منبرها

پایگاه تخصصی منبرها ،منابع منبر را به مبلغان ارائه می کند.
منبرها
پایگاه تخصصی منبرها ،منابع منبر را به مبلغان ارائه می کند.
موضوعات منبر

۹ مطلب با موضوع «فاطمیه 93 :: همسرداری» ثبت شده است

راهکارهای قرآنی برخورد با همسران و فرزندان خطاکار

حجت الاسلام احمد امید

در بعضی از آیات قرآن کریم سخن از دشمنی بعضی زنان و فرزندان به میان آمده است. در مقاله حاضر، نویسنده کوشیده است ضمن بررسی این موضوع راهکارهای برخورد با چنین افرادی را نیز مورد بررسی قرار دهد.
«یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم ناراً وقودها الناس و الحجاره علیها ملائکه غلاظ شداد لایعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یؤمرون» (تحریم 6)
ای کسانی که ایمان آورده اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان ها و سنگ هاست حفظ کنید؛ آتشی که فرشتگان خشن و سختگیر بر آن گمارده شده که هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی کنند و آنچه فرمان داده شده اند را اجرا می نمایند.

آثار و فوائد اخلاق در خانوادهاخلاق


پیامبر اعظم (صلوات الله علیه و آله) نزدیک‌ترین شخص به خود را در قیامت این گونه معرفی کرده و فرمودند: نزدیک‌ترین شما به مقام و جایگاه من در روز رستاخیز... همانانند که با همسرانشان بهتر رفتار کنند.

خصلت های نیک زنان*

امیرالمؤمنین علیه السلام مى فرمایند: «خِیارُ خِصالِ النِّساءِ شِرارُ خِصالِ الرِّجالِ:الزَّهْوُ وَ الْجُبْنُ وَ البُخْلُ فِاذا کانَتْ الْمَرْأَةُ مَزَهُوَّةً لَمْ تُمَکَّنْ مِنْ نَفْسِها وَ اِذا کانَتْ بَخیلَةً حَفِظَتْ مالَها وَ مالَ بَعْلِها وَ اِذا کانَتْ جَبانَةً فَرَقَتْ مِنْ کُلِّ شَىْ ءٍ یُعْرَضُ لَها»؛[1]خصلت هاى نیک زنان، خصلت هاى بد مردان است (این خصلت ها عبارت اند از): تکبر، ترس و بخل. هر گاه زنى متکبر باشد، بیگانه را به خود راه نمى دهد؛ و اگر بخیل باشد، مال خود و همسرش را حفظ مى کند؛ و اگر ترسو باشد، از هر چیزى که به آبروى او صدمه بزند، مى ترسد و فاصله مى گیرد.

================================

الف) تکبر در برابر نامحرم

 

زن باید در برابر مرد بیگانه و نامحرم حالت تکبر داشته باشد. هر چند تکبر خصلت بسیار بدى است و از خصلت هاى مهم شیطان است که از او تعبیر به امام المستکبرین شده است، اما این خصلت براى زن در برابر نامحرمان خوب است؛ چون براى او مصونیت مى آورد.زن باید در برابر بیگانه و نامحرم جدى برخورد کند و به او راه ندهد. باید سنگین برخورد کند. اما در برابر شوهر خود باید نهایت ملایمت و ملاطفت و تواضع را به کار بندد.

================================

ب) بخل

 

از دیگر خصلت هاى ناپسندى که براى زنان پسندیده است، بخل است. بخل چیز بدى است. حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «الْبُخْلُ جامِعٌ لِمَساوِى الْعُیُوبِ وَ هُوَ زِمامٌ یُقادُ بِهِ اِلى کُلِّ سوءٍ»؛[2]بخل جامع همه عیب هاست و این افسارى است که انسان را به سوى هر بدى مى کشاند.

بخل این قدر بد و ناپسند است! در روایت عجیب و تکان دهنده اى آمده است:امام صادق علیه السلام را دیدم که از اول شب تا به صبح دور خانه خدا طواف مى کرد و مى گفت: «اَللّهُمَّ قِنى شُحَّ نَفْسى»؛ خدایا، مرا از بخل نفسم محفوظ بدار!» به آن حضرت عرض کردم: فدایت شوم، به جز این دعا، دعاى دیگر از شما نشنیدم! فرمود: «وَ اَىُّ شَىْ ءٍ اَشَدُّ مِنْ شُحِّ النَّفْسِ اِنَّ اللّه  یَقُولُ: «وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَاُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»؛ چه چیز بدتر از بخل نفس است. خداوند مى فرماید: و کسانى که از بخل نفس مصون بمانند، رستگاران اند.»[3]

 

انسان اگر از مال و علم و آبرویش بخل بورزد، گناه بزرگى مرتکب شده است.بخل منشأ همه گناهان بزرگ است. پیامبر خدا فرمودند: «ما مَحَقَ الإیمانَ مَحْقَ الشُّحِّ شَىْءٌ»؛[4] چیزى همانند بخل ایمان را نابود نمى سازد.

 

قوم لوط را همین بخل به اینجا کشاند و آن ها را به عمل شنیع لواط مبتلا کرد. چون آن ها ساکن قریه اى بودند که مهمان زیاد مى آمد و سفره دارى مى کردند و براى آن ها خیرات و برکات فراوانى داشت. بعد به خاطر این که سفره دارى نکنند و میهمان نیاید، این عمل زشت را انجام مى دادند.[5]

 

این بخل با تمام زشتى ها و بدى هایى که دارد، براى خانم ها خوب است. ضرب المثل خوبى است که مى گویند: مرد باید بریزد و زن باید جمع کند. اگر مرد و زن هر دو بریزند و ببخشند، هر چه در خانه است از دست مى رود. ما گاهى در کارهایمان گرفتار افراط و تفریط مى شویم.

================================

خانمى پیش من شکایت مى کرد که از بس در رادیو و تلویزیون گفتند این زلزله زده ها پتو ندارند، ما دو تا پتو داشتیم، شوهرم هر دو را براى زلزله زده ها فرستاد و بچه ام شب سرما خورد، چون پتو نداشتیم روى بچه بیندازیم.

انفاق و بخشش هم، بجا خوب است. اگر مرد و زن هر دو دهنده باشند و زن جلویش را نگیرد، هر چه در خانه هست مى رود. زن باید یک مقدار بخل داشته باشد تا مال همسرش را حفظ کند. اگر خانم ها مانع انفاق شما مى شوند، خیلى ناراحت نشوید. این مطابق روایات است.

================================

ج) ترس

 

خصلت دیگرى که فرمودند در مردها بد است، اما در خانم ها خوب است، جُبْن و ترس است. بنابراین اگر خانم ها یک قدرى مى ترسند آن ها را ملامت نکنید. اگر در زن ترس نبود، ممکن بود شب و نصف شب از خانه بیرون بزند و گرفتارى هاى دیگر پیش بیاید.

================================

درک روحیات

 

خداوند در و تخته را به هم جفت و جور کرده است. زن مظهر جمال خداست، خداوند در او کشش و جذابیت قرار داده است. به او روح لطیف و حساس داده است. مهم این است که مرد خانمش را درک کند. یکى از مشکلات بزرگ ما در خانواده این است که زن و مرد روحیات همدیگر را درک نمى کنند. اگر این درک وجود داشته باشد، بسیارى از توقعات کم مى شود و مشکلات رفع مى گردد. مثلاً بیشتر ما بچه ها را درک نمى کنیم.

 

بچه روحیه اى دارد که دلش مى خواهد بازى کند، شلوغ کند و به همه چیز کار داشته باشد. خود ما هم که بچه بودیم، همین طور بودیم. الآن بزرگ شده ایم و یادمان رفته است. لذا مرتب به بچه مى گوییم، بازى نکن، شلوغ نکن، یک جا بنشین.

 

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم خودشان با بچه ها بازى مى کردند.کسى که جبرئیل برایش پر مى ریخت، کسى که انبیا و اولیاى الهى آرزوى یک لحظه دیدارش را داشتند و خدا مشتاق جمال و ملاقات با او بود، مى نشست و با بچه ها بازى مى کرد.باید بچه ها را درک کرد. باید احساس و عواطف خانم ها را درک کرد. خانم ها هم باید مردها را درک کنند. روحیات آنان را حس کنند.

 

زن تشنه محبت همسر خویش است. اظهار محبت به او امید و نشاط زندگى مى دهد.نامه هاى امام راحل رحمه الله به همسرشان را مطالعه کنید، ببینید امام چگونه به همسرشان اظهار محبت مى کرده و قربان صدقه مى رفته اند. اگر محبت هم ضعیف و کم باشد، یک مرتبه مى بینى با همان اظهار محبت، محبت هم مى آید.

================================

تسلیم مشیّت الهى

 

لباسى را که خداوند براى شما بریده است، باید با قلبتان امضا کنید. اگر امضا نکنى، هم در دنیا مشکل دارى و هم در آخرت.

 

خداوند حاج آقا دولابى را رحمت کند! مى فرمود: در میان میلیاردها انسان خدا همسرى را نصیب تو کرده است. باید بدانى که او مناسب ترین همسر براى توست. هیچ گاه گلایه نکنید؛ چون در واقع از خدا ایراد گرفته اید.

 

امام صادق علیه السلام فرمودند: پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم کارى را که شده بود، نمى گفت، اى کاش نمى شد و کارى را که نشده بود، نمى گفت اى کاش مى شد.[6]یک بار نشد که بگویند: ما اشتباه کردیم که با این خانم ازدواج کردیم؛ یعنى آن را داده خدا مى دانستند و با او مدارا مى کردند؛ چه خوبش و چه بدش. با مشیت خدا نمى توان دست و پنجه نرم کرد، یا چون و چرا کرد.

 

عنان کار نه در دست مصلحت بین است

 

عنان به دست قضا ده که مصلحت این است

 

اصلاً ایمان کامل همین است. امیرالمؤمنین علیه السلام بر فراز منبر فرمودند:«لایَجِدُ اَحَدُ [کُم] طَعْمَ الاْءِیمانِ حَتّى یَعْلَمَ اَنَّ ما اَصابَهُ لَمْ یَکُنْ لِیُخْطِئَهُ وَ ما اَخْطَأَهُ لَمْ یَکُنْ لِیُصیبَهُ»؛[7]هیچ یک از شما مزه ایمان را نچشد تا آن که بداند آنچه به او رسیده است، ممکن نبود که از او بگذرد و به او نرسد. و آنچه از او گذشته است، ممکن نبود که به او برسد.

 

یعنى هر چه نصیب شده و به انسان رسیده است، خوبى یا بدى، خوشى یا ناخوشى، باید بدانى که خطا نشده است. و چیزى هم که به شما نرسیده است، قسمت شما نبوده است.مثلاً اگر براى یک مورد رفتید و دلتان خیلى مى خواست و همه مقدمات هم مهیا شد، ولى به هم خورد، هیچ وقت پکر نشوید. ازدواج یک امر آسمانى است. «یا اَللّهُ اَنْتَ الْمَحْمُودُ فى کُلِّ فِعالِه»؛[8] اى خدا، تو در همه کارهایت ستوده اى!

===============================

توکل و توسل در انتخاب همسر

 

من معتقدم کسانى که تصمیم به ازدواج مى گیرند، از جاهایى که جداً باید بر خدا توکل کنند اینجاست. خانه و ماشین و وسائل خانه را راحت مى توان عوض کرد، ولى این چیزى نیست که به راحتى بتوان عوض کرد. خیلى مهم است.

از جاهایى که خیلى دعا و توسل و توکل مى طلبد، انتخاب همسر است. چون همسر نقش خیلى اساسى در زندگى دارد. بچه ها ده یا پانزده سال مهمان ما هستند. بعد به دانشگاه مى روند و ازدواج مى کنند، ولى همسر شما تا لب گور در کنار شماست. لباس زیر شما و چسبیده به شماست و عامل مهمى در رشد شماست. باید کار خودمان را بکنیم. تمام تحقیق ها را انجام دهیم و با احتیاط پیش برویم تا عمل مان باعث نشود که کار خلاف کرده باشیم. ولى باید بدانیم که با همه احتیاط ها آن که خدا بریده است، نصیب ما مى شود. انعقاد آسمانى است.اگر نشد پکر نشو و تسلیم باش. آنچه خدا بریده است، عطاى خداست. با او مدارا کن و بساز و محبت داشته باش.

 

*حجت الاسلام والمسلمین فرحزاد

________________________________________

پی نوشت:

[1] نهج البلاغة، حکمت 324.

 

[2] نهج البلاغة، حکمت 378؛ مشکاة الانوار، ص 232.

 

[3] سوره تغابن، آیه 16. تفسیر قمى، ج 2، ص 372؛ بحارالأنوار، ج 70، ص 301، ح 7.

 

[4] خصال، ج 1، ص 46، ح 93 ؛ سفینة البحار، ج 1، ص 232 .

 

[5] رجوع کنید به: بحارالأنوار، ج 12، ص 147.

 

[6] عن ابى عبداللّه علیه السلام ، قال: لَمْ یَکُنْ رَسُولُ اللّهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم یَقُولُ لِشَىْ ءٍ قَدْ مَضى لَوْ کانَ غَیْرُهُ، الکافى ج 2، ص 63؛ بحار الانوار، ج 68 ، ص 157، ح75.

 

[7] الکافى، ج 2، ص 58 ، ح 4؛ بحارالأنوار، ج 67 ، ص 147، ح 9.

 

[8] جمال الاسبوع، ص 353 ؛ بحارالأنوار، ج 92، ص 168

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین ...

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن...

=========================================

چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا

دل سرگشته کجا  وصف رخ یار کجا

قصۀ عشق من و زلف تو دیدن دارد

نرگس مست کجا همدمی خار کجا

سرّ عاشق شدنم لطف طبیبانه توست

ور نه عشق تو کجا این دل بیمار کجا

منّتی بود نهادی که خریدی ما را

رو سیه برده کجا میل خریدار کجا

هر کسی را که پسندی بشود خادم تو

خدمت شاه کجا نوکر سربار کجا

کاش در نافله ات نام مرا هم ببری

که دعای تو کجا عبد گنهکار کجا
===============================


همسر داری (آداب معاشرت)


خانواده از ارکان سه گانه مرد، زن و فرزند تشکیل شده و به زن، به دلایلى، نظرى خاص و ویژه‏اى شده تا جایگاه و نقش واقعى خود را در این شاکله به خوبى پیدا کند. به همین دلیل قرآن آیات زیادى را به مسائل زن اختصاص داده و از بیان کوچک‏ترین چیز خوددارى نورزیده است. یکى از مسائلى که مورد توجه قرآن است، آداب معاشرت با همسر و زن است. آیه 9 سوره نساء : «و عاشروهنّ بالمعروف»، بیان‏گر این مطلب است که هر گونه ارتباط، برخورد و رفتار شوهر باید به گونه‏اى باشد که عرف و شرع و رفتار جوانمردانه با آن موافق باشد. پس اعمالى چون سخت‏گیرى در نفقه، آزار و اذیت یا بدخلقى و مانند آن‏ها، مخالف با معاشرت به معروفى است که قرآن بدان سفارش نموده است.(1)
 
====================================

گفته شده که معاشرت به معروف، به معناى رفتار و اعمالى است که خداوند بدان امر نموده است. و نیز مراد از معاشرت به معروف، ادا نمودن حقوق زن، چون قسم، نفقه و داشتن رفتار و گفتارى مناسب با اوست. (2)

معاشرت به معروف از یک سو، باعث دوام و قوام یافتن زندگى مشترک و شیرین شدن آن، براى هر یک از زن و شوهر خواهد شد. از سوى دیگر، موجب شکوفا شدن استعدادهاى زن مسلمان مى‏شود و عاملى براى پیشرفت او در زندگى مى‏گردد.

 

===========================================


 برخى از مصادیق حسن معاشرت


معاشرت به معروف مصادیق فراوانى دارد و شامل بسیارى از امور اخلاقى مى‏گردد که  به برخى از مصادیق مهم اشاره خواهد شد.


================================================


1 - حسن خلق


حسن خلق صفتى پسندیده و نیکوست که اسلام بسیار به آن سفارش نموده است، تا آن جا که در روایات، حسن خلق به عنوان اولین، سنگین‏ترین، بهترین و با ارزش‏ترین چیزى بیان شده است که در روز قیامت مورد محاسبه قرار مى‏گیرد:

 

«قال رسول اللّه (صلى‏الله‏علیه‏وآله) اول ما یوضع فى المیزان العبد یوم القیامة حسن خلقه ما من شئى اثقل من المیزان من خلق حسن، ما من شئى فى المیزان احسن فى حسن الخلق، ما یوضع فى میزان امرء یوم القیامة أفضل من حسن الخلق».(3)

 

معناى حسن خلق، خنده رو بودن و گشاده رو بودن نیست، اگر چه این رفتار را نیز شامل مى‏شود؛ بلکه معناى فراتر از خنده رویى دارد. حسن خلق به معناى تحمل و سعه صدر است. حسن خلق به معناى رها نکردن حق و ترک باطل است.(4)

========================================

حسن خلق در روابط خانوادگى و خصوصاً بین زوجین جایگاه ویژه‏اى دارد، تا آن جا که بر سایر اعمالِ انسان نیز تأثیر مى‏گذارد. در این مورد روایتى از پیامبر اکرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله) نقل شده است که ذکر آن، باعث روشن شدن اهمیت خلق و خوى نیک در خانواده خواهد شد.

«به پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله) خبر دادند که سعدبن معاذ درگذشت. با شنیدن این خبر، پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله) با اصحاب خویش به خانه سعد رفتند. پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله) به چهار چوب در خانه تکیه داده بود. دستور داد که او را غسل دهند. چون او را خوشبو ساختند و کفن کردند و بر تابوت نهادند، پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله) با پاى برهنه و بدون عبا در پى جنازه روان گشت. گاه از راست جنازه مى‏گرفت و گاه از چپ، تا جنازه به گورستان رسید. پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله) نزدیک قبر آمد و خود سنگ بر آن نهاد و آجر بر آن چید. (در هنگام ساختن گور) پیاپى مى‏گفت: آجر بدهید، گل بدهید و با گل‏ها (که در میان آجرها مى‏نهاد) آجرها را محکم مى‏کرد. چون (کار ساختن گور) پایان یافت و خاک بر آن پاشید و قبر را هموار ساخت، فرمود: مى‏دانم که این گور فرسوده مى‏گردد و مى‏پوسد؛ لیکن خداوند بنده‏اى را دوست دارد که چون کارى انجام دهد، آن را درست و استوار به انجام برساند. زمانى که خاک روى قبر را صاف کرد، مادر سعد گفت: سعد! بهشت گوارایت باد. پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله) گفت: مادر سعد! ساکت باش. درباره کار خدا این گونه، حتمى میاندیش؛ زیرا که گور، سعد را بفشُرَد. سپس پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله) بازگشت و مردم نیز بازگشتند. (در راه بازگشت)، به پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله) گفتند: یا رسول اللّه! دیدیم که با سعد رفتارى کردى که با هیچ کس نکردى، تشییع کردى در حالى که پابرهنه بودى و عبا بر دوش نداشتى. رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله) فرمود: ملائکه هم پا برهنه و بدون عبا بودند، و من به آن‏ها تأسى کردم. گفتند: یک بار طرف راست جناه را مى‏گرفتى و یک بار طرف چپ آن را. پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله) فرمود: دست من، در دست جبرئیل بود. من آن جایى را مى‏گرفتم که او مى‏گرفت. گفتند: به غسل او فرمان دادى و بر جنازه‏اش نماز گذاردى و او را در گور نهادى، سپس فرمودى که قبر او را بفَشُرَد؟ پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله) فرمود: آرى (چنین است که گفتم)؛ زیرا که سعد با خانواده‏اش بد اخلاق بود.»(5)

========================================

از نوع برخورد پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله) با سعد به خوبى روشن مى‏شود که سعدبن معاذ، فردى درستکار و با ایمان بوده و نیز فرمان‏بردار و تابع قوانین الهى؛ مسلماً حق و حقوق زن را رعایت مى‏کرد؛ که اگر چنین نمى‏بود، پیامبر نیز با او این گونه با احترام رفتار نمى‏کرد. پس این همه احترام پیامبر نسبت به او به دلیل این است که او فردى بوده که حقوق افراد و خانواده و جامعه را کاملاً رعایت مى‏کرده و در این مورد هیچ گونه ظلمى بر کسى روا نمى‏داشته است. امّا پیامبر مطلبى بالاتر از حق و حقوق زن و شوهرى را مطرح مى‏کند و آن رعایت اصول و ارزش‏هاى اخلاقى است، که حسن خلق یکى از این موارد است، و لزوم وجود آن در خانواده، مورد تأکید است.

======================================================



2 - اکرام و احترام به زن
اسلام دو جنس زن و مرد را در گوهر انسانى و شرافت، یکى مى‏داند و از این لحاظ تفاوتى بین ایشان قائل نیست. قرآن کریم تمام انسان‏ها را بدون در نظر گرفتن جنسیت و نژاد و... داراى کرامت مى‏داند و مى‏فرماید:

«و لَقَد کَرَّمنا بَنى ءادَمَ»،(6)

اشاره به این اصل مهم و اساسى است. امّا در این میان، اکرام و احترام نسبت به زن جایگاه خاص و ممتازى دارد. پیامبر اکرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله) در این مورد فرموده‏اند:

«ما اَکْرَمَ النِساءَ اِلاّ کَریمِ وَ لا اَهانَهُنَّ اِلاّ لَئیم»؛(7)

جز کسى که بهره‏اى از کرامت برده باشد، زنان را احترام و اکرام نمى‏کند و به زنان، اهانت نمى‏کند، مگر انسان پست.»

و نیز امام صادق (علیه‏السلام) به نقل از پدر بزرگوارشان مى‏فرمایند:

«مَنِ اتَّخَذَ امراةً فلیکرِمْها فإنّما الْمَرأَة لُعبةٌ فَمَنِ اتّخَذَها فَلا یُضَیِّعها»؛(8)

هر کس زنى بگیرد، باید احترامش کند. زن شما لعبت و دلبر است؛ هر کسى لعبتى به دست آورد، نباید آن را ضایع سازد.


از دیدگاه اسلام، زن میهمان محترمى است که اکرام و احترام نسبت به او لازم و ضرورى است. چه زمانى که او دخترى در خانه پدر است و چه زمانى که همسرى در کنار شوهر و یا مادرى مهربان براى فرزندان باشد. در همه حالات فوق توصیه‏هاى فراوانى در روایات آمده است که دلیل بر لزوم احترام و اکرام نسبت به اوست.

 

در حدیث دیگرى وارد شده که پیامبر اکرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله) فرمودند:

«الا خیرکم خیرکم لنسائه و انا خیرکم لنسائى»؛(9)

بهترین شما مردى است که با زنش خوش رفتارتر باشد و من از همه شما نسبت به زنانم خوشرفتارترم.

در حقیقت سیره عملى نبى مکرم اسلام (صلى‏الله‏علیه‏وآله) نیز به خوبى نشان مى‏دهد که ایشان در نهایت احترام با زنان، خصوصاً دختر گرامیشان حضرت فاطمه (علیهاالسلام) و همسرانشان، رفتار مى‏نمودند. که رفتار و گفتار ایشان در حقیقت ترسیم کننده نگاه اسلام، به زن است، که زن را از موجودى پست و فاقد روح انسانى، در عصر جاهلیت، به انسانى صاحب کرامت، تبدیل کرد.

=================================================



3 - محبت و اظهار آن


اصل مهر و محبت و علاقه همسران نسبت به هم را خداوند متعال، در وجود زوجین، قرار داده است.(10)

این محبت و علاقه با شروع زندگى مشترک تولد مى‏یابد و با ادامه زندگى، استحکام پیدا مى‏کند و تثبیت مى‏شود.


امام صادق (علیه‏السلام) در رابطه با اهمیت محبت به زن مى‏فرماید:

«مِنْ اَخلاقِ الأنبیاء حُبُّ النِساء»؛(11)

از اخلاق پیامبران دوست داشتن زنان است.


و نیز در جایى دیگر فرمودند: «کُلّ مَنْ اِشْتَدَّ لَنا حُبّاً اِشْتَدَّ لِلنِّساءِ حُبّاً...»؛(12)

هر کس ما را بیشتر دوست بدارد، زنان را بیشتر دوست خواهد داشت.


البته بدیهى است که مهر و محبّتى داراى ارزش است که در مسیر الهى و مطابق با دستورات شرع باشد وگرنه، چه بسا مهر و محبتى، که هیچ ثمره معنوى نداشته باشد و حتى باعث سقوط فرد به ورطه نابودى شود.

در فرهنگ غنى اسلام، اظهار محبت، یکى از لوازم دوست داشتن است. امّا در روابط بین زوجین که مظهر کامل عشق و علاقه هستند، این اظهار محبت، جایگاه ویژه‏اى دارد تا آن جا که پیامبر اکرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله) فرموده‏اند:

«قَولُ الرَّجُلِ لِلْمَرأَةِ اِنّى اُحِبک لایَذهَب مِنْ قَلْبِهْا اَبَداً»؛(13)

گفتار مرد به همسرش: «همانا من تو را دوست دارم»، هرگز از قلب همسرش محو نمى‏گردد.

قوانین و توصیه‏هاى اسلام، بر اساس فطرت و خصوصیات کلى انسان‏هاست. این حدیث، با توجه به خصوصیات خاص زن که داراى احساسات و عواطفى بیش از مرد است، توصیه به اظهار محبت مرد نسبت به همسرش مى‏نماید؛ چرا که زن از نظر روحى، نیاز به دوست داشتن و محبوب بودن دارد، و با این جمله همسر، نیاز روحى و روانى او تأمین و به زندگى دلگرم مى‏شود، و مى‏تواند همسرى مهربان براى شوهر و مادرى دلسوز و با عاطفه براى فرزندان باشد.

=================================================


4 - پوشاندن عیوب همسر


زن و مرد در ارتباط و معاشرت با هم باید عیوب یکدیگر را بپوشانند و یکدیگر را از گناه و خطاو اشتباه حفظ نمایند؛ چنان که قرآن کریم در این رابطه مى‏فرماید:

«هُنَّ لِباسٌ لَکُم و اَنتُم لِباسٌ لَهُنَّ...»(14).


از آن جا که لباس‏ها انسان را مى‏پوشاند و حفظ مى‏کند، زن و مرد به لباس تشبیه شده‏اند.(15) یعنى زن و مرد، هر یک طرف مقابل را از رفتن به دنبال فسق و فجور و اشاعه دادن آن در بین دیگران، حفظ مى‏کنند.(16)

در تشبیه همسر به لباس، نکات جالبى وجود دارد؛ به عنوان مثال، لباس متناسب با فصل و زمان تغییر پیدا مى‏کند، پس هر یک از دو همسر باید اخلاق و رفتار خود را متناسب با نیاز روحى و روانى همسر خود تنظیم نماید. و یا این که لباس باید در رنگ، دوخت و جنس، مناسب شأن انسان باشد، و یا این که لباس هم موجب حفظ بدن است و هم زینت به حساب مى‏آید و انسان همیشه به آن نیازمند مى‏باشد. البته بین انسان و لباس رابطه‏اى متقابل وجود دارد. همان گونه که لباس انسان را حفظ مى‏کند، در مقابل، هر فردى موظف به حفظ لباس خویش است.(17)

=========================================

 5 - عفو و گذشت


انسان مختار آفریده شده است، و حق انتخاب دارد و ممکن است در برخى از انتخاب‏ها دچار اشتباه شده و از مسیر اصلى خارج گردد. و این مسأله براى زن و مرد، هر دو یکسان است. به طور معمول، امور مربوط به خانه، بر عهده زن گذارده مى‏شود و او باید امور خانه را مدیریت نماید. او ممکن است در این راه دچار اشتباه شود، حتى ممکن است در برخورد و رفتار و گفتارش نسبت به همسر خویش خطا و اشتباه کند. در این مواقع، بسیار سفارش شده است که مردان خطاهاى همسر خویش را ببخشند و آن‏ها را به این دلیل مورد آزار و اذیت قرار ندهند.

از امام صادق (علیه‏السلام) پرسیده شد:

«ما حقُّ المَراةِ عَلى زَوْجِها الّذى اِذا فَعَلَهُ کانَ مُحْسناً؟» قال:«..... .وَ اِنْ جَهَلتْ غَفَرَ لَها».؛(18)

حق زن بر شوهرش چیست که اگر مرد آن را انجام دهد، نیکوکار است؟ فرمودند:... اگر زن از روى جهل خطایى کرد، مرد او را ببخشد.

عفو و گذشت تا آن جا اهمیت دارد، که قرآن کریم، عفو و گذشت را از موارد احسان مى‏داند، و فردى که داراى احسان باشد، محبوب خداوند متعال است: «وَ العافینَ عَنِ النّاسِ و اللَّهُ یُحِبُّ المُحسِنین»؛(19) و از خطاى مردم در مى‏گذرند، و خدا نیکوکاران را دوست دارد. زن و مرد، هر دو در مسیر زندگى مشترک، دچار اشتباه مى‏شوند و هر یک باید با گذشت از خطاهاى طرف مقابل، فضاى گرم و صمیمى خانواده را حفظ نماید، و از طرف دیگر، با عفو و گذشت، محبوب خداوند متعال خواهند شد.

================================================


6 - مدارا کردن


ممکن است در طول زندگى مشترک، به دلیل برخى از مسائل، از میزان مهر و محبت زن و شوهر نسبت به هم کاسته شود. و یا ممکن است وجود برخى از خصوصیات اخلاقى در زن و یا شوهر، کدورت و دلسردى در بین ایشان ایجاد کند و زوجین تصور کنند که مى‏توانند از طریق جدایى، زندگى بهترى را براى خود فراهم آورند. قرآن کریم با توجه به اهمیت لزوم حفظ نظام خانواده و نیز با توجه به این که حق طلاق در دست مردان است، خطاب به ایشان مى‏فرماید:


«فَاِن کَرِهتُموهُنَّ فَعَسى‏ اَن تَکرَهوا شَیئاً و یَجعَلَ اللَّه فیهِ خَیراً کَثیرا»؛(20)

و اگر از آن‏ها (به جهتى) کراهت داشتید (فوراً تصمیم به جدایى نگیرید)، چه بسا چیزى خوشایند شما نباشد، و خداوند خیر فراوانى در آن قرار مى‏دهد.

در این آیه، به مردان توصیه شده است که نسبت به همسران خود مدارا نمایند؛ هر چند که مورد پسند و رضاى شما نباشند. و در مقابل، براى کسانى که چنین رفتار نمایند، مژده «خیر کثیر» مى‏دهد؛ زیرا انسان به جهت محدودیت علم و دانش، از بسیارى از مطالب بى‏اطلاع است.

 
حضرت على (علیه‏السلام) در رابطه با مدارا کردن به مردان چنین مى‏فرماید:

«فَدارِها عَلى کُلّ حال وَ اَحْسَن الصُحبَة لَها لِیَصفُوا عَیْشک»؛(21)

در هر حال، با همسرت مدارا کن و با او به نیکى معاشرت نما، تا زندگیت با صفا شود.

مرد باید بداند که غرائز و احساسات او، با غرائز و احساسات همسرش متفاوت است و هر یک براى مقصودى خاص خلق شده‏اند. هر یک از زن و شوهر، باید وظایف و تکالیف خود را انجام دهد و براى دیگرى ایجاد مزاحمت ننماید. مرد هیچ گاه نباید از همسرش انتظار داشته باشد که مطابق او فکر کند، یا مثل او عمل نماید. بلکه باید در مقابل گفتار و رفتار او مدارا پیشه کند تا زندگى براى هر دویشان شیرین و لذت بخش گردد.

=======================================================


7 - مشورت و تبادل نظر


در قسمت‏هاى قبل، بیان شد که هریک از زن و مرد، داراى خلق و خوى خاص خود هستند. و هر یک وظایف و تکالیف خاصى در خانه دارند.

در برخى از مسائل که ارتباط زیادى با زن دارد و تصمیم‏گیرى مرد به تنهایى، نمى‏تواند کاملاً صحیح و بى‏عیب و نقص باشد، مشورت و تبادل نظر، بهترین راه براى رسیدن به نتیجه مطلوب مى‏باشد.
در قرآن کریم نمونه‏اى از مشورت بین همسران بیان گردیده است:

«فَاِن اَرادا فِصَالاً عَن تَراضٍ مِنهُما و تَشَاوُرٍ فَلا جُناحَ عَلَیهِما و اِن اَرَدتُّم اَن تَستَرضِعُوا أَولدَکُم فَلا جُناحَ عَلَیکُم اِذَا سَلَّمتُم ما ءَاتَیتُم بِالمَعروفِ»؛(22)

پس هر گاه والدین خواستند با رضایت و مشورت، فرزند خود را از شیر بگیرند، این کار ایرادى ندارد و اگر خواستید براى فرزندتان دایه بگیرید، در صورتى که حقوقى به حد متعارف به او دهید، اشکالى ندارد.

در جایى دیگر، قرآن کریم با تعبیر دیگرى به زوجین توصیه مى‏کند که با هم مشورت نمایند:

«وَ أْتَمِروا بَینَکُم بِمَعروفٍ و اِن تَعاسَرتُم فَسَتُرضِعُ لَهُ اُخرى‏»؛(23)

و (درباره فرزندان، کار را) با مشاوره شایسته انجام دهید؛ و اگر به توافق نرسیدید، زن دیگرى شیر دادن آن بچه را بر عهده مى‏گیرد.
از فوائد مشورت در امور خانواده، این است که طرف مقابل، خود را در فکر و تصمیمى که گرفته شده، سهیم مى‏داند و دیگر احساس نمى‏کند که این کار بر او تحمیل شده است.(24)
البته بدیهى است که آن چه مطلوب و مفید است، مشورت با همسر در امور مربوط به خانه و خانواده است؛ و یا امورى که زن در آن صاحب نظر است، و در امورى که به او ارتباطى ندارد، مشورت، توصیه نمى‏شود. پس به وسیله مشورت با همسر، علاوه بر حل مشکلات، راه صحیح نیز انتخاب مى‏شود و امور به احسن وجه اداره مى‏گردد.

===========================================

پى‏نوشت‏ها‏
1) محمدرضا رشید، تفسیر المنار، ج 4، ص 456.
2) طبرسى، مجمع البیان، ج 3 و 4، ص 35.
3) محمدى رى شهرى، میزان الحکمة، ج 3؛ پیشین، ص 140.
4) عبداللّه جوادى آملى، مبادى اخلاق در قرآن، مرکز نشر اسراء، ص 158.
5) ابن بابویه قمى، علل الشرایع، ج 1، ص 360؛ مجلسى، بحارالانوار، ج 6.
6) سوره اسراء/ آیه 70.
7) علاءالدین على بن حسام الدین المتقى الهندى، کنز العمال فى سنن الاقوال و الافعال، ج 16، ص 371، حدیث 44943.
8) مجلسى، بحارالانوار، ج 100؛ پیشین، باب 2، ص 224، حدیث 5.
9) محمد بن حسن الحر العاملى، وسائل الشیعه، ج 20؛ پیشین، باب استحباب الاحسان الى الزوجه، ص 171، حدیث 11.
10) وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً؛ سوره روم/ آیه 21.
11) محمدبن حسن الحر العاملى، وسائل الشیعه، ج 20، پیشین، باب استحباب حب النساء... ص 22، حدیث 2.
12) همان، ص 24، حدیث 12.
13) همان، ص 23، حدیث 9.
14) سوره بقره/ آیه 187.
15) جاراللّه محمود بن عمر الزمخشرى، الکشاف، ج 1، ص 230.
16) سید محمد طباطبایى، المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوى همدانى، ج 2؛ پیشین، ص 64.
17) ناصر مکارم شیرازى و همکاران، تفسیر نمونه، ج 1؛ پیشین، ص 650، محسن قرائتى، تفسیر نور، ج 1؛ پیشین، ص 382.
18) محمد بن الحسن الحر العاملى، وسائل الشیعه، ج 20، پیشین، باب استحباب الاحسان الى الزوجه...، ص 169، حدیث 1.
19) سوره آل عمران/ آیه 134.
20) سوره نساء/ آیه 19.
21) محمدبن الحسن الحر العاملى، وسائل الشیعه، ج 20، پیشین، باب جمله من آداب عشرة النساء، ص 169، حدیث 3.
22) سوره بقره/ آیه 233.
23) سوره طلاق/ آیه 6.
24) محمد تقى مصباح یزدى، اخلاق در قرآن، ج 3، ص 78.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین...

اللهم کن لولیک الحجةابن الحسن...

================================

من در پناهِ چَشمهایت سرفرازم

 از این که آقای منی بر خود بنازم

شد خاکساری حریمت آبرویم

خاکِ کف پای تو شد مُهرِ نمازم

محرابِ قلبم طاقِ ابروی تو باشد

چَشم انتظارت رو به صحرای حجازم

خانه خرابم کرد این طوفانِ نفسم

باید حریمِ تازه ای در دل بسازم

خواهم ز حق بین دعای عهد هر صبح

این جانِ ناقابل به راه تو ببازم

از داغِ آن سیلیِ ناحقِ مدینه

آتش گرفته سینه در سوز و گدازم

زهراصدا می زد میانِ دود و آتش

اَینَ غیاث المنتظر؟ ای چاره سازم

================================

همسر ایده آل (بحث دوم)

همتایى در ازدواج‏


زن و مرد مؤمن، همتا و کفو یکدیگرند؛ اگرچه یکى از آن دو، یا هر دو، بعضى یا هیچ یک از امتیازات ظاهرى را دارا نباشند. لذا پیامبر( َص ) می‌فرمود:

«... المُؤمنُ کُفْوٌ للمؤمِنَةِ والمُسلِمُ کُفْوٌ لِلمُسلِمَة؛1

... مرد مؤمن، همتاى زن مؤمن و مرد مسلمان، همتاى زن مسلمان مى‏باشد.»

=================================

در روایات متعددى از امام صادق‏علیه السلام نقل شده که آن حضرت فرمود:

«اَلْکُفْوُ أن یَکُونَ عَفیفاً وَ عِنْدَهُ یَسارٌ 2

همتاى مناسب براى زن، آن شوهرى است که با عفت و پاکدامن باشد و مخارج زندگى خود را بتواند اداره کند (نه این که داراى ثروت کذائى و غیره باشد).»


امام صادق‏علیه السلام مى‏فرماید: خداوند متعال آنچه مورد نیاز بشر مى‏باشد، به پیامبرش تعلیم داد؛ یکى از تعلیمات خداوند متعال به حضرت رسول‏( َص )این است:


روزى آن حضرت بالاى منبر رفت، پس از حمد و ثناى الهى، فرمود: جبرئیل بر من نازل شد و این پیام را از طرف خداوند متعال به من داد و فرمود: «دوشیزگان همانند میوه‏هاى روى درختان هستند که اگر رسیده شوند، باید آنها را چید، و گرنه تابش خورشید، آن میوه‏ها را تباه مى‏کند، و باد، اجزاء فاسد شدة آنها را پراکنده مى‏سازد. همچنین دوشیزگان وقتى که به سنّ رشد رسیدند، دوائى براى آنها جز شوهرانشان نیست، و در غیر این صورت، در پرتگاه خطر فساد هستند؛ زیرا آنها بشر هستند (و غریزة جنسى دارند، فرشته نیستند).»

در این هنگام، مردى برخاست و گفت: اى رسول خدا! با چه کسى ازدواج کنم؟

پیامبر( َص ) فرمود: «أَلأَکْفاء؛با همتاهاى خود.»

او پرسید: همتاهاى ما کیانند؟

پیامبر( َص ) فرمود: «أَلْمُؤمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَکْفاءُ بَعْضٍ؛ مؤمنان همتاهاى یکدیگرند.» و این جمله را دوبار تکرار کرد. 3

 

بنابراین ملاکِ همتایى، اسلام و ایمان است نه قیافه و نژاد و...

=======================================

ازدواج جُوَیبر و ذُلفا

ابوحمزة ثمالى مى‏گوید:
در خدمت امام محمدباقرعلیه السلام نشسته بودم که خادم حضرت آمد و براى مردى (منجح بن ریاح) اجازة ورود خواست، امام نیز اجازه داد. «منجح» سلام کرد. حضرت به او جواب داد و خوش آمد گفت و او را نزدیک خود جاى داد و از حالش جویا شد. «منجح» گفت: فدایت شوم! من دختر فلانى را که از دوستان شماست، خواستگارى نموده‏ام؛ ولى او به علت چهرة زشت من و فقر و غربتم، دست رد به سینه‏ام زده و مرا شایستة دامادى خود نمى‏داند؛ به طورى یأس از زندگى و غصه و اندوه، قلبم را فشرده است که مرگ خود را از خداوند خواسته‏ام!
حضرت فرمود: خودت به عنوان فرستادة من مى‏روى نزد او، و مى‏گویى: محمد بن على بن الحسین بن على بن ابى‏طالب مى‏گوید: دخترت را به «منجح بن ریاح» که از دوستان من است، تزویج کن و جواب رد به او مده!

«منجح» شادمان شد و با شتاب به عنوان فرستادة امام باقرعلیه السلام براى خواستگارى مجدّد روانة خانة پدر آن دختر شد...

بعد از رفتن او، امام محمد باقرعلیه السلام رو به حضّار نمود و فرمود:

مردى از اهل «یمامه» به نام «جویبر» به منظور جستجوى آیین اسلام به حضور پیامبر( َص ) شتافت و با اشتیاق اسلام آورد. دیرى نپایید که از خوبان اصحاب پیغمبر به شمار آمد. «جویبر» سیاه پوست و فقیر و برهنه بود؛ قامتى کوتاه و چهره‏اى زشت داشت.

پیغمبر به ملاحظة اینکه وى، مردى غریب و برهنه بود، او را مورد تفقّد قرار داد و لباس برایش تهیه کرد و روزانه برایش غذا مى‏فرستاد.

روزى پیامبر( َص )  با کمال رأفت و حالى رقّت بار به «جویبر» نگریست و فرمود: جویبر! چه خوب بود همسرى اختیار مى‏کردى تا شهوت خود را کنترل کنى و در امور دنیا و آخرت، با تو همکارى کند!

«جویبر» عرض کرد: اى پیغمبر خدا! پدر و مادرم فدایت شوند! کدام زن حاضر است به همسرى من تن در دهد؟ من که نه حسب دارم و نه نسب، و نه مال و نه جمال؛ چه زنى رغبت مى‏کند با من ازدواج نماید؟ پیامبر( َص )فرمود: اى جویبر! خداوند جهان به برکت دین حنیف اسلام، آن کس را که در جاهلیت شرافت داشت، پست نمود، و کسانى را که پست بودند، شرافت داد. و آنها را که سابقاً ذلیل بودند، عزیز گردانید. و آن همه نخوت جاهلیت و تفاخر و بالیدن به قبیله و نسب را که میان آنها مرسوم بود، به کلّى برانداخت. امروز دیگر همة مردم: سفید، سیاه، قریش، عرب و عجم برابرند. همه، فرزندان آدم هستند و آدم را هم خداوند از خاک آفرید! در روز قیامت محبوب‏ترین مردم در پیشگاه خداوند فقط پارسایان و پرهیزکارانند. اى جویبر! هم اکنون مى‏روى نزد «زیاد بن لبید» که شریف‏ترین مردم قبیلة «بنى بیاضه» است و مى‏گویى: رسول خدا، مرا فرستاده و دستور داده است که دخترت «ذلفا» را به عقد همسرى جویبر (من) درآورى!

وقتى جویبر وارد خانة زیاد بن لبید شد، زیاد با گروهى از بستگان خود نشسته و سرگرم گفتگو بود. جویبر اجازة ورود خواست و بعد از آنکه به مجلس در آمد، سلام کرد، آنگاه زیاد را مخاطب ساخت و گفت: من از جانب رسول خدا( َص )آمده‏ام و براى انجام کارى حامل پیامى مى‏باشم. آن را به طور آشکار بگویم، یا خصوصى و پنهانى؟ زیاد گفت: چرا پنهانى؟ آشکارا بگو! من پیام رسول خدا( َص ) را موجب فخر و شرافت خود مى‏دانم!

جویبر گفت: پیغمبر( َص ) پیغام داده که دخترت «ذلفا» را به عقد همسرى من درآورى!

زیاد گفت: آیا پیغمبر، تو را براى ابلاغ این پیام فرستاد؟

جویبر گفت: آرى! من سخن دروغ به رسول خدا نسبت نمى‏دهم.

زیاد گفت: ما دختران خود را به اشخاصى که هم‏شأن ما نیستند، تزویج نمى‏کنیم. برگرد نزد پیامبر تا خودم بیایم و عذر خود را بگویم.

جویبر ناراحت شد و در حالى که مى‏گفت: به خدا قسم! این کار مطابق دستور قرآن مجید و گفتة پیغمبر اکرم( َص )نیست؛ مراجعت کرد.

«ذلفا» سخنان را شنید؛ لذا فردی را فرستاد و پدرش را به اندرون خواست و پرسید: پدرجان! چه گفتگویى با جویبر داشتى؟ پدرش گفت: مى‏گوید پیغمبر، مرا فرستاده که دخترت «ذلفا» را به من تزویج نمایى.

ذلفا گفت: به خدا! جویبر دروغ نمى‏گوید، بفرست تا پیش از آن که او به نزد پیغمبر مراجعت کند، برگردد.

«زیاد» فردى را فرستاد تا جویبر را از میان راه برگرداند؛ وقتی آمد، او را مورد تفقّد و احترام قرار داد. سپس گفت: اینجا باش تا من برگردم. آنگاه خود به حضور پیغمبر شرفیاب شد و گفت:

پدر و مادرم فدایت گردد!

جویبر پیامى از جانب شما آورده؛

ولى من پاسخ او را به نرمى ندادم. اینک شخصاً به حضور مبارک شرفیاب شده و عرض مى‏کنم که:

ما طایفة انصار، دختران خود را به افراد غیر هم شأن خود تزویج نمى‏کنیم.

پیامبر( َص ) فرمود:

«یا زیادُ جُوَیْبِرُ مؤمنٌ ، والمؤمنُ کفوٌ للمؤمنة والمسلمُ کفوٌ للمُسلمة؛

اى زیاد! جویبر، شخص با ایمانى است و مؤمن، همتاى مؤمن است و مرد مسلمان، همتاى زن مسلمان است. بنابراین (با رضایت دخترت) دخترت را همسر او گردان.»

زیاد به خانه برگشت و آنچه را پیغمبر فرموده بود، به اطلاع دخترش رسانید.

دختر گفت: پدرجان! این را بدان که اگر از فرمان پیغمبر سرپیچى کنى، کافر خواهى شد.

زیاد وقتى چنین دید، بیرون آمد و دست جویبر را گرفت و به میان بزرگان قوم خود آورد، و ذلفا را به وى تزویج نمود. مهریه و جهیزیة عروس را نیز شخصاً به عهده گرفت. 4

===================================

 

پی‏نوشت‏ها:
1.فروع کافى، ج 5، ص 341. 
2 .همان، ص 348؛ وسائل الشیعه، ج 14، ص 52، ب 28، من ابواب مقدمات النکاح، ح 5و 7.
3. فروع کافى، ج 5، ص 337، ح 2.
4. فروع کافى، ج 5، ص 339 - 343.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین ...

اللهم کن لولیک الحجةابن الحسن ...

===============================

طالبِ خونِ خدا، مَتى تَرانا وَ نَراکَ

یابنَ مِصباح الهُدی، مَتى تَرانا وَ نَراکَ

چه شود با تو کنم گریه سرِ قبرِ حسین

در مزار شهدا، مَتى تَرانا وَ نَراکَ

همه دم ناله ی من أَیْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِیاست

می زنم تو را صدا، مَتى تَرانا وَ نَراکَ

می زند تو را صدا از سرِ نیزه ها هنوز

سرِ از بدن جدا، مَتى تَرانا وَ نَراکَ

چه شود ببینمت کنارِ بین الحرمین

سر و جان کنم فدا، مَتى تَرانا وَ نَراکَ

چه شود از گُلِ رویت بدهی یک صدقه

سرِ راهی به گدا، مَتى تَرانا وَ نَراکَ

==============================

همسر ایده آل

ازدواج، یک پدیدة اجتماعى مهم است که در امر آن نباید سهل‏انگارى شود؛ زیرا انتخاب شریک و هم‏رازى براى طول زندگى مطرح است. پس، باید با چشمى باز و تحقیقى کافى اقدام نمود.

امتیازات همسر ایده‏آل‏ :
یکى از مهم‏ترین آرزوهاى پسران و دختران، انتخاب همسر ایده‏آل است و در پى جواب این سؤال که: کدام همسر با چه امتیازاتى ایده‏آل خواهد بود؟
در هر مکتب و مرامى براى این منظور امتیازات و ملاک‏هاى خاصّى وجود دارد و اما در اسلام، که دینی جهانى و براى سعادت تمام انسان‏ها، (مرد و زن) در تمام شئون زندگى برنامه دارد؛

براى همسر ایده‏آل امتیازاتى بیان گردیده که بعضى از آنها، زیربنایى و اصیل و غیر قابل چشم‏پوشى است و برخى، روبنایى و ظاهرى است. اگر زن و مردى داراى هردو نوع امتیاز باشند، بدون تردید «همسر ایده‏آل» خواهند بود. اما اگر بعضى یا هیچ یک از امتیازات روبنایى را دارا نباشد، اما صاحب امتیازات زیر بنایى و اصیل باشد، باز این مرد و زن، همتا و کفوّ همدیگرند.
و لکن اگر زن یا مردى، امتیازات زیربنایى را نداشته باشد و صاحب تمام امتیازات ظاهرى باشد، این شخص هرگز براى یک مؤمن «همتا و ‏کفو» نخواهد بود. و بسیار کم اتفاق مى‏افتد که ازدواج با او، انسان را به ایده‏هایش برساند، بلکه اکثر این نوع ازدواج‏ها، ناموفق خواهد بود.

===========================================

جمال و زیبایى، مال و ثروت، حسب و نسب و برترى خانوادگى، شخصیت‏ اجتماعى، شغل پردرآمد، برجستگى مقام و منصب دنیایى، سنّ و سال، رنگى چنین و چنان و... همه از امتیازات ظاهرى و روبنایى و در درجة دوم است؛ بدین صورت که اگر هر کدام از آنها نبود، مشکلى در همتایى زن و مرد در امر ازدواج ایجاد نمى‏کند،

امتیاز زیربنایى و اصیل‏ :


تنها امتیازى که مورد سفارش اسلام است و موجب تداوم ازدواج و خوشبختى مرد و زن مى‏گردد، و زیربنایى‏ترین امتیاز در امر ازدواج قرار دارد، «دین و اخلاق» است که با وجود این امتیاز اگر بعضى یا هیچ کدام از امتیازات ظاهرى نباشد، مشکلى در امر ازدواج به وجود نخواهد آمد؛ بلکه به وعدة قرآن کریم و روایات، اکثر آن امتیازات در طول زندگى با عنایت و لطف الهى به دست مى‏آید.

خداوند مى‏فرماید:

   ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله  1؛

«اگر فقیر باشند (ازدواج کنند)، خداوند از فضل خود آنها را بى‏نیاز مى‏کند.»

امام صادق‏علیه السلام فرمود:

«اذا تَزوَّجَها لِدِینها رزقَهُ اللّهُ المالَ وَالجمالَ2؛

مرد اگر زن را به خاطر دین او بگیرد، خداوند مال و جمال هم به او مى‏دهد.»

======================================

براى روشن شدن این مطلب، بعضى از امتیازات ذکر شده در روایات را بررسى مى‏کنیم:

ثروت و جمال‏


گاهى مرد براى انتخاب همسر، جز زیبایى یا ثروت چیزى در نظر نمى‏گیرد و ملاک همة امتیازات همسر ایده‏آل او فقط زیبایى و ثروت است. بنابر تصریح تعدادى از روایات، او به همین هدفش هم نائل نخواهد شد.

امام باقرعلیه السلام نقل می‌کند که پیامبر( َص ) فرمود:

«مَنْ تَزوّجَ امْرأَةً لا یَتَزَوّجَها الاّ لِجَمالها لَمْ یَرَ فیها ما یُحِبُّ. وَ مَنْ تَزَوَّجَها لِمالِها لا یَتَزَوَّجَها الاَّ لَهُ وَکَّلَهُ اللّهُ الَیهِ، فَعَلَیْکُمْ بِذاتِ الدّین3؛

کسى که در ازدواج هدفش تنها زیبایى است، به این هدف نخواهد رسید و کسى که هدفش ثروت است، خداوند او را به همان ثروت وامى‏گذارد (و ثروت، عامل نجات او نخواهد شد). بنا براین، بر شما باد به این که همسر دین‏دار را برگزینید.»

====================================

در روایت دیگر، امام صادق‏علیه السلام مى‏فرماید: «هرگاه مردى با زنى به خاطر جمال یا ثروت زن ازدواج کند، خداوند او را به همان جمال و ثروت وامى‏گذارد (از خیر و برکت دیگر زن، بهره‏مند نمى‏شود) و اگر به خاطر دین ازدواج کند، خداوند جمال و زیبایى را به او خواهد داد.»4

==========================================

پیامبر اکرم‏( َص )فرمود:

«ایّاکُم و خَضْراءُ الدَّمَنْ5؛

از سبزه‏اى که در لجن زار روییده، بپرهیزید.» عرض شد: یا رسول اللّه! منظور چیست؟ فرمود:

«المَرأَةُ الحَسْناء فى‏ مَنْبَتِ السُّوء؛

زن زیبایى که در خانواده‏اى بد تربیت شده باشد (و از اخلاق الهى بى‏بهره باشد).»

=====================================

زن نیز در انتخاب شوهر، باید «دین و اخلاق» را ملاک خود قرار دهد. حضرت على‏علیه السلام فرمود: رسول اکرم‏( َص ) مى‏فرمود:

«هرگاه خواستگارى آمد که در مورد «دین و اخلاقش» او را مى‏پسندید، جواب مثبت به او بدهید...»6

از امام رضاعلیه السلام نقل شده است:

«هرگاه مردى که دین و اخلاقش را پسندیدى براى خواستگارى دخترت آمد، جواب مثبت به او بده، فقر و تهیدستى او مانع تو از جواب مثبت دادن نشود؛ زیرا خداوند مى‏فرماید: اگر فقیر باشند، خداوند آنها را از فضل خود بى‏نیاز مى‏کند. »7

====================================

خاندان و حسب و نسب

یکى از افکار غلط و غیر منطقى، این است که بعضى مى‏گویند: او، همتاى ما نیست و به خاندان ما نمى‏خورد؛ زیرا داراى فامیل نیست و یا در فلان نژاد است.

انسانیّت و شرافت انسان، به علم و کمالات معنوى و دین و اخلاق است. نژاد و فامیل و امتیازات ظاهرى و ساختگى، ملاک برترى نخواهد بود.

امام صادق علیه السلام فرمود:

رسول خدا( َص ) دختر عمویش به نام «ضباعه» دختر زبیر بن عبدالمطلب را همسر مقداد بن اسود قرار داد (با این که ضباعه، سرشناس و مقداد، گمنام بود). و با این کار، خواست امر ازدواج آسان گردد و از سطح طبقه‏بندى، پایین آید و مردم همین شیوه را از آن حضرت پیروى کنند و بدانند که:

انّ اکرمکم عنداللّه اتقاکم (8 ؛

«همانا گرامى‏ترین شما در پیشگاه خدا، پاکترین شما مى‏باشد.»9

و در روایت دیگر، هنگامى که ازدواج ضباعه با مقداد تحقق یافت، عده‏اى از بنى‏هاشم نزد پیامبر( َص )آمدند و در این باره انتقاد کردند. رسول اکرم( َص ) فرمود:

«إنّى إنّما أَرَدْتُ أَنْ تَتَّضَعَ المَناکِحَ  ‏10 ؛

همانا خواستم بلند پروازى در ازدواج‏ها را به پایین بکشم».

و در نقل دیگر، پیامبر( َص ) فرمود:

«من، زید بن حارثه را همسر زینب (دختر عمّه‏ام) - دختر جحش - قرار دادم و همچنین ضباعه دختر زبیر بن عبدالمطلب را همسر مقداد نمودم:

لِیَعلَمُوا أنَّ أشْرَفَ الشَّرَفِ الإسلام ‏11؛

تا مردم بدانند که برترین شرافت‏ها، اسلام است.»

========================================

على بن اسباط - یکى از بزرگان اصحاب امام باقرعلیه السلام - در مورد ازدواج دخترانش نامه‏اى براى آن حضرت نوشت که: شوهرانى مثل خودم (که زندگى خوبى داشته باشند) نمى‏یابم، چه کنم؟

امام باقرعلیه السلام در پاسخ نوشت:

«مقصود تو را فهمیدم که شوهرى مانند خودت را نمى‏یابى؛ ولى در این باره، کار را به تأخیر نینداز؛ زیرا رسول خدا( َص ) فرمود: هرگاه شخصى که از دین و اخلاق او راضى هستید به خواستگارى آمد، همسر به او بدهید و گرنه، فتنه و فساد بزرگ رخ مى‏دهد.»12

======================================

پیامبراکرم( َص )مى‏فرمود:

«هرگاه خواستگارى آمد که در مورد دین و اخلاقش، او را مى‏پسندید، جواب رد به او ندهید.» راوى مى‏گوید: عرض کردم: گرچه از نظر نسب در طبقة پایین باشد؟ فرمود: «آرى، اگر دین و اخلاق وی را پسندیدید، به او همسر بدهید و گرنه، فتنه و فساد عظیم در زمین رخ مى‏دهد.»13

=========================================

 

 


پی‏نوشت‏ها:
1. نور / 32.
2. فروع کافى، ج 5، ص 332 و 333.
3. وسائل الشیعه، ج 14، ص 31، ب 14، من ابواب مقدمات النکاح، ح 4.
4. همان، ص 30، ح 1؛ فروع کافى، ج 5، ص 333.
5. وسائل الشیعه، ج 14، ص 29.
6. همان، ص 52، ب 14، ح 6.
7. مستدرک الوسائل، ج 14، ص 188، ب 24، ح 3؛ فقه الرضا (ع)، ص 31؛ نور / 32.
8. حجرات / 213.
9. تهذیب الاحکام، طوسى، ج 7، ص 395.
10. همان.
11. بحارالانوار، ج 103، ص 265 و 266؛ مکارم الاخلاق، ص 238.
12. وسائل الشیعه، ج 14، ص 51.
13. همان، ص 52.
 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین...

اللهم کن لولیک الحجةابن الحسن...

************************************

درد فراق یوسف زهرا شدید شد

یعقوبِ روزگار،  دو چشمش سپید شد

امید انتظار دل نا امید ها

امید هم ز آمدنت نا امید شد

از عشق ناله خیزد و از هجر درد و غم

غم ناله می کند که فراقت مدید شد

بزم وصال مطلبد جان ز عاشقان

خوشبخت انکه در ره جانان شهید شد

در پیشگاه یوسف زیبای فاطمه

صد ها هزار یوسف مصری عبید شد

از کثرت گناه و خطاهای بی شمار

راه وصال من به سرایت  بعید شد

تا شد غلام حلقه به گوش تو (هاشمی)

هاشمی نژاد

**************************************

اخلاق همسرداری 3 (منبر ده دقیقه ای)

تشبیه به لباس

زن و مرد مثل لباس اند برای هم

نخستین نیاز بشر اکسیژن است و  دومین نیاز بشر غذا و سومین نیاز او لباس است.

زن و شوهر برای یکدیگر همچون لباس هستند، بنابراین همسر سومین نیاز اصلی بشر است. همسر پس از اکسیژن و غذا مهم ترین نیاز آدمی است و بر همین اساس قرآن  در سوره مبارکه بقره آیه 187 می فرماید:

«هن لباس لکم و انتم لباس لهن

زن و شوهر لباس یکدیگرند.»


   *****************************************

.
تشبیه زن و شوهر به لباس یکدیگر


1-گاهی لباس افراد را بیمار می کند، همسر هم اگر نااهل باشد، همسر خوب را خراب می کند.

**************************

2-گاهی لباس افراد را سالم می کند، همچون لباس آتش نشانی و لباس اتاق عمل جراحی، این لباس ها موجب سلامتی می شوند.

***************************

3-آسیب به لباس، آسیب به انسان است. اگر کسی یقه شما را پاره کرد، به خود شما توهین کرده است، توهین به همسر نیز توهین به خود انسان است.


**************************

 4-پوشیدن عیوب یکدیگر و اصلاح آنها
کار لباس پوشش است. همسران باید عیب همدیگر را بپوشانند، نباید همسر اسرار زندگی را به دیگران بگوید.

**************************

5-رنگ و دوخت لباس، نشانه سلیقه و شخصیت انسان است. چه همسری انتخاب کنیم از انتخاب همسر معلوم می شود که ایشان در چه فکری است. آیا فقط به فکر زیبایی، ثروت و پست است ! دوخت لباس و جنس لباس نشانه شخصیت انسان است. انتخاب همسر هم نشانه شخصیت آدمی است.

**************************

6-گاهی یک لکه همه ارزش لباس را زیر سؤال می برد، برای مثال یک این پارچه سفید است. اگر یک ذغال بردارم و به یک گوشه آن بکشم، همه پارچه سفید زیر سؤال می رود. همسر هم همین طور است. گاهی یک حرکت در خانواده همه هویت خانواده را هوا می کند.

************************


7-همیشه لباس گران بهترین لباس نیست. گاهی فکر می کنیم که چون کباب گران است، توان آدم را هم افزایش می دهد و حال آنکه قدرت دو دانه کشمش، انرژی یک دانه خرما شاید از نیم کیلو گوشت بیشتر باشد. فکر می کنیم که خانمی که پدر او کارخانه دار، تاجر یا سرمایه دار است و تحصیلات فوق لیسانس دارد، دختر خوبی هم هست، حتماً لباس گران بهترین لباس نیست، گاهی آدم غذایی ساده می خورد اما ویتامین آن از غذاهای آنچنانی بیشتر است، خیلی دخترهای گمنام، خانواده های معمولی، کمالاتی دارند که در طبقات بالا پیدا نمی شود.

*****************************

8-گاهی لباس خوب است ولی به اندازه نیست. فرد کمالاتی دارد اما سن آنها به هم نمی خورد، کمالاتی دارد، قدشان به هم نمی خورد، کمالاتی دارد، سلیقه شان به هم نمی خورد.

******************************


 9-لباس ارزش است ولو اینکه محدودیت بیاورد تشکیل خانواده ارزش است ولو انسان محدود شود.

لباس محدودیت می آورد. یعنی من که عمامه سرم است نمی توانم در خیابان بدوم به خاطر این که باید مراعات جامعه را هم کرد. برای مثال شما با کت و شلوار نمی توانی شنا کنی، لباس محدودیت می آورد ولی نباید به خاطر محدودیت آن را نپوشید، همسر هم محدودیت دارد، آدمی که ازدواج می کند، باید نان به خانه ببرد، اول وقت در خانه باشد، پول آب و برق بدهد، ازدواج محدودیت می آورد ولی این محدودیت ارزش است، برخی می گویند: چرا ازدواج کنیم راحتیم، آزادیم و فکر می کند که هر آزادی، ارزش است

.*********************************


10- زن برای شوهر لباس و شوهر هم برای زن لباس است. لباس چه می کند آدم در لباس باید غیر از این که خود را گرم و پوشیده می کند به فرهنگ جامعه هم توجه داشته باشد. برای مثال لباس احرام سفید است، مردم چادر سفید را در مسجدالحرام، مکه و در زمین عرفات می پوشند، اما الآن کسی چادر سفید سر نمی کند و به خیابان بیاید. گاهی نوعی لباس در جایی فرهنگ نیست، بنابراین باید مراعات فرهنگ جامعه را هم کرد. در ازدواج هم همین طور است.

******************************

11- زن و شوهر برای هم لباس هستند، لباس تابع فرد است، بنده که لباس پوشیدم وقتی رکوع می روم، لباس من هم با من به رکوع می آید. می نشینم، کار می کنم، به خیابان می روم، لباس تابع من است، زن و شوهر هم باید تابع هم باشند. نباید در مقابل هم شاخ و شانه بکشند.

***********************************


12- لباس هم وسیله تخریب و هم وسیله تبرئه است! وسیله تخریب چیست یوسف را در چاه انداختند، لباس او را خونی کردند و گفتند طعمه گرگ شده است. یعنی با این لباس توطئه و سپس او را تخریب کردند.


 *******************************  

13-انسان در انتخاب لباس آزاد است. می تواند بخرد و نخرد اما وقتی خرید دیگر نمی تواند بی مصرف بگذارد. قبل از ازدواج انسان آزاد است ولی وقتی ازدواج کرد، نمی تواند همسر خود را معلق بگذارد.

**************************************


 

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین...

اللهم کن لولیک الحجةابن الحسن...

=================================

سَلامٌ عَلی آلِ یاسین

خدا کند که کسی حالتش چو ما نشود

ز دام خال سیاهش کسی رها نشود

خدا کند که نیفتد کسی ز چشم نگار

به نزد یار چو ما پست و بی بها نشود

جواب ناله ی ما را نمی دهد "دلبر"

خدا کند که کسی تحبس الدعا نشود

شنیده ام که از این حرف، یار خسته شده

خدا کند که به اخراج ما رضا نشود

مریض عشقم و من را طبیب لازم نیست

خدا کند که مریضی من دوا نشود

سید علی خامنه ای ( امین )

===================================

همسرداری منبر ده دقیقه ای2

ازدواج یکى از خواستهاى طبیعى انسان و دستور پروردگار عالم در قرآن مجید و از سنتهاى پسندیده پیامبر گرامى اسلام(ص) است. برخلاف رهبانیت مسیحیت, اسلام جوانان را به ازدواج تشویق مى کند, حتى فقهاى اسلام معتقدند که اگر کسى به خاطر عدم ازدواج به طرف گناه کشیده شود, ازدواج بر او واجب است(1).

خداوند متعال یکى از هدفهاى ازدواج را آرامش و سکون معرفى مى کند و مى فرماید:


((و من آیاته إن خلق لکم من إنفسکم إزواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه...))(2)


((از نشانه هاى او این است که همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش بیابید و در میانتان مودت و رحمت قرار داد...)).


آیه شریفه (در مورد آفرینش همسر) یکى از آیات یازده گانه اى است که با تعبیر ((من آیاته)) آغاز مى شود و خداوند متعال آن را یکى از نشانه هاى خود معرفى مى کند. و هدف از آن را با تعبیر ((لتسکنوا الیها)) بیان مى کند و همچنین در آیه 189 سوره اعراف با تعبیر ((لیسکن الیها)) آورده است.

=========================================================


آرامشى که در سایه ازدواج حاصل مى شود, از چند جهات مى توان بررسى کرد:

جلوه هاى آرامش در پرتو ازدواج


از نظر جسمى; که غالبا بیماریهاى مقاربتى و در زمان ما ((ایدز)) به خاطر ترک ازدواج و روى آوردن به بى بند و بارى و ولنگارى جنسى گریبانگیر عده اى مى شود.
از نظر روحى; که تجربتا بر همه ثابت شده است کسانى که مجردند, ناآرامیهاى روحى آنان به مراتب بیشتر از کسانى است که ازدواج کرده اند. از لحاظ اجتماعى هم افراد مجرد کمتر احساس مسوولیت مى کنند تا اشخاص متإهل. یا کارهاى خلاف و دزدى و ... هم در افراد مجرد بیشتر از کسانى است که تشکیل خانواده داده اند.
یک انسان متإهل علاوه بر تعبد و پیروى از دستورات پروردگار جهانیان و پیشوایان معصوم, با ازدواج; خود را سعادتمند نموده و از انزوا و تجرد به کانون اجتماع و مسوولیت قدم مى گذارد,

==================================

در این زمینه احادیث فراوانى وجود دارد که به عنوان نمونه به دو حدیث اشاره مى شود:


از حضرت امیرالمومنین على(ع) روایت شده که ایشان فرمودند:
((ازدواج کنید که ازدواج کردن سنت رسول خدا(ص) است همواره مى فرمود: هرکس که دوست دارد از سنت من تبعیت کند, بداند ((ازدواج کردن)) از سنت من است))(3).


==================================================


 حضرت امام صادق(علیه السلام ) نقل میفرمایند که مردى به حضور پدرم امام باقر(ع) آمد, آنگاه حضرت از آن مرد سوال کردند: آیا همسر دارى؟ جواب داد: نه. پدرم فرمود: من دوست ندارم که دنیا و آنچه در آن است از آن من باشد و من در عوض, فقط یک شب بدون همسر زندگى کنم. سپس فرمود: دو رکعت نماز شخص متاهل بهتر از شب زنده دارى شخص مجرد است که تمام شب را به نماز ایستاده و روزش را به روزه دارى بپردازد(4).

================================================


با توجه به آیات و روایات متعدد در این زمینه, مى توان گفت: شخصیت اجتماعى و مذهبى هر شخص, تا حدود زیادى به ازدواج و زناشویى وى بستگى دارد. پیشوایان معصوم(علیهم السلام) همگى عملا در این مسإله پیشگام بوده و با گفتارهاى خود, پیروان خویش را به این سنت الهى ترغیب و تشویق نموده اند. زیرا هیچ کس بدون همسر آرامش فکرى و روانى پیدا نمى کند, تا فرصت اندیشه و آگاهى لازم در معرفت الهى را داشته باشد و از شعله هاى افروخته و پرقدرت غریزه جنسى در امان بماند و لذا خداوند متعال در قرآن مجید در آیه یاد شده آرامش خاطر را از بهترین ثمره هاى ازدواج و آفرینش همسر را از نشانه هاى خدا معرفى مى کند.

=====================================================


اما چند نکته قابل توجه در آیه مزبور:

از جنس خودتان
در معنى ((انفسکم)) اقوال مختلفى بیان شده است مانند این که: ((انفسکم)) به معناى همشکل و از جنس خودتان مى باشد(5).
و گفته شده حوا از ضلع آدم(ع) آفریده شد.
یا گفته شده زنها از نطفه مردها آفریده شده اند(6).
مرحوم علامه طباطبائى(ره), مى فرماید:
در اینجا قرائنى هست که اشاره به مکمل بودن دو همسر براى یکدیگر است که هرکدام از زن و مرد مجهز به جهاز تناسلى است براى توالد و تناسل که اگر یکى نباشد, دیگرى ناقص است و از مجموع این دو, یک واحد تام حاصل مى شود و به خاطر این نیاز, به طرف همدیگر کشیده مى شوند تا به همدیگر مى رسند و آرامش پیدا مى کنند(7).

========================================================



مودت و رحمت


همچنان که در ساخت و ساز ساختمانى, ملاط; لازمه به هم پیوستگى اجزاى ساختمان است, در زندگى اجتماعى, مخصوصا در زندگى زناشوئى نیز ضرورى است; اما ملاط و چسب زندگى زناشوئى چیست؟ خداوند متعال ایجاد مودت و رحمت بین زوجین را که ملاط و چسب زندگى است, از نشانه هاى خود خوانده (البته ممکن است آیه شامل مودت میان تمام انسانها باشد) چرا که جامعه بشرى تشکیل یافته از زن و مرد است و تا این جامعه کوچک با همدیگر مهربان و با محبت نباشند, جامعه بزرگ بشرى روى رحمت و آرامش را نخواهد دید. چنانکه در عصر حاضر جهان مادى هرچه قدر با این مسإله حیاتى و الهى فاصله مى گیرد, با مشکلات فراوانى روبرو مى شود خصوصا کشورهاى صنعتى و ماشینى که کانون گرم خانواده, در اثر کنار گذاشتن دستورات حیاتبخش الهى تبدیل به کوههاى یخى مى شود و از همدیگر گسسته مى شود و دنیا را به لبه پرتگاه مى کشاند. و متإسفانه در کشورهاى اسلامى و حتى کشور عزیز خودمان که کشور علوى و امام زمان(ع) مى باشد, کسانى هستند که تحت تإثیر تهاجم فرهنگى قرار گرفته و از هویت خود بیگانه شده و اطلاعات و فیلمهاى اینترنتى و تلویزیونى و ویدئوئى و .. را وحى منزل مى دانند. و بدینوسیله کانون خانواده را متزلزل مى سازند.
اگر خداوند متعال این مودت و رحمت را ایجاد نکرده بود, به هیچ وجه یک پسر و دخترى که ممکن است هرکدام از کشورى باشند, از بیگانگى به یگانگى نمى رسیدند. و از همه فامیلهاى خود به یکدیگر نزدیکتر نمى شدند.

============================================================


داستان :

پیامبر گرامى اسلام, از یکى از جنگها برمى گشت مردم به استقبالش آمدند از جمله زنان; یکى از زنها نزدیک آمد و از حال یکى از خویشان خود پرسید, پیامبر فرمود: با او چه نسبتى دارى؟ گفت: پدرم است. فرمود: شهید شد, زن کلمه استرجاع گفت. سپس در مورد شخص دیگرى پرسید, پیامبر فرمود: او کیست؟ گفت: برادرم. فرمود: شهید شد. زن باز ((انا لله)) گفت. بار سوم از حال شخص دیگرى پرسید پیامبر سوال کرد با او چه نسبتى دارى؟ گفت: شوهر من است. فرمود: شهید شد. گفت واویلاه و دست به سرش گذاشت و گریه و بى تابى کرد. پیامبر فرمود: هیچ کس به اندازه شوهر براى زن ارزش ندارد!(8).
در واقع زن و شوهر مکمل یکدیگرند و اگر یکى نباشد, دیگرى ناقص است و باید یک نیروى جاذبه اى باشد که این دو را به همدیگر نزدیک کند و آن مودت, و رحمتى است که خداوند بین آنان ایجاد کرده است.

=============================================================



فرق مودت و رحمت


مودت و رحمت از جهاتى باهم فرق دارند:


1. مودت انگیزه ارتباط در آغاز کار است اما در پایان که یکى از دو همسر ممکن است ضعیف و ناتوان گردد و قادر بر خدمتى نباشد, ((رحمت)) جاى آن را مى گیرد.
2. مودت در مورد بزرگترهاست که مى توانند نسبت به هم خدمت کنند اما کودکان و فرزندان کوچک در سایه ((رحمت)) پرورش مى یابند.
3. مودت غالبا جنبه متقابل دارد اما ((رحمت)) یک جانبه و ایثارگرانه است زیرا براى بقإ یک جامعه گاه خدمات متقابل لازم است که سرچشمه آن ((مودت)) است و گاه خدمات بلاعوض; که نیاز به ایثار و ((رحمت)) دارد(9).


=================================================


پى نوشت:
1. عروه الوثقى مراجعه شود.
2. سوره روم, آیه 21.
3. وسائل الشیعه, ج20, ص 15, ح 6 ابواب مقدمات النکاح, (30 جلدى).
4. سفینه البحار, ج2, ص 183, ماده ((عزب)).
5. تفسیر نمونه, ذیل آیه.
6. طبرسى, مجمع البیان, ذیل آیه.
7. المیزان, ج16, ص 166, ذیل آیه.
8. تفسیر نورالثقلین, ج4, ذیل آیه.
9. تفسیر نمونه, ج16, ص 3-392.

بسم الله الرحمن الرحیم ...

الحمد لله رب العالمین...

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن...

================================

خوشا دردى! که درمانش تو باشى

خوشا راهى! که پایانش تو باشى

خوشا چشمی! که رخسار تو بیند

خوشا ملکی! که سلطانش تو باشى

خوشا آن دل! که دلدارش تو گردى

خوشا جانی! که جانانش تو باشى

خوشى و خرمى و کامرانى

کسى دارد که خواهانش تو باشى

چه خوش باشد دل امیدوارى

که امید دل و جانش تو باشى

همه شادى عشرت باشد، ای دوست

در آن خانه که مهمانش تو باشى

گل و گلزار خوش آید کسى را

که گلزار و گلستانش تو باشى

شاعر : فخرالدین عراقى

==================================================

منبر ده دقیقه ای

اخلاق همسرداری

 

قرآن کریم سه  رابطه را  مطرح میفرماید:

1- رابطه پیامبر گرامی اسلام  با مردم که با واژه رحمت یاد میکند :

وَما اَرْسَلْناکَ اِلّا رَحْمَةً لِلعالَمینَ.

 (ای پیامبر). ما تو را فرستادیم تا رحمتى بر اهل عالم باشی (قرآن کریم، سوره انبیاء، آیه 107 )

پیامبرگرامی اسلام(ص) به گواهی قرآن، رحمتی برای تمام عالمیان است. آن حضرت، رسولی آن چنان مهربان و رئوف است، که حتی در مقام فرماندهی و جهاد، با هدف دفاع از مظلومان و ستمدیدگان، مؤمنان را از هرگونه زیاده روی باز می دارد.

خداوند متعال در قرآن کریم، از وجود مقدس پیامبراسلام(ص) با عنوان «رحمةللعالمین» نام برده است. از جمله، در آیه ۱۰۷سوره مبارکه انبیاء، می فرماید:

«وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِین؛

 ما تو را جز براى رحمت جهانیان نفرستادیم.» توجه کنید که «عالمین» عالمین جمع عالم است و عالم شامل تمام موجودات هستی می شود. هرآنچه در دنیا و آخرت هست؛ زمین و آسمان، جن، انسان و فرشتگان، همه در ظرف این عالم می گنجند و با توجه به اینکه در ابتدای این کلمه، «ال» قرار گرفته است، مفهوم گسترده ای را در بر می گیرد. بنابراین وجود نازنین و مقدس پیامبراکرم(ص)، در حقیقت رحمتی برای همه جهانیان است.

===============================================

2- رابطه مردم با پیامبر اسلام که با واژه مودت یاد میکند:

«قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى»(شورى/23)


در وجوب مودت  اهل بیت پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) نمى‌توان تردید کرد.

در آیه مودت «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى»(شورى/23)

دوستى خویشاوندان پیامبر(ص) به عنوان مزد رسالت آن حضرت به شمار آمده است. مقصود از قُربى (خویشاوندان) در این آیه همان کسانى‌اند که آیه تطهیر در مورد آنان نازل شده است.

ابن حجر مکى پس از نقل روایات مربوط به وجوب مودت و محبّت اهل بیت گفته است: «از احادیث پیشین وجوب محبّت اهل بیت و حرمت شدید بغض نسبت به آنان معلوم شد. بیهقى و دیگران بر وجوب محبت آنان تصریح کرده‌اند و شافعى در ابیاتى که از او نقل شده به آن تصریح کرده است، چنان که گفته است

«یا أهلَ بیتِ رسولِ اللّهِ حُبُّکُم ..... فَرضٌ مِنَ اللّهِ فِی القرآنِ أنزَلَهُ»

فخرالدین رازى بر وجوب محبت اهل بیت این گونه استدلال کرده است: «شکى نیست که پیامبر(ص) على، فاطمه، حسن و حسن (ع) را دوست مى‌داشت، بر این اساس، این عمل بر همه امت واجب است زیرا خداوند فرموده است: و از او پیروى کنید تا هدایت شوید.

از مجموع آیات مربوط به مزد رسالت پیامبر(ص) به دست مى‌آید که وى هیچ گونه مزد مادى و غیر مادى که به خود او بازگردد از مسلمانان نخواسته است، و مودّت اهل بیت خود را به عنوان مزد رسالت خویش مطرح کرده است

==================================================

3- رابطه زن و شوهر که هم رحمت دارد هم مودت :

(وَمِنْ آَیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآَیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ) [الروم: 21]

 (و جعل بینکم موده و رحمه ) –

کلمه (مودت ) تقریبا به معناى محبتى است که اثرش در مقام عمل ظاهر باشد،  

و (رحمت )، به معناى نوعى تاثیر نفسانى است،

روشن ترین جلوه گاه ها و موارد خودنمایى مودت و رحمت، جامعه کوچک خانواده است، چون زن و شوهر در محبت و مودت ملازم یکدیگرند،

برخی گویند رحمت محبت همسر را در قلب پروراندن است ولی مودت این محبت را بروز دادن است چه زبانی که اظهار محبت کنی و چه در رفتار و کردار که کمک کار او بوده و در عمل نیز ثابت کنی.

.