منبرها

پایگاه تخصصی منبرها ،منابع منبر را به مبلغان ارائه می کند.
منبرها
پایگاه تخصصی منبرها ،منابع منبر را به مبلغان ارائه می کند.
موضوعات منبر

۳ مطلب با موضوع «فاطمیه 93 :: انتخاب های فاطمه(دکتر رفیعی)» ثبت شده است

انتخاب های فاطمه علیها السلام (3) *

قَالَ اللهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی: وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ.[1]

مقدمه

چگونه می شود دربارۀ شخصیت فاطمه علیها السلام حرف زد؟ واقعاً حروف، کلام و الفاظ، گنجایش توصیف فضایل این بانوی مقدس را ندارد. گرچه عمرش کوتاه، زندگی اش ساده و خانه اش محقر بود؛ اما همین کوچکی خانه، کوتاهی عمر و بالاخره کمی ثروت و... در او این همه عظمت را فراهم آورد. بزرگواری و عظمتی که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می فرمایند: دختر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم الگو و اسوۀ من است.[2]

=======================

امام عسکری علیه السلام نیز در این باره می فرماید: ما ائمه، حجت خدا بر شما هستیم؛ ولی خود ما حجتی داریم و آن مادرمان فاطمه علیها السلام است. امام جواد علیه السلام در حالی که چهار سال بیشتر نداشت در مکه می نشست و به یاد مصیبت های مادرش اشک می ریخت. شخصی می گوید:در حضور امام صادق علیه السلام بودم، گفتم: خدا به من دختری داده اسمش را فاطمه گذاشته ام، دیدم رنگ و حالت امام علیه السلام تغییر کرد با حالت پرسشی فرمود:فاطمه؟ چه نامی! مبادا او را بزنید مبادا به او توهین کنید.[3]زیرا او هم نام مادر ما فاطمه علیها السلام است.

=======================

فاطمه شخصیتی است که محور حدیث کساء است. وقتی پنج تن دور هم جمع شدند؛ ملائکه سؤال کردند خدایا اینها کیانند؟ خدای متعال فرمود: این فاطمه است و پدرش؛ فاطمه است و شوهرش؛ فاطمه است و فرزندانش. فاطمه ای که ملائکه بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم خدمتش می آمدند، می نشستند و می گفتند: یَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ إِنَّا إِلَیْکِ مُشْتَاقَاتٌ [4]ما دلمان برای شما تنگ شده و اشتیاق همراهی با شما را داریم. چطور این شخصیت را می توان ستود و اوصافش را بیان کرد! فاطمه ای که به قول شاعر، متولد بیست جمادی الثانی نیست؛ بیست جمادی الثانی زادروز جنبۀ ناسوتی و جسمی فاطمه است. پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نیز در این باره می فرمایند: خُلِقَ نُورُ فَاطِمَةَ علیها السلام قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ الْأَرْضَ وَ السَّمَاء .[5]چقدر زیبا سروده: بنت الخلود لها الجبال فاشقه .فاطمه مادری است که همۀ نسل ها باید به عنوان مادر احترامش کنند نه فقط نسل سادات و مسلمانان.

 

و نیز پیغمبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: فاطمةُ خِیَرَةُ الله؛ یعنی فاطمه برگزیدۀ خدا است.[6]

 

چرا اینقدر این خانم عظمت و مقام دارد؟ در حالی که همۀ ما آرزویمان این است که وقت احتضار، امیرالمؤمنین علیه السلام بالای سرمان بیاید؛ یک نگاهی به چهره ما بیندازد؛ آن وقت این علی آمده کنار فاطمه نشسته، فاطمه جان! اَنَا عَلیُّ «من علی هستم» یَا فَاطِمَةُ کَلِّمِینِی فَأَنَا ابْنُ عَمِّک تمام آرزوی علی علیه السلام این است که فاطمه با او حرف بزند. علی ای که همۀ مؤمنین آرزوشان این است که در حال احتضار کنار بدنشان حاضر شود، امروز او تمام آرزویش این بود که فاطمه یک بار چشمانش را باز کند و با او سخنی بگوید، چرا؟ آیا چون او دختر پیغمبر است؟ نه، پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم دخترهای دیگری هم با نامهای زینب، امّ کلثوم، و رقیه داشتند. آیا چون همسر علی است؟ نه، علی علیه السلام نیز همسرهای دیگری داشت. علی به خاطر انتخاب های فاطمه اینقدر به او رغبت داشت.

=======================

تمام عظمت فاطمه در انتخاب هایش است. ببینید آقا! هر کس در زندگی اش چیزی را انتخاب می کند؛ یکی می گوید مثلاً فلان هنرپیشه الگوی من است؛ یا فلان موزیک و آهنگ، امسال برای من خیلی زیباست؛ این را همیشه در ذهنم دارم و بدان گوش می دهم؛ یا فلان امپراطور و شخصیت برای من به عنوان فرد مرجع مطرح است، الان شما انتخاب کرده اید اینجا بیائید. یکی ممکن است انتخاب کند و جای دیگری برود. آدم از صبح که پا می شود تا شب، دائماً در حال انتخاب است. شما یک پارک هم که می روید، یک نگاه هم می کنی یا مثلاً می گویی اینجا می نشینم چون خلوت تر است؛ چون خنک تر است. در حال انتخاب هستید. و یا برای خانه خریدن یکی می گوید می خواهم خانه ام کنار مسجد باشد برای اینکه می خواهم نماز جماعت بروم؛ یکی می گوید می خواهم دور از مسجد باشد تا صدای اذان و ختم و اینها را نشنوم، در حال انتخاب است.

=======================

انتخاب های چهارگانه حضرت فاطمه

 

در این جلسه چهار تا از انتخاب های حضرت زهرا علیها السلام را برای شما بیان می کنم تا ببینید فاطمه علیها السلام چرا فاطمه است؟ پدرش اگر دست زهرای مرضیه علیهاالسلام را می بوسید، و او را مادر (ام ابیها) خطاب می کرد، اگر با سه قرص نانی که در راه خدا می دهد 18 آیه از سورۀ هل اتی در شأن حضرت نازل می شود، اینکه امام باقر علیه السلام مریض می شوند و تب می کنند، وقتی آب به سر و صورتش

می زنند می گوید یافاطمه! و با نام مادرش از خدا شفا می خواهد![7]و یا نقل شده پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم وقتی می خواستند بعضی از مسایل و احکام شرعی را بگویند پیش از آن نام فاطمه را می آوردند و می فرمودند: یَا حَبِیبَةَ أَبِیهَا کُلُّ مُسْکِرٍ حَرَام [8]ای فاطمه من! حبیبه و محبوبۀ من، هر چیزی که مست کننده باشد، حرام است. وقتی می خواهد این حکم را ابلاغ کند پیشوندش را نام فاطمه علیها السلام می آورد. این همه احترام به خاطر شخصیت و انتخاب هایی است که حضرت زهرا داشتند.

=======================

انتخاب رضای خدا بر رضای غیر خدا

در تمام صحنه های زندگی فاطمه علیهاالسلام، رضایت خدا بر غیرخدا ترجیح داشت. وقتی به خواستگاری زهرای مرضیه علیها السلام آمدند پیغمبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم به ایشان فرمودند:دخترم! علی، به خواستگاریت آمده، حضرت رضای خداوند را از پدر جویا می شود. با وجود اینکه خواستگارهای پولداری نظیر عبدالرحمن بن عوف به خانۀ پیغمبر رفت و آمد داشت.طوری که او پیشنهاد داد که خانۀ ده هزار درهمی را به نام فاطمه می کنم.[9]

 

امام علی علیه السلام برای خواستگاری آمد، نخستین سؤالی که فاطمه پرسید این بود: أرَضِیَ اللهُ؛ آیا خدا از این ازدواج من راضی است؟[10]اینکه پول دارد یا ندارد؛ خانه اش کجاست و... از ناحیۀ فاطمه مورد پرسش قرار نمی گیرد، تنها رضایت خداوند برایش مطرح است. آنهایی که مدینه مشرف شده اند می دانند که خانۀ زهرا علیها السلام جای محقری بوده است، اما در همانجا جبرئیل رفت و آمد داشته است.

=======================

با وجود اینکه فرزندان فاطمه کوچک بودند و نیاز به مراقبت بیشتری داشتند، اما خود حضرت جو آسیاب و آرد می کرد و همزمان مشغول ذکر بود. می گویند پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم وقتی این وضع را می بیند اشک در چشمانش حلقه می زند! دختر یگانه اش را که واسطۀ امامت و نبوت است می بیند که در دشواریهای زندگی، زندگی می کند. برای اینکه با او همدردی کند می گوید: یَا بِنْتَاهْ تَعَجَّلِی مَرَارَةَ الدُّنْیَا بِحَلاوَةِ الآْخِرَةِ؛ دخترم تلخی دنیا را بچش! ان شاءالله با شیرینی آخرت حل می شود.درست است که اینجا برایت سخت و دشوار است، ولی در قیامت آنقدر مورد توجه قرار می گیری که همۀ این تلخی ها فراموش خواهد شد. فاطمه در جواب چه فرمود؟ ببینید! بعضی ها می گویند، اینجا خانه ام کوچک است عیب ندارد؛ اما خداوند در عوض در بهشت خانۀ بزرگ به من خواهد داد، و یا اینجا ندارم ان شاءالله آنجا حضرت چنین نگفت، عرضه داشت: الْحَمْدُللهِ عَلَی نَعْمَائِهِ وَالشُّکْرُللهِ عَلَی آلائهِ پدرجان! خدا را شکر به همین خانۀ کوچک وزندگی، به همین سادگی الحمدلله ...[11[

=======================

پیغمبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم از امیرالمؤمنین پرسیدند: زهرا چگونه زنی است؟ رفتار رسول خدا را ببینید چقدر الهی است، که از علی علیه السلام می پرسد که زهرا چطور همسری برای تو است؟ امیرالمؤمنین عرضه داشت: نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَی طَاعَةِ الله؛ فاطمه بهترین کمک برای من در مسیر طاعت خداست.[12] حضرت زهرا علیها السلام شب عروسی وقتی وارد خانۀ امیرالؤمنین شد اشک می ریزد، علی علیه السلام می فرمایند زهراجان! چرا گریه می کنی؟

 

به نظر شما شب اول عروسی علت اشک ریختن زهرای مرضیه چیست؟ حضرت زهرا علیها السلام می فرماید: علی جان! من از انتقال خانه پدر به خانه شوهر، یاد یک انتقال دیگری افتادم. یاد چه انتقالی؟ یاد اینکه یک روزی از این دنیا باید به عالم قبر و قیامت رفت.[13] یاد این افتادم که ما دو تا انتقال داریم؛ یکی به خانۀ شوهر، بعدی انتقال به قبر. جوانهای عزیز! دختران و پسران! این حرف یعنی چه؟ یعنی از همان شب اول ازدواج یاد مرگ فراموش نشود. جدایی و طلاق اختلاف از کجا نشأت می گیرد؟ چرا آمار طلاق در ایران بالای سی هزار در سال است؟ بیشتر زوج هایی که طلاق می گیرند جوان هستند، از هر شش هفت ازدواج یکی آن در سال گذشته منجر به طلاق شده است! چرا؟ سی هزار طلاق برای یک کشور چرا؟ چرا در زندگی ها مهربانی نیست؟ باید بدانیم که به خاطر کمی امکانات نیست.

=======================

آمار نشان می دهد که بیشتر در خانواده های ثروتمند طلاق اتفاق می افتد. اما چرا؟ چشم اگر عفت نداشت، نفس اگر حد اشباع نداشت، نگاه اگر به دنبال ناموس دیگران بود و مرگ و یاد خدا به فراموشی سپرده شد، غیر از طلاق انتظار نمی رود. فاطمه از شب اول حرف آخر را زد، فرمود: بعد از اینجا قبر است! اگر زوجین از اول حرف آخر را نزنند، همسرش یک ماه دو ماه، یک سال دو سال بعد، ویژگی های نخست را ندارد چرا که امور طبیعی رو به زوال است. پس از زوال داشته ها، یکی از زوجین حواسش سراغ فلان فیلم یا فلان عکس و تصویر می رود و در پی آن زندگی متزلزل می شود.چرا استمرار زندگی ها کم شده؟ چرا در دادگاه ها اختلاف خانوادگی بیداد می کند؟ اگر زندگی فاطمه الگو قرار می گرفت بی ثباتی زندگی مشترک به کلی رو به زوال می رفت.

=======================

مثل یک چنین روزی وقتی آقا امیرالمؤمنین کنار بستر زهرا نشست، اول سؤالی که زهرا از ایشان کرد این بود:علی جان! آیا از من راضی هستی یا نه؟ از پدرم شنیدم که مرد باید از زنش راضی باشد.از علی علیه السلام نقل شده است که والله ما اغضَبَتنِی؛ به خدا قسم حتی یکبار فاطمه مرا عصبانی و خشمناک نکرد.[14]در اوج فقر و نداری زهرا حتی یکبار هم دل مرا با خواسته هایش نرنجاند. ما اینجا نمی خواهیم قهرمان پروری کنیم و نمی گوییم دنیا فقط برای ائمه خلق شده است. منتها آیا شما کامل تر از این خاندان پیدا می کنید؟ آدم ابوالبشر از درخت منهی خورد؛ در پی آن گفتند: از بهشت بیرون رو!چون به آدم علیه السلام گفته شده بود: وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَة [15]زهرای مرضیه حتی حلال غیر منهی را نخورد! روزها گرسنه ماند و غذا را به یتیم و اسیر و مسکین داد. کسی که این نان را می دهد نه بخاطر این است که اسمش در تاریخ بماند، خیر، چون دختر پیغمبر است و نه اینکه فردا از او تعریف کنند در کتابها از او چیزی بنویسند، بلکه می گوید: إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللهِ .[16] این عظمت فاطمه علیها السلام است که رسول خدا آن گونه او را احترام می کند، و این کلمه به خوبی حکایت می کند: إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللهِ صرفاً بخاطر خداوند اطعام کردیم.

=======================

برادران و جوانان عزیز!بیائیم تصمیم بگیریم که کارهایمان برای خدا باشد. دو جلد از کتابهای حضرت امام(نامه های ایشان) همین سال جاری منتشر شده که حاوی نامه های عرفانی امام برای رفقا، دوستان و خانواده است، من یکی از این نامه ها را که نگاه می کردم ایشان در آنجا ذیل آیه شریفه: وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ،[17] به پسر بزرگوارشان سید احمد آقا می نویسند: اگر تمام عمرت را صرف فکر کردن در سورۀ حشر کنی جا دارد. و می فرمایند: مردم! خدا را در زندگی فراموش نکنیى!

می دانید اگر خدا را فراموش کنید چه می شود؟ العیاذ بالله کلاه سر خدا که نمی رود. اگر دانشجویی استادش را فراموش کرد این شاگرد است که دچار مشکل خواهد شد و نمره نخواهد آورد. اگر طلبه و دانش آموزی امتحان نداد، استاد ضرر نمی کند. آیه فوق می گوید: اگر خدا را فراموش کردید خودتان را فراموش خواهید کرد. خدافراموشی عامل خودفراموشی است؛ یعنی بحران هویت، افسردگی و سردرگم شدن و نگرانی.

=======================

آمار گرفته اند درصد افسردگی خوابگاه دانشجویی، فلان میزان بالا رفته است. آنچه که مسلم است و آن را با توجه به آیات نورانی قرآن و احادیث معصومین بیان می کنیم این است که منشأ فراموشی خدا، تمام این نگرانی ها را در پی دارد. شرح حال یکی از مراجعی را که الان در قید حیات هستند نگاه می کردم، ایشان می گویند: من در این چند سالی که زندگی کردم و هفتاد و چند سالی که از خدا عمر گرفته ام مسافرت های زیاد و جاهای مختلفی رفته ام و ملاقات هایی داشته ام. تنها چیزی که انسان را ارضا و اشباع می کندارتباط های معنوی است.

=======================

نمی گویم تفریح نداشته باشید، پارک نروید، بلکه می گویم خدا را در مسافرت ها و تفریح گاه ها فراموش نکنید. حضرت امام (ره) ذیل آیۀ فوق بیان زیبایی دارند، می فرمایند: اگر کسی خدا را فراموش کرد، خداوند دست عنایتش را از سر او برمی دارد. بعضی وقتها در قرآن گفته می شود: یُضِلُّ مَن یَشَاءُ؛ اینکه خدا بعضی ها را گمراه می کند یعنی چه؟ خدا گمراه می کند این مثل این می ماند که بگوییم استادی به دانش آموز خود نمره نداده و رفوزه اش کرده است. هیچ استادی با شاگردش چنین کاری را نمی کند. امان از آن ساعتی که آدم به خودش واگذار شود؟! در دعاهای مأثوره داریم که: اللَّهُمَّ لا تَکِلْنِی إِلَی نَفْسِی طَرْفَةَ عَیْنٍ أَبَداً.

انتخاب های یک آدم به او ارزش می دهد. شما انتخاب حر را در روز عاشورا ببینید! او امام حسین علیه السلام را انتخاب کرد و یزید و دنیا را انتخاب نکرد. دنیا را واگذاشت و آخرت را انتخاب کرد.اصل سخاوت را انتخاب کرد و اصل بخل را رها ساخت.

=======================

چرا وقتی امام صادق علیه السلام نام مادر را می شنید اشک در چشمانش حلقه می زد؟ انتخاب رضای خدا، بر رضای دیگران، اولین دلیل عظمت دختر رسول خدا حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم است.این عظمت باعث شد که مورد احترام پیغمبر خدا و امامان معصوم علیهم السلام قرار گیرد.

=======================

انتخاب فقر بر ثروت

فاطمه علیها السلام می توانست ثروتمند باشد؛ هیچ کاری نداشت زمینه و همۀ امکانات به صورت کامل برایش فراهم بود، با یک دعا و یک درخواست، دنیا در اختیارش قرار می گرفت، اما خودش فقر را بر ثروت ترجیح داد.

=======================

انتخاب سخن بر سکوت

 

زهرای مرضیه بعد از پیغمبر درب خانه اش را آتش زدند می توانست بنشیند و سکوت کند، اما چرا فاطمه پس از رحلت رسول خدا، چهل شب دَرِ خانۀ مهاجر و انصار رفت؟ در پاسخ باید گفت که فاطمه زمان شناس و امام شناس بود. در خانه های مسلمانان خطبه خواند، صحبت می کرد و گریه کرد. گریه فاطمه تنها برای مصیبت رسول خدا نبود. وقتی می گفتند: چرا گریه می کنید؟ می گفت:گریۀ من دو دلیل دارد: یکی به خاطر فقد النَّبِیُّ با فقدان نبی اکرم صلی الله علیه وآله وسلم و دیگری به خاطر وَ ظلم الْوَصِی با ظلم به وصیّ او علی علیه السلام .[18]از آنجا که وقت نیست انتخاب های حضرت زهرا علیها السلام به صورت فهرست وار ذکر می شود.

 

انتخاب امامِ نور بر ائمه نار (دفاع از امامت و رهبر)

 

اینها انتخاب های زهرای مرضیه بود. یک خانم مسلمان باید از عفت، ایثار، خداترسی، دفاع از امامت و رهبری و ولایت زهرا درس بگیرد و در زندگی عملی اش آنها را پیاده کند. به همین میزان اکتفا می کنم تا برای عزیزان خسته کننده نباشد.

=======================

روضه

دلهای شما را روانۀ مدینه کنار قبر مخفی زهرا علیها السلام کنم. آنهایی که مدینه مشرف شده اند از همان اول زمزمه شان این است.یا فاطمه من عقده دل وا نکردم گشتم ولی قبر تو را پیدا نکردم.مخفی بودن قبر نیز نشانه و سند مظلومیت زهرا علیها السلام است. مصائب فاطمه نیز مثل قبر آن بی بی مخفی است.مصائب آنقدر عظیم است که 40 سال پس از شهادت حضرت، امام حسن علیه السلام همین که نگاهش به مغیره می افتاد شروع می کرد به اشک ریختن، و می فرمود: مغیره! تو جزء کسانی بودی که مادرم زهرا را کتک زدی أنتَ الَّذی ضربتَ فاطمة بِنْتَ رَسُول الله صلی الله علیه وآله وسلم حتّی أَدْمیتها؛[19] آنقدر مصیبت بزرگ است که امیرالمؤمنین علیه السلام کنار قبر فاطمه مرگش را از خدا خواست. مثل امروزی، براساس روایت فاطمیۀ اول نوشته اند: بعد از نماز مغرب فاطمه، جان به جان آفرین تسلیم کرد و خانه اش برای فرزندانش به عزا تبدیل شد.

صحبت هایش را کرد، گفت: علی جان! کسی را از محل دفنم با خبر نکن! بدنم را شب غسل بده، و شب کفن کن! راضی نیستم کسانی که به خانه ام حمله کرده اند، بر بدنم نماز بخوانند. علی جان! وقتی من را به خاک سپردی اجْلِسْ عِنْدَ رَأْسِی قُبَالَةَ وَجْهِی کنار قبرم بنشین و زود از کنار قبرم بلند نشو!

لحظۀ پس از دفن، لحظۀ تنهایی میت است و فرد متوفی انیس و مونس می خواهد. چه انیسی بالاتر از علی است؟ کنار قبر برایم قرآن بخوان فَأَکْثِرْ مِنْ تِلَاوَةِ الْقُرْآنِ؛[20] علی جان! برایم دعا کن.

ابْکِنِی وَ ابْکِ لِلْیَتَامَی وَلَا تَنْسَ قَتِیلَ الْعِدَی بِطَفِّ الْعِرَاق[21[

هم برای خودم گریه کن هم برای بچه های یتیمم، زیرا خیلی سخت است که جلوی بچه ها مادرشان جان بدهد؛ آن هم بچه هایی که سنّشان زیر ده سال است و به سن بلوغ نرسیده اند. علی جان! خواهشی دارم، هوای همه بچه ها را داشته باش حسینم را که در کربلا به شهادت می رسد فراموش نکن!

 

پیراهن خود در غم من چاک مکن جز نیمه شب جسم مرا خاک مکن

 

از فاطمه یادگار اگر می خواهی خونهای مرا ز روی درب پاک مکن!

 

اما علی چه کند با این در و دیوار؟ بی بی سفارش دیگری هم دارد:

 

مرا چو غسل نیمه شب به پیش کودکان دهی مبادا سینه مرا به زینبم نشان دهی

 

نگذار زینبم صورتم را ببیند!عجب وداع و خداحافظی بود! نوشته اند: أَخْرَجَ مَنْ کَانَ فِی الْبَیْت؛ امیرالمؤمنین، بچه ها را

از اتاق بیرون کرد، نشست کنار بستر فاطمه.[22[

 

ای صفای خانه من الوداع گرمی کاشانه من الوداع

 

فاطمه جان! چه زود علی را تنها گذاشتی!

 

الوداع ای همدم و هم ناله ام الوداع ای یار هیجده ساله ام

 

خواهشی دارم ز تو ریحانه ام یک شب دیگر بمان در خانه ام

 

جان زهرا روز من را شب مکن چادرت را بر سر زینب مکن

 

فاطمه جان! به این زودی از کنار علی نرو!

 

جان زهرا روز من را شب مکن چادرت را بر سر زینب مکن

 

وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ`[23[

 

*حجت الاسلام والمسلمین دکتر رفیعی

----------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:

 

[1]. حشر،19.

 

[2]. الاحتجاج، ج2، ص 466.

 

[3]. کافی، ج6، ص 48.

 

[4]. بحارالانوار، ج43، ص 66 و ج 92، دلائل الامامه، ص 28.

 

[5]. بحارالانوار، ج43، ص 4.

 

[6]. فضایل الخمسه، من الصحاح السته، ج3، ص 227.

 

[7]. بیت الاحزان، ص 156.

 

[8]. مستدرک الوسایل، ج17، ص 58؛ بیت الاحزان، ص 32.

 

[9]. زندگی زهرا، ص 35؛ به نقل از مناقب ابن شهر آشوب، ج3، ص 245.

 

[10]. مناقب ابن شهر آشوب، ج3، ص 344.

 

[11]. بحارالانوار، ج43، ص 85؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج3، ص 342.

 

[12]. همان، ص 117، همان ص 355.

 

[13]. ارشاد شیخ مفید، ج1، ص 270.

 

[14]. بحارالانوار، ج 43، ص 134.

 

[15]. بقره، 35.

 

[16]. انسان،9.

 

[17]. حشر،19.

 

[18]. بحارالانوار، ج43، ص 156؛ مناقب ابن شهر آشوب ج2، ص 205 – 49.

 

[19]. الاحتجاج، ج1، ص 278.

 

[20]. بحارالانوار، ج79، ص 27؛ منتهی الامال، ص 192.

 

[21]. بحارالانوار، ج43، ص 178.

 

[22]. بحارالانوار، ج43، ص 191.

 

[23]. شعراء،227

انتخاب های حضرت فاطمه (سلام الله علیها) (2) *

«قَالَ اللهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِیداً.»[1]

مقدمه

ایام و لیالی شهادت صدیقۀ طاهره، ام ابیها علیها السلام است.شخصیتی که در میان ائمۀ معصومین علیهم السلام از احترام خاص و ویژه ای برخوردار بود و باطن آیات تطهیر، نور و مباهله است همان که واسطۀ نبوت و امامت است. شخصیتی که به تعبیر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم همۀ افتخارها به او بر می گردد.

خاتم الانبیاء پدر، خیرالاوصیاء امیرالمؤمنین علیه السلام شوهر، امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام «سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّة» فرزندان او هستند.[2] حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که افتخار این امت است و همه انتظار او را می کشند فرزند آن حضرت است. بنابراین می بینیم که وجودی با برکت و خیر، و بی مانند است. همۀ افتخارات اسلامی به گونه ای به او ارتباط دارد.

============================

در این فرصت بحثی را می خواهم خدمت شما مطرح کنم که هم در زندگی آن حضرت نمایان بوده و هم برای ما مفید است؛ آن بحث انتخاب های حضرت زهرا است. الان در جهان دین های مسیحیت، یهودیت و اسلام حضور پررنگ دارند. در اسلام مذاهب شیعه و سنی و خود شیعه هم دارای شعبی نظیر: زیدیه، اسماعیلیه و امامیه است؛ اهل سنت نیز به لحاظ مذهبی به حنفی، مالکی، وهایبت، ماتریدی و... به لحاظ مذهبی تقسیم می گردد.

آدمی در زندگی اش با انتخاب های گوناگونی مانند دین، خانه، ماشین و همسر مواجهه است و حتی با رأی خود رئیس جمهور انتخاب می کند. اصلاً زندگی ما با انتخاب و گزینش پیوند ناگسستنی دارد. پیش از ورود به بحث انتخاب های حضرت زهرا، لازم است دربارۀ انواع انتخاب مطالبی ارائه کنم.

============================

انتخاب سه گونه است

1. انتخاب سودجویانه

در این انتخاب چیزی یا کاری، چون دارای نفع شخصی است مورد پذیرش قرار می گیرد. در تاریخ داریم آدم هایی که به خاطر غنیمت و حقوقی که از جنگ بنا بود دریافت کنند، اسلام آورده اند.

کسانی که بعد از فتح مکه مسلمان شدند دیدند در جنگ ها غنیمت زیاد است و به همین جهت آمدند و مسلمان شدند. بنابراین افراد زیادی هستند که دین راحتی به خاطر غنیمت، شهرت و قدرت انتخاب می کنند.

مثلاً رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم با تازه مسلمان ها سه سال در شعب ابی طالب بودند وقتی بیرون آمدند، جوانی خدمت ایشان آمد، گفت: یا رسول الله! من حاضرم نیرو در اختیارت بگذارم، کمک و یاریت کنم، من رئیس قبیله ام، حاضرم با همه قبیله ام مسلمان شوم. هر کجا که شما فرمان بدهید خدمت می کنیم و می جنگیم. حضرت فرمود: پیشنهاد خوبی است. مرد عرب گفت: آقا! یک شرط کوچک دارم. حضرت فرمودند: شرطت چیست؟ عرض کرد: یا رسول الله! شرطم این است که بعد از شما من جانشین و وصیّ تان باشم.حضرت فرمودند: نه؟ نمی خواهد.[3] «قُولُوا لا إِلَهَ إِلاَّ اللهُ تُفْلِحُوا» شرط و شروط نمی خواهد.بنابراین در تاریخ زیاد دیده شده است که برخی حتی برای انتخاب خدا سود شخصی را دنبال می کنند.

============================

2. انتخاب از روی ترس

دستۀ دیگر کسانی اند که انتخابشان از روی ترس است. از ترس می گوید: حق با شماست. حسان بن ثابت شاعر مشهور زمان پیغمبر در غدیر آمد و گفت: حق با امیرالمؤمنین است، در این باره شعر هم گفت. هفتاد روز بعد در جریان سقیفه گفت: حق با ابوبکر است. در وصف ابوبکر شعر سرود. معلوم است که انتخاب او از روی ترس بوده است.عبدالله بن عمر آمد با حجاج بیعت کرد همه می دانستند حجاج آدم بسیار بدی است. عبدالله چون دید حجاج، عبدالله بن زبیر را اعدام کرد، ترسید که مبادا او را اعدام کند به همین جهت آمد و بیعت کرد. آدم هایی شب میان سپاه امام حسن علیه السلام بودند و صبح، در جمع سپاه معاویه کف می زدند. فرزدق شاعر معروف زمان امام حسین به امام عرض کرد: مردم قلب هایشان با شماست ولی به خاطر ترس از بنی امیه، شمشیرهایشان علیه شماست. شما را دوست دارند؛ ولی برای شما و در خدمت تان شمشیر نمی زنند. باید بدانیم که انتخاب از روی ترس و سودجویی ارزش معنوی و اسلامی ندارد.

============================

3. انتخاب آگاهانه

کلمۀ علم، بیش از 750 مرتبه در قرآن کریم آمده است. پایان سوره یوسف که این آیه است: «قُلْ هذِهِ سَبیلی أَدْعُوا إِلَی اللهِ عَلی بَصیرَةٍ»؛[4] پیغمبر، به مردم بگو هر چه می خواهید انتخاب کنید اما انتخاب هایتان از سر آگاهی باشد. کسی پیش پیغمبر آمد و گفت: من قرعه می اندازم، اگر خوب آمد مسلمان می شوم والاّ نه. حضرت فرمود: نمی خواهد این گونه مسلمان شوی. با قرعه مسلمان شدن ارزشی ندارد برو تحقیق کن، پس از آگاهی بیا مسلمان شو!

بندۀ خدایی به نام صفوان بن امیر، خدمت پیغمبر آمد و گفت: یا رسول الله! دو ماه فرصت می خواهم مطالعه کنم، حضرت چهار ماه به او فرصت داد. اسلام، دین تحقیق و علماست. آغاز وحی با علم شروع شده: «اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ * الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ»[5] انتخاب آگاهانه از روی فهم، درک و بصیرت باشد ارزش دارد. در اینکه چرا شیعه هستی؟ چرا شما نماز می خوانید، دلیل محکم باید داشته باشید. حال، هر کسی باید به اندازۀ فهم خودش در کارها و انتخاب هایش دلیل مناسب ارائه کند. اگر به ملاصدرا گفته شود: چرا خدا را قبول داری، ایشان برهان صدیقین و برهان فلسفی می اورد. به آن پیرزن می گویند: چرا خدا را قبول داری؟ در جواب: با چرخ نخ ریسی اش دلیل و برهان اقامه می کند. ملاصدرا و آن پیرزن هر دو درست می گویند، اما هر یک به اندازۀ فهم خودشان.

امام صادق علیه السلام فرمودند: همۀ شما در زندگی‌تان باید چهار علم داشته باشید؛ اگر این چهار معرفت را نداشته باشید، عالم نیستید.

============================

1. «أَنْ تَعْرِفَ رَبَّکَ؛»خدا را بشناسید.

حالا کشاورز به یک صورت، پیرزنی که چرخ نخ ریسی دارد به گونه ای دیگر، فیزیک دان هم طوری باید خدا را بشناسد. به دانشمندی گفتند: تو چگونه خداشناس شدی؟ گفت: من پزشکم، کنار دریا می رفتم، دیدم یک مرغ ماهی خوار پایش شکسته بود. آمد کنار دریا خوابید، پایش را در گِل رُس و گِل و لای ساحل فرو برد و قدری در آنجا نگه داشت تا دور پاهایش گل چسبید، بعد پاهایش را به سمت آفتاب گرفت تا خشک شود. خیلی راحت پاهایش را گچ گرفت. حالا برای شکستگی پای ما ارتوپد می خواهد، عکس می خواهد، آخرش هم کج یا کوتاه از کار در می آید. این شعور را چه کسی به این حیوان یاد داده است؟

لانۀ زنبور در تهران، آسیا و اروپا شش ضلعی است. در تمام دنیا این زنبورها به یک صورت خانه می سازند. در زندگی جمعی این حیوانات، سیستم کار، سفیر، منشور و قرارداد وجود دارد. با همدیگر جلسه دارند. زنبور عسل اینجا با زنبور عسل آمریکا رابطه ندارد. این چه ارتباط و تبادل فکری است که همه به یک صورت خانه می سازند. «وَ أَوْحی رَبُّکَ إِلَی النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذی مِنَ الْجِبالِ بُیُوتاً»؛[6] خداوند متعال می فرماید: ما به این حیوان یاد دادیم.

در همۀ عالم مورچه ها یک گونه درست می کنند. این چه دستی است!لذا امام صادق علیه السلام فرمود: باید از علم خداشناسی آگاه باشید.

                                            ============================

2. «أَنْ تَعْرِفَ مَا صَنَعَ بِکَ،» سفارش دیگر خودشناسی و آگاهی از خویشتن است، اینکه ما چه کسی هستیم؟ برای چه آفریده شده ایم؟ اینها را باید بدانیم.

تفاوت های زیادی بین ما و سایر موجودات وجود دارد، خدا می گوید:به حضرت آدم چیزی یاد دادیم که ملائکه نتوانستند آن را یاد بگیرند: «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءِ»[7]؛ ما به آدم ابوالبشر یک سری اسماء آموختیم. حالا تفسیر اسماء چیست؟ برای یک بحث تفسیری است و از حیطۀ این سخن خارج است. در حدیث داریم خدا به همۀ انسان ها چهار گوهر داده، گوهری که سایر موجودات از آن محروم اند. این چهار صفت عبارتند از: «ألْعَقْلُ، ألدَّینُ، ألْعَمَلُ ألصّالِحُ، ألْحَیاءُ»؛[8]اگر آدم عقل نداشته باشد بیچاره است و یا اگر عقل داشته باشد ولی نتواند آن را به کار ببندد باز تیره بختی را به دنبال دارد.

خداوند به همۀ شما چهار گوهر داده است. یکی عقل و دیگری دین است. داشتنِ دین خودش هنر و ارزش است. اما دیگری عمل صالح است، نشستن پای سخنرانی، رفتن به مسجد و جلسۀ روضه، احداث بناهای خیر و...

یکی هم «حیاء»است، شما سوره نحل را نگاه کنید! در آنجا خدا40 نعمت را نام برده است. اولین نعمت این است: «وَاللّهُ أَخْرَجَکُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَیْئًا»؛[9] وقتی از شکم مادر بیرون آمدید چه می دانستید؟ نمی توانستی چیزی را بگیری و بخوری و جایی بروی و هیچ چیز نمی دانستی.

فراموشت نکرد ایزد در آن حال *** که بودی نطفه ای مدفون و مدهوش

روانت داد و طبع و عقل و ادراک *** جمال و رأی و نطق و فکرت و هوش

ده انگشت مرتب کرد بر کف *** دو بازویت مرکب ساخت بر دوش

کنون پنداری ای ناچیز همت *** که خواهد کردنت روزی فراموش

بنابراین باید بدانیم که خداوند در شکم مادر به ما شعور، عقل، فهم و چشم داده است.

============================

3. «أَنْ تَعْرِفَ مَا أَرَادَ مِنْکَ؛»اینکه بدانیم خداوند از ما چه انتظاری دارد و وظیفۀ ما چیست. آدم در مقابل کشور، نظام، معروف و منکر وظیفه دارد و نمی تواند بی تفاوت باشد چه برسد اینکه در برابر وجود خودش.

============================

4. «أَنْ تَعْرِفَ مَا یُخْرِجُکَ مِنْ دِینِک؛»[10]اینکه هر فردی باید بداند چه چیزی او را از دین خارج می کند (آفت شناسی – حدیثی) را که خواندم آن را در جریان زندگی حضرت زهرا بررسی می کنیم تا ببینیم آن حضرت این چهار معرفت را چگونه در زندگی نورانی خود پیاده کرده است.

============================

خداشناسی فاطمه زهرا

خداشناسی و ارتباط با معنویات حضرت زهرا بسیار شگفت آور بوده است. نوشته اند: پیش پدر بزرگوارش نشسته بود که جبرئیل آمد. پیغمبر دقایقی با جبرئیل صحبت کرد. پس از آن رو به فاطمه کرد و فرمود: دخترم! می دانی جبرئیل چه می گوید؟ پیامبر در ادامه می فرمود: جبرئیل می فرماید: خدا سلام به تو رسانده و فرمود: به فاطمه بگویید که هر حاجتی دارد از من درخواست کند. هر چه می خواهد بگوید، حضرت زهرا یک مقداری فکر کرد، سرش را بالا آورد و عرض کرد: «یا رسولَ اللهِ لا حاجَةَ لِی غیرُ النَّظَرِ الَی وَجهِهِ الکریمِ»؛ هیچ حاجتی ندارم جز اینکه توجهم به خدا بیشتر شود.[11] فاطمه از خداوند حضور قلب درخواست کرد. خداشناسی حضرت زهرا منجر به این درخواست گردید.

این آیه عذاب بر پیغمبر نازل شد: «وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ * لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ»[12]جهنم هفت در دارد که در انتظار گناهکاران است.معلوم است از هر دری چه گروهی باید وارد شوند. یک در، مال کافر، یک در، مال منافق، هر یک از دری وارد جهنم می گردند. پیغمبر پس از شنیدن این آیه قدری گریه کرد و ناله و ضجه زد که گفته شد دنبال حضرت زهرا بفرستید تا بیاید، بلکه پیغمبر آرام گردد. رفتند حضرت زهرا را آوردند، فاطمه ای که هر وقت می آمد بابای بزرگوارش شاد می شد. وقتی ایشان آمدند، سؤال کرد، بابا چه شده؟ حضرت رسول فرمودند: دخترم! آیه عذاب نازل شده است. زهرای مرضیه فرمودند: می شود آیه را بخوانید؟ حضرت آیه را قرائت فرمودند. حضرت زهرا پس از شنیدن آیه به قدری گریه کرد که نوشته اند در پی آن از حال رفت و روی زمین افتاد.[13]حضرت علی رسید، پرسیده چه شده است؟ گفتند: آیه عذاب نازل شده و آیه قرائت شد. یک باره جلسه تبدیل به عزا شد. حضرت علی وقتی آیه را شنید، فرمود: ای کاش از مادر متولد نمی شدم و این آیه را نمی شنیدم!

صد بار ممکن است من و شما این آیه را بشنویم و هیچ اتفاقی برایمان نیفتد. مرحوم حاج شیخ عباس قمی (ره) – صاحب مفاتیح الجنان نشسته بود در حال خواندن سورۀ یس بود. دخترش می گوید: دیدم پدرم در حال خواندن این سوره از حال رفت، متوجه شدم به این آیه که: «هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ» رسیده این گونه متأثر شده است.[14]

هر قدر ارتباط انسان با خدا قوی شود مصونیتش از گناه بیشتر می گردد. نماز اول وقت، دائم الوضو بودن، نماز شب به انسان مصونیت و نورانیت می دهد.قرآن خواندن ولو روزی یک آیه اگر مستمر باشد نیز دارای اثر فراوانی است.

رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود 

رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود

  گفت شنیدم رهروی در سرزمینی همی گفتا معما با قرینی

   که ای صوفی شراب آنگه شود صاف که در شیشه بماند اربعینی

============================

شما چهل روز خودتان را مقید کنید که هر صبح دو آیه از قرآن را بخوانید عادت می کنید. چهل روز به خودت نماز اول وقت را عادت بده، دروغ نگو، نگاه به نامحرم را ترک کن، در جواب این سخنان معمولاً گفته می شود که ما نمی توانیم.

مگر فضیل با یک عمر راهزنی با شنیدن یک آیه عوض نشد و تغییر نکرد! مگر «حرّ»در طی چند دقیقه تغییر نکرد! ما از این نمونه ها زیاد داریم.

یکی از ویژگی های زندگی حضرت زهرا این بود که به تمام معنا فانی در خدا بود. لذا وقتی در محراب می ایستاد «زَهَرَ نُورُها لِمَلائِکَةِ السَّمَاءِ»؛[15] نور نمازش در آسمان ها می پیچید. سلمان یک روز خانۀ حضرت زهرا آمد، دید که ایشان در خانه ای کوچک با لباسی ساده زندگی را سپری می کند، ناراحت شد. می دانید سلمان با حضرت زهرا علیها السلام و خاندانش ارتباط داشت، اباذر هم این گونه بود. خانوادۀ اباذر نیز با خاندان حضرت زهرا ارتباط و رفت و آمد داشتند. خیلی ناراحت شد از اینکه دید حضرت زهرا در اوج فقر زندگی می کند. بلند شد آمد خدمت پیغمبر، تا وضعیت را گزارش کند. عرض کرد: یا رسول الله! رفتم خانۀ فاطمه سری بزنم، دیدم خیلی وضع اقتصادیشان خراب است، طاقت نیاوردم. پیغمبر لبخندی زد، فرمود: «إِنَّ ابْنَتِی فَاطِمَةَ مَلَأَ اللهُ قَلْبَهَا وَ جَوَارِحَهَا إِیِمَاناً وَ یَقِینا»؛[16] دخترم فاطمه، تمام وجودش مملو از ایمان است. به این چیزها فکر نمی کند.

============================

عبدالرحمن بن عوف که ثروت زیادی داشت، به خواستگاری حضرت زهرا آمد و گفت: من ده هزار درهم مهریه قرار می دهم. پیغمبر دست برد زیر خاک، و بالا آورد،

خاک یا شن بود فرمود: من اگر اراده کنم اینها طلا می شوند.[17]کسی که با اراده اش می تواند سنگ را طلا کند کثرت مهریه برایش مهم است؟

امیرالمؤمنین به ظاهر وضع مالی مساعدی نداشت؛ اما دنیایی از معرفت بود. پیروان زهرای مرضیه! ایشان فقط گریه کن نمی خواهند، الگوپذیر می خواهند.الگو از نماز اول وقت، عبادت، حیا، عفت و زندگی ساده این عزیزۀ خدا.

============================

این قدر ازدواج ها را سنگین نگیرید! شرایط را برای جوان ها مشکل نکنید، تجملات زندگی را زیاد نکنید. تجمل گرایی در بین ما زیاد شده، فکر می کنید چه کسی مقصر است؟ کاری ندارم و دنبال مقصر نمی گردم اما وظیفۀ ماست که دنبال راه حل بگردیم. جوان ها واقعاً از این مهریه های سنگین الان می ترسند که ازدواج کنند. کسی که می خواهد دخترش را شوهر دهد، خودش را بگذارد جای کسی که خواستگاری آمده، و کسی که می خواهد عروس به خانه اش بیاید فرض کند خودش صاحب دختر است و می خواهد جهیزیه بدهد.بسیاری از این جهیزیه ها تا آخر عمر هم استفاده نمی شود. چرا یک خانواده زیر بار جهیزیۀ سنگین فلج شود و وام های سنگین بگیرد. ببینید! قرآن به «امر به معروف و نهی از منکر»دعوت می کند. اگر نهی از منکر و امر به معروف صورت نگیرد، منکر ریشه کن نمی شود. شما اگر نهی از منکر و امر به معروف صورت نگیرد، منکر ریشه کن نمی شود. شما اگر بیست محصل درس خوان در کلاس به وجود آوردید آن وقت درس نخوان های کلاس خجالت می کشند؛ اما اگر همه نمرۀ صفر بیاورند، نمی توانید کسی را سرزنش کنید. اگر درس خوان ها زیاد شد درس نخوان ها خجالت می کشند.

شما روحیۀ کار و کارگری را زیاد کنید بیکاره ها خجالت می کشند.شما زمینۀ ازدواج جوان ها را فراهم کنید، خود به خود فساد کم می شود.

============================

وظیفه شناسی

حضرت زهرا می توانست میان خانه بنشیند، اما چرا حرکت کرد؟ چرا دفاع کرد و خطبه خواند؟ چرا افشاگری کرد؟ اسلام بهترین نگاه را به زن دارد. این را من از روی تعصب نمی گویم. در سفرهای تبلیغی که به بعضی از کشورهای اروپایی رفتم به وضوح دیدم که نگاه به زن، ابزاری است. در آنجا تلویزیون یکی، دو تا، یا پنج تا زن را پیش از آگهی های تبلیغاتی می آورند. از این آیه نگاه اسلام را به زن می توان فهمید:«وَضَرَبَ اللهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ».[18] در قرآن کریم دو سوره «نساء و مریم»به نام زنان نام گذاری شده است. نزدیک شش زن، مستقیم و غیر مستقیم اسمشان در قرآن آمده و به نیکی از برخی از آنها یاد شده است.

زن های مدینه پیش اسماء بنت عمیس رفتند، گفتند: تو برو به رسول الله بگو آیا اسلام در قرآن بین زن و مرد فرق گذاشته است؟ بعضی ها می گویند، قرآن مردسالار است و بین زن و مرد فرق گذاشته است، آیا واقعاً اینگونه است؟ اسماء بنت عمیس پیش رسول خدا آمد و گفت: یا رسول الله! خانم ها از من چنین سؤالی کرده اند؟ پیغمبر قدری صبر کردند، وحی آمد: «إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ...»[19] خداوند در این آیه ده صفت صبر، خشوع، خضوع، نماز، صدقه و... را برای مرد و زن به طور مساوی نسبت داده است. دانسته می شود که بین زن و مرد در وجود، تفاوت و در حقوق، تساوی وجود دارد. این بالاترین پیام قرآن به جامعۀ بشریت است.

============================

روضه

شب جمعه است، شب زیارتی قبر اباعبدالله ایام هم ایام فاطمیه است، کنار حرم کریمه اهل بیت فاطمه معصومه قرار داریم. خانم حضرت زهرا! ما که از محل قبر شما خبر نداریم، ولی این گونه برایمان نقل کرده اند: اگر نتوانستید قبر زهرای مرضیه را زیارت کنید، بروید زیارت فاطمه دوم در قم. بی بی جان! امروز از کنار قبر شما این دل ها را روانۀ مدینه می کنیم، نمی دانم مثل این ایام قبر حضرت زهرا، زائری داشت یا خیر؟ اما چیزی که می توانم به شما اطمینان بدهم، این است که مرتب یک زائر داشت آن هم امیرالؤمنین بود. او زائر شبانه بود. او زائر شبانه بود نه زائر روز، چون در روز نمی توانست کنار قبر عزیزش بیاید. شب ها که بچه ها خواب می رفتند بلند می شد، آهسته آهسته می آمد کنار قبر فاطمه:

«حَبِیبٌ لَیْسَ یَعْدِلُهُ حَبِیبٌ وَ َمَا لِسِوَاهُ فِی قَلْبِی نَصِیبٌ

حَبِیبٌ غَابَ عَنْ عَیْنِی وَ جِسْمِی وَ عَنْ قَلْبِی حَبِیبِی لَا یَغِیب»[20]

دوباره شب شد و ظلمت برآمد کنار قبر زهرا حیدر آمد

بخواب آرام، ای پهلو شکسته علی بالین قبر تو نشسته

بخواب آرام، ای نور دو عینم که من شب ها پرستار حسینم

فاطمه جان! هر وقت صدایت می زدم، می گفتی: «یابن عم»؛ پسر عمو.اما دیگر جواب علی را نمی دهی؛

«مَا لِی وَقَفْتُ عَلَی الْقُبُورِ مُسَلِّماً قَبْرَ الْحَبِیبِ فَلَمْ یَرُدِّ جَوَابِی»[21]

فاطمه جان!

خیز و از داغ غم رهایم کن خیز و باز ابن عم صدایم کن

«لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِالله»

____*حجت الاسلام والمسلمین دکتر رفیعی____________________________________

پی نوشت:

[1].احزاب،70.

[2].قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلّم: یَا فَاطِمَةُ إِنَّا أَهْلُ بَیْتٍ أُعْطِینَا سَبْعَ خِصَالٍ لَمْ یُعْظَهَا أَحَدٌ مِنَ الْأَوَّلینَ قَبْلَنَا وَ لا یُدْرِکُهَا أَحَدٌ مِنَ الْآخِرِینَ بَعْدَنَاَ نَبِیُّنَا خَیْرُ الْأَنْبِیاءِ وَ هُوَ أَبُوکِ وَ وَصِیُّنَا خَیْرُ الْأَوْصِیَاءِ وَ هُوَ بَعْلُکِ وَ شَهِیدُنَا سَیِّدُ الشُّهَدَاءِ وَ هُوَ حَمْزَةُ عَمُّ أَبِیکِ وَ مِنَّا مَنْ لَهُ جَنَاحَانِ یَطِیرُ بِهِمَا فِی الْجَنَّةِ وَ هُوَ جَعْفَرٌ وَ مِنَّا سِبْطَا هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ هُمَا ابْنَاکِ (بحارالانوار، ج 43، ص98).

[3].سیره ابن هشام 2/ 66 به نقل از اخلاق از نظر همزیستی، محمد تقی فلسفی.

[4].یوسف،108.

[5].علق، 4-3.

[6].نحل، 68.

[7]. بقره، 31.

[8].قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلّم: أَرْبَعَةُ جواهِرَ تَزیلُها أَرْبَعَةٌ: أَمَّا الْجَواهِرُ فَالْعَقْلُ، وَ الدِّینُ، وَ الْحَیاءُ، وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ؛ أَمَّا الْغَضَبُ فَیَزیلُ الْعَقْلَ، وَأَمَّا الْحَسَدُ فَیزیلُ الدِّینَ، وَ أَمَّا الطَمَعُ فَیَزیلُ الْحَیاءَ، وَ أَمَّا الْغیبَةُ فَیَزیلُ الْعَمَلَ الصّالِح (مواعظ العددیه، ص332).

[9].نحل، 78.

[10].قال الصادق علیه السلام: وَجَدْتُ عِلمَ الناسِ کُلَّهُ فی أرْبَعٍ، أوَّلُهَا أنْ تَعْرِفَ ربَّک والثانی أنْ تَعرفَ ما صَنَعَ بکَ والثالثُ ان تَعرفَ ما اردَ منکَ والرابعُ ما یُخرجُکَ من دینک(کافی، ج1، ص 50).

[11].ریاحین الشریعه، ج1، ص 105.

[12].حجر، 44 – 43.

[13].بحارالانوار، ج43، ص 87.

[14].سیمای فرزانگان، ص 127.

[15].بحارالانوار، ج43، ص 172.

[16].بحارالانوار، ج43، ص 46.

[17].زندگی زهرا، ص 35؛ به نقل از ابن شهر آشوب، ج3، ص 245.

[18].تحریم،11.

[19].احزاب،35.

[20].بحارالانوار، ج 43، ص 217.

[21].همان.

 

انتخاب های حضرت فاطمه (سلام الله علیها) (1) *

قَالَ اللهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَکُونُواْ مَعَ الصَّادِقِینَ. [1]

مقدمه

ایام فاطمیه، ایام شهادت صدیقۀ طاهره، زهرای مرضیه، امّ ابیها علیها السلام است. دربارۀ شخصیت زهرای مرضیه علیها السلام سخن گفتن مشکل است؛ مگر اینکه از قول معصومین علیهم السلام و آیاتی که مصداق و تاویل آن حضرت زهرا علیها السلام است سخن گفته شود. کسی که، رسول خدا او را مدح کرده: «فَاطِمةُ أَحَبُّ الْخَلْقِ إِلَیّ»؛[2] «فَاطِمةُ أَعَزُّ النَّاسِ عَلَیَّ»،[3]محبوب ترین و عزیزترین آدم پیش من زهرای مرضیه علیها السلام است.

کسی که در آیه مباهله و تطهیر با فرزندان معصومش مشترک است، کسی که باطن آیه نور و سوره قدر است، چگونه راجع به این شخصیت می توان سخن گفت؟

کسی که ائمه معصومین علیهم السلام به وجودش افتخار می کنند، سخن گفتن دربارۀ حضرتش مشکل است.

============================

بهترین الگو

حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زهرای مرضیه را الگوی خود می داند می گوید: مادرم زهرا، دختر رسول الله الگوی من است.[4] امام حسن عسگری علیه السلام می فرماید: ما حجت خدا بر شما هستیم، ولی مادرم حجت خدا بر ماست؛ یعنی خود ما اهل بیت چنین جایگاهی برای حضرت زهرا قائل هستیم.

در روایت است که هرگاه پیغمبر اکرم می خواست حکم شرعی چیزی را بیان کند، خطاب به دخترش فاطمه می فرماید: «یَا حَبِیبَةَ أَبِیهَا کُلُّ مُسْکِرٍ حَرَام»[5]حبیبۀ من! دخترم! حکم شرعی برای مردم این است. این رفتار نشان می دهد که پیمبر گرامی اسلام حتی در تبیین احکام و مسایل اسلامی حضرت زهرا را ملاحظه می فرمود.

گر چه دشمنان خیلی تلاش کردند که نام ایشان مطرح نشود، اما غیر شیعیان نیز دربارۀ ایشان قلم زده و کتاب نوشته اند.

============================

انتخاب های فاطمه علیها السلام

برادران و خواهران عزیز! در این حرم مطهر می خواهم راجع به اینکه انسان باید در زندگی اش چه انتخاب هایی را داشته باشد و نیز انتخاب های حضرت زهرا علیها السلام بحث کنم. انسان گاهی می خواهد درس بخواند و گاهی می خواهد ازدواج کند و گاهی می خواهد خانه و زمین و یا ماشین بخرد. بنابراین ما در زندگی مان دائماً در حال انتخاب هستیم. من امروز می خواهم راجع به انتخاب های حضرت زهرا صحبت کنم.

قرآن کریم می فرماید: «بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحیاةَ الدُّنْیا* وَ الآْخِرَةُ خَیْرٌ وَ أَبْقی»،[6] بعضی ها دائماً دنبال ملاک های دنیایی اند، ولی بعضی دیگر در پی ملاک های اخروی هستند، «وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ»[7]کسانی که نگاه اخروی دارند، ملاک انتخاب آنها رضایت خداوند است.

به بیان ساده تر انسان بعضی وقت ها ملاک انتخابش اشتباه است، سرابی را آب فکر می کند. صنم را صمد می خواند، خیلی ها این گونه اند. بودایی و هندویی چقدر متواضعانه خم می شوند، اما به اشتباه جلوی بت و یا حیوان و یا شخصی، کمر می سایند؛ به دنبال آب است منتها اشتباهی به دنبال سراب می رود. قرآن می فرماید: «هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا* الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا»[8] کسی که انتخابش دنیاست، ترقی و صعود ندارد سقوط و عقب گرد دارد.

============================

شش چیز در شش جا

حدیث قدسی را خدمتتان عرض کنم، البته این حدیث نیاز به منبر مفصل دارد، ولی من به اشاره از کنارش رد می شوم. خداوند متعال می فرماید: من شش چیز را در شش جا گذاشته ام؛ اما مردم اشتباهی به جای دیگر می روند.[9] ببینید! اگر به شما گفتند یک گنج در این زمین است شما اشتباهی یک متر و یا نیم متر آن طرف تر را بکنی و گنج را پیدا نمی کنی.

اگر به شما گفتند اینجا آب دارد شما یک متر آن طرف تر را بکنید، آب پیدا نمی کنید.

اگر گفتند این سؤال ها، جوابش این است اگر گزینۀ درست را بزنی جواب را می یابی ولی اگر اشتباه بزنی خراب می شود یکی از آن شش چیز آرامش است.

============================

آرامش در بهشت

«اِنّی وَضَعْتُ الرَّاحَةَ فِی الْجَنَّةِ وَ النَّاسُ یَطْلُبُونَهَا فِی الدُّنْیَا»موسی! مردم دنبال راحتی اند و من راحتی را در بهشت قرار داده ام، ولی مردم در دنیا دنبالش می گردند. دنیا خانۀ راحتی نیست، همین که به فکر جوانیت می افتی موهایت سفید می شود، تا می خواهی از سلامتی بهره ببری، مریض می شوی، یک آدم بی درد در این دنیا پیدا نمی شود. اگر پولدار است می گوید: نمی توانم غذا بخورم و مرض قند دارد. اگر کسی سالم است چیزی ندارد که بخورد!

درم داران عالم را کرم نیست کرم داران عالم را درم نیست

اگر همه چیز دارد اولاد ندارد، اگر اولاد دارد مشکل دار است.علی علیه السلام می فرماید: «دَارٌ بِالْبَلاءِ مَحْفُوفَة»؛[10] دنیا خانۀ راحتی نیست، تا می خواهید زندگی را سر و سامان دهید می بینید که پدر خانه از دنیا رفت، بچه تصادف کرد.دین نمی گوید در دنیا راحت نباش؛ اما مقصود دین است که نگاهت به دنیا، نگاه راحت طلبانه نباشد. « لَا یَسْمَعُونَ فِیهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِیمًا»[11] امر بیهوده و گناه در بهشت نیست و در آنجا همه اش راحتی است.

دنیا مزرعه ای بیش نیست و زمینه ای است که انسان زندگی توأم با خیر داشته باشد. انسان وقتی به روزنامه ها نگاه می کند، می بیند که چقدر کلک، جنایت، خیانت، سرقت، هوس و عشق های جوانی وجود دارد. شخص به خاطر اینکه به هوس خودش دست پیدا کند، پسرش را از پای در می آورد، مادرش را از پای در می آورد، همه این داستان ها نشان دهندۀ این است که انتخاب این گونه افراد اشتباه بوده است.

============================

تواضع عامل عظمت و بزرگی

یا موسی! «اِنّی وَضَعْتُ الرَفْعَةَ و الدَّرجَةَ فی التَوَاضُعِ و النّاسُ یَطْلُبُونَها فی التَکَبُّرِ»ای موسی! من عظمت و رفعت را در تواضع گذاشته ام، اما مردم در تکبر دنبالش می گردند. باید دانست که آدم متکبر زمین می خورد، خدا قول داده خدا قول داده که او را به زمین می زند، خداوند در قرآن می فرماید: «وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللهِ قیلاً»[12] کسی از خدا در این عالم صادق تر – اصلاً تعبیر صادق تر غلط است چون خداوند صادق و صدق محض است – خداوند متکبر را زمین می زند این همه متکبر نظیر فرعون، قارون و صدام به زمین خوردند. همین صدام می گفت من شش روزه ایران را فتح می کنم اما عاقبت با ذلت بالای دار رفت.

مشهور است که شب عروسی، حضرت زهرا لباس عروسی اش را انفاق می کرد، مشهور است نان شبش را به یتیم و مسکین و اسیر می دهد .[13] در روایت آمده سه شب این عمل اتفاق افتاد و غذای خودش را انفاق کرد و خود گرسنه خوابید! سلمان از فقر حضرت زهرا علیها السلام تعجب کرده است.[14] سلمان در حالی یک فرد زاهدی است، پیش پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلّم آمد و فرمود: یا رسول الله! به فریاد برسید، فاطمه روزگار سختی را سپری می کند، در کنار بچه داری و کارِ خانه، زندگی همراه با فقر مادی برای زهرا مشقت زیادی دارد. پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلّم فرمودند: «إِنَّ ابْنَتِی فَاطِمَةَ مَلأَ اللهُ قَلْبَهَا وَ جَوارِحَهَا إِیمَاناً وَ یَقِینا»؛[15] دخترم فاطمه، همه وجودش را ایمان فرا گرفته است. فاطمه ای که جوان است و پدرش رئیس حکومت، و اول شخصیت جهان اسلام است، کسی که وقتی وضو می گیرد آب وضویش را به عنوان تبرک می برند حال با این سادگی زندگی می کند. اگر کسی مسئول یک جایی شد و تواضع کرد این تواضع باعث رفعت اوست و هلاکت در تکبر او نهفته است.

============================

نماز شب از عوامل عزت

یا موسی! «اِنّی وَضَعْتُ العِزَةَ فی قِیامِ اللَّیلِ و النَّاسُ یَطْلُبُونَهُ فی اَبْوابِ السَّلاطِینَ»ای موسی! من عزت را در نماز شب قرار دادم. عزت می خواهید نماز شب بخوانید؛ چون نیمه شب کسی نیست تا ریا کنید. کندن از رختخواب، پشت پا زدن به خواب، مشکل است.

خودت را از راحتی جدا کن، سرت را به سجده بگذار و بگو: «انا عَبْدُکَ الذَّلِیلُ». آن وقت است که من به تو عزت می دهم، در خدمت گذاری ثروتمندان و شاهان هیچ عزتی نهفته نیست؛ بلکه مزد چنین خدمتی سراسر ذلت و بی آبرویی است.

یک عمر عمر و عاص دنبال معاویه دوید تا به جایی برسد، بعد از شهادت امیرالمؤمنین (سال 43 هجری) او نیز ذلیلانه از دنیا رفت.

امام (ره) در همه عمر نیمه شب برای نماز بلند می شد و با خدای خود مناجات می کرد، عاقبت دیدیم که با چه عزتی از دنیا رفت؟ بنابراین نماز شب عزت آفرین است.

============================

بی نیازی در قناعت

یا موسی «اِنّی وَضَعْتُ الغِنی فِی الْقِنَاعَةِ و النّاسُ یَطْلُبُونَهُ فی کِثْرَةِ الْعُرُوضِ وَ لَمْ یَجِدُوهُ اَبَداً»ای موسی! من بی نیازی و ثروت را در قناعت قرار دادم. جامعه ما امروزه مبتلا به چشم و هم چشمی است بعضی خانواده ها که جهیزیه درست می کنند، گاهی با من تماس دارند و می گویند: آقا، یک جهاز ده – پانزده میلیون، که بر ما تحمیل می شود، ما را فلج می کند. مبلمان ها و سرویس های چوب، حتماً باید سرویس چینی اصل باشد، اجناس جهیزیه حتماً باید مارک فرانسه باشد.

ببینید! حضرت زهرا علیها السلام زندگی اش از نظر مادی چه قدر ساده بود، خانه اش از نظر امکانات به چه میزان معمولی بود. بچه های حضرت گاهی لباس هایشان را مشترک می پوشیدند. لباسی اگر شسته می شد لباس دیگری نبود که جایگزین آن شود که آنها بپوشند. اما در این خانه حسن، حسین، زینب و... تربیت شد.

مکرر به من مراجعه می کنند که برای بچه ام ماشین، خانه، امکانات و کامپیوتر و... خریده ام؛ اما او دین ندارد، رو در رویم می ایستد و به من ناسزا می گوید.

تمام ائمۀ ما که تا سال 260 هـ ق در جامعه حضور داشتند هر کجا نام مادرشان به میان می آمد به او افتخار می کردند. امام سجاد علیه السلام وقتی می خواهد خودش را معرفی کند می فرماید: «منّا سَیِّدَةُ النِّساء»فاطمه، از ماست. امام حسین در روز عاشورا می گوید «أنَا ابْنُ فاطِمَةَ»من فرزند زهرا هستم. امیرالؤمنین به معاویه نوشت معاویه!«لِیَ الْفَخْرُ بِفاطِمَةَ»من افتخار می کنم که همسرم زهراست. امیرالمؤمنین که خودش افتخار جهانیان است، می فرماید:«لِیَ الْفَخْرُ بِفاطِمَةَ».

============================

فراگیری علم در گرسنگی

یا موسی، «إنّی وَضَعتُ العِلمَ فِی الجُوعِ وَ النَّاسُ یَطلُبُونُهُ فِی الشَّبَعِ»ای موسی! من علم را در گرسنگی گذاشتم. کسی که شکم پاره باشد دیگر نمی تواند درس بفهمد، احساس فهم و منطق برایش شکل نمی گیرد.

============================

اجابت دعا در لقمه حلال

یا موسی «إنّی وَضَعتُ الْاِجَابَةَ الدّعَاءَ فِی لُقمَةِ الحَلالِ»اجابت دعا را در لقمۀ حلال قرار دادم؛ ولی مردم آن را در داد و فریاد دنبال می گردند و فکر می کنند اگر کنار حرم امام رضا علیه السلام جیغ بزنند زودتر دعایشان مستجاب خواهد شد. نه خانم؛ جیغ و دادت را نامحرم می شنود، این حرم است. بعضی ها فکر می کنند که اگر خودش را به پای ضریح حضرت برساند دعایش مستجاب می شود. نمی داند که زیارت آداب دارد، دعا آداب دارد. فرمود:«النّاسُ یَطلُبُونَهُ فِی کِثرَةِ القِیلِ وَ القَالِ»[16] من اجابت را در لقمۀ حلال گذاشتم، اما مردم با سر و صدا و داد و قال دنبالش می‌گردند.

این حدیث را بیان کردم برای اینکه این مطلب روشن شود که انتخاب های آدمی مهم است. منتها باید بدانیم که گاهی آدم در انتخاب هایش اشتباه می کند. بعضی ها بعد از پنجاه سال زندگی به دادگاه طلاق و اختلاف خانوادگی رجوع می نمایند و می گویند من در انتخاب همسر اشتباه کردم، در انتخاب شوهر اشتباه کردم. عزیز من! اگر در انتخاب همسر اشتباه کردی راهکارهایی دارد، و زود سراغ طلاق را نگیر و که به سوی ازدواج مجدد رو کنی! و یا اگر در انتخاب رشته اشتباه کردی یعنی یک کد را بالا و پایین زدی ممکن است دانشگاه با راهکارهایی دیگر تو را بپذیرد؛ اما اگر در انتخاب دین اگر اشتباه کردی راه های هدایت را به روی خودت بسته ای. خطر و ضررش خیلی زیاد است. این خیلی بد است که انسان یک عمر دنباله رو کسی باشد و بعداً بفهمد که او در مسیر هدایت نبوده است.تنها در این صورت است که انسان واقعاً تأسف می خورد و بسیار سرشکسته می گردد، زیرا جبران آن بسیار دشوار خواهد شد.

============================

انتخاب اشتباه

حضرت زهرا علیها السلام فرمود: «أَفَمَن یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن یُتَّبَعَ»؛[17]شما اگر بخواهید برای بیماری هایتان پیش پزشک متخصص بروید، سراغ دانشجویی که سال اول پزشکی است نباید بروید؛ چون دانشجوی سال اول پزشکی چیزی بلد نیست. باید به کسی که درس خوانده و مدرک گرفته تخصص دارد مراجعه کرد. دنبال کسی باید رفت که از ده سالگی دنبال پیامبر بود. پیش از آن نیز یک لحظه به خدا شرک نورزید، پدر و آبائش موحد بودند «أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فِی الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرحَامِ الطَّاهِرَةِ لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجَاهِلِیَّةُ بِأَنْجَاسِهَا ».[18]

============================

بهترین انتخاب: ائمه اطهار علیهم السلام

علاقه پیغمبر به زهرای مرضیه علیها السلام علاقۀ یک پدر به دختر نیست، چنان که علاقۀ یعقوب علیه السلام به یوسف علیه السلام علاقه یک پدر به فرزند نیست. یعقوب دارای دوازده پسر است و همه را نیز دوست دارد؛ اما چرا روی یوسف علیه السلام حساب ویژه باز می کند. به خاطر اینکه می داند یوسف با دیگران فرق می کند، او برگزیدۀ خداست و بقیه باید در مقابلش خاضع باشند. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلّم برای خدا حساب زهرا را از بقیه جدا کرد. زهرای مرضیه هم حساب امیرالمؤمنین را از دیگران جدا کرد. هم برای ازدواج هم برای امامت، در حدی که برای دفاع از ولایتش جان داد.

می خواستم به این نکته برسم که انتخاب های افراد مهم است. انتخاب زهرا، علی علیه السلام را به عنوان همسر، امام، و ولّی با اختیار خود حضرت زهرا علیها السلام صورت می گیرد. برادران عزیز! فاطمۀ زهرا را از انتخاب هایش بشناسید و از گزینش های او باید درس بگیریم. سعی کنید انتخاب هایتان درست و مناسب باشد. از روی لجاجت، جهل و سودجوی و از روی اشتباه در مصداق نباشد. انتخاب عروس، داماد، رفیق، منزل، شغل، بایستی از روی آگاهی باشد. خداوند در سورۀ «هل أتی»ملاک انتخاب حضرت زهرا علیها السلام را فقط رضا و لقای خداوند بیان کرده است.

============================

بهترین یاور در عبادت

حضرت رسول، همان روزهای نخست ازدواج فرزندش منزل علی علیه السلام آمدند تا از دختر بزرگوار و داماد عزیزش احوالی بپرسند. از علی علیه السلام پرسید: فاطمه چه طور همسری است؟ غالباً این سؤال ها را مادرها می کنند و اینکه شوهرت چه طور است؟ مادرها غالباً مأنوس تر هستند؛ اما زهرای مرضیه مادرش در قید حیات نبود در واقع پیغمبر گرامی اسلام هر دو نقش را برای او اجرا می کند.

امیرالمؤمنین فرمود: یا رسول الله! «نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَی طَاعَةِ الله»؛ فاطمه بهترین یاورم در راه بندگی خدا است. کسی که این حرف را می زند اسدالله است با آن عبادت و جایگاه می فرماید: فاطمه یاور من است در طاعت خدا.[19]می دانید یعنی چی؟ یعنی یک زن می تواند باعث بندگی خدا در زندگی شوهرش گردد و می تواند مسیر درس و تحصیل، اطاعت و بندگی، حیا و عفاف همسرش را تغییر دهد. در روایات آمده که برای ازدواج سراغ«خَضْرَاءُ الدِّمَن»؛ یعنی زیبارویان بی تقوا نروید.[20] ملاک برای انتخاب هایتان فقط مال و چهره نباشد گرچه آنها هم می توانند مهم باشند؛ اما ملاک تقوا باید در رأس ملاک ها قرار بگیرد؛ چون«هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ» [21] زن ها پوشش شما و بهترین یاورتان در بندگی خداوند هستند.اما این انتخاب آگاهانۀ زهرا کوتاه بود که امیرالمؤمنین در پی جنازه اش می سوخت و اشک می ریخت و ناله می کرد.

                                  ============================

روضه

عزیزان! فاطمیه، باید بیش از اینها تجلیل شود، زیرا سند مظلومیت شیعه است.

فاطمیه، فصل تجدید غم است بر لب شیعه سرود ماتم است

فاطمیه، اعتقاد شیعه است حبّ زهرا در نهاد شیعه است

فاطمیه، حرمت حیدر شکست فاطمیه، پهلوی کوثر شکست

در فاطمیه یک دنیا اندوه وجود دارد.عاشورا و شهادت امیرالمؤمنین جای خود، اما مصیبت فاطمه آغاز مصیبت های شیعه است. اول شهیدی که در راه امامت و ولایت فدا شد در این ایام بود. نمی‌دانم فاطمه در این شب ها چه حالتی داشت، اما نوشته اند: «کَالشَّبَهِ»به قدری لاغر شده بود مثل شبهی می ماند در رختخواب.دیگر فاطمه بعد از پدر «نَاهِلَةَ الْجِسْمِ، مُنْهَدَّةَ الرُّکْنِ، بَاکِیَةَ الْعَیْنِ مُحْتَرِقَةَ الْقَلْب»[22] اشک چشمش خشک نشد، سوز قلبش آرام نگرفت و روز به روز لاغرتر می شد. اگر کسی پیش او می رفت می دید که امروزش با دیروزش به کلی فرق کرده است. بعضی از زن ها می آمدند سؤال می کردند: خانم! بیماری شما چیست؟ که این قدر بدنتان کاهیده شده و شما را از پا درآورده است؟ می فرمود: بیماری من تنها بیماری جسمی نیست، من از ظلمی که به حق علی علیه السلام روا داشته شده است می سوزم. فقدان پدر و ظلم به علی؛[23] جسمم را کاهانده و مانند شَبَه ساخته است.

سنگ صبورش قبر پیغمبر بود.بلند می شد، آرام می امد کنار قبر رسول الله و با خودش نجوا می کرد: یا رسول الله!«بَقِیتُ وَالِهَةً وَحِیدَةً وَ حَیْرَانَةً فَرِیدَة»بابا، به خدا بعد از تو تنها شدم.مردم از ما اعراض کرده اند. بابا! دیگر جواب سلام علی را هم نمی دهند. خانه ای را که شش ماه بر در آن خانه می آمدی و می گفتی: السّلام علیکم یا اهل البیت و آیۀ تطهیر را می خواندی، بلند شو ببین با آن چه کرده اند.

بنگر به جانب کاشانۀ زهرا بنگر به در سوختۀ خانۀ زهرا

ماندم به میان در و دیوار زکینه تا محسن من سقط شد ای ماه مدینه

به دل خستۀ زهرا نظری کن بر پهلوی بشکستۀ زهرا نظری کن

بعد از تو پدر رفت ز کف عزّت زهرا جز مرگ نباشد پس از این حسرت زهرا

بابا، یک خواهش از تو دارم.دعا کن فاطمه پیش تو بیاید و به تو ملحق گردد؛ «یَا إِلَهِی عَجِّلْ وَفَاتِی سَرِیعاً».[24]

حجت الاسلام والمسلمین دکتر رفیعی*

پی نوشت:

[1].توبه،119.

 

[2].بحارالانوار، ج 43، ص 96.

 

[3].بیت الاحزان، ص 33؛ بشاره المصطفی، ص 70.

 

[4].الاحتجاج، ج2، ص 466.

 

[5].مستدرک الوسایل، ج17، ص 58؛ بیت الاحزان، ص 32.

 

[6].اعلی، 16– 17.

 

[7].حشر، 9.

 

[8].کهف، 102– 103.

 

[9].اوحی الله تعالی الی موسیَ بن عمران علیه السلام: قال: یا موسی سِتّهُ اشیاءٍ فی سِتَّة موضِعَ والنّاسُ یطلبونها فی سِتَّةِ اشیاءٍ فَلَمْ یَجِدُوهُ أبَداً.

 

[10].نهج البلاغه، خطبه 226.

 

[11].واقعه،25.

 

[12].نساء 122.

 

[13].انسان، 8.

 

[14].بحارالانوار، ج8، ص 303؛ کوکب الدری، ج1، ص 175؛ تفسیر برهان، 2، ص 246.

 

[15].بحارالانوار، ج 43، ص 29.

 

[16].مواعظ العددیه، ص 446.

 

[17].یونس، 35.

 

[18].تهذیب الاحکام، ج6، ص 114.

 

[19].مناقب ابن شهر آشوب، ج3، ص 356 و 355؛ بحارالانوار ج43، ص 133 و 117.

 

[20].پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلّم می فرماید: إِیَّاکُمْ وَ خَضْرَاءَ الدِّمَنِ. قِیلَ یَا رَسُولَ اللهِ وَ مَا خَضْرَاءُ الدِّمَنِ؟ قَالَ: الْمَرْأَةُ الْحَسْناءُ فِی مَنْبِتِ السَّوْءِ (کافی، ج5، ص 332).

 

[21].بقره،187.

 

[22].بحارالانوار، ج43، ص 181؛ مناقب، ج3، ص 362.

 

[23].بحارالانوار، ج 43، ص 156؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج2، ص 205 – 49.

 

[24].بحارالانوار، ج43، ص 177.