منبرها

پایگاه تخصصی منبرها ،منابع منبر را به مبلغان ارائه می کند.
منبرها
پایگاه تخصصی منبرها ،منابع منبر را به مبلغان ارائه می کند.
موضوعات منبر

حسین سلام الله علیه کیست؟ جواب: نمیدانم

حجت الاسلام والمسلمین عدالت

اعوذ بالله من الشیطان العین الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین الصلاة والسلام علی سید الانبیاء والمرسلین حبیب اله العالمین ابی القاسم محمد(صلی الله علیه وآله و سلم) اطیبن الطاهرین المعصومین المکرمین و اللعن دائم علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

«اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَ فی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً»

تو را ای ولی خدا دوست دارم

به حق خدا من تو را دوست دارم

اگرچه بد و عاصی و روسیاهم

تو را خالص و بی ریا دوست دارم

امام زمان

وجود تو را با تمام وجودم

زفرق سرت تا به پا دوست دارم

یابن العسکری

به حق همه اوصیای الهی

تو را خاتم الاوصیاء دوست دارم

سید حلاوی شعر برای امام زمان زیاد دارد، « مات التصبر بانتظارک یا محی الشریعة» آقا صبر مرد، تا کی صبر کنیم ظهور کنی! یک شعری سروده بود خطاب به امام زمان مضمون شعر این است که عرض میکند آقا چطور طاقت داری ببینی که شیعیانت را سر میبرند و ظهور نمیکنی؟ چطور طاقت داری ببینی شیعیانت را قطعه قطعه میکنند ظهور نمیکنی؟

اشعارش را در محافل میخواند سید حلاوی یک شب یکی از علمای حله عراق آمد در منزلش. در زد. سید بیرون آمد صدا زد سید حلاوی آقا فرمود به سید بگو اینقدر دلم را خون نکند. به خدا امر فرجم دست خودم نیست به سید حلاوی بگو به مردم بگوید برای فرجم دعا کنند. خدا فرجم را نزدیک کند.

یا صاحب الزمان

 یا صاحب الزمان

 یا صاحب الزمان

 یا صاحب الزمان

 یا صاحب الزمان

هدیه به پیشگاه مقدس و منور آقا حجت بن الحسن العسکری(عج) و اجداد طاهرینش صلوات جلیل ختم کنید.

هدیه به محضر امام، شهدا، مراجع تقلید، علما و بزرگان و خیرین، اساتید، منسوبین به جمع حاضر، گذشتگان خودتان، گذشتگان از بانیان و خدمتگزاران اهل مجلس، و به جهت سلامتی همه شیعیان حضرت مهدی(عج) سلامتی مراجع، رهبر معظم انقلاب، سلامتی خودتان و خانواده شریف تان و شفای مریض هایتان یک صلوات حسینی ختم کنید.

در روایات متعدد وقتی سخن از گریه و زیارت امام حسین (علیه السلام) به میان میآید مخصوصاً در باب زیارت یک جمله ای آخر دو تا کلمه اضافه میکند «عارفاً بحقه». هر کس حسین را زیارت کند عارفاً بحقه. یعنی چه عارفاً بحقه؟ اگر کسی در مجلس امام حسین بیاید نتیجه یک دهه شرکت در مجلس امام حسین (علیه السلام) باید این دو تا کلمه را متوجه بشود عارفاً بحقه حسین را بشناسد. اگر یک دهه تمام شد معرفت من نسبت به امام حسین تغییری پیدا نکرد آن دهه من را تکان نداده.

 حسین کیست؟ جواب اول اینکه نمیدانم. نمیدانی؟ نه. نه من نمیدانم انبیاء الهی هم برایشان سؤال شده که خدایا حسین کیست؟ چیه این حسین؟ همه عالم را برایش تکان دادی، عالم را پر از اسم حسین کردی کیست این حسین؟ نه من نمیدانم انبیاءهم الا باباش رسول الله آنها هم نمیدانستند از خدا سؤال کردند. حسین کیست که دو مرتبه اسمش را در عرش نوشته ای؟ چون اسامی ائمه (علیهم السلام) خدا یک مرتبه در عرش نوشته. در یمین و یسار عرش وقتی که پیامبر اکرم شب معراج به لیلة الاسراء وقتی که به اسرار معارج آسمانی صعود کرد در یمین و یسار عرش دید آنجا لا الا اله الله محمد رسول الله خاتم الانبیاء علی بن ابیطالب افضل الأوصیاء فاطمة الزهراء سیدة النساء الحسن و الحسین تا آخر امام زمان را همه را نوشته اما امام حسین را یک مرتبه دیگر هم نوشته در سقف عرش به خط خون رنگ «ان الحسین مصباح الهدی» اسامی دیگر یک مرتبه است اسم حسین دو مرتبه است.

حسین کیست؟ کسی که تمام این مجموعه بهشت را خدا به خاطر حسین خلق کرده و از نور حسین خلق کرده است. این روایت را از من گوش کنید.

عبد الله بن مسعود از اصحاب پیامبر است. آمد خدمت رسول الله یا رسول الله اینکه شما میفرمایید همه ما از نور واحدیم یعنی چه؟ کلنا نورٌ واحد.

 آقا فرمود پسر مسعود بلند شو برو از حجره بغلی از علی سؤال کن. عبد الله بن مسعود آمد در حجره امیر المؤمنین دید آقا ایستاده نماز. صبرش نبود برگشت نزد پیغمبرمیگویم که علی سر نماز بود من هم صبرم نیست شما بفرمایید کلنا نورٌ واحد یعنی چه؟ شما از یک نورید یعنی چه؟ برگشت به حجره پیغمبر دید آقا هم سر نماز است. نشست نماز پیغمبر تمام شد نماز که تمام شد جواب نگرفتم. آقا فرمود پسر مسعود، خدا نور من را آفرید از نور من عرش را خلق کرد. عرش خیلی وسیع است وسیعترین مخلوقات خداست. لذا وقتی خدا میخواهد خودش را معرفی کند نمیگوید خدای زمین خدای سنگ و کلوخ و درخت و موجودات نه نه «اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ» (نمل / 26) «لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْکَریمِ» (مؤمنون / 116) با عرش خودش را معرفی میکند. خدا نور من را آفرید از نور من عرش را آفرید خدا نور علی را آفرید از نور علی تمام ملائکه آسمان ها و زمین را خدا نور زهرا را آفرید از نور زهرا آسمان ها و زمین را خدا نور حسن را آفرید از نور حسن ماه و ستارهها را خدا نور حسین را آفرید از نور حسین بهشت را خلق کرد.

الله اکبر یعنی چه؟ یعنی تمام موجودات عرش مهمان پیغمبر است. تمام ملائکه مهمان امیر المؤمنین است چون از نور علی خلق شدند. تمام موجودات آسمان ها و زمین مهمان زهراست هر که از نور ماه و ستاره و خورشید استفاده میکند مهمان امام مجتبی است هر کس که بهشت میرود حتی انبیاء مهمان حسین است. فهمیدی کیست حسین؟ حتی انبیاء تو بهشت مهمان حسین است. چرا چون تمام این مجموعه بهشت را خدا از نور حسین خلق کرده تازه از تمام نور حسین نه. حسین کیست؟ نمیدانم کیست؟ تمام این بهشت را از کل نور حسین نه. امام صادق (علیه السلام) میفرماید تمام این بهشت که السموات والارض تمام عرضش فقط آسمان ها و زمین را پر میکند فقط عرضش. تمام نعماتش موجوداتش، همه این فضائلی که در بهشت شنیدید همه این مجموعه حسین از تمام نور حسین نه از تمام نور صفات حسین نه امام صادق فرمود «خلق الله الجنة من نور وجه الحسین» از نور صورت حسین خلق کرده.

حسین کیست؟ این تازه بهشتش هست.

از این هشت در بهشتی که خدا خلق کرده باب الصابرین باب الذاکرین باب الشاکرین باب المصلین باب الصائمین دری که مخصوص روزه گیرها و دری که مخصوص نماز خوان ها دری که مخصوص صابران دری که مخصوص ذاکران دری که مخصوص شاکران دری که باب المجاهدین دری که مخصوص رزمندگان و شهداست بله باب المعروف همه این هشت در بهشت یک در خیلی قوی و بزرگی خدا در این بهشت قرار داده جزء این هشت در، وسیعتر از دربهای دیگر شلوغترین در بهشت اینجاست زودتر هم همه نجات پیدا میکنند.

 امام صادق میفرماید بالایش را نگاه کنید. نوشته باب الحسین، در حسین است. خود بهشت از نور صورتش یک در باب الحسین الله اکبر کربلاش را خاک کربلا و زیارت کربلا که میروید درست امام صادق میفرماید شما وقتی که سخن از بهشت برایتان به میان میآید دلتنگ بهشت میشوید نمیشوید «جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ (به به بهشت نهرهای جاری زیر درختان) کُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً» (بقره / 25) وقتی سخن از بهشت میآید دلتنگ بهشت میشوید میگویید کاش زودتر میرفتیم خدا نمیتواند دلتنگی مؤمنان و شیعیان را در دنیا ببیند میگوید دلتنگ بهشتید الآن یک فضا از بهشت یک زمین از بهشت خدا کنده آورده گذاشته زمین اسمش را گذاشته کربلا. «الا ان ارض کربلا ارضُ الجنة» زمین کربلا زمین بهشت است.

کربلایت قطعه ای از جنت است

باب لطف و باب نور و رحمت است

دلتنگ بهشتی برو کربلا. تا وارد کربلا میشوی وارد بهشت حسین است خیلی حرف دارد اینجا بگذارید برای شبهای دیگر. امام صادق فرمود روز قیامت که میشود تمام این زمین کربلا با این قبه و بارگاه را بر میدارد میگذارد شمال بهشت. آقا شمال بهشت دیگه کجاش هست؟ معمولاً شمال شهر یک گوشهای از شهر است. حالا نمیدانم شمال کاشان کجاست حالا یک گوشه ای از کاشان خوش آب و هوا و خوش خیابان خوش کوچه و خوش خانه. حالا شمال بهشت کجاست؟

امام صادق فرمود شمال بهشت مرکز بهشت است بلندی هم واقع شده خدا این کربلا را میگذارد اینجا این بالا چرا برای اینکه شمایی که اول محرم میشوید در کاشان دنبال مجلس حسین میگردید، میگویید کجا مجلس حسین است دلتنگ حسین میشوید که بهشت هم بروی دلتنگ حسینی نمیتوانی بدون حسین زندگی کنی.

روز عاشورا وقتی امام حسین به زهیر فرمود نگاه کن اینجا را زهیر میان دو انگشت حسین را نگاه کرد دید بهشت و باغ و بستان است آقا اینجا کجاست آقا فرمود بهشت است. خیلی طولی نمیکشه میروید اینجا. دستش را بلند دست آقا را بست دست آقا را بوسید گفت حسین جان من بهشت را میخواهم چکار من تو را میخواهم. تو بهشت هم که بروی آرام و قرار نداری تو بهشت که میروی یک چیزی کم داری خدا میداند چی کم داری، حسین را کم دارید کربلا را گذاشته اینجا چرا برای اینکه هر کس داخل بهشت باشد تا دلتنگ حسین میشود نگاه کند به مرکز بهشت چشمش بیافتد به کربلای حسین کربلا را ببیند.

کیست حسین؟ نمیدانم. کیست حسینی که وقتی زائر بلند میشود میرود کربلا امام صادق میفرماید «استقبل الملائکه» ملائکه به استقبالش میرود تو کدام سفر است که ملائکه به استقبال مسافر میآید هیچ سفر. در کدام سفر است که ملائکه به استقبال مسافر میآید هیچ وقت. در کدام سفر زیارتی است در این عالم امکان برای کدام پیامبر ملائکه به استقبال زوارش میرود برای هیچ کدام. یک جا فقط داریم آن هم زوار قبر حسین. ملائکه به استقبالش بروند. اگر مریض شود به عیادتش میروند کدام مریض هست که ملائکه به عیادتش بروند. عالم مریض نداریم در روایت نداریم که یک عالمی مریض شد به عیادتش بروند ندارم.

اما زوار امام حسین اگر مریض شد به عیادتش میروند اگر لحظه احتضارش شد امام صادق میفرماید «أَنَّ فَاطِمَةَ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ تحضر لزوار الحسین» ببین آقا برای یک نفر فقط فاطمه آمد آن هم در کربلا کنار بدن سید الشهداء آنجا میدانید فاطمه آمد. صدا زد حسین پسرم شنیدید که، دیگه جایی ندارید که یک مؤمنی یک عالمی یک دانشمندی یک شهیدی یا کسی دارد از دنیا میرود فاطمه بیاید ندارد. داریم که سید الشهداء میآید داریم که علی میآید ، داریم، اما نداریم که زهرا بیاید، الا یک جا، لزوار قبر ابن الحسین. زهرا بیاید کنار بدن انسان زائری که آمده کربلا زوار قبر حسین است کنار این محتضر هم بیاد هم تستغفر لهم ذنوبهم وقتی زهرا دستش را بلند کند بگوید خدا ا ین زائر قبر حسینم را ببخش. دعای فاطمه مستجاب است یا نه؟

کیست حسین نمیدانم. کیست حسین که قرآن میفرماید: «إِنَّ الْمُتَّقینَ فی‏ جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ * فی‏ مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلیکٍ مُقْتَدِرٍ» (قمر / 54-55)متقین تو بهشت وسیع خداست. فی‏ مَقْعَدِ صِدْقٍ پیش کی نشستند همنشین کی شده؟ عِنْدَ مَلیکٍ مُقْتَدِرٍ به به امام رضا میفرماید این آیه یکی از مصادیقش زوار قبر حسین است. کی را خدا میبرد پیش خودش همنشین خودش قرار میدهد مگر چند دسته داریم. عارفان آن آخر آخر خط عرفا و با کمالات. خیلی مسیر طولانی است بیا امام رضا میفرماید زائر قبر حسین را خدا روز قیامت کنار خودش قرار میدهد. «ان الملیک مقتدر».

کیست حسین نمیدانم. آمد خدمت امام صادق (علیه السلام) آقا گاهی سؤال میکرد کربلا هم میروی؟ آقا فرمودند «إِنَّ لِزُوَّارِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ یَوْمَ الْقِیَامَةِفَضْلًا عَلَى النَّاسِ» (وسائل الشیعه، ج14، ص425) روز قیامت برای زائر قبر سید الشهداء (علیه السلام) یک فضلی است یک برتری است بر همه مردم است بر علما بر دانشمندان بر شهدا و... و هر کسی که میدانید. گفت آقا «وَ مَا فَضْلُهُمْ» برتری شان بر چیست؟ گوش کنید عجب روایتی هست. امام صادق فرمود روز قیامت که میشود «یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ قَبْلَ النَّاسِ» اینها روز قیامت خدا وارد بهشتش میکند «قَبْلَ النَّاسِ بِأَرْبَعِینَ عَاماً» چهل سال قبل از اینکه بقیه باکمالات و باتقواها و خوبان عالم بروند بهشت قبل از اینکه اینها بروند بهشت 40 سال قبلش خدا به زوار امام حسین میگوید شما بروید داخل. شما بروید داخل. رفیقت به رفیقش میگوید ببخشید شما کربلا نیامدید ما رفتیم زائر قبر امام حسین شدیم خدا حافظ ما میرویم بهشت چهل سال بعد شما میآیید. 40 سال دیگر وعده ما 40 سال دیگر خب بقیه مردم چی؟ امام صادق میفرماید «وَ سَائِرُ النَّاسِ فِی الْحِسَابِوَ الْمَوْقِف‏» در حال حساب و کتاب ها و از مواقف رد شدن ها.

کیست حسین نمیدانم. این زوارش هست. ملائکه بیاید استغفار برایش بکنند زهرا کنار بدنش بیاید. روز قیامت 40 سال زودتر از همه به بهشت بروند. بعد خدا بگذارد کنار خودش. این روایت هم چاشنیش کن تا بفهمید که حسین کیست؟ گوش کنید اگر شما در این کاشان خودتان یک امامزاده دارید فردا صبح قصد زیارت دارید رفتی زیارتاین امام زاده در روایت دارد که «من زار ذریة الرسول الله کمن زار الامام» هر کس رفت یکی از این امامزاده ها را زیارت کرد مثل این است که امام را زیارت کرده.

 من زار عبد العظیم بالری کمن زار الحسین بکربلا اگر رفتی امامزاده را زیارت کردی مثل این که امام را زیارت کردی. من زار الامام من زار رسول الله اگر کسی امام را زیارت کرده مثل این است که رسول خدا را زیارت کرده. دیگه بالاتر از این نداریم. گوش کنید.

 فقط یک جا داریم من زار الحسین بکربلا کمن زار الله فی عرشه کسی که حسین را زیارت کند کمن زار الامام نه کمن زار رسول الله نه کمن زار الله آن هم کجا روی زمین نه فی عرشه. اگر کسی ح سین را زیارت کند مثل اینکه خدا را در عرش زیارت کرده چی میگوید: حالا روایت را میآیم «مَنْ زَارَ الْحُسَیْنَ عَارِفاً بِحَقِّه‏» (کامل الزیارات، ص138)این طوری حسین را بشناسیم حسین کیه. «کان من محدثه الله» روز قیامت کیا هم سخن با خدا میشود تا حالا دقت کردید روز قیامت کیا با خدا سخن میگویند. علما، دانشمندان، فقهاء شهداء من ندیدم چیزی شاید باشد نمیگویم نیست. اما یک دسته از آن کسانی که روز قیامت همسخن با خود خدا میشوند چون خیلیها خدا باهاشان قهر است. خیلی ها هم خدا قهر نیست ولی همسخن با او هم نمیشود. کسی که خدا روز قیامت بخواهد با او سخن بگوید یک شرایطی باید داشته باشد تو این روایت امام صادق میفرماید هر کس به کربلا زیارت قبر حسین برود روز قیامت خدا مستقیم با او سخن میگوید.

کیست حسین کیه. کدام پیغمبر سراغ دارید که اگر دو بیت شعر برایش گفتیم غفر الله ذنوبه پیغمبر اکرم برای خودش هم ندارد که هر کس یک قصیده برایم من گفت بهشت برایش واجب است. برای خودش هم ندارد پیامبر که هر کس برای من یک مرثیه خواند یک نوحه خواند بفرماید بهشت بر او واجب است. امام صادق برای خودش هم ندارد و نگفته بله خدا اجر بهشت بهش میدهد یک حرف جداست اما برای امام حسین یک فضای خاصی دارد گوش بدید آنهایی که افتخارتان شعر و شاعری مداحی و ذاکری است آفرین بر شما مخصوصاً کاشان مدینة الشعراء، پایتخت فرهنگ شعر و شاعری یکیش کاشان است درست. شعر محتشم شما کولاک کرده عالم را پر کرده است. برای کدام شعر برای کدام انبیاء شعر گفتن و شعر سرودن و خواندن این همه پاداش دارد که کمیت میآید محضر امام صادق مینشیند. کمیت شاعر شعرش را خواند آنقدر امام صادق گریه کرد که تمام این محاسنش از اشک چشمش خیس شد اشعار هم تمام برای امام حسین بود شعر کمیت که تمام شد امام صادق دستش را بلند کرد گفت «اللهم اغفر للکمیت» خدایا کمیت شاعر را بیامرز. فقط کمیت نیست ها. یعنی هر کس شعر برای حسین بگوید «اللهم اغفر للشعراء للمادحین للذاکرین» آنهایی که برای امام حسین شعر میگویند و میخوانند. این دعای امام صادق برای کمیت و کمیتهاست. «اللهم اغفر للکمیت» تمام گناهان «ما قدم وما اخر» هر چه گناه قبل کرده هر چه گناه آینده دارد همه را ببخشد. «ما اسر وما اعلن» هر چه پنهان کاری گناه کرده هر چه آشکار کرده همه را ببخش. تمام شد نه. اینجا را گوش کنید امام صادق دستش بلند است و میگوید «و اعطاه و اعطاه» خدایا آنقدر بهش ببخش حتی یرضی الله اکبر بابا شما خودت را باید بکشی که خدا را راضی کنید. امام صادق میفرماید آنقدر به کمیت ببخش که راضی شود. کمیت باید از خدا راضی شود به خاطر شعر امام حسین.حسین کیست نمیدانم.تمام گناهانش را ببخش آنقدر به کمیت شاعر بده عطا کن که از تو راضی شود. «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعی‏ إِلى‏ رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً» (بلد / 27-30) پس یکی از مصادیق راضیة مرضیة شعرا و مداحها و ذاکران هستند که برای امام حسین شعر میگویند و میخوانند. کیه که خدا اینقدر خرجش میکند، نمیدانم.

باز هم نمیدانید حسین کیست؟ نه.

دعبل خزاعی مال کجاست دعبل مال خوزستان است. از خوزستان یک قصیده سروده برای حسین «افاطم لو خلط الحسین جدنا» این قصیده طولانی را سروده برای امام حسین از خوزستان بکوب آمد با این کاروان کجا داره میآید خراسان. آمد خراسان محضر امام رضا (علیه السلام) هر چه تو مسیر راه هی این همراهان گفتند اقای دعبل مگر شعر نگفتی؟ گفت چرا، گفت بخوان، گفت نمیخوانم. گفت چرا؟ گفت این قصیده را سروده ام حفظش کردم آماده کردم اول بیایم برای اربابم امام رضا بخوانم خرجش نمیکنم تا برای آقام نخوانم جای دیگری نمیخوانم. اشعار و قصیده را بر دوش آورد خراسان محضر امام رضا. شروع کرد خواندن.

لقد مات العطشان بشط الفرات

آنقدر امام رضا گریه کرد آن قدر گریه کرد اشعار دعبل تمام شد همه نگاه میکنند ببینند امام رضا چه میکند. یک وقت دیدند این پیراهن قبا پیراهنش را درآورد امام رضا تا زد داد به دعبل فرمود دعبل خزاعی بابا این پیراهن من است تو این پیراهن امامت نماز شب خوانده تو این پیراهن امامت نماز و عبادت کرده این پیراهن هدیه به خاطر شعری که برای جدم حسین سرودی. بعد هم یک مبلغ گذاشت روش. گفت آقا من برای پول نخواندم. آقا فرمود میدانم اما این پول را از امام رضا بگیر. کیه حسین کیست که امام رضا اینقدر خرجش میکند. کیست حسین که مجلسش این همه ارزش و فضیلت دارد دو تا روایت هم از مجلس حسین بگویم برای شب اول بس است.

روایت اول: امام صادق (علیه السلام) میفرماید ملائکه برای انجام مأموریت الهی از هر آسمانی میتوانند بیاین پایین از آسمان کاشان ، از آسمان اصفهان از آسمان ایران از آسمان آن طرف زمین از هر آسمانی از هر فضایی میتوانند بیاین پایین. نزول ملائکه از هر آسمانی یمکن اما عروجهم، عروج ملائکه از هر جا لایمکن مسیر یک طرفه است. وقتی میآیند پایین امر خدا را اجرا کنند بعد برگردن بالا نمیتوانند مسیر آسمانی بسته است یک طرفه است باید چه بکنند. امام صادق میفرماید باید این ملائکه باید قبر پیغمبر را زیارت کنند طواف کنند بعد بیاین قبر امیر المؤمنین را زیارت کنند طواف کنند بعد بیاین قبر سید الشهداء را زیارت کنند طواف کنند استغفار کنن برای زوار قبر امام حسین مسیر برای معراج ملائکه باز است. قبر حسین محل عروج ملائکه است. داشته باشید این را. قبر حسین محل عروج ملائکه است. یعنی تمام ملائکة الله روی زمین بعد از انجام امر خدا باید بیاین کربلا والا عروجشان به آسمانها ممکن نیست داشته باشید حالا امام صادق میفرماید از آن بالا وقتی نگاه میکنند به زمین ملائکه میبینند از این زمین یک سری نورها میآیند بالا نورهای زیاد سو سو میزند نورهای قوی نورهای قوی تر زیبا و زیباتر خدایا اینها چیست؟ خطاب میرسد ملائکه من محل این نورها مجلس حسین من است. کیست حسین.

عرض میکنند خدا اجازه به ما بده بریم تو این مجلس نورانی و ما ملائکه نور بگیریم شما که میآیید تو این مجلس نور میگیرید شا هم نور میگیرید. حضرت میفرماید خدا به یک دسته از ملائکه اجازه میدهد که بیاین زمین توی مجلس حسین با شما امام صادق میفرماید بیشتر از شما توی این مجالس ملائکه نشسته است آقا میگوید بیشتر از شما برای حسین گریه میکند. آخر مجلس هم برای تمام اهل مجلس دعا میکنند. به به به به بعد نور میگیرند وقتی میروند بالا ملائکه دیگر به اینها میگویند کجا بودید چه ذکری را خدا یادتان داده نورانی و زیبا شدید چقدر قشنگ شدید شما ذکری خدا یادتان داده میگویند نه روی زمین مجلس حسین بود خدا به ما اجازه داد رفتیم شرکت کردیم و نور گرفتیم. آن دسته دیگر میگوید خدا به اینها اجازه دادی رفتند تو مجلس امام حسین شرکت کردند نور گرفتند پس ما چی؟ خطاب میرسد که ملائکه من مجلس حسینم تمام شد. اما شماها محروم نمیشوید چه کار کنیم؟ خطاب میرسد ملائکه من شما هم بروید تو همان مجلس مردم رفتهاند خانههایشان شما هم بروید خودتان را به در و دیوار این حسینیه بزنید شما هم نور میگیرید. حسین کیست؟ مجلس حسین اسم حسین زیارت حسین به به باز هم بگویم از مجلس حسین یکی دیگه براتون بگم و روضه بخوانم

شب اول محرم است فضیل یکی از اصحاب امام صادق یک روز آمد خدمت امام صادق (علیه السلام) آقا بهش فرمود فضیل تجلسون؟ جلسه هم میگیرید. گوش کنید آی کسانی که در خانه هایتان مجلس میگیرید آی بانیان آی خدمتگزاران مجالس سید الشهداء گوش کنید این روایت مال شماست امام صادق فرمود فضیل تجلسون جلسه میگیرید. گفت بله آقا. گفت حدیث هم میگوید. بله آقا. بعد امام دستش را بلند کرد و فرمود رحمه الله من احیاء امرنا. خدا رحمت کند کسی که امر ما را زنده نگه دارد. امام صادق برای بانیان مجالس و خدمتگزاران مجالس تا قیامت دعا کرده خدا رحمت کند بانی مجلس را خدمتگزاران را. همین فضیل میگوید یک روز آمدم مدینه پشت سر امام صادق نماز خواندم از مسجد آمدم بیرون بروم خانه یک وقت دیدم رفقا دم مسجد جمع شدند دیدید تو مسجد کاشان هم هست بعد از نماز هم گاهی چند نفری معطل میشوند و صحبتی میکنند بعد متفرق میشوند. گفت آمدم جلو در مسجد دیدم چند نفر از رفقا دور هم جمع اند و صحبت میکنند. تا چشمش افتاد به من گفتند فضیل گفتم بله. گفتند بیا. گفتند فضیل کجا میروی؟ گفتم خانه؟ گفتند خانه میروی نماز خواندیم میرویم خانه. گفتند فضیل مگر نمیدانی امشب چه خبر است؟ گفتم نه. صدا زدند فضیل امشب شب اول محرم حسین است. کجا داری میری خب امشب شب اول محرم است چکار کنم؟ گفتند فضیل خانه فلانی مجلس گرفتند بیا بریم. دست من را گرفتند رفتیم خانه فلانی یکی از اصحاب و شیعه ها افرادی دیگر هم آمدند من وارد مجلس شدم رفتم یک جایی نشستم شاعر ذاکر اشعارشان را خواندن روضه خواندن مجلس تمام شد همه به خانههایشان رفتند. فردا صبح آمدم محضر امام صادق آقا فرمود فضیل دیشب کجا بودی بابا؟ گفتم آقا دیشب مسجد فرمود بعد از مسجد کجا رفتی گفتم رفتم شب اول محرم بود رفتم تو مجلس حسین فرمود آفرین بر تو فضیل. فضیل وقتی وارد منزل شدی دم در منزل دم در اتاق کسی را ندیدی؟ فضیل فکری کرد گفت آقا چرا یک نفر نشسته بود اما من چون نور کم بود متوجه نشدم نشناختم و رد شدم رفتم. آقا فرمود فضیل من بودم من آمده بودم تو مجلس جدم حسین شرکت کرده بودم. مجلس میگیرید برای امام حسین. امام صادق میگوید ها. فضیل میگوید گفتم آقا جعلت فداک خدا من را فدایت کند چرا بالای مجلس نرفتید شما؟ بالایمجلس چرا نرفتی فرمود فضیل بالای مجلس آمدم بروم یک نگاه کردم دیدم جدم پیغمبر نشسته جدم امیر المؤمنین نشسته این هم مجلس حسین. خدا اینقدر برایش خرج میکند.

شب اول مجلس مداح و ذاکر عزیز مجلس شما را بردند مدینه

فغان کرد آسیای دستی او

که دشمن زد شرر بر هستی او

قدیما توی خانه ها آسیاب های دستی داشتند گندم جو دسداس میکردند.

فغان کرد آسیای دستی او

که دشمن زد شرر بر هستی او

 

دل دسداس مینالید چون رود

که دست او همیشه بر سرم بود

 

آخه زهرا خودش مینشست دسداس میکرد

 

زمژگان فضه اشک یاقوت میسفت

فضه گریه میکرد چرا گریه میکنی؟

زدل آهسته مینالید میگفت

چی میگفت فضه خادمه

چسان در بر رخ دشمن توان بزم

خب درب را ببند فضه میگه نمیشود در را ببندم

که میخ در به پهلو میخکوب است

چه کرده ای اهل دل مسمار با او

فشار آن در و دیوار با او

چه کرده با زهرا

ز رفتن بس که حالش زار میبود

عصای دست او دیوار میبود

وقتی دست را به دیوار میگرفت بچهها هی نگاه به مادر میکردند

چون زهرا دست به دیوار میبرد

قرار از حیدر کرار میبرد

آخی دل دختر ز مادر بس غمین بود

دل زینب خون بود

دل دختر زمادر بس غمین بود

زبان حال زینب این چنین بود

چی میگفت دختر سه چهار ساله

که مادر که مادر دست از دیوار بردار مادر

بگذار زینب چهار ساله زیر بازوانت را بگیرد

که مادر دست از دیوار بردار

خدا را چشم از مسمار بردار

آنقدر مادر به این میخ در نگاه نکن مادر

آخی چون آن گل یاد از آن گل برگ میکرد روزهای آخر ساعت آخری که علی کنار بسترش نشسته بود داشت وصیت میشنید یک وقت صدا زد علی جان حسینم را دریاب حسینم را یک ظرف آب شبها بالای سرش بگذار حسینم زیاد تشنه میشود. همگی بگید یا حسین یا حسین یا حسین

اللهم صل علی محمد وآل محمد

نسئلک وندعوک بسمک الاعظم یا الله یا الله یا الله.

به ابی عبد الله قسم همه ما را ببخش و بیامرز

به حق زینب فرج مهدی را برسان

مریض هایمان را شفا مرحمت فرما

امام، شهدا، امواتمان را غریق رحمتت فرما

کشور ما، ملت ما، رهبر عزیز ما، جوان ها، نوامیس، خدمت گزاران، حضار محترم مجلس محافظت بفرما

باران و برکات و رحمتت را بر ما نازل فرما

شر دشمنان را به خودشان برگردان

خدایا از نسل و ذریه ما دشمن برای ابی عبد الله قرار نده

در دنیا و آخرت دست ما را از دامان حسین کم و کوتاه نفرما

این قلیل توسلات را از بانیان و خدمتگزاران اهل مجلس به کرمت قبول بفرما

برحمتک یا ارحم الراحمین