منبرها

پایگاه تخصصی منبرها ،منابع منبر را به مبلغان ارائه می کند.
منبرها
پایگاه تخصصی منبرها ،منابع منبر را به مبلغان ارائه می کند.
موضوعات منبر

۱۷ مطلب با موضوع «وهابیت» ثبت شده است

12مطلب :
مطلب اول:
اظهارات توهین آمیز یکی از رهبران تکفیری نسبت به پیامبر اسلام

زهران علوش که از جمله پیروان تفکرات القاعده است و با هم پیمانانش تحت شعار نبی محمد (صلی الله علیه وآله) می جنگد در صحبتی توهین آمیز می گوید: پیامبر ما ابوسفیان است نه [حضرت]محمد[صلی الله علیه وآله]؛ [حضرت]محمد[صلی الله علیه وآله] یک مدعی است.


منبع:SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

8 شوال سالروز تخریب بقیع / یوم الهدم

تا به حال نام یوم الهدم را شنیده اید ؟ یوم الهدم یعنی روز ویران کردن ...

در هشتم شوال سال 1344 هجری قمری پس از اشغال مکه ، وهابیان به سرکردگی عبدالعزیزبن سعود روی به مدینه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورین عثمانی را بیرون کردند و به تخریب قبور ائمه بقیع و دیگر قبور هم چنین قبر ابراهیم فرزند پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت ، قبر ام البنین مادر حضرت اباالفضل العباس – علیه السلام – و قبر عبدالله پدر پیامبر و اسماعیل فرزند امام صادق – علیه السلام – و بسیاری قبور دیگرپرداختند. ضریح فولادی

اهانت به حضرت صدّیقه طاهره فاطمه زهرا سلام اللّه علیها

استاد حسن سقّاف از دانشمندان معاصر اردنى در کتاب خود «التنبّی والردّ على معتقد قِدَم العالم والحدّ» مى نویسد:

«ابن تیمیّة یحتجّ کثیر من الناس بکلامه، ویسمّیه بعضهم «شیخ الاسلام» ، وهو ناصبیّ، عدوّ لعلیّ(علیه السلام)، واتّهم فاطمة(علیها السلام)بأنّ فیها شعبة من النفاق»(26).
برخى از مردم به ابن تیمیّه، شیخ الاسلام مى گویند با اینکه وى ناصبى و دشمن امیر المؤمنین (علیه السلام) است، و به ساحت حضرت صدّیقه طاهره جسارت کرده و مى گوید: در او ـ نستجیر باللّه ـ شعبه اى از نفاق وجود داشت.( رجوع شود به منهاج السنة ج 4 ص 245.)

توهین وهابیت به پیامبر

توهین محمد بن عبد الوهاب به قبرپیامبر (ص)

گویند: محمد بن عبدالوهاب بر سر قبر رسول(ص) خدا مى‏رفت و با عصاى چماق گونه خود بر قبر آن حضرت می ‏کوفت و می گفت: یا محمد، قم ان کنت‏حیّا «یعنى اى محمد(ص) اگر زنده‏اى برخیز» و با این عمل مى‏خواست‏به پیروان خود نشان دهد که پیغمبر(ص) زنده نیست و نباید از او حاجت‏خواست.

برگرفته از کتاب فرهنگ فرق اسلامى نوشته دکتر محمد جواد مشکور

جنایات وهابیت (بخش سوم)IMAGE634545582660276250.jpg

بازگشت به عصر جاهلیت‏

بسیارى از متفکران اسلامى معتقدند که حرکت «وهابیت تندرو» با ویژگى‏هاى اعتقادى، اخلاقى و عملى از جهاتى نوعى بازگشت به دوران جاهلیت عرب است؛ زیرا بسیارى از خصائص آن دوران را با خود داشته و دارد.

جنایات وهابیت (بخش دوم)

76470.jpg (400×250)

گوشه ای دیگر از جنایت های پیروان عبدالوهاب+پیشینه این فرقه ضاله

اشاره
پایه های سست وهابیت بنا نهاده شده تا بنیادهای استوار اعتقادی اسلام را ریشه کن سازد؛ گوه این ادعا آن است که مقتولان به دست وهابیون، تنها مسلمانانی موحد هستند که به یگانگی حق شهادت می دهند و محمد (ص) را پیامبر او می دانند و فقط به این گناه کشته می شوند که به مذهب اختراعی محمد بن عبدالوهاب تن نداده اند. این شیوه ی تندروهایی به ظاهر مسلمان است که در برابر جنایت های صهیونیست ها در فلسطین و لبنان سکوت اختیار کرده اند و در عوض مسلمانان را به جرم زیارت قبر پیامبر اسلام (ص) و توسل به اهل بیتش سر از تن جدا می کنند. قتل، غارت، هتک حرمت و شرارت های

جنایات وهابیت (بخش اول)

1

1-جنایات وهابیان در مکه و مدینه

الف:جنایات وهابیان در مکه
در هشتم ماه محرم سال 1218 وهابیان سرانجام با تهدیدو ارعاب فراوان وارد مکه معظم شدند و تمامی مسلمانان و اهالی مکه را کافر خواندند مادامی که به فرقه ضاله وهابیت نپیوندند و عصر همان روز سعود حاکم وهابی ها گفت:فردا این قبه و بارگاه ها و این بت هایی را که درست کرده اید بدست خود ویران کنید تا برای شما جز خدا معبودی نماند.

نظر علمای اهل سنت در مورد وهابیت

=========================

عقاید عجیب و غریب در هند عکس اکا و  و تست شخصیت شناسی عجیب غریب و جالب 

=========================

بسم الله الرحمن الرحیم

1- ابن بَطوطه (از بزرگان اهل سنت) ابن تیمیّه را دیوانه می خواند

ابن بطوطه، جهان‏گرد نامى مراکشى در سفرنامه‏اش می ‏نویسد:
در دمشق یکى از بزرگان فقهاى حنبلى به نام ابن تیمیّه را دیدم که در فنون مختلف سخن می گوید، ولى عقل او سالم نبود. (رحله ابن بطوطه، ج 1، ص 57)

برخی ازفتاوای عجیب وهابیت

IMAGE635572979232016249.jpg (500×473)

==================================

بسم الله الرحمن الرحیم

بچه دار شدن از راه دور!

اگر مردى دخترش را که در شرق جهان با وى زندگى مى کند به همسرى پسرى در آورد که او در غرب جهان با پدرش زندگى مى کند و هیچگاه آن دو یکدیگر را نبینند و از محل زندگى بیرون نروند، سپس شش ماه از ازدواج آنان بگذرد و آن دختر صاحب فرزند شود پدر او همان کسى خواهد بود که در غرب دنیا زندگى مى کند، اگر چه هیچگاه همسرش را ملاقات نکرده و حتى ندیده باشد.

آیا وهابیت پیرو یکی از مذاهب اربعه می باشد یا مذهب فقهی مستقلی دارد؟

===============================

===============================

بسم الله الرحمن الرحیم

این فرقه در اصول اعتقادی خود، پیرو محمد بن عبدالوّهاب هستند که احیا کنندة تفکرات ابن تیمیه[1] بود، ابن تیمیه در قرن هفتم هجری با بیان یکسری از عقاید و افکار مخالف مبانی اصیل اسلامی و اجماع امت محمدی موجب برانگیخته شدن اعتراضها بر ضدّ خود شد و علمای معاصر وی با او به شدّت مخالفت ورزیدند، تا حدّی که او را به زندان افکندند و علّت آن این بود که ابن تیمیه و شاگردش ابن قیّم جوزیّه افکار و عقاید خود را طبق روش اهل حدیث قرار داده بودند که فقط ظاهر قرآن و سنت را حجّت می دانستند و معتقد بودند که آنچه که از ظاهر آیات و روایات فهمیده می شود، عمل بدانها و اعتقاد به آن واجب است. از این رو طبق فهم خود فتوی داده و بر آن تعصّب می‌ورزیدند.

نگاهی کوتاه به عقاید وهابیان

بسم الله الرحمن الرحیم

1- بوسیله هیچ یک از انبیاء و اولیاى خدا به خداوند تعالى توسل نجوید و هر گاه چنین کند و بگوید: اى خدا توسط پیامبرت محمد(ص) به تو متوسل هستم که من را مشمول رحمت‏خود قرار دهى، چنین کسى به راه مشرکان رفته و عقیده‏اش شرک است.

2 - به قصد زیارت به قبر پیغمبر(ص) نزدیک نشود و بر آن دست نگذارد و در آن جا دعا نخواند و نماز نگذارد و بر آن بنا و مسجد نسازد و براى آن نذر نکند.

3 - از پیغمبر طلب شفاعت نکند اگر چه خداوند حق شفاعت را به پیغمبر(ص) اسلام عطا کرده است ولیکن از طلب آن نهى فرموده است.

آیا وهابیت دین است یا فرقه ضاله؟

وهابیت

 بسم الله الرحمن الرحیم

وهابیت مسلک و فرقه ضاله ای است ساختگی و جعلی که بسیاری ار شعائر دین مانند شفاعت، توسل، تبرک،‌بنا بر قبور،زیارت و عزاداری را شرک و یا بدعت می دانند.
بنیانگذار مکتب وهابیت شخصی است به نام «احمد بن عبد الحلیم» معروف به« تیمیه حرانی دمشقی» ( 66-728ق)‌ است او به حدی هتاک بود که حتی مورد اعتراض شدید علماء و دانشمندان برجسته اهل سنت زمان خود تا عصر حاضر قرارگرفته است . و هم اکنون افکار باطل و انحرافات او در بین امت اسلامی بعنوان « شیخ الا سلام »‌رواج داشته و گفتار وی منشاء‌ عقاید وهابیت قرار گرفته است.

بعد از وی مروج این تفکر «محمد بن عبدالوهاب» است که بعد از پانصد سال در عربستان ظهور کرد و دارای پیروانی شد که منتسب به عبد الوهاب شدند و بنام «وهابیت» معروف شد .(1115-1206(
وهابیت درباره عقاید، چیزی برآنچه ابن تیمیه آورده بود نیفزود و فقط بیش از آنچه او شدت عمل به خرج داده بود وهابیان تاکید ورزیده و سخت گرفتند.

وهابیت توسط چه کسی بوجود آمد؟

IMAGE635183971102812500.jpg (408×511)

بسم الله الرحمن الرحیم

ابن تیمیّه بنیانگذار فکرى وهّابیّت است وی در سال 661 ق( الدرر الکامنة، ج 1، ص 144)پنج سال پس از سقوط خلافت بغداد در حرّان از توابع شام به دنیا آمد، و تحصیلات اولیّه را در آن سرزمین به پایان برد. پس از حمله مغول به اطراف شام به همراه خانواده اش به دمشق رفت و در آنجا اقامت گزید.در سال 698 هـ ق، به تدریج آثار انحراف در وى ظاهر شد، خصوصاً به هنگام تفسیر آیه شریفه

(الرَّحْمَـنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى )( طه: 5)

در شهر حماة ( یکصدو پنجاه کیلومترى شهر دمشق) براى خداوند تبارک وتعالى جایگاهى در فراز آسمانها که بر تخت سلطنت تکیه زده است، تعیین کرد.

بررسی تاریخ حرم ائمه بقیع

مقدمه:

مذهب بر حق شیعه دوازده امامی ، در طول دوران ومعاصر گذشته خصوصاً در این أعصار أخیر مورد هجمه بد خواهان و کج اندیشانی است که یا بخاطر جهل ونادانی با این فرقه ناجیه به ستیز برخاسته اند و یا دست دشمنی وستیزه جویی آنان ازآستین هوی پرستی وعناد بیرون آمده بر گرده مذهب اهل بیت چنگ زده خواهان زوال و نابودی آن می باشد ولی باید بدانند که "هر که با آل علی در افتاد برافتاد."


[توضیح ضروری :وهابی ها در شبکه های ضد شیعه دائما این جملات را تکرار می کنند : هرگونه توسل به غیر خدا و تبرک حرام و شرک است و تبرک و استشفای به تربت امام حسین علیه السلام را نیز شرک میدانند.حضرت استاد قزوینی در ادامه این بحث مطالبی از کتب اهل سنت نقل می کنند که در آنها حتی بال مگس و ادارار شتر به عنوان شفا مطرح می شود.و یا مردم باقی مانده آب غسل میت ابن تیمیه به جهت استشفا نوشیدند .و یا خاک قبر بخاری را به جهت تبرک بردند.

عجبا که تبرک و استشفای به آب غسل میت ابن تیمیه شرک شمرده نشود یا تبرک به خاک قبر بخاری اشکالی ندارد و تبرک به خاک مطهر سبط رسول خدا سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (سلام خدا بر او باد) با آن عظمت شخصیت شرک شمرده شود.  ؟! ]


در یکى از شبکه هاى وهابى شنیدیم که کارشناس این شبکه، مى گفت:

شیعیان معتقد هستند که تربت امام حسین علیه السلام براى هر دردى شفا است. اگر واقعا چنین است، چرا شما به پزشک مراجعه مى‌کنید؟ چرا بیمارستان ها و درمانگاه‌هاى خود را تعطیل نمى کنید.

لطفا در این باره توضیح دهید.

پاسخ:

تفاوت بین شفا و دوا

متأسفانه این کارشناس وهابى فرق دوا و شفا را تشخیص نداده است، در غیر این صورت چنین اشتباهى را مرتکب نمى شد.

تردیدى نیست که «شفا» به دست خداوند است؛ و این خداوند است که در برخى از چیزها شفا قرار داده است؛ از جمله در قرآن، عسل و... و از جمله در خاک کربلا.

از نظر لغت شفاء؛ یعنى رسیدن و آمدن بهبودى است. و به نوعى معناى آن حاصل مصدرى است. و مى توان گفت شفاء امرى است که با آمدنش درد پایان مى یابد.

چنانچه راغب اصفهانى در مفردات خود به همین قضیه اشاره کرده است.

ترجمه مفردات راغب ج‏2 337.

اما «دوا» که جمع آن «ادویه» مى شود، به هر چیزى که بیمارى را با آن درمان مى کنند گفته مى شود.

دواء: مایتداوی به، و «دَاوَاهُ‏» عالجه:

الدَّوَاء- جمع‏ أَدْوِیَة: دارو، آنچه که بیمارى را با آن درمان کنند.

فرهنگ ابجدی عربی- فارسی، متن 400.

خلاصه این که شفا یافتن؛ یعنى بهبودى از بیمارى، حال گاهى بهبودى به وسیله مداوا و معالجه با دوا است و گاهى بدون مداوا و به وسیله معجزه و... است؛

البته گاهى در محاوره به جاى یکدیگر نیز به کار برده شده است؛ اما معناى حقیقى این دو باهم تفاوت دارند.


خاک کربلا، شفای هر دردی است


همان طور که گفتیم، خداوند در برخى از چیزها در این دنیا «شفا» قرار داده است که در ادامه با سند و مدرک به آن ها اشاره خواهیم کرد. یکى از چیزهایى که طبق روایات اهل بیت علیهم السلام، خداوند شفا در آن قرار داده است، خاک مقدس و ملکوتى کربلاى معلا است که خداوند به خاطر جانفشانى هاى سید الشهداء علیه السلام و یاران وفادار آن حضرت، این اثربخشى را به خاک کربلا عطا کرده است.


دیدگاه علمای شیعه




روایاتى که از طریق اهل بیت علیهم السلام در این باره وارد شده است مستفیض بلکه در حد تواتر است ؛ و براى اثبات آن ابتدا نظر بعضى از علماى بزرگ را درباره روایات این باب متذکر مى شویم:

شیخ محمد حسن جواهرى:

وعلى کل حال (فلا یحل شئ منه) أی الطین (عدا) الطین من (تربة الحسین ( علیه السلام ) فإنه یجوز الاستشفاء) به بلا خلاف بل الاجماع بقسمیه علیه، بل النصوص فیه مستفیضة أو متواترة.

و به هر حال خوردن هیچ خاکى حلال نیست ؛ جز خاک و تربت امام حسین علیه السلام که جایز است خوردن آن به قصد شفا گرفتن و اختلافى در آن نیست، بلکه اجماع به هردو قسمش (لفظى و معنوی) بر جواز استشفاء از آن دلالت مى کند؛ بلکه روایات دال بر آن، مستفیض یا در حد تواتر است.

النجفی، الشیخ محمد حسن (متوفاى1266هـ)، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج36، ص358، تحقیق وتعلیق وتصحیح: محمود القوچانی، ناشر: دار الکتب الاسلامیة ـ تهران، الطبعة: السادسة، 1363ش.

شهید اول، محمد بن جمال الدین مکی:

أجمع الأصحاب على الاستشفاء بالتربة الحسینیة صلوات الله على مشرفها، وعلى أفضلیة التسبیح بها وبذلک أخبار متواترة.

تمام علما اجماع کرده اند، بر جواز خوردن تربت امام حسین علیه السلام به منظور شفا گرفتن، و همچنین بر استحباب درست کردن تسبیح از آن، و روایاتى که این مطلب را ثابت مى کند نیز متواتر است.

العاملی الجزینی، محمد بن جمال الدین مکی، الشهید الأول (متوفای786 ه‍ ـ)، کتاب الدروس ج2، ص25، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفة، طبق برنامه مکتبه اهل بیت علیهم السلام.

محقق سبزواری:

وى نیز در کفایه الفقه ادعاى اتفاق اصحاب کرده است:

ویستثنى من الطین المحرم التربة الحسینیة ( علیه السلام ) للاستشفاء... والأخبار فی جواز أکلها للاستشفاء کثیرة. وعلیه اتفاق الأصحاب.

خوردن هر خاکى حرام است؛ اما از این قاعده کلى، خوردن خاک کربلا به قصد شفا گرفتن، استثناء شده است. روایاتى که این مطلب را ثابت مى کند، بسیار زیاد است و تمام بزرگان شیعه بر این قضیه اتفاق دارند.

المحقق السبزواری، (متوفاى1090هـ)، کفایة الفقه المشتهر بکفایة الأحکام، ج2، ص612/611، الطبعة: الأولى، تحقیق: الشیخ مرتضى الواعظی الأراکی، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفة، 1423.

شیخ حرعاملی:

ایشان در کتاب فصول مهمه در باب11 (ان التربه الحسینیه شفاء من کل داء) نیز فرموده است.

اقول: و الاحادیث فی ذلک کثیره جدا.

من مى گویم: احادیث وارده در این زمینه بسیار زیاد است.

الحر العاملی، الشیخ محمد بن الحسن (متوفای1104ه)، الفصول المهمة فی أصول الأئمة، ج3، ص34، تحقیق وإشراف: محمد بن محمد الحسین القائینی، ناشر: مؤسسة معارف إسلامی إمام رضا (ع)،چاپ: الأولى، سال چاپ: 1418 - 1376 ش.

آیت الله شیخ هادی نجفی:

الروایات بهذا المضمون أعنی: تربته ( علیه السلام ) شفاء من کل داء وأمان من کل خوف کثیرة جدا بل متواترة اجمالا بل معنا.

روایات با این مضمون؛ یعنى این که تربت امام حسین علیه السلام شفاى هر دردى و امان از هر خوفى است بسیار زیاد است؛ بلکه تواتر اجمالى دارد و داراى تواتر معنوى است.

الشیخ هادی النجفی، معاصر، موسوعة أحادیث أهل البیت (ع)، ج2، ص152، الطبعة: الأولى، 1423 – 2002 م، ناشر: دار إحیاء التراث العربی للطباعة والنشر والتوزیع - بیروت – لبنان.

آیة الله السید محمد روحانی:

الاستشفاء بتربة الحسین - علیه السلام - وکیف کان فلا یحمل شئ من الطین ( عدا الیسیر من تربة الحسین - علیه السلام - للاستشفاء ) فإنه یجوز بلا خلاف بل الاجماع بقسمیه علیه والنصوص به مستفیضة أو متواترة.

شفاء خواستن به واسطه تربت امام حسین علیه السلام که البته حمل بر مقدار کمى از خاک مى شود، به درستیکه جایز است، هیچ کسى در آن اختلاف ندارد؛ بلکه اجماع به هردو قسمش بر آن وجود دارد و روایات دال بر آن مستفیضه یا متواتره اند.

السید محمد صادق الروحانی، معاصر، فقه الصادق (ع)، ج24 ص172،چاپ سوم،سال چاپ: 1414، ناشر: مؤسسة دار الکتاب – قم.


شفا در خاک کربلا از منظر روایات

روایت سعد بن سعد:

عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنِ الطِّینِ فَقَالَ أَکْلُ الطِّینِ حَرَامٌ مِثْلُ الْمَیْتَةِ وَ الدَّمِ وَ لَحْمِ الْخِنْزِیرِ إِلَّا طِینَ‏ قَبْرِ الْحُسَیْنِ‏ علیه السلام فَإِنَّ فِیهِ شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ أَمْناً مِنْ کُلِّ خَوْفٍ.

سعد بن سعد روایت کرده است: از امام موسى بن جعفر علیه السلام سوال کردم از خوردن خاک؛ فرمودند خوردن آن حرام است و حرمتش مثل حرمت میته و خون و گوشت خوک است ؛ مگر خاک قبر امام حسین علیه السلام ؛ به درستیکه در آن شفاى از هر دردى و امان از هر خوفى است.

القمی، أبی القاسم جعفر بن محمد بن قولویه (متوفاى367هـ)، کامل الزیارات، ص478تحقیق: الشیخ جواد القیومی، لجنة التحقیق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى1417هـ

روایت محمد بن اسماعیل بصری:


عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ الْبَصْرِیِّ وَ لَقَبُهُ فَهْدٌ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: طِینُ‏ قَبْرِ الْحُسَیْنِ‏ علیه السلام شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ دَاءٍ.

محمد بن اسماعیل بصرى ملقب به فهد از بعض رجالش از امام صادق علیه السلام روایت کرده است: خاک قبر امام حسین علیه السلام شفاى از هر دردى است.

القمی، أبی القاسم جعفر بن محمد بن قولویه (متوفاى367هـ)، کامل الزیارات، ص461تحقیق: الشیخ جواد القیومی، لجنة التحقیق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى1417هـ

روایت سلیمان بن عمر السراج:

عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ عُمَرَ السَّرَّاجِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ: یُؤْخَذُ طِینُ‏ قَبْرِ الْحُسَیْنِ‏ علیه السلام مِنْ عِنْدِ الْقَبْرِ عَلَى سَبْعِینَ ذِرَاعاً.

الکلینی الرازی، أبو جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)، الأصول من الکافی، ج‏4، ص: 588، ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، الطبعة الثانیة،1362 هـ.ش.

روایت محمد بن سلیمان بصری:



عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ الْبَصْرِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: فِی طِینِ‏ قَبْرِ الْحُسَیْنِ‏ علیه السلام الشِّفَاءُ مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ هُوَ الدَّوَاءُ الْأَکْبَرُ.

محمد بن سلیمان بصرى از امام صادق علیه السلام روایت کرده است: در خاک قبر امام حسین علیه السلام شفاى از هردردى است و آن خاک دواى اکبر است.

القمی، أبی القاسم جعفر بن محمد بن قولویه (متوفاى367هـ)، کامل الزیارات، ص462تحقیق: الشیخ جواد القیومی، لجنة التحقیق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى1417هـ

روایت ابوالصباح کنانی:

عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْکِنَانِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: طِینُ‏ قَبْرِ الْحُسَیْنِ‏ علیه السلام فِیهِ شِفَاءٌ وَ إِنْ أُخِذَ عَلَى رَأْسِ مِیلٍ.

ابوالصباح کنانى از امام صادق علیه السلام روایت کرده است:خاک قبر امام حسین علیه السلام در آن شفاست گرچه از فاصله کمی دور از قبر برداشته شود.

القمی، أبی القاسم جعفر بن محمد بن قولویه (متوفاى367هـ)، کامل الزیارات، ص462،تحقیق: الشیخ جواد القیومی، لجنة التحقیق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى1417هـ

روایت عبد الله بن سنان:

عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِذَا تَنَاوَلَ أَحَدُکُمْ مِنْ طِینِ‏ قَبْرِ الْحُسَیْنِ‏ علیه السلام فَلْیَقُلْ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ الْمَلَکِ الَّذِی تَنَاوَلَهُ- وَ الرَّسُولِ الَّذِی بَوَّأَهُ وَ الْوَصِیِّ الَّذِی ضُمِّنَ فِیهِ أَنْ تَجْعَلَهُ شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ....

عبدالله بن سنان از امام صادق علیه السلام روایت کرده است: هنگامیکه کسى از شما خاک قبر امام حسین علیه السلام را مى خورد باید بگوید بار خدایا من به حق ملکى که از آن خورده است و فرستاده اى که آنجا ساکن شده است و وصیى که ضمانت کرده است از تو مسئلت دارم که در آن شفاء قرار دهى از هر دردى....

القمی، أبی القاسم جعفر بن محمد بن قولویه (متوفاى367هـ)، کامل الزیارات ،ص469، تحقیق: الشیخ جواد القیومی، لجنة التحقیق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى1417هـ

روایت ابویحیی واسطی:

عَنْ أَبِی یَحْیَى الْوَاسِطِیِّ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: الطِّینُ کُلُّهُ حَرَامٌ کَلَحْمِ الْخِنْزِیرِ وَ مَنْ أَکَلَهُ ثُمَّ مَاتَ مِنْهُ لَمْ أُصَلِّ عَلَیْهِ إِلَّا طِینَ‏ قَبْرِ الْحُسَیْنِ‏ علیه السلام فَإِنَّ فِیهِ شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ

یحیى واسطى از رجال خود از امام صادق علیه السلام روایت کرده است: تمامى خاکها حرام هستند همانند گوشت خوک و هر کسى که از خاکی خورد و بر اثر آن مرد نماز میت بر او نمى خوانم، مگر خاک قبر امام حسین علیه السلام، بدرستیکه در آن شفاى از هر دردى است.

القمی، أبی القاسم جعفر بن محمد بن قولویه (متوفاى367هـ)، کامل الزیارات،ص478، تحقیق: الشیخ جواد القیومی، لجنة التحقیق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى1417هـ

جابربن یزید جعفی:

عَنْ جَابِرِ بْنِ یَزِیدَ الْجُعْفِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ علیه السلام یَقُولُ‏: طِینُ‏ قَبْرِ الْحُسَیْنِ‏ علیه السلام شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ أَمَانٌ مِنْ کُلِّ خَوْفٍ وَ هُوَ لِمَا أُخِذَ لَه‏.

جابربن یزید جعفى از امام باقر علیه السلام روایت کرده است: خاک قبر امام حسین علیه السلام شفاى از هر دردى است و امان از هر ترسى است و به هر نیتى که خورده شود برآورده شود.

الحر العاملی، الشیخ محمد بن الحسن، متوفای: 1104،الفصول المهمة فی أصول الأئمة، ج3، ص34، تحقیق: تحقیق وإشراف: محمد بن محمد الحسین القائینی، چاپ اول،سال چاپ: 1418 - 1376 ش، ناشر: مؤسسة معارف إسلامی إمام رضا (ع).

روایت ابوبکر حضرمی:

وَ رَوَى أَبُو بَکْرٍ الْحَضْرَمِیُّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ‏ لَوْ أَنَّ مَرِیضاً مِنَ الْمُؤْمِنِینَ یَعْرِفُ حَقَّ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ حُرْمَتَهُ أَخَذَ لَهُ مِنْ طِینِ‏ قَبْرِ الْحُسَیْنِ‏ علیه السلام مِثْلَ رَأْسِ الْأَنْمُلَةِ کَانَ لَهُ دَوَاءً وَ شِفَاء.

ابوبکر حضرمى از امام صادق علیه السلام روایت کرده است: اگر مریضى از مومنین که حق و حرمت امام حسین علیه السلام را بشناسد به اندازه سر انگشتى از خاک قبرش بردارد براى او دواء و شفاست.

القمی، أبی القاسم جعفر بن محمد بن قولویه (متوفاى367هـ)، کامل الزیارات، ص465، تحقیق: الشیخ جواد القیومی، لجنة التحقیق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى1417هـ

روایت محمد بن زیاد:

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَمَّتِهِ قُلْتُ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ‏ إِنَّ فِی طِینِ‏الْحَائِرِ الَّذِی فِیهِ الْحُسَیْنُ علیه السلام شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ أَمَاناً مِنْ کُلِّ خَوْفٍ.

محمد بن زیاد از عمه اش از امام صادق علیه السلام روایت کرده است در خاک حائری که امام حسین علیه السلام در آن مدفون است شفاى از هر دردى است و امان از هر ترسى است.

القمی، أبی القاسم جعفر بن محمد بن قولویه (متوفاى367هـ)، کامل الزیارات،، ص467، تحقیق: الشیخ جواد القیومی، لجنة التحقیق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى1417هـ

روایت ابوالیسع:


عَنْ أَبِی الْیَسَعِ قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ آخُذُ مِنْ طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع- یَکُونُ [عِنْدِی‏] أَطْلُبُ بَرَکَتَهُ قَالَ لَا بَأْسَ بِذَلِکَ.

ابى یسع روایت کرده است: مردى از امام صادق علیه السلام سوال کرد آیا از خاک قبر امام حسین علیه السلام برگیرم و در نزد خود نگاه دارم و از برکت آن استفاده کنم، فرمودند اشکالى در این کار نیست.

القمی، أبی القاسم جعفر بن محمد بن قولویه (متوفاى367هـ)، کامل الزیارات، ص466، تحقیق: الشیخ جواد القیومی، لجنة التحقیق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى1417هـ

روایت ابوعبد الله برقی:

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِیِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ: دَفَعَتْ إِلَیَّ امْرَأَةٌ غَزْلًا فَقَالَتْ ادْفَعْهُ إِلَى حَجَبَةِ مَکَّةَ لِیُخَاطَ بِهِ کِسْوَةُ الْکَعْبَةِ قَالَ فَکَرِهْتُ أَنْ أَدْفَعَهُ‏.إِلَى الْحَجَبَةِ وَ أَنَا أَعْرِفُهُمْ فَلَمَّا أَنْ صِرْنَا إِلَى الْمَدِینَةِ دَخَلْتُ عَلَى أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ امْرَأَةً أَعْطَتْنِی غَزْلًا فَقَالَتْ ادْفَعْهُ بِمَکَّةَ لِیُخَاطَ بِهِ کِسْوَةُ الْکَعْبَةِ فَکَرِهْتُ أَنْ أَدْفَعَهُ إِلَى الْحَجَبَةِ فَقَالَ اشْتَرِ بِهِ عَسَلًا وَ زَعْفَرَانَ [زَعْفَرَاناً]- وَ خُذْ مِنْ طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ علیه السلام وَ اعْجِنْهُ بِمَاءِ السَّمَاءِ وَ اجْعَلْ فِیهِ مِنَ الْعَسَلِ وَ الزَّعْفَرَانِ وَ فَرِّقْهُ عَلَى الشِّیعَةِ لِیُدَاوُوا بِهِ مَرْضَاهُمْ.

عبد الله برقى از بعضى از اصحاب روایت کرده است: زنى بافته اى (ریسمان یا پشم ریسیده شده ای) را به من داد تا به حاجبین کعبه بدهم که پرده کعبه را با آن بدوزند، اما من ناپسند دانستم که آن ریسمان را به حاجبین کعبه دهم چون آنان را مى شناختم [به اخلاق ونحوه برخوردشان با این قضیه آگاهى داشتم]، وقتى به مدینه رسیدیم خدمت امام باقر علیه السلام مشرف شدیم، به ایشان عرض کردم فدایت شوم زنى به من ریسمانى داد تا به مکه ببرم تا پوشش کعبه را با آن بدوزند اما من نپسندیدم که به حاجبین کعبه بدهم.[اکنون که من از کعبه دورم و نمی توانم به خواسته اش عمل کنم با آن چه کنم] امام علیه السلام فرمودند: با آن عسل و زعفران بخر و از خاک قبر امام حسین علیه السلام را با آب باران مخلوط کن و آن عسل و زعفران را درآن بریز و بین شیعیان تقسیم کن تا با آن مریضیهایشان را درمان کنند.

القمی، أبی القاسم جعفر بن محمد بن قولویه (متوفاى367هـ)، کامل الزیارات، ص461، تحقیق: الشیخ جواد القیومی، لجنة التحقیق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى1417هـ.

روایت یونس بن ربیع

عَنْ یُونُسَ بْنِ الرَّبِیعِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: إِنَّ عِنْدَ رَأْسِ الْحُسَیْنِ علیه السلام لَتُرْبَةً حَمْرَاءَ فِیهَا شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ دَاءٍ إِلَّا السَّامَ.

یونس بن ربیع از امام صادق علیه السلام روایت کرده است: در بالاى سر قبر امام حسین علیه السلام خاک قرمزى است که در آن شفاى از هر دردى مگر مرگ است.

الکلینی الرازی، أبو جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)، الأصول من الکافی، ج‏4، ص: 588، ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، الطبعة الثانیة،1362 هـ.ش.

روایت ابن ابی یعفور:

عَنِ ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَأْخُذُ الْإِنْسَانُ مِنْ طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ علیه السلام فَیَنْتَفِعُ بِهِ وَ یَأْخُذُ غَیْرُهُ وَ لَا یَنْتَفِعُ بِهِ فَقَالَ لَا وَ اللَّهِ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ مَا یَأْخُذُهُ أَحَدٌ وَ هُوَ یَرَى أَنَّ اللَّهَ یَنْفَعُهُ بِهِ إِلَّا نَفَعَهُ بِهِ.

ابن ابى یعفور روایت کرده است: به امام صادق علیه السلام عرض کردم انسانى از خاک قبر امام حسین علیه السلام برمى گیرد و از آن نفع مى برد و دیگرى از آن برمى گیرد و نفعى از آن نمى برد، فرمودند: نه به خدایى که جزاو خدایى نیست قسم، کسى از آن خاک برنمى گیرد در حالیکه اینگونه مى اندیشد که خداوند به واسطه آن به او نفع مى بخشد مگر اینکه به حال او نفع داشته باشد.

الکلینی الرازی، أبو جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)، الأصول من الکافی، ج‏4، ص: 587، ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، الطبعة الثانیة،1362 هـ.ش.

القمی، أبی القاسم جعفر بن محمد بن قولویه (متوفاى367هـ)، کامل الزیارات، ص461، تحقیق: الشیخ جواد القیومی، لجنة التحقیق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى1417هـ

روایٍت عمر بن واقد:

عَنْ عُمَرَ بْنِ وَاقِدٍ قَال‏ لی موسی بن جعفر علیه السلام:.....

َ لَا تَأْخُذُوا مِنْ تُرْبَتِی شَیْئاً لِتَتَبَرَّکُوا بِهِ فَإِنَّ کُلَّ تُرْبَةٍ لَنَا مُحَرَّمَةٌ إِلَّا تُرْبَةَ جَدِّیَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیه السلام فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى جَعَلَهَا شِفَاءً لِشِیعَتِنَا....

عمر بن واقد روایت کرده است:امام موسى بن جعفر علیه السلام به من فرمودند: از خاک قبر من چیزى بر ندارید تا از آن تبرک بجوئید، بدرستیکه هر خاکى به جز خاک جدم امام حسین علیه السلام بر ما حرام است و خداوند متعال در آن شفاء براى شیعیان ما قرار داده است.

القمی، ابی جعفر الصدوق، محمد بن علی بن الحسین بن بابویه (متوفای381هـ)، عیون أخبار الرضا (ع)، ج2، ص96، تحقیق: تصحیح وتعلیق وتقدیم: الشیخ حسین الأعلمی، ناشر: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات - بیروت – لبنان، سال چاپ: 1404 - 1984 م

روایت محمد بن مسلم:

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ (عَلَیْهِمَا السَّلَامُ) یَقُولَانِ: إِنَّ اللَّهَ (تَعَالَى) عَوَّضَ الْحُسَیْنَ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) مِنْ قَتْلِهِ أَنْ جَعَلَ الْإِمَامَةَ فِی ذُرِّیَّتِهِ، وَ الشِّفَاءَ فِی تُرْبَتِهِ، وَ إِجَابَةَ الدُّعَاءِ عِنْدَ قَبْرِهِ، وَ لَا تُعَدُّ أَیَّامُ زَائِرِیهِ جَائِیاً وَ رَاجِعاً مِنْ عُمُرِهِ.

محمد بن مسلم روایت کرده است از امام باقر و امام صادق علیهما السلام شنیدم که مى فرمودند: خداوند متعال در عوض شهادتش امامت را در ذریه اش و شفاء را در تربتش و اجابت دعا را در نزد قبرش قرار داده و ایامى که زائر به زیارت او مى آید و بر مى گردد از عمرش به حساب نمى آید.

الطوسی، الشیخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفاى460هـ)، الأمالی،ص318، تحقیق: قسم الدراسات الاسلامیة - مؤسسة البعثة، ناشر: دار الثقافة ـ قم، الطبعة: الأولى، 1414هـ

روایت حارث بن مغیره نصری:

عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِیرَةِ النَّصْرِیِّ، قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (عَلَیْهِ السَّلَامُ):


إِنِّی رَجُلٌ کَثِیرُ الْعِلَلِ وَ الْأَمْرَاضِ، وَ مَا تَرَکْتُ دَوَاءً إِلَّا تَدَاوَیْتُ بِهِ فَمَا انْتَفَعْتُ بِشَیْ‏ءٍ مِنْهُ.فَقَالَ لِی: أَیْنَ أَنْتَ عَنْ طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (عَلَیْهِ السَّلَامُ)، فَإِنَّ فِیهِ شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ، وَ أَمْناً مِنْ کُلِّ خَوْفٍ.

حارث بن مغیره نصرى روایت کرده است: خدمت امام صادق علیه السلام عرض کردم من مردى هستم که زیاد مریض مى شوم، و هیچ دوایى نیست که استفاده نکرده باشم اما هیچکدام به حالم فایده اى نداشته است، ایشان به من فرمودند: آیا خاک قبر حسین بن على علیهماالسلام را استفاده کرده اى، بدرستیکه در آن شفاى از هر دردى و امان از هر خوفى است.

الطوسی، الشیخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفاى460هـ)، الأمالی،ص318 تحقیق: قسم الدراسات الاسلامیة - مؤسسة البعثة، ناشر: دار الثقافة ـ قم، الطبعة: الأولى، 1414هـ

روایت زید ابی اسامه:

عَنْ زَیْدٍ أَبِی أُسَامَةَ، قَالَ: کُنْتُ فِی جَمَاعَةٍ مِنْ عِصَابَتِنَا بِحَضْرَةِ سَیِّدِنَا الصَّادِقِ (عَلَیْهِ السَّلَامُ)، فَأَقْبَلَ عَلَیْنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عَلَیْهِ السَّلَامُ)، فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ (تَعَالَى) جَعَلَ تُرْبَةَ جَدِّیَ الْحُسَیْنِ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ أَمَاناً مِنْ کُلِّ خَوْفٍ....

زید ابى اسامه روایت کرده است به همراه جماعتى از بزرگان در محضر آقایمان امام صادق علیه السلام بودیم، امام صادق علیه السلام به ما رو کرده و فرمودند خداوند متعال تربت جدم حسین علیه السلام را شفاى از هر دردى و امان از هر خوفى قرار داده است.

الطوسی، الشیخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفاى460هـ)، الأمالی،ص318، تحقیق: قسم الدراسات الاسلامیة - مؤسسة البعثة، ناشر: دار الثقافة ـ قم، الطبعة: الأولى، 1414هـ

روایت سعد بن سعید اشعری:

سَعْدُ بْنُ سَعِیدٍ الْأَشْعَرِیُّ، عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا (عَلَیْهِ السَّلَامُ)، قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الطِّینِ الَّذِی یُؤْکَلُ یَأْکُلُهُ النَّاسُ.

فَقَالَ: کُلُّ طِینٍ حَرَامٌ کَالْمَیْتَةِ وَ الدَّمِ‏ وَ ما أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ‏ مَا خَلَا طِینَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ (عَلَیْهِ السَّلَامُ)، فَإِنَّهُ شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ دَاءٍ.

الطوسی، الشیخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفاى460هـ)، الأمالی،ص319، تحقیق: قسم الدراسات الاسلامیة - مؤسسة البعثة، ناشر: دار الثقافة ـ قم، الطبعة: الأولى، 1414هـ

روایت ابی حمزه ثمالی:

عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ‏ کُنْتُ بِمَکَّةَ وَ ذَکَرَ فِی حَدِیثِهِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنِّی رَأَیْتُ أَصْحَابَنَا یَأْخُذُونَ مِنْ طِینِ الْحُسَیْنِ علیه السلام لِیَسْتَشْفُوا بِهِ هَلْ فِی ذَلِکَ شَیْ‏ءٌ مِمَّا یَقُولُونَ مِنَ الشِّفَاءِ قَالَ قَالَ یُسْتَشْفَى‏ بِمَا بَیْنَهُ‏ وَ بَیْنَ الْقَبْرِ عَلَى رَأْسِ أَرْبَعَةِ أَمْیَال‏.

ابوحمزه ثمالى روایت کرده است: من در مکه بودم ... خدمت امام صادق علیه السلام عرضه داشتم فدایتان شوم من دیده ام یاران ما (شیعیان ) از خاک امام حسین علیه السلام بر مى گیرند تا بوسیله آن شفا یابند آیا شما نیز قائل هستید که آن خاک شفا دهنده است فرمودند به فاصله چهار میل از قبر مطهر از خاک آن براى طلب شفا مى توان استفاده کرد.

القمی، أبی القاسم جعفر بن محمد بن قولویه (متوفاى367هـ)، کامل الزیارات، ص470/471تحقیق: الشیخ جواد القیومی، لجنة التحقیق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى1417هـ.

یونس بن ربیع:

عَنْ یُونُسَ بْنِ الرَّبِیعِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: إِنَّ عِنْدَ رَأْسِ الْحُسَیْنِ علیه السلام لَتُرْبَةً حَمْرَاءَ فِیهَا شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ دَاءٍ إِلَّا السَّامَ.

یونس بن ربیع روایت کرده است: امام صادق علیه السلام فرمودند در کنار سر مبارک امام حسین علیه السلام خاک قرمزى است که درآن شفاى از هر دردى به جز مرگ است.

الکلینی الرازی، أبو جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)، الأصول من الکافی، ج4 ص588، ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، الطبعة الثانیة،1362 هـ.ش.ج‏9 ؛ ص346.

یونس بن رفیع:


عَنْ یُونُسَ بْنِ رَفِیعٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ عِنْدَ رَأْسِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیه السلام لَتُرْبَةً حَمْرَاءَ فِیهَا شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ دَاءٍ إِلَّا السَّامَ.

یونس بن رفیع روایت کرده است: در نزد سر مبارک حسین بن على علیهما السلام خاک قرمزى است که در آن شفاى از هر دردى است مگر مرگ.

القمی، أبی القاسم جعفر بن محمد بن قولویه (متوفاى367هـ)، کامل الزیارات،ص468، تحقیق: الشیخ جواد القیومی، لجنة التحقیق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى1417هـ

روایت ابو جعفر موصلی:

عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الْمَوْصِلِیِّ أَنَّ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: إِذَا أَخَذْتَ طِینَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ فَقُلْ اللَّهُمَّ بِحَقِّ هَذِهِ التُّرْبَةِ وَ بِحَقِّ الْمَلَکِ الْمُوَکَّلِ بِهَا وَ الْمَلَکِ الَّذِی کَرَبَهَا وَ بِحَقِّ الْوَصِیِّ الَّذِی هُوَ فِیهَا صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْ هَذَا الطِّینَ شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ أَمَاناً مِنْ کُلِّ خَوْفٍ فَإِنْ فَعَلَ ذَلِکَ کَانَ‏ حَتْماً شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ أَمَاناً مِنْ کُلِّ خَوْفٍ.

ابى جعفر موصلى روایت کرده است که امام باقر علیه السلام فرمودند: هنگامیکه خاک قبر امام حسین علیه السلام را برداشتى پس بگو: خداوندا بحق این تربت مبارک و به حق ملائکه موکل به این تربت و ملکى که سخت اندوهگینش کرده و به حق وصیى که در آن است بر محمد و آل محمد درود فرست و این خاک را شفا قرارده از هر دردى و امان قرار ده از هر خوفى و ترسى، اگر چنین کنى حتما شفاى از هر دردى است و امان دهنده از هرخوف و ترسى.

القمی، أبی القاسم جعفر بن محمد بن قولویه (متوفاى367هـ)، کامل الزیارات،ص469، تحقیق: الشیخ جواد القیومی، لجنة التحقیق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى1417هـ

روایت سماعه بن مهران:

رَوَى سَمَاعَةُ بْنُ مِهْرَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: کُلُّ طِینٍ حَرَامٌ عَلَى بَنِی آدَمَ مَا خَلَا طِینَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ علیه السلام مَنْ أَکَلَهُ مِنْ وَجَعٍ شَفَاهُ‏ اللَّهُ‏ تَعَالَى.

سماعه بن مهران روایت کرده است: امام صادق علیه السلام فرمودند: خوردن هر خاکى بر بنى آدم حرام است به جز خاک قبر امام حسین علیه السلام، هر دردمندى آن تربت را بخورد خداى تعالى او را شفا مى بخشد.

القمی، أبی القاسم جعفر بن محمد بن قولویه (متوفاى367هـ)، کامل الزیارات، تحقیق: الشیخ، ص479، جواد القیومی، لجنة التحقیق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى1417هـ.

روایت ابراهیم بن محمد ثقفی:

رَوَى إِبْرَاهِیمُ بْنُ مُحَمَّدٍ الثَّقَفِیُ[عن ابیه عن الصادق جعفر بن محمد]‏ أَنَّ فَاطِمَةَ علیها السلام بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ، صکَانَتْ مِسْبَحَتُهَا مِنْ خَیْطِ صُوفٍ مُفَتَّلٍ مَعْقُودٍ عَلَیْهِ عَدَدَ التَّکْبِیرَاتِ فَکَانَتْ علیه السلام تُدِیرُهَا بِیَدِهَا تُکَبِّرُ وَ تُسَبِّحُ إِلَى أَنْ قُتِلَ حَمْزَةُ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ سَیِّدُ الشُّهَدَاءِ فَاسْتَعْمَلَتْ تُرْبَتَهُ وَ عَمِلَتِ الْمَسَابِیحَ فَاسْتَعْمَلَهَا النَّاسُ فَلَمَّا قُتِلَ الْحُسَیْنُ علیه السلام عُدِلَ‏ بِالْأَمْرِ إِلَیْهِ‏ فَاسْتَعْمَلُوا تُرْبَتَهُ لِمَا فِیهَا مِنَ الْفَضْلِ وَ الْمَزِیَّة.

ابراهیم بن محمد ثقفى از پدرش از امام صادق علیه السلام روایت کرده است: تسبیح فاطمه دختر رسول خدا صلى الله علیهما و آله تسبیحش از از نخ پشمى پیچیده شده اى که به عدد تکبیرها بر روى آن گره خورده بود و که حضرتشان بادستان مبارکشان دور مى دادندو تکبیرو تسبیح مى گفتند تا زمانیکه حمزه بن عبد المطلب سید الشهداء به شهادت رسیدند بعد از آن از تربت او تسبیح درست کردند و مردم نیز به سیره او عمل کردند. آنگاه که امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند، امر به تربت امام حسین علیه السلام به جاى تربت حمزه سید الشهداء شد،بعد از آن از تربت امام حسین علیه السلام تسبیح درست کردند؛ به سبب فضیلت ومزیتى که در تربت امام حسین علیه السلام است.

الشیخ المفید، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبی عبد الله العکبری البغدادی (متوفاى413 هـ)، کتاب المزار مناسک المزار ،ص 150، تحقیق آیة الله السید محمد باقر الأبطحی، ناشر: دار المفید للطباعة والنشر والتوزیع ـ بیروت، الطبعة: الثانیة، 1414هـ ـ 1993م.

طبرسى، حسن بن فضل،متوفای 548، مکارم الأخلاق،ص281،نشر شریف رضى - قم، چاپ:ششم،1392ق /1970 م.

روایت حنان بن سدیر:

وَ رَوَى حَنَانُ بْنُ سَدِیرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ‏ مَنْ أَکَلَ مِنْ طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ علیه السلام غَیْرَ مُسْتَشْفٍ‏ بِهِ فَکَأَنَّمَا أَکَلَ مِنْ لُحُومِنَا فَإِذَا احْتَاجَ أَحَدُکُمْ لِلْأَکْلِ مِنْهُ لِیَسْتَشْفِیَ بِهِ فَلْیَقُلْ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ اللَّهُمَّ رَبَّ هَذِهِ التُّرْبَةِ الْمُبَارَکَةِ الطَّاهِرَةِ وَ رَبَّ النُّورِ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ وَ رَبَّ الْجَسَدِ الَّذِی سَکَنَ فِیهِ وَ رَبَّ الْمَلَائِکَةِ الْمُوَکَّلِینَ بِهِ اجْعَلْهُ لِی شِفَاءً مِنْ دَاءِ کَذَا وَ کَذَا وَ اجْرَعْ مِنَ الْمَاءِ جُرْعَةً خَلْفَهُ وَ قُلِ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ رِزْقاً وَاسِعاً وَ عِلْماً نَافِعاً وَ شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ سُقْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى یَدْفَعُ عَنْکَ بِهَا کُلَّ مَا تَجِدُ مِنَ السُّقْمِ وَ الْهَمِّ وَ الْغَمِّ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى‏

حنان بن سدیر از پدرش روایت کرده است: امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس خاک قبر امام حسین علیه السلام را بدون نیت شفاء بخورد مثل این است که از گوشت بدن ما خورده باشد، پس هر گاه یکى از شما براى شفاء به آن احتیاج پیدا کرد باید بگوید: به نام خدا و با استعانت از خدا، بار خدایا اى پروردگار این تربت مبارکه طاهره، و پروردگار نورى که بر این خاک نازل شده است و پروردگار جسدى که در این خاک ساکن شده است و پروردگار ملائکه موکل به این خاک، آن را براى من شفای از دردم قرار بده، سپس جرعه اى آب بنوشد و بگوید: خداوندا آن را رزق واسع و علم نافع و شفاى از هر دردى و مرضى قرار بده، پس بدرستیکه خداوند متعال دفع مى کند از تو به واسطه این تربت هر آنچه که از درد و ناراحتى و اندوه و غم دارى، انشاء الله تعالى.

الحر العاملی، محمد بن الحسن (متوفاى1104هـ)، تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة،ج4 ص265، تحقیق و نشر: مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، الطبعة: الثانیة، 1414هـ.

روایت محمد بن مارد عن عمته:

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ‏ مَارِدٍ عَنْ‏ عَمَّتِهِ‏ قَالَتْ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ‏ إِنَّ فِی طِینِ الْحَائِرِ الَّذِی فِیهِ الْحُسَیْنُ علیه السلام شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ أَمَاناً مِنْ کُلِّ خَوْفٍ.

محمد بن مارد از عمه اش روایت کرده است: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمودند: در خاک حائر حسینى علیه السلام شفاى از هر درد و امان از هر خوفى است.

القمی، أبی القاسم جعفر بن محمد بن قولویه (متوفاى367هـ)، کامل الزیارات،ص467، تحقیق: الشیخ جواد القیومی، لجنة التحقیق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى1417هـ



شفا دادن، تنها به دست خداوند است


تا این جا ثابت شد که یکى از ویژگى هاى امام حسین علیه السلام این است که تربت مبارکش شفابخش است و تربت دیگرى را جز تربت آن حضرت شفاء دهنده نیست؛ البته از دیدگاه شیعه این تربت مبارکه به خودى خود شفاء نمى دهد؛ بلکه منحصرا به اذن پرودگار شفاء مى دهد؛ یعنى این خداوند است که در خاک کربلا شفا قرار داده است؛ همانطور که در آداب خوردن تربت مبارکه نیز به آن تصریح شده است که با گفتن «بسم الله» و بردن نام خداوند و با استعانت از خدا، خورده شود:

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ الْبَصْرِیِّ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: طِینُ قَبْرِ الْحُسَیْنِ علیه السلام شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ إِذَا أَکَلْتَهُ فَقُلْ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ رِزْقاً وَاسِعاً وَ عِلْماً نَافِعاً وَ شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ.

از محمد بن اسماعیل البصرى از بعض رجالش از امام صادق (ع) روایت شده است که خاک قبر امام حسین(ع) شفاى از هر دردى است، در هنگام خوردن بگو: به نام خدا و با استعانت از خدا، خداوندا آن را رزق واسع و علم نافع قرار بده و شفاى از هر دردى قرار بده، بدرستیکه فقط تو بر هر کارى توانا هستى.

القمی، أبی القاسم جعفر بن محمد بن قولویه (متوفاى367هـ)، کامل الزیارات، ص461تحقیق: الشیخ جواد القیومی، لجنة التحقیق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى1417هـ

روایات شیعه و سنى نیز گویاى این است که شفاء، تنها به دست خداوند است و او است شفاء را در آنچه بخواهد قرار دهد.

مرحوم کلینى در کافى خود روایتى را ذکر کرده است:

عَنْ حُسَیْنٍ الْخُرَاسَانِیِّ وَ کَانَ خَبَّازاً قَالَ: شَکَوْتُ إِلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَجَعاً بِی فَقَالَ إِذَا صَلَّیْتَ فَضَعْ یَدَکَ مَوْضِعَ سُجُودِکَ ثُمَّ قُلْ بِسْمِ اللَّهِ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، صاشْفِنِی یَا شَافِی، لَا شِفَاءَ إِلَّا شِفَاؤُکَ شِفَاءً لَا یُغَادِرُ سُقْماً، شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ سُقْمٍ.

حسین خراسانى از دردى که در من بود به محضر امام صادق علیه السلام عرض حال کردم فرمودند پس از نماز دستانت را در موضع سجودت قرار بده سپس بگو: بِسْمِ اللَّهِ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، ص مرا شفاء بده اى شفاء دهنده، شفایى نیست جز شفاى تو ، آنچنان شفایى که ترک نمى کند هیچ بیمارى را، شفاى از هردرد و بیمارى.

الکلینی الرازی، أبو جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)، الأصول من الکافی، ج2، ص567، ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، الطبعة الثانیة،1362 هـ.ش.

همچنین شیخ حر عاملى در کتاب وسائل الشیعه مى نویسد:

عن محمد بن مسلم، عن أبی جعفر علیه السلام قال:... إنما الشفاء بید الله.

محمد بن مسلم روایت کرده است: امام باقر علیه السلام فرمودند: شفاء فقط به دست خداست.

الحر العاملی، محمد بن الحسن (متوفاى1104هـ)، تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، ج17، ص182، تحقیق و نشر: مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، الطبعة: الثانیة، 1414هـ..

و بخارى در صحیح خود از عایشه نقل کرده است:


عَنْ عَائِشَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا " أَنَّ النَّبِیَّ (ص) کَانَ یُعَوِّذُ بَعْضَ أَهْلِهِ یَمْسَحُ بِیَدِهِ الْیُمْنَى، وَیَقُولُ: اللَّهُمَّ رَبَّ النَّاسِ، أَذْهِبْ الْبَاسَ اشْفِهِ وَأَنْتَ الشَّافِی، لَا شِفَاءَ إِلَّا شِفَاؤُکَ، شِفَاءً لَا یُغَادِرُ سَقَمًا ".

از عایشه روایت شده است: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بعضى از اهل خود را براى تعویذ با دست راست خود مسح مى کرد و مى فرمود: "خداوندا، اى پرودگار مردم، درد را از او ببر و شفایش ده و تو شفا دهنده اى و شفایى جز شفاى تو نیست، شفایى که ترک نمى کند هیچ بیمارى را».

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفاى256هـ)، صحیح البخاری، ج5، ص2168، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

در نتیجه از دیدگاه شیعه و سنى، «شفا» دادن تنها در اختیار خداوند است و البته قادر است که «شفا» را در هرچه که بخواهد قرار دهد.

البته این بدان معنى نیست که خداوند نیازى به واسطه داشته باشد؛ بلکه سنت خداوند اینچنین بوده است که به واسطه هایى به بندگانش یارى مى رساند؛ همانطورى که خداوند پیام خود را به وسیله فرشتگان و پیامبران به بندگانش مى رساند؛ بى آن که نیازمند فرشته یا پیامبرى باشد.


[توضیح ضروری :وهابی ها در شبکه های ضد شیعه دائما این جملات را تکرار می کنند : هرگونه توسل به غیر خدا و تبرک حرام و شرک است و تبرک و استشفای به تربت امام حسین علیه السلام را نیز شرک میدانند.حضرت استاد قزوینی در ادامه این بحث مطالبی از کتب اهل سنت نقل می کنند که در آنها حتی بال مگس و ادارار شتر به عنوان شفا مطرح می شود.و یا مردم باقی مانده آب غسل میت ابن تیمیه به جهت استشفا نوشیدند .و یا خاک قبر بخاری را به جهت تبرک بردند.

عجبا که تبرک و استشفای به آب غسل میت ابن تیمیه شرک شمرده نشود یا تبرک به خاک قبر بخاری اشکالی ندارد و تبرک به خاک مطهر سبط رسول خدا سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (سلام خدا بر او باد) با آن عظمت شخصیت شرک شمرده شود.  ؟! ]


                                                  اسباب شفا از دیدگاه آیات و روایات اهل سنت

طبق آیات قرآن و روایات، خداوند قادر و حکیم، شفاء را در بعضى از آِیات و اذکار و همچنین اشیاء اعم از اطعمه و اشربه قرار داده است.

موارد بسیارى را مى توان یافت که در قرآن و روایات شیعه یا سنى تصریح شده است که خداوند به وسیله آن چیزها شفا مى دهد که ما به چند مورد به صورت خلاصه اشاره خواهیم کرد:


قرآن شفاست

خداوند کریم در قرآن مى فرماید:

وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآَنًا أَعْجَمِیًّا لَقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آَیَاتُهُ أَأَعْجَمِیٌّ وَعَرَبِیٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آَمَنُوا هُدًى وَشِفَاءٌ وَالَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ فِی آَذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَیْهِمْ عَمًى أُولَئِکَ یُنَادَوْنَ مِنْ مَکَانٍ بَعِیدٍ. فصلت/44.

و اگر [این کتاب را ] قرآنى غیر عربى گردانیده بودیم، قطعاً مى گفتند: «چرا آیه هاى آن روشن بیان نشده؟ کتابى غیر عربى و ] مخاطب آن ]عرب زبان؟» بگو:«این ] کتاب ]براى کسانى که ایمان آورده اند رهنمود و درمانى است، و کسانى که ایمان نمى آورند در گوشهایشان سنگینى است و قرآن برایشان نامفهوم است، و ] گویى ]آنان را از جایى دور ندا مى دهند! (فصّلت:44 )

وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآَنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَلَا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَارًا. الإسراء/ 82.

و ما آنچه را براى مؤمنان مایه درمان و رحمت است از قرآن نازل مى کنیم، و ] لى ] ستمگران را جز زیان نمى افزاید.


«عسل» شفاست


ثُمَّ کُلِی مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُکِی سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلًا یَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِیهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآَیَةً لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ. النحل/69.

سپس از همه میوه ها بخور، و راههاى پروردگارت را فرمانبردارانه، بپوى. ] آنگاه ] از درون [شکم] آن، شهدى که به رنگهاى گوناگون است بیرون مى آید. در آن، براى مردم درمانى است. راستى در این ] زندگى زنبوران ] براى مردمى که تفکر مى کنند نشانه ] قدرت الهى ] است.


«فاتحه الکتاب» شفاست


ابوبکر بیهقى در شعب الإیمان مى نویسد:

عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، أَنَّهُ قَالَ: رَأَیْتُ النَّبِیَّ (ص)... ثُمَّ قَالَ: " یَا جَابِرُ، أَلا أُخْبِرُکَ بِخَیْرِ سُورَةٍ نَزَلَتْ فِی الْقُرْآنِ؟ "، قَالَ: قُلْتُ: بَلَى یَا رَسُولَ اللَّهِ، قَالَ: " فَاتِحَةُ الْکِتَابِ، قَالَ عَلِیٌّ: وَأَحْسَبُهُ، قَالَ: فِیهَا شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ دَاءٍ ".

از جابر بن عبدالله انصارى نقل شده است: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود اى جابر! آیا تو را خبر ندهم به بهترین سوره اى که در قرآن نازل شده، عرض کردم بلى یا رسول الله صلی الله علیه و آله ، فرمودند: «فاتحه الکتاب» بزرگ است و من آن را بزرگ مى شمارم فرمود: در آن شفاى از هر دردى است.

البیهقی، أحمد بن الحسین بن علی بن موسی ابوبکر (متوفاى458هـ) شعب الإیمان، تحقیق: محمد السعید بسیونی زغلول، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1410هـ.، ص797.


خاک مدینه و آب دهان بعضی از ما شفا است

محمد بن اسماعیل بخارى در صحیح خود مى نویسد که خاک مدینه و آب دهان برخى از افراد شفا است:

عن عَائِشَةَ قالت کان النبی صلى الله علیه وسلم یقول فی الرُّقْیَةِ تُرْبَةُ أَرْضِنَا وَرِیقَةُ بَعْضِنَا یُشْفَى سَقِیمُنَا بِإِذْنِ رَبِّنَا.

عایشه از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده است که با رقیه کردن با خاک زمین ما و آب دهان بعضى از ما شفا مى یابد مریض ما به اذن پروردگار ما.

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفاى256هـ)، صحیح البخاری، ج5، ص2168، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.


«بال مگس» شفاست

أَبَا هُرَیْرَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ، یَقُولُ: قَالَ النَّبِیُّ (ص): " إِذَا وَقَعَ الذُّبَابُ فِی شَرَابِ أَحَدِکُمْ فَلْیَغْمِسْهُ، ثُمَّ لِیَنْزِعْهُ فَإِنَّ فِی إِحْدَى جَنَاحَیْهِ دَاءً وَالْأُخْرَى شِفَاءً "

اباهریره از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده است: هرگاه پشه در نوشیدنى شما افتاد، آن را در نوشیدنى خود غرق کنید ، بعد از آن خارج کنید، پس به درستیکه در یک بال آن مرض و در یک بال آن شفاست.[شاید بالی که در آن مرض است در نوشیدنی شما فرو رفته باشد]

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفاى256هـ)، صحیح البخاری، ج5ص 2180 تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

«آب قارچ (کمأه)» شفای چشم است

عن سَعِیدِ بن زَیْدٍ رضی الله عنه قال قال رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم الْکَمْأَةُ من الْمَنِّ وَمَاؤُهَا شِفَاءٌ لِلْعَیْنِ .

سعید بن زید روایت کرده است رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود : کماه[که همان قارچ است] از « منّ » است [من طعامهایى که خداوند براى بنى اسرائیل نازل کرد] و آب قارچ شفاى چشم است.

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفاى256هـ)، صحیح البخاری،ج4، ص1700/ ج5ص 2159 تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

سیاه دانه (الحبه السوداء) شفاست

عن خَالِدِ بن سَعْدٍ قال خَرَجْنَا وَمَعَنَا غَالِبُ بن أَبْجَرَ فَمَرِضَ فی الطَّرِیقِ فَقَدِمْنَا الْمَدِینَةَ وهو مَرِیضٌ فَعَادَهُ بن أبی عَتِیقٍ فقال لنا عَلَیْکُمْ بِهَذِهِ الْحُبَیْبَةِ السَّوْدَاءِ فَخُذُوا منها خَمْسًا أو سَبْعًا فَاسْحَقُوهَا ثُمَّ اقْطُرُوهَا فی أَنْفِهِ بِقَطَرَاتِ زَیْتٍ فی هذا الْجَانِبِ وفی هذا الْجَانِبِ فإن عَائِشَةَ حَدَّثَتْنِی أنها سَمِعَتْ النبی صلى الله علیه وسلم یقول إِنَّ هذه الْحَبَّةَ السَّوْدَاءَ شِفَاءٌ من کل دَاءٍ إلا من السَّامِ قلت وما السَّامُ قال الْمَوْتُ.

خالد بن سعد مى گوید به همراه غالب بن ابجر به مسافرت رفته بودیم که در بین راه مریض شد وقتى هم که به مدینه رسیدیم همچنان مریض بود، ابو عتیق به عیادتش آمد به ما گفت بر شما باد سیاه دانه پنج یا هفت دانه از آن را کوبیده و بهمراه روغن زیتون در هر دوسوراخ بینى او بریزید به درستیکه عایشه از رسول خدا صلی الله علیه و آله براى من روایت کرد: «سیاه دانه شفاى تمامى درد هاست مگر از سام، سوال کردم سام چیست؟ فرمودند: مرگ».

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفاى256هـ)، صحیح البخاری، ج5، ص2154،تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

«حجامت» شفاست

أَنَّ جَابِرَ بن عبد اللَّهِ رضی الله عنهما دعا الْمُقَنَّعَ ثُمَّ قال لَا أَبْرَحُ حتى تَحْتَجِمَ فَإِنِّی سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم یقول إِنَّ فیه شِفَاءً

جابر بن عبد الله انصارى مقنع را فراخواند، سپس گفت مفارقت نمى کنم ؛ مگر اینکه حجامت کنم، من از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم شنیدم که فرمودند در حجامت شفاست.

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفاى256هـ)، صحیح البخاری،، ج5ص 2156،،تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

«عود هندی » شفاست

عَنْ أُمِّ قَیْسٍ بِنْتِ مِحْصَنٍ قَالَتْ: سَمِعْتُ النَّبِیَّ (ص) یَقُولُ: " عَلَیْکُمْ بِهَذَا الْعُودِ الْهِنْدِیِّ، فَإِنَّ فِیهِ سَبْعَةَ أَشْفِیَةٍ: یُسْتَعَطُ بِهِ مِنَ الْعُذْرَةِ، وَیُلَدُّ بِهِ مِنْ ذَاتِ الْجَنْبِ "،....

ام قیس دختر محصن روایت کرده است : رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: برشما باد عود هندی؛ زیرا در آن هفت شفاى از هفت درد است که از آن جمله است مریضى ذات الجنب (التهاب و تحریک پرده ذات الجنب).

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفاى256هـ)، صحیح البخاری، ج5، ص2155/2160،تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

النیسابوری القشیری، ابوالحسین مسلم بن الحجاج (متوفاى261هـ)، صحیح مسلم،ج 4ص 1734، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت.

عَنْ عَائِشَةَ: أَنَّ امْرَأَةً دَخَلَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَمَعَهَا صَبِیٌّ یَسِیلُ مَنْخَرَاهُ دَمًا، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص):" عَلامَ تَدْغَرْنَ أَوْلادَکُنَّ؟ أَلا أَخَذْتِ قُسْطًا بَحَرِیًّا، ثُمَّ أَسْعَطْتِهِ إِیَّاهُ، فَإِنَّ فِیهِ شِفَاءً مِنْ سَبْعَةِ أَدْوِیَةٍ إِحْدَاهُنَّ ذَاتُ الْجُنُبِ ".

از عایشه روایت شده است زنى به همراه فرزندش بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وارد شدند و از سوراخهاى بینى او خون جارى بود، رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمودند:

با چه چیزى اولاد خود را بخور مى دهید (درمان مى کنید)؟ چرا قسط بحرى تهیه نمى کنى و در بینى اش نمى گذارى، بدرستیکه در آن شفاء از هفت درد است که یکى از آن ذات الجنب است.

الهیثمی، ابوالحسن نور الدین علی بن أبی بکر (متوفاى 807 هـ)، کشف الإستار عن زوائد البزار على الکتب الستة، ص881، تحقیق: حبیب الرحمن الأعظمی، ناشر: مؤسسة الرسالة ـ بیروت، الطبعة: الأولی، 1399هـ ـ 1979م.

تلبینه شفاست

عَنْ عَائِشَةَ زَوْجِ النَّبِیِّ (ص) فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) یَقُولُ: " التَّلْبِینَةُ مُجِمَّةٌ لِفُؤَادِ الْمَرِیضِ تَذْهَبُ بِبَعْضِ الْحُزْنِ "

از عایشه نقل شده است: من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم فرمودند تلبینه دل مریض را قرص و محکم مى کند و اندوه را از بین مى برد.

البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفاى256هـ)، صحیح البخاری، ج5، ص2067 تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

التلبینة حساء یتخذ من دقیق أو نخالة ویجعل فیه عسل وإنما سمیت تلبینة تشبیهاً باللبن لبیاضها ورقتها

ثعالبی گفته است: تلبینه غذاى پخته شده اى است که از آرد یا نخاله آن وروغن درست شده است که در آن عسل ریخته شده باشد، و وجه تسمیه آن شباهتش به شیر است به سبب سفیدى و رقیق بودن آن.

عبد الملک بن محمد بن إسماعیل أبو منصور الثعالبی (متوفاى429، فقه اللغة، ج1، ص58.

عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ أَبِی طَلْحَةَ، عَنِ النَّبِیِّ (ص) قَالَ: " فِی التَّلْبِینَةِ شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ دَاءٍ ".

از اسحاق بن ابى طلحه روایت شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: در تلبینه شفاى از هر درد است.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفاى852هـ)، المطالب العالیة بزوائد المسانید الثمانیة، ج11، ص38، تحقیق: د. سعد بن ناصر بن عبد العزیز الشتری، ناشر: دار العاصمة/ دار الغیث، الطبعة: الأولى، السعودیة - 1419هـ.

«نماز» شفاست

عَنْ أَبِی هُرَیْرَة، قَالَ: مَا هَجَّرْتُ، إِلَّا وَجَدْتُ النَّبِیَّ (ص) یُصَلِّی، قَالَ: فَصَلَّى، ثُمَّ قَالَ: " اشِکَنْبْ دَرْدْ؟ ". قَالَ: قُلْتُ: لَا، قَالَ: " قُمْ فَصَلِّ، فَإِنَّ فِی الصَّلَاةِ شِفَاءً ".

ابوهریره از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده است: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: اى ابا هریره! آیا شکمت درد مى کند؟ عرض کردم: بلى. فرمودند: بلند شو نماز بخوان به راستى در نماز شفاست.

الشیبانی، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى241هـ)، مسند أحمد بن حنبل،ج2 ص390 ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.

« ذکر لا حول ولا قوه الا بالله » شفاست

عَنْ بَهْزِ بْنِ حَکِیمٍ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ جَدِّهِ، عَنِ النَّبِیِّ (ص) قَالَ: أَکْثِرُوا مِنْ قَوْلِ: لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ، فَإِنَّهُ کَنْزٌ مِنْ کُنُوزِ الْجَنَّةِ، وَإِنَّ فِیهِ شِفَاءً مِنْ تِسْعَةٍ وَتِسْعِینَ دَاءً، أَوَّلُهَا الْهَمُّ.

از بهز بن حکیم از پدرش و پدرش از جدش از رسول خدا(ص) روایت کرده: آن حضرت فرمودند: ذکر لاحول و لا قوة الا بالله را زیاد بگویید ؛ زیرا این ذکر گنجى از گنجهاى بهشتى است و در آن شفاى نود ونه درد است که اولین آنها اندوه است.

ابوالقاسم سلیمان بن أحمد بن أیوب (متوفاى360هـ)، المعجم الأوسط، ج1 ص289 ،تحقیق: طارق بن عوض الله بن محمد،‏عبد المحسن بن إبراهیم الحسینی، ناشر: دار الحرمین - القاهرة – 1415هـ.

«غبار مدینه» شفاست

عَنْ إِسْمَاعِیل بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ ثَابِتِ بْنِ قَیْسِ بْنِ شَمَّاسٍ، عَنْ أَبِیهِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): غُبَارُ الْمَدِینَةِ شِفَاءٌ مِنَ الْجُذَامِ.

اسماعیل بن محمد بن ثابت بن قیس بن شماس از پدرش از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده است: گرد وغبار شهر مدینه شفاى از جذام است.

السیوطی، جلال الدین أبو الفضل عبد الرحمن بن أبی بکر (متوفاى911هـ)، الفتح الکبیر فی ضم الزیادة إلى الجامع الصغیر، ج2 ص242، دار الفکر - بیروت / لبنان - 1423هـ - 2003م، الطبعة: الأولى، تحقیق: یوسف النبهانی.

أبو البقاء محمد بن أحمد بن محمد ابن الضیاء المکی الحنفی الوفاة: 854هـ، تاریخ مکه المکرمه و مسجد الحرام تاریخ مکة المشرفة والمسجد الحرام والمدینة الشریفة والقبر الشریف، ج1، ص234، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان - 1424هـ - 2004م، الطبعة: الثانیة، تحقیق: علاء إبراهیم، أیمن نصر

«خرمای عجوه منطقه عالیه» شفاست

عَنْ عَائِشَةَ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: " إِنَّ فِی عَجْوَةِ عجوة الْعَالِیَةِ شِفَاءً....

عایشه از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده است که: به درستیکه در خرماى عجوة منطقه عالیه شفاست....

النیسابوری القشیری، ابوالحسین مسلم بن الحجاج (متوفاى261هـ)، صحیح مسلم، ج3 ص1619 تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت.

النسائی، ابوعبد الرحمن أحمد بن شعیب بن علی (متوفاى303 هـ)، السنن الکبرى، ج4ص 369، تحقیق: د.عبد الغفار سلیمان البنداری، سید کسروی حسن، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1411 - 1991.

الشیبانی، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج6 ص105 ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.

«دنبه گوسفند اعرابی» شفاست

أَنَسَ بْنَ مَالِکٍ، یَقُولُ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) یَقُولُ: " شِفَاءُ عِرْقِ النَّسَا، أَلْیَةُ شَاةٍ أَعْرَابِیَّةٍ تُذَابُ، ثُمَّ تُجَزَّأُ ثَلَاثَةَ أَجْزَاءٍ، ثُمَّ یُشْرَبُ عَلَى الرِّیقِ فِی کُلِّ یَوْمٍ جُزْءٌ "

انس بن مالک از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت مى کند که شفاى سیاتیک، ذوب شده ى دنبه گوسفند اعرابى است، که سه قسمت شود و در هر روز یک سوم آن ناشتا نوشیده شود.

الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى405 هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج4، ص229 تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990.

«بول شتر و شیر او» شفاست

أَنَّ ابْنَ عَبَّاسٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): " إِنَّ فِی أَبْوَالِ الْإِبِلِ وَأَلْبَانِهَا، شِفَاءً لِلذَّرِبَةِ بُطُونُهُمْ "

ابن عباس از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده: در بول و شیر شتر شفاى ذربه شکم («ذرب» به تحریک راء دردى است که عارض بر معده مى شود و غذا هضم نمى شود و در آن فاسد مى شود و «ذرب» به سکون راء دردى است که عارض بر کبد مى شود.مجمع البحرین / ج‏2 /ص 58 ) است.

الطبرانی، ابوالقاسم سلیمان بن أحمد بن أیوب (متوفاى360هـ)، المعجم الکبیر، ج12 ص238تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ناشر: مکتبة الزهراء - الموصل، الطبعة: الثانیة، 1404هـ – 1983م.

«استنجاء با آب » شفای بواسیر است

عَنْ عَائِشَةَ " أَنَّ نِسْوَةً مِنْ أَهْلِ الْبَصْرَةِ دَخَلْنَ عَلَیْهَا، فَأَمَرَتْهُنَّ أَنْ یَسْتَنْجِینَ بِالْمَاءِ، وَقَالَتْ: مُرْنَ أَزْوَاجَکُنَّ بِذَلِکَ، فَإِنَّ النَّبِیَّ (ص) کَانَ یَفْعَلُهُ، وَهُوَ شِفَاءٌ مِنَ الْبَاسُورِ "

از عایشه نقل شده است که زنانى از اهل بصره بر او وارد شدند آنها را امر کرد که با آب استنجاء کنند. سپس به آنان توصیه کرد که به شوهرانشان هم امر به استنجاء به آب کنند، استنجاء به آب از سنت نبوى بوده است و استنجاء با آب شفاى از بواسیر است.

الشیبانی، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج6ص93، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.

گیاه «سنا» شفاست

عَنْ أَسْمَاءَ بِنْتِ عُمَیْسٍ، قَالَتْ: قَالَ لِی رَسُولُ اللَّهِ (ص): "... فَقَالَ: " لَوْ کَانَ شَیْءٌ یَشْفِی مِنَ الْمَوْتِ کَانَ السَّنَا، أَوِ السَّنَا شِفَاءٌ مِنَ الْمَوْتِ.

از اسماء بنت عمیس نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود:... اگر چیزى شفاى از مرگ باشد آن چیز گیاه «سنا» است، یا سنا شفاى از مرگ است.

الشیبانی، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج6 ص369 ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.

الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى405 هـ)، المستدرک علی الصحیحین،ج4، ص448، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990.

«شیر گاو» شفاست

عَنْ طَارِقِ بْنِ شِهَابٍ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ، عَنِ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآَلِهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: " مَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ دَاءٍ إِلا وَقَدْ أَنْزَلَ لَهُ شِفَاءً، وَفِی أَلْبَانِ الْبَقَرِ شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ دَاءٍ ".

طارق بن شهاب از عبد الله از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده است: خداوند هیچ دردى را خلق نکرده؛ مگر اینکه دوایش را آفریده است و در شیر گاو شفاى براى تمامى دردهاست.

الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى405 هـ)، المستدرک علی الصحیحین، 4، ص218، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990،

النسائی، ابوعبد الرحمن أحمد بن شعیب بن علی (متوفاى303 هـ)، السنن الکبرى، ج4، ص371، تحقیق: د.عبد الغفار سلیمان البنداری، سید کسروی حسن، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1411 - 1991.

هلیله سیاه (ِالْهِلِیلِجِ الأَسْوَدِ) شفاست

عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآَلِهِ وَسَلَّمَ: " عَلَیْکُمْ بِالْهِلِیلِجِ الأَسْوَدِ، فَاشْرَبُوهُ، فَإِنَّهُ شَجَرَةٌ مِنْ شَجَرِ الْجَنَّةِ، طَعْمُهُ مُرٌّ، وَهُوَ شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ دَاءٍ ".

ابوهریره از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده است که بر شماست که هلیله سیاه بخورید ؛ چون هلیله سیاه یک درخت بهشتى است و طعم تلخى دارد و شفاى براى تمامى دردهاست.

الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى405 هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج4، ص448، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990.

«نمک» شفاست

عَنْ عَلِیٍّ رَضِیَ اللّهُ عَنْهُ، قَالَ: قَالَ لِی رَسُولُ اللَّهِ (ص): " إِذَا أَکَلْتَ فَابْدَأْ بِالْمِلْحِ، وَاخْتِمْ بِالْمِلْحِ، فَإِنَّ الْمِلْحَ شِفَاءُ سَبْعِینَ دَاءً، أَوَّلِهَا الْجُنُونِ وَالْجُذَامِ، وَالْبَرَصِ، وَوَجَعِ الْأَضْرَاسِ، وَوَجَعِ الْحَلْقِ، وَوَجَعِ الْبَطْنِ ".

على علیه السلام (ع) از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت فرمود: هنگام غذا خوردن با نمک شروع کن و با نمک پایان بده، به درستیکه نمک شفاى هفتاد درد است، از آن جمله است جنون و جذام و پیسى و ورم لثه و ورم حلق و و ورم شکم است.

العسقلانی، ابن حجر ،متوفای 852 المطالب العالیه بزوائد المسانید الثمانیه،ج 10، ص705، دار النشر العاصمه - الغیث المملکه العربیه السعودیه محقق عبد الله بن عبد المحسن بن احمد التوجیری الطبعه الاولی، عام 1998 م – 1419 هـ.


پرپین (یا الرِّجْلَةِ یا الفرفحینه یا سرمه یا خرفه) شفاست


إِبْرَاهِیمُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَسْلَمِیُّ، عَنْ ثَوْرٍ، قَالَ: مَرَّ النَّبِیُّ (ص) بِالرِّجْلَةِ، وَفِی رِجْلِهِ قُرْحَةٌ، فَدَاوَاهَا بِهَا، فَبَرَأَتْ، فَقَالَ النَّبِیُّ (ص): " بَارَکَ اللَّهُ فِیکِ، انْبُتِی حَیْثُ شِئْتِ، فَأَنْتِ شِفَاءٌ مِنْ سَبْعِینَ دَاءً، أَدْنَاهُ الصُّدَاعُ ".

ابراهیم بن محمد اسلمى از ثور روایت کرده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله از کنار بوته رجله اى (پرپین یا خرفه ) عبور کردند و بوسیله آن کوبیدگى که در پاى مبارکشان بود درمان کردند سپس به آن خطاب کردند رشد کن هرجا که بخواهى زیرا تو شفا دهنده هفتاد درد هستى که کمترینش سردرد است.

الحارث بن أبی أسامة / الحافظ نور الدین الهیثمی الوفاة: 282بغیة الباحث عن زوائد مسند الحارث، ج2، ص579، دار النشر: مرکز خدمة السنة والسیرة النبویة - المدینة المنورة - 1413 - 1992، الطبعة: الأولى، تحقیق: د. حسین أحمد صالح الباکری

«بادمجان» شفاست

عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: کُنَّا فِی وَلِیمَةِ رَجُلٍ مِنَ الأَنْصَارِ، فَأَتَى بِطَعَامٍ فِیهِ بَاذِنْجَانُ، فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الْقَوْمِ: یَا رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِنَّ الْبَاذِنْجَانَ یُهَیِّجُ الْمرارَ وَیُیَبِّسُ اللِّسَانَ، فَأَکَلَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) بَاذِنْجَانَةً فِی لُقْمَةٍ، فَأَعَادَ الرَّجُلُ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): " إِنَّمَا الْبَاذِنْجَانُ شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ دَاءٍ، وَلا دَاءَ فِیهِ ".

از ابن عباس مى گوید ما بر خوان ولیمه مردى از انصار بودیم که غذایى آورد که در آن بادمحان بود، مردى از قوم گفت یا رسول الله (ص) بادمجان تلخى ها را زیاد دارد و زبان را خشک مى کند، پس حضرت بادمجان کوچکى را دریک لقمه خوردند آن مرد باز هم همان حرفها را تکرار کرد، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بادمجان شفاى از هر دردى است و مرضى در آن نیست.

عبد الرحمن بن محمد بن احمد بن فضاله النیسابوری، متوفای 420، فوائد ابی علی بن فضاله،، ص4.


«پنیر به همراه گردو» شفاست

عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: قَالَ النَّبِیُّ (ص): الْجُبْنُ دَاءٌ فَإِذَا أُکِلَ بِالْجَوْزِ فَهُوَ شِفَاءٌ.

از ابن عباس نقل شده است: «رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: پنیر مرض است؛ اما هنگامیکه با گردو خورده شود شفاست. »

الرافعی القزوینی، عبد الکریم بن محمد (متوفاى 623 هـ)، التدوین فی أخبار قزوین، ج1،، ص457، تحقیق: عزیز الله العطاری، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1987م.


«نوشیدن اضافه وضوء مؤمن » شفاست

عَبْدَ اللَّهِ بْنَ بِشْرٍ، وَجَمَاعَةً مِنْ أَصْحَابِ النَّبِیِّ (ص) یَقُولُونَ: سَمِعْنَا النَّبِیَّ (ص) یَقُولُ: " الشُّرْبُ مِنْ فَضْلِ وُضُوءِ الْمُؤْمِنِ فِیهِ شِفَاءٌ مِنْ سَبْعِینَ دَاءً أَدْنَاهُمُ الْهَمُّ".

عبد الله بن شبر و جماعتى از اصحاب پیامبر (ص) از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده اند: خوردن اضافه آب وضوى مومن شفاى از هفتاد درد است که کوچکترین آنها اندوه است.

ابن الجوزی، عبد الرحمن بن علی بن الجوزی (متوفای 597 هـ)، العلل المتناهیة فی الأحادیث الواهیة، ج1، ص352، تحقیق: خلیل المیس، دار النشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، الطبعة: الأولى 1403.


«آب زمزم» شفاست

عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): " مَاءُ زَمْزَمَ لِمَا شُرِبَ لَهُ، فَإِنْ شَرِبْتَهُ تَسْتَشْفِی بِهِ شَفَاکَ اللَّهُ، وَإِنْ شَرِبْتَهُ مُسْتَعِیذًا عَاذَکَ اللَّهُ، وَإِنْ شَرِبْتَهُ لِیَقْطَعَ ظَمَأَکَ قَطَعَهُ ".

ابن عباس از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده است آب زمزم براى هر آنچه نوشیده شود (برآورده مى شود ) اگر نوشیدى که شفا پیدا کنى خدا تو را شفاء مى دهد، اگر به نیت استعاذه بنوشى خداوند تورا پناه مى دهد، و اگر براى رفع تشنگى نوشیدى تشنگى ات را رفع مى کند.

الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى405 هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج1، ص646 تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990،

سیره عملی اهل سنت در استشفاء


آب غسل ابن تیمیه شفا است

ابن کثیر دمشقى، در شرح حال استادش ابن تیمیه حرانى مى نویسد که در تشییع جنازه ابن تیمیه، مردم کارهاى خارق العاده اى کردند؛ از جمله این که تعدادى از مردم آب باقى مانده از غسل ابن تیمیه را نوش جان کردند:


وحضَرها نساءٌ کثیرات بحیثُ حُزِرْنَ بخَمْسَةَ عَشَرَ ألفا (امرأة غیر اللاتی کن على الاسطحة وغیرهن الجمیع یترحمن ویبکین علیه فیما قیل) وأما الرجال فحُزِرُوا بستین ألفا وأکثر إلى مائتی ألفٍ وشَرِبَ جماعةٌ الماءَ الذی فَضَلَ من غَسْلِه واقْتَسَمَ جماعةٌ بَقِیَّةِ السِّدرِ الذی غُسِّلَ به وقیل: إن الطاقِیّةِ التی کانت على رأسه دُفِعَ فیها خَمْسُمائةِ درهمٍ وقیل: أن الخَیْطِ الذی کان فیه الزَّئْبَقُ الذی کان فی عُنُقِه بسبب القَمْلِ مائة وخمسونَ درهماً....

در تشییع جنازه ابن تیمیه زنان زیادى شرکت کرده بودند؛ به طورى که پانزده هزار نفر تخمین زده مى شدند؛ غیر از آن ها که از بالاى بام ها نگاه مى کردند، همه آن ها براى ابن تیمیه گریه مى کردند و براى او طلب رحمت مى کردند. اما مرد ها شصت تا دویست هزار نفر تخمین زده مى شدند. گروهى از تشییع کنندگان، باقى مانده آب غسل ابن تیمیه را نوش جان کردند، گروه دیگرى باقى مانده سدر او را بین خود تقسیم کردند. گفته شده که گلاهى را که او بر سر داشت به پانصد درهم خریدند و همچنین گفته شده که ریسمانى را که به جیوه آغشته کردند و براى دفع شپش هاى او روى جنازه انداخته بودند، شخصى به صد و پنجاه درهم خرید....

ابن کثیر الدمشقی، ابوالفداء إسماعیل بن عمر القرشی (متوفاى774هـ)، البدایة والنهایة، ج14، ص136، ناشر: مکتبة المعارف – بیروت.

وقتى پیروان ابن تیمیه، آب غسل او را به منظور استشفا مى خوردند، چرا به خاک کربلا و... اشکال مى گیرند؟


خاک قبر ابن تیمیه شفا است

ابن ناصر الدین دمشقى یکى از فضائل ابن تیمیه را شفا دادن خاک قبر او شمرده است. وى در کتاب الرد الوافر مى نویسد:

قال علی بن عبد الکریم ابن الشیخ سراج الدین البغدادی الاصل البطایحی المزی أخبرنی بشیء غریب قال: کنت شابا وکانت لی بنت حصل لها رمد وکان لنا اعتقاد فی ابن تیمیة وکان صاحب والدی ویأتی الینا ویزور والدی فقلت فی نفسی لآخذن من تراب قبر ابن تیمیة فلأکحلها به فانه طال رمدها ولم یفد فیها الکحل فجئت الى القبر فوجدت بغدادیا قد جمع من التراب صررا فقلت ما تصنع بهذا؟ قال أخذته لوجع الرمد أکحل به أولادا لی فقلت: وهل ینفع ذلک؟ فقال: نعم! وذکر أنه جربه فازددت یقینا فیما کنت قصدته فأخذت منه فکحلتها وهی نائمة فبرأت قال وحکیت ذلک لابن قاضی الجبل یعنی الامام شرف الدین أبا العباس أحمد ابن الحسن بن عبد الله بن شیخ الاسلام أبی عمر المقدسی قال وکان یأتی الینا فأعجبه ذلک وکان یسألنی ذلک بحضرة الناس فأحکیه ویعجبه ذلک.

على بن عبد الکریم داستان عجیبى را براى من نقل کرد و گفت:

من جوان بودم و دخترى داشتم که چشم درد داشت، ما به ابن تیمیه اعتقاد داشتیم، او رفیق پدرم بود و پیش ما مى آمد و با پدرم دیدار مى کرد. با خودم گفتم که از خاک قبر ابن تیمیه بردارم و آن را در چشم دخترم همانند سرمه بمالم؛ چون چشم درد او طولانى شده بود و هیچ سرمه اى نیز فایده نداشت. پس سر قبر ابن تیمیه رفتم، دیدم مردى بغدادى خاک هاى قبر ابن تیمیه را در کیسه هاى جمع مى کند، گفتم: با این ها چه مى کنی؟ گفت: من آن ها را براى درد چشم بر مى دارم تا آن ها به چشم فرزندان خود همانند سرمه بمالم. گفتم: ایا این خاک فایده دارد؟ گفت: بلى من آن را تجربه کرده ام.

پس بر یقینم افزوده شد و مقدارى از خاک قبر را برداشتم و آن را به چشم دخترم مالیدم؛ در حالى که او خوابیده بود؛ پس فورا چشمش بینا شد.

این داستان را شیخ الإسلام ابوعمر مقدسى در میان گذاشتم او نیز تعجب کرد، این قضیه را از من در حضور مردم سؤال کرد من نیز داستان را نقل کردم

ابن ناصرالدین الدمشقی، ابو عبدالله شمس الدین محمد بن عبدالله (متوفاى842هـ)، الرد الوافر على من زعم بان من سمى ابن تیمة شیخ الاسلام کافر، ص39، مطبعة کردستان العلمیه ـ مصر، 1329هـ.

وقتى خاک قبر ابن تیمیه، شفا باشد، چه اشکالى دارد که خداوند همین اثر را در خاک قبر سید الشهداء علیه السلام قرار داده باشد؟

خاک قبر بخاری شفا است

آقاى ذهبى در کتاب خود در مورد وفات و دفن بخارى نوشته است:

«واما التراب، فانّهم کانوا یرفعون عن القبر، حتّى ظهر القبر، ولم یکن یُقدَر على حفظ القبر بالحراس، وغلبنا على أنفسنا فنصبنا على القبر خشباً مُشَّبکاً، لم یکن أحدٌ یقدر على الوصول إلى القبر».

«اما خاک قبر مردم تمامى آن را برداشتند (بردند) در حدى که قبر [جسد] آشکار شد به گونه اى که با وجود نگهبانان نیز نمى شد از قبر محافظت کرد و ما مغلوب [مردم] بودیم تا اینکه ضریحى را بر سر قبر نصب کردیم، طوریکه هیچکس نتواند به قبر دسترسى داشته باشد.

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748 هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج12، ص467، تحقیق: شعیب الأرنؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

آیا اهل سمرقند در سال 256 هجرى کافر و مشرک بودند که تبرک مى جستند به خاک قبر محمد بن اسماعیل بخارى؟

آیا کفار تجهیز و کفن و تشییع جنازه و دفن کردند؟

یا اینکه مسلمان بودند و سیره اهل سنت نیز چنین بوده است.

طلب شفاء ابن منکدر از قبر رسول الله

إسماعیل بن یعقوب التیمی


منبع:‌سایت  موسسه ولی عصر (عج) - آیت الله حسینی قزوینی

بسم الله الرحمن الرحیم

 الحمد لله رب العالمین...

 اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن...

======================

 تشرف :

ابوعلی ابن احمد محمودی میگوید : بیست و چند مرتبه به حج مشرف شدم و در تمام سفرها به پرده کعبه میچسبیدم گاه کنار حطیم (فاصله بین حجرالأسود و در کعبه) و مقام ابراهیم می ایستادم بعضی اوقات به حجرالأسود میچسبیدم و دعا میکردم و از خدا میخواستم به شرف ملاقات مولایم صاحب الزمان (علیه السلام) مشرف شوم تا اینکه یک بار در مکه برای خریدن چیزی ایستاده بودم و غلامی همراهم بود غلام کوزه ای در دست داشت من کوزه را از دست او گرفتم و برای قیمت آن چیز پولی به غلام دادم اوهم مشغول معامله شد و من منتظر شدم معامله تمام شود ناگاه شخصی به من اشاره کرد صورتم را برگرداندم مردی دیدم که از مهابت او بدنم لرزید فرمود : این کوزه را میفروشی ؟ از شدت هیبتی که داشت نتوانستم جوابی بدهم و همان وقت از نظرم غائب شد او مولایم بودچون قبلا در مکه روزی نزدیک کوه صفا نماز میخواندم در حال سجده آرنج خود را به سینه چسبانده بودم ناگاه همین آقا به من اشاره کرد و فرمود: آرنج خود را از سینه ات جدا کن  لذا یقین کردم حضرت را زیارت کرده ام.

(عبقری الحسان ص 320)

======================

موضوع: تخریب قبور ائمه بقیع (علیهم السلام)

مراجع عظام تقلید در رابطه با وهابیت فرمودند:

وهابیت مولود کفر و یهود است و هدف تأسیس فرقه وهابیت، مبارزه با اسلام و قرآن و أهل بیت (علیهم السلام) است و چه بسا اینها روزی خانه خدا را همانند ابرهه نشان خواهند گرفت.

=================

بخش اول:کارنامه سیاه وهابیت

یکی از خطرناک‌ترین پدیده‌هایی که توسط وهابیت وارد جامعه اسلامی شد و أمت اسلامی را گرفتار کرد، قضیه تکفیر أمت اسلامی است.

 

1. إبن تیمیه و مشرک دانستن مسلمین و قتل آنان

إبن تیمیه که در قرن 7 و 8، مبانی فکری و اعتقادی وهابیت را رقم زد، رسما اعلام کرد:

من یأتی إلی قبر نبیّ أو صالح و یسأله حاجته و یستنجده ... فهذا شرک صریح، یجب أن یُستتابَ صاحبُه، فإن تاب و إلاّ قُتِل.

هر کسی که به قبر پیامبر یا یک از صالحین متوسل شود، مشرک و کافر است و باید او را به توبه کردن واداشت؛ در غیر این‌صورت باید کشته شود.

(زیارة القبور و الإستنجاد بالمقبور، ص156 ـ الهدیّة السنیّة، ص40)

از استوانه‌های علمی أهل سنت، مانند امام سُبْکی، قاضی عیاض، حصنی دمشقی و ذهبی صراحت دارند:

قبل از پیدایش فکر إبن تیمیه در حرمت توسل به پیامبر (صلی الله علیه و سلم)، هیچ عالم و مسلمانی در رابطه با حرمت توسل به پیامبر (صلی الله علیه و سلم) سخن نگفته است و اولین بار، این زندیق حران بود که این سخن را بیان کرد.

===================

2. محمد بن عبد الوهاب و مباح نمودن مال و جان مسلمین

خود محمد بن عبد الوهاب، موسس حکومت سیاسی وهابیت وقتی به این قضیه می‌رسد، می‌گوید:

و إنّ قَصْدَهم الملائکة و الأنبیاء و الأولیاء، یریدون شفاعتهم و التقرّبَ إلی اللّه بذلک، هو الذی أحلّ دماءَهم و أموالَهم.

کسانی که متوسل به ملائکه و انبیاء و اولیاء می‌شوند و از آنها شفاعت می‌خواهند و به وسیله آنان به خدا تقرب می‌جویند، مال و جان‌شان حلال و مباح است.

(کشف الشبهات، ص58، ط. دار القلم بیروت)

 (مجموع مؤلّفات الشیخ محمّد بن الوهاب، ج6، ص115)

( رسالة کشف الشبهات)

یعنی هر کس بگوید «یا رسول الله»، خون و مالش هدر و واجب القتل و مهدور الدم است. یعنی توسل به نبی مکرم (صلی الله علیه و آله)، از دیدگاه اینها، از گناهان کبیره مانند زنا بالاتر است. چون اگر کسی مرتکب زنا شود، در دفعه اول و دوم او را شلاق می‌زنند و بعضی‌ها در مرتبه سوم و چهارم حکم قتل را صادر می‌کنند؛ ولی محمد بن عبد الوهاب رسما اعلام می‌کند: «جرم توسل به پیامبر (صلی الله علیه و سلم)، جز قتل و مصادره اموال، چیز دیگری نیست».

=============================

آیا این انگشت اتهام، فقط متوجه جهان تشیع است؟!

 تمام فقهاء أهل سنت؛ فقهاء احناف و مالکی‌ها و شافعی‌ها و حنبلی‌ها، حتی خود إبن قدامه مقدسی حنبلی در کتاب المغنی، بحث توسل به نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) را مطرح می‌کند و زیارت‌نامه مخصوصی برای نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) ذکر می‌کند و در زیارت‌نامه‌اش،( آیه 64 سوره نساء) را می‌آورد:

وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا

و می‌گوید:

لازم است که هر کسی به زیارت قبر نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) می‌رود، بگوید:

یا رسول الله! خداوند در قرآن فرموده است: هر کس تو را بین خودش و خدای خودش واسطه قرار بدهد، خداوند گناهانش را می‌بخشد. از راه دور آمده‌ام و به تو متوسل شده‌ام و تو را بین خودم و خدای خودم واسطه قرار می‌دهم.

قضیه توسل به نبی مکرم (صلی الله علیه و آله)، چیزی نیست که مربوط به شیعه باشد. یعنی حکم تکفیر اینها، شامل تمام مسلمانان دنیا می‌شود.

 

 

تاریخ وهابیت را ببینید، کتاب الدرر السنیة فی الردّ علی الوهابیة که یکی از مفتیان مکه مکرمه به نام زینی دحلان آن را نوشته و یک عالم سنی و شافعی مذهب است و هم‌چنین کسانی که تاریخ آل سعود را نوشته‌اند، ببینید که در سال 1157 هجری، وقتی حکومت سیاسی وهابیت در اطراف ریاض رقم می‌خورد و تأسیس می‌شود، با دستور محمد بن عبد الوهاب (جدّ أعلای آل شیخ، مفتی أعظم فعلی عربستان سعودی) و سربازان محمد بن سعود (جدّ أعلای ملک فهد و ملک عبد الله) فتوا دادند:

ریختن خون مسلمانان حلال است و اموال‌شان را باید به عنوان غنائم جنگی تصرف کرد.

در منطقه نجد، اطراف درعیه، به روستاها و شهرها هجوم بردند و مسلمانان را کشتند و اموال‌شان را به عنوان غنائم جنگی تصرف کردند. آنها که شیعه نبودند؛ همه‌شان از أهل سنت بودند. اگر امروز وهابیت و سرکردگان و لیدرهای‌شان مانند بن جبرین و البراک فتوا به تخریب حرم عسکریین (علیهما السلام)، حرم أمیر المؤمنین (علیه السلام)، امام حسین (علیه السلام) و حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) می‌دهند؛ چیز تازه‌ای نیست.

============================

3. شهادت به کفر مسلمانان، شرط ورود به آیین وهابیت

در همان سال 1157 هجری، طبق دستور محمد بن عبد الوهاب، سربازان وهابی، اولین حرمی را که ویران کردند و با خاک یکسان کردند، قبر برادر خلیفه دوم، زید بن خطاب بود. یعنی ضربه وهابیت، قبل از آنکه متوجه جهان تشیع بشود، متوجه جهان أهل سنت است. جالب این‌که آقای زینی دحلان در کتاب الدرر السنیة صراحتا می‌گوید:

و إذا أراد أحد الدخول فی دینه، یقول له بعد الشهادتین: أشهد علی نفسک إنّک کنت کافراً و علی والدیک أنّهما ماتا کافرین و علی فلان و فلان و یسمّی جماعة من أکابر العلماء الماضین أنّهم کانوا کفّاراً، فإن شهد قبله و إلاّ قتله و کان یصرّح بتکفیر الأمّة منذ ستّمائة سنة و یکفّر من لا یتّبعه و یسمّیهم المشرکین و یستحلّ دماءهم و أموالهم.

اکر کسی می‌خواست وارد آیین وهابیت شود، باید 5 شهادت را بر زبان جاری می‌کرد تا او را به عنوان مسلمان می‌پذیرفتند و تا قبل از این‌که وارد آیین وهابیت بشود، کافر بوده است. بعد از شهادت به وحدانیت خداوند و رسالت پیامبر (صلی الله علیه و سلم)، باید شهادت می‌داد علیه خودش که قبل از این‌که وارد آیین وهابیت بشود، کافر بوده؛ باید شهادت می‌داد که والدینش که توفیق ورود به آیین وهابیت را نداشته‌آند، به صورت کافر از دنیا رفته‌اند ؛ باید شهادت می‌داد که فلانی و فلانی و جماعتی از علماء اسلام که از دنیا رفته‌اند، کافر بودند؛ اگر این شهادات را می‌گفت، از او قبول می‌کردند، وگرنه کشته می‌شد.

(الدرر السنیّة فی الرد علی الوهابیة، ص46) 

 (الفجر الصادق لجمیل صدقی الزهاوی، ص17)

 ( کشف الإرتیاب، ص135)

  (خلاصة الکلام لدحلان، ص229 ـ 330 )

================

این سخن شیخ طوسی (ره)، کلینی (ره)، صدوق (ره)، علامه حلی (ره) و مجلسی (ره) نیست؛ سخن مفتی مکه مکرمه، زینی دحلان (متوفای 1405 هجری) است که کاملا مهد وهابیت بزرگ شده است.

این است آیین وهابیت. به تعبیر کاشف الغطاء (ره): «هذه هی الوهابیة».

.=====================

4. تطبیق آیه إکمال بر آیین وهابیت

دریادار سرتیپ ایّوب صبری‌ (سرپرست مدرسه عالی نیروی دریایی در دولت عثمانی ضد شیعه و معاصر با عصر محمد بن عبد الوهاب) کتابی دارد به نام تاریخ وهابیان  اخیرا این کتاب در مصر، توسط مؤسسه الهدف للإعلام و لنشر به زبان عربی چاپ شده به نام تاریخ الوهابیة. ایشان کاملا عقائد و عملکرد و پرونده وهابیت را لحظه به لحظه دنبال کرده است. ایشان در این کتاب می‌نویسد:

سعود بن عبد العزیز (نوه محمد بن سعود) پس از تصرّف مدینه منوّره (در سال 1219 هجری)، تمام مسلمانان را در مسجد النبی جمع کرد و درهای مسجد را بست و این‌گونه سخن آغاز نمود:

 یا أهالی المدینة، إنّ دینکم الیوم قد کمل و غمرتکم نعمة الإسلام و رضی اللّه عنکم طبق قوله تعالی: (الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ) (المائدة: 3) ذرو أدیان آبائکم الباطلة و لا تذکروهم بإحسان أبداً و احذروا أن تترحّموا علیهم; لأنّهم ماتوا علی الشرک بأسرهم.

ای أهل مدینه! ... امروز دین شما کامل شد، دین پدران‌تان را که باطل بود، رها کنید و هرگز پدران‌تان را به نیکی یاد نکنید و بپرهیزید از این‌که برای پدران‌تان طلب رحمت کنید؛ زیرا آنها به حال شرک از دنیا رفته‌اند.

(تاریخ الوهّابیّة، ص126، چاپ الهدف للإعلام و النشر ـ القاهرة، سنة 2003 میلادی)

آیا مبارزه وهابیت، فقط با شیعه است؟ یا نه، وهابیت پایه اول مبانی فکری خودشان و کارنامه عملی خودشان را با حذف قرآن و حذف اسلام و مبارزه با کل جهان اسلام آغاز کرده‌‌اند.

5. کشتار عمومی علماء اهل سنّت

همین آقای دریادار أیوب صبری به نقل از عبد العزیز بن سعود می‌گوید:

اگر ما بخواهیم ندای وهابیت را به دنیا و قلب بغداد برسانیم، باید تمام علماء أهل سنت که دم از سنت می‌زنند، از لب شمشیر بگذرانیم.

و لأجل تحقیق هذا الأمل، فلابدّ من أن نجتثّ دابر علماء العامّة الذین یدّعون أنّهم یتّبعون السنّة النبویّة السنیّة و الشریعة المحمدیّة العلیّة و بعبارة أخری: نستأصل شأفة المشرکین الذین یسمّون أنفسهم بإسم علماء أهل السنّة و لا سیّما من یشار إلیه بالبنان منهم. إذ ما دام هؤلاء فی قید الحیاة فسوف لا یروق لأتباعنا بلغة من العیش، فلذا ینبغی أن نبید من یظهر بعنوان عالم أولاً، ثمّ نحتلّ بغداد ثانیاً.

برای رسیدن به هدف، باید دُم تمام علماء أهل سنت را که از سنت نبوی و شریعت محمدی تبعیت می‌کنند، قطع کنیم.

(تاریخ الوهّابیّة، ص55، چاپ الهدف للإعلام و النشر ـ القاهرة، سنة 2003 میلادی)

یعنی علماء أهل سنت، مانع بزرگ ما هستند برای نشر مبانی فکری و اعتقادی وهابیت و باید اول اینها را از سر راه‌مان برداریم.

باز هم ایشان در جای دیگری از این کتاب می‌نویسد:

وقتی اینها در سال 1218 هجری حمله کردند به مکه مکرمه برای تصرف آنجا، انبوه زیادی از علماء أهل سنت را کشتند و نابود کردند، بدون آن‌که کوچک‌ترین جرمی برای آنها ذکر کنند.

قتل سعود الوخیم العاقبة کثیراً من علماء العامّة بدون ذنب.

سعود بن عبد العزیز بیچاره و عاقبت به شر، تعداد زیادی از علماء أهل سنت را بدون گناه کشت.

(تاریخ الوهّابیّة، ص95، چاپ الهدف للإعلام و النشر ـ القاهرة، سنة 2003 میلادی)                                                              ادامه دارد....

ویران شده بقیع و دل ما عزا گرفت

بزم غمی به ناله خیرالنساء گرفت

ویران شده مزار عزیزان فاطمه

برلب رسیده جان محبان فاطمه

ویران شده بهشت ولا وامصیبتا

یثرب شده چو کرببلا وامصیبتا

گاهی بقیع گشته خراب از سر جفا

گاهی عدو نموده جسارت به سامرا

خراب کردن حرم سابقه دارد سوزاندن و آتش زدن سابقه دارد اگر آنروز در خانه زهرا را آتش نزده بودند کجا  خیمه حسین را آتش میزدند؟

اگر آنروز مدینه وارد خانه علی نشده بودند کجا وارد خانه امام صادق میشدند؟

اگر خانه علی را هتک حرمت نمینمودند کجا بقیع حرم ائمه بقیع هتک حرمت و خراب مینمودند ؟

شیعیان را مجبور کردند خودشان با دست خودشان حرم را خراب کنند برخی مقاومت کردند سرآنها را از بدن جدا کردند برخی وقتی در حال خراب کردن بودند خشت ها و آجرهای دیوارهای حرم ائمه بقیع را برمیداشتند و به چشم میکشیدند و گریه میکردند صدای ناله های شیعه آنروز بلند بود شاید همگی در دل فریاد میزدند وامحمدا  همانگونه که وقت آتش گرفتن خیمه ها زینب صدا میزد وامحمدا

الا لعنت الله علی القوم الظالمین

=======================

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین...

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن...

===================

کی شود از تو بیاید خبری مهدی جان

برسد این شب ما را سحری مهدی جان

همه شب از غم تو ناله زنم تا به سحر

جلوه کن بر دل زارم سحری مهدی جانِ

آه و افسوس که عمرم به فراق تو گذشت

حاصلم نیست به جز چشم تری مهدی جان

مادرت گفت میان در و دیوار بیا

که مرا وارث خون پسری مهدی جان

بین چه سان سیلی دشمن رخ من کرده کبود

این چنین تیره نگشته قمری مهدی جان

صورت نیلی خود را ز علی پوشیدم

تا نبیند ز کبودی اثری مهدی جان

=========================

یک تشرف:

مردی روغن فروش در حله میگوید معارف دینم را از مرحوم آقا سید مهدی قروینی یاد گرفتم از ایشان سئوال کردم چطور میشود آقا امام زمان را زیارت کرد؟ ایشان فرمودند چهل شب جمعه به زیارت حضرت ابی عبدالله الحسین برو. تصمیم گرفتم این کار را بکنم و مشغول انجام آن شدم هر هفته شبهای جمعه از حله برای زیارت امام حسین به کربلا میرفتم تا این که فقط یک شب باقی ماند. روز پنج شنبه ای بود که از حله به کربلا رفتم وقتی به دروازه شهر رسیدم دیدم سربازها و نیروهای دولتی با کمال سختی از کسانی که میخواهند وارد شهر شوند درخواست مجوز عبور میکنند و من نه مجوز داشتم نه قیمت آن را . متحیرمانده بودم مردم هم دم دروازه ایستاده بودند و همدیگر ار فشار میدادند تا شاید راهی باز شود من از شلوغی استفاده کردم و خواستم خودم را از لابه لای آنها رد کنم اما نشد.در این حال صاحب خودم  حضرت صاحب  الأمر را داخل شهر و پشت دروازه  دیدم تا آنجناب را دیدم به ایشان استغاثه کردم همان لحظه مولا بیرون آمدند و دست مرا گرفتند و داخل دروازه کردند و هیچ کس مرا ندید وقتی داخل شدم دیگر آن مولای عزیز را ندیدم.

(عبقری الحسان. ص122)

=========================

وهابیت:

الف: بنیان گذاران وهابیت درتاریخ

ابومحمد بربهاری:

در قرن چهارم که با یاران خود مردم را کتک مى‏زدند. براى خدا دست و انگشتان و پا و گیسو تصور مى‏کردند. شیعه را کافر مى‏دانستند.

(وهابیان، نوشته فقیهى)

======================

ابن تیمیه:

در ربیع الاول سال 661 در حران شهرى در مصر متولد شد، در خصوص صفات خدا فتوایى داد که از تدریس محروم شد، بعد از مصر در شام افکارش را رواج داد بنا شد در چاهى زندانى شود و پس از شش ماه آزاد شد و مجددا زندانى شد، و بالاخره در زندان در گذشت طرفداران زیادى داشت و حدود 200 هزار نفر او را تشییع کردند، عده‏اى آب غسلش را براى تبرک مى‏آشامیدند! عقاید او پس از 4 قرن توسط محمد بن عبدالوهاب به صحنه آمد

1- توسل و استغاثه به غیر خدا را شرک میدانست.

2- زیارت قبور و دعا و نماز در کنار قبر و گفتن مثلا یا محمد را شرک می دانست. بنابراین موحد از نظر او نباید به سراغ واسطه‏ها برود. بله، باید مستقیما از خدا بخواهد و رابطه داشته باشد.

3- مسافرت به قصد زیارت پیامبر (صلی الله علیه و آله) را شرک می دانست.

4- کسانی را که از قبور اولیای خدا انتظار نفع یا دفع بلا دارند بت پرست می دانست.

5- قائل به رویت خدا بود.

6- عقیده داشت خداوند به آسمان دنیا فرود مى‏آید، مثل پائین آمدن از منبر. عالمى از پاى منبر مخالفت کرد، طرفداران ابن تیمیه بر سر او ریختند و او را کتک زدند.

7- احادیث فضیلت زیارت را ناصحیح مى‏دانست و مى‏گفت اینکه می گویند وجود پیغمبر بعد از وفات مثل زمان حیات آن بزرگوار است غلط عظیمى است؛

8- هیچ حدیثى بر استحباب زیارت قبر پیغمبر نداریم.

9- به قبر نزدیک شدن بدعت است.

10- رو به قبر ایستادن و با صداى بلند سلام دادن جایز نیست.

=========================

ابن قیم جوریه - محمد بن عبدالوهاب

شیخ محمد بن عبدالوهاب از علماى نجد درقرن 12 است که در شهر عینیه از بلاد نجد متولد شد و فقه را طبق مذهب احمد حنبل خواند و به مدینه و بصره مسافرت کرد. اولین حرف او انکار استغاثه به رسول الله (صلی الله علیه و آله) بود که مردم بصره به خاطر این عقیده او را از بصره بیرون کردند. در حال فرار به خاطر انحرافش در سال 1160 به منطقه درعیه گریخت و با حاکم آنجا محمد بن سعود تماس گرفت و او را با خود همراه ساخت و با وعده هایى که به هم دادند، از قدرت او به نام جهاد فى سبیل الله دست به کار شدند. فکر محمدبن عبدالوهاب و قدرت محمدبن سعود به هم گره خورد و منطقه نجد را تسخیر کردند. محمد بن عبدالوهاب سال 1206 مرد. از علما متنفر و خیلى بدآخوند است، با اینکه خودش طلبه است، فهم و سلیقه‏اش را بر رؤساى همه مذاهب ترجیح مى‏دهد.

=========================

خطوط کلى کار:

1- تحقیق و تکفیر مسلمانان و مباح کردن جان و مال و...آنان

2- هدم کعبه به خاطر اینکه آثار بت پرستى است

3- ویران کردن قبه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و اولیای دین به نام شرک و بت پرستى

4- انتشار قرآنى با تغییرات

و بودجه‏اى هم از طرف انگلستان به او مى‏رسید، حتى بعضى از مخالفان عبدالوهاب را با پول ساکت و تسلیم شیخ کرد و کم کم جمعیتى با ساز و برگ شروع کردند.

===================

اولین جنایات وهابیت:

1- از سال 1216 تا 1225 بارها به عراق هجوم بردند.

2- به نجف حمله ور شدند، ولی با مقاومت مردم روبرو شدند.

3- به کربلا رفتند و آنها روز عید غدیر وارد کربلا شدند و 5000 زائر و کربلایى را شهید کردند.

4- با اسب وارد صحن امام شدند.

5- ضریح مقدس را از جا کندند.

6- سر قبر مطهر هاون آوردند و قهوه را نرم و دم کرده و خوردند.

7- تمام اشیاء نفیس را غارت کردند و حتى خشت‏هاى طلا را بار شتر کردند و رفتند.

8- به طائف حمله کردند.

9- به مکه هجوم آوردند، مردم مکه ترسیدند و یک سره تسلیم شدند و بناشد تفکر عبدالوهاب بر مکه حاکم باشد.

10- در اطراف کعبه خرابی ها بوجود آوردند.

11- به مدینه ریختند و آثار و قبور أئمه را ویران کردند

. ولى جرأت خراب کردن قبر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را نکردند.

======================

جاسوس انگلیسى می گوید:

از بریتانیا کتاب 1000 صفحه‏ اى به نام کیف الاسلام آمده بود، و گوشه هایى از برنامه ‏هاى آن کتاب عبارتند از:

1- دامن زدن به اختلافات

2- اقلیم پرستى و نژادپرستى و تعصبات عرب و عجم و ترک و فارس

3- شخصیتهاى قبل از اسلام هر منطقه احیا شود؛ در مصر فرعون، در ایران زرتشت، در حجاز ابولهب و....

4- علما را متهم نمایند.

5- افراد رذل را در لباس روحانیت قرار دهند.

6- مدارسى درست شود که معلمان علیه علما کار کنند.

7- جلوگیرى از حج، مراسم عزادارى امام حسین (علیه السلام)، توسعه مدارس دینى و حوزه‏ هاى علمیه و تحقیر آنها.

8- تشکیک در خمس که مربوط به غنایم جنگى است، نه ارباح مکاسب.

9- ترویج فساد و کشف حجاب، البته اول از طریق زنان غیر مسلمان و بعد مسلمان.

10- تخریب قبور بزرگان و منع زیارت.

11- برداشتن عمامه.

12- ایجاد روحیه رفاه ‏طلبى و بى تفاوتى و تبلیغ شعار عیسى به دین خود، موسى به دین خود و من و تو را در یک قبر نمى‏ گذارند.

13- منع زبان عربى.

14- ترجمه قرآن به زبانهاى مختلف به جاى قرآن یکنواخت عربى.

15- ممنوع کردن اذان و اقامه و نماز به غیر زبان محلى.

16- ایجاد مذهب الوهیت امام رضا (علیه السلام) در خراسان، امام صادق (علیه السلام) در اصفهان، حضرت مهدى (عج) در سامرا و امام حسین در کربلا.

17- شعله ور کردن جنگهاى موسمى ، محلى، قبیله‏اى، نژادى و...

18- ایجاد بیکارى.

{تلخیص از کتاب خاطرات مستر همفر مسیحى}