و امثال آن. چه این سوره‌ها وقتى نازل شدند که اصولاً زکات به معناى معروف و مصطلح فقهی هنوز واجب نشده بود، و لابد مسلمانان آن روز از کلمه زکاتى که در این آیات است، چیزى می‌فهمیده‌اند، بلکه این آیه مربوط به زکات: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ»[17] دلالت دارد بر این‌که زکات مصطلح یکى از مصادیق صدقه است، و از این جهت آن‌را زکات گفته‌اند که صدقه است، و چون صدقه پاک کننده است، زکات هم از تزکیه و به معناى پاک کردن است.[18]
در قرآن کریم با این‌که پرداخت زکات به عنوان یک واجب مالى مورد تأکید قرار گرفته، اما به طور مشخص موارد وجوب آن معیّن نشده است و موارد وجوب آن در روایات بیان شده است.

زکات,خمس,خمس و زکات

مقایسه زکات با خمس
پرداخت زکات و خمس و دیگر انفاق‌هاى واجب و مستحب، از تکالیف اقتصادی مسلمانان است. ادای این وظایف مالی، افزون بر آثار سازنده اخلاقى، نقش مهمى در توزیع و تعدیل ثروت میان افراد جامعه و برقرارى عدالت اجتماعى دارند. اما هر کدام از خمس و زکات از جهت موارد تعلّق، شرایط وجوب و مصرف با هم تفاوت دارند.
در فقه اسلامی؛ «خمس» عبارت است از یک پنجم اموال انسان که باید از درآمد و مازاد بر مخارج خود با شروط خاصى که در فقه بیان شده، پرداخت شود و آن حقّى است که خداوند براى پیامبر اکرم(ص) و امام معصوم(ع) قرار داده تا مستمندان از خاندان آن بزرگواران به جاى زکات مصرف و نیازمندی‌هاى خود را با آن تأمین کنند. خمس به دو قسم تقسیم می‌شود: نیمى از آن، سهم امام(ع) است که باید توسط حاکم اسلامى در مصالح اسلام و مسلمانان هزینه گردد و نیم دیگر آن، سهم سادات است.[19] خمس به مواردی با شرایط ویژه تعلّق می‌گیرد.[20]
در فقه اسلامى، زکات عبارت است از: حقّ واجبى که به بخشى از اموال برخی افراد غنیّ و ثروت‌مند جامعه تعلق می‌گیرد و باید به نفع فقرا براى صرف در مصالح عمومى پرداخت شود.[21] اغنیا با دادن زکات، از صفات زشتى مانند حرص و بخل (تا اندازه‌اى) پاک می‌گردند و اموالشان نیز با خیر و برکت دنیوى و اخروى، رشد و نموّ خواهد کرد. همچنین از دیدگاه فقها، اصل وجوب زکات از ضروریات و ارکان دین مقدس اسلام است.[22]
آثار زکات
زکات دارای آثار زیادی است؛ مانند این که امام علی(ع) به نقل از پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «زکات، پُل اسلام است هر کس آن‌را بپردازد از پُل عبور کرده و هر کس آن‌را نپردازد در زیر آن پُل زندانى می‌شود، و زکات خشم پروردگار را فرو می‌نشاند».[23]
نتیجه
1. معناى زکات به کار رفته در آیات کریمه قرآن گسترده است، در حالى‌که معناى خمس یک چیز بیشتر نیست. اما هرکدام از این دو منبع اقتصادی و عبادی جامعه اسلامی جایگاه خویش را دارند و بر اساس مصلحت‌ها و منفعت‌هایی در مواردی واجب و در مواردی مستحب هستند.
2. درباره علت کثرت آیات زکات –واجب و مستحب- نسبت به خمس، می‌توان گفت: موارد مصرف زکات نسبت به خمس بیشتر است؛ لذا تأکید بیشترى بر مسئله زکات و پرداخت آن شده است؛ زیرا زکات، حکمی است که دایره مصرف آن، شامل تمام افراد جامعه اسلامی (و در برخی از موارد غیر مسلمانان) است و حتی انفاق و صدقات مستحبی شامل سادات هم می‌شود،[24] ولی دایره شمول مصرف خمس محدودتر است و شامل همه افراد جامعه اسلامی نمی‌شود، بلکه در مقابل زکات واجب که برای بنی‌هاشم حرام می‌باشد و آنها حق استفاده از آن‌را ندارند، بخشی از آن برای فقرا و مستمندان آنان اختصاص دارد و نیز سهمی از آن مخصوص امام(ع) است که در عصر غیبت فقیه جامع شرایط در رفع احتیاجات جامعه و هر کمک اقتصادی که رضایت امام مهدی(عج) در آن است، مصرف می‌کند.
درباره بخش مربوط به زکات دادن امام علی(ع) «زکات دادن حضرت علی(ع) در حال نماز»، سؤال 931 را مطالعه کنید.
[1]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق: داودی، صفوان عدنان، ص 380، دارالعلم‏، الدار الشامیة، دمشق، بیروت، چاپ اول، 1412ق.
[2]. همان، ص 381.
[3]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج 14، ص 358، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع، بیروت، چاپ سوم، 1414ق.
[4]. محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 7، ص 46، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، 1408ق؛ ر.ک: لیثی واسطی، علی، عیون الحکم و المواعظ، محقق و مصحح: حسنی بیرجندی، حسین، ص 275، دار الحدیث، قم، چاپ اول، 1376ش.‏
[5]. بقره، 177: «نیکى (و نیکوکار) کسى است که به خدا، و روز رستاخیز، و فرشتگان، و کتاب (آسمانى)، و پیامبران، ایمان آورده و مال (خود) را، با همه علاقه‌اى که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق می‌کند نماز را برپا می‌دارد و زکات را می‌پردازد و (همچنین) کسانى که به عهد خود -به هنگامى که عهد بستند- وفا می‌کنند و در برابر محرومیت‌ها و بیماری‌ها و در میدان جنگ، استقامت به خرج می‏دهند اینها کسانى هستند که راست می‏گویند و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است) و اینها هستند پرهیزکاران!»؛ توبه، 103: «از اموال آنها صدقه‌اى(به عنوان زکات) بگیر، تا به وسیلۀ آن، آنها را پاک سازى و پرورش دهى! و(به هنگام گرفتن زکات،) به آنها دعا کن؛ که دعاى تو، مایۀ آرامش آنهاست؛ و خداوند شنوا و داناست!».
[6]. روم، 39: «آنچه را به عنوان زکات می‌پردازید و تنها رضاى خدا را می‌طلبید (مایه برکت است و) کسانى که چنین می‌کنند داراى پاداش مضاعفند». منظور از زکات در این آیه هر گونه صدقه‌ای را شامل می‌شود؛ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 16، ص 185، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، 1417ق.
[7]. کهف، 81: «از این رو، خواستیم که پروردگارشان به جاى او، فرزندى پاک‌تر و بامحبت‏تر به آن دو بدهد!»؛ مریم، 13: «و رحمت و محبّتى از ناحیه خود به او بخشیدیم، و پاکى (دل و جان)! و او پرهیزگار بود».
[8]. ر.ک: «موارد تعلّق زکات واجب و مستحب»، سؤال 9422.
[9]. مائده، 55: «سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‌اند همانها که نماز را برپا می‌دارند، و در حال رکوع، زکات می‌دهند».
[10]. انبیاء، 73: «ما وحى کردیم به آنان کارهاى نیک و نماز خواندن و زکات دادن را».
[11]. مریم، 55: «اسماعیل چنان بود که همواره اهل خود را به نماز و زکات توصیه می‏کرد و در نزد خداوند پسندیده بود».
[12]. مریم، 31: «و خداى من به من دستور داد که تا زنده‏ام نماز و زکات را ترک نکنم».
[13]. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 6، ص 10، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، 1417ق.
[14]. اعلى، 15: «به تحقیق رستگارى یافت آن که تزکیه کرده و به یاد خدایش افتاده نماز گزارد».
[15]. فصلت، 7: «آنان که زکات را نمی‏پردازند، و آخرت را منکرند».
[16]. مؤمنون، 4: «آنهایى که دستور زکات را انجام می‏دهند».
[17]. توبه، 103.
[18]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج 6، ص 10 – 11.
[19]. ر.ک: «سهم امام(ع)»، سؤال 8419؛ «پرداخت خمس و اجازۀ مراجع»، سؤال 690.
[20]. ر.ک: «چیستی خمس و موارد تعلق آن»، سؤال 19664.
[21]. ر.ک: مشکینی، میرزا علی، مصطلحات الفقه، ص 280 – 281، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.
[22]. علامه حلّی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج 5، ص 7 – 8، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، بی‌تا؛  محدث بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، محقق و مصحح: ایروانی، محمد تقی، مقرم‌، سید عبد الرزاق، ج 12، ص 8، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، 1405ق؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ج 1، ص 311، مؤسسه مطبوعات دار العلم، قم، چاپ اول، بی‌تا؛ حسینی سیستانى، سید على، منهاج الصالحین، ج 1، ص 351، انتشارات دفتر حضرت آیة الله سیستانى، قم، چاپ پنجم، 1417ق.
[23]. «الزَّکاةُ قَنْطَرَةُ الْاسْلامِ فَمَنْ ادَّاها جازَ الْقَنْطَرَةَ وَ مَنْ مَنَعَهَا احْتَبَسَ دُوْنَها وَ هِىَ تُطْفِى‏ءُ غَضَبَ الرَّبِّ»؛ شیخ طوسی، الامالی، ص 522، دار الثقافة، قم، چاپ اول، 1414ق.
[24]. ر.ک: «موارد مصرف صدقه و حرمت دادن صدقه به سید»، سؤال 2981.

منبع:islamquest.net