منبرها

پایگاه تخصصی منبرها ،منابع منبر را به مبلغان ارائه می کند.
منبرها
پایگاه تخصصی منبرها ،منابع منبر را به مبلغان ارائه می کند.
موضوعات منبر

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین...

اللهم کن لولیک الحجةابن الحسن ...

================================

ای امید ملت اسلام، یا مهدی بیا 

خون شد از هجرت دل ایام، یا مهدی بیا 

ای شب تاریک هجران را تو صبح آرزو 

روز در این آرزو شد شام، یا مهدی بیا 

التیام زخم قرآن، در دم شمشیر توست 

از تو یابد درد دین آرام، یا مهدی بیا 

تا که بر دور سرت لبیک گو آرد طواف 

کعبه بسته همچنان احرام، یا مهدی بیا 

در دل شهر مدینه از مزاری گم شده 

مادرت زهرا دهد پیغام، یا مهدی بیا 

================================

تشرف:

مرحوم آیت الله آقای نجفی مرعشی (ره) با خود عهد می کند که چهل شب چهارشنبه به نیت دیدار حضرت صاحب الامر (ع) پیاده به مسجد سهله برود. ایشان می گوید: «شاید شب چهارشنبه سی و پنجم بود که در بین راه سید عربی را دیدم در حدود دو ساعت در محضر ایشان بودم. در مورد مطالبی صحبت شد. از جمله در مورد استخاره سخن به میان آمد سپس فرمودند: «بعد از نماز صبح سوره یس، پس از نماز ظهر سوره ی نباء، بعد از نماز عصر سوره ی نوح، پس از نماز مغرب سوره واقعه و بعد از نماز عشا سوره ملک را بخوان.» آنگاه در تعریف و تمجید از کتاب شرایع الاسلام مرحوم محقق حلّی فرمودند:«تمام آن مطابق با واقع است مگر کمی از مسایل آن.» همچنین ایشان به خواندن قرآن و هدیه کردن ثواب آن برای شیعیانی که وارث ندارند یا وارثشان یادی ازآنها نمی کنند، احترام پدر و مادر، زنده باشند یا مرده و احترام به ذریه سادات تأکید فرمودند و به من گفتند: «قدر خود را به خاطر انتساب به اهل بیت(ع) بدان و شکر این نعمت را که موجب سعادت و افتخار فراوان است به جای آور.»
همچنین بر حفظ و یادگیری خطبه حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (ع) در مسجد پیامبر (ص) و خطبه شقشقیه امیرالمؤمنین(ع) و خطبه علیا مخدرّه زینب کبری (ع) در مجلس یزید (علیه العنه) تأکید کردند و در خصوص تسبیح حضرت زهراء (س) و زیارت سید الشهداء (ع) از دور و نزدیک و زیارت اولاد ائمه (ع) و صالحین و علماء سفارش کردند و فرمودند بعد از نمازهای پنجگانه این دعا را بخوانید:

«اَللّهُمَّ سَرِّحنی عَنِ الهُموم وَ الغُمُوم وَ وَحشَهِ الصِّدر وَ وَسوَسَهِ الشیطان بِرَحمتکِ یا أرحَمَ الراحمین»


================================

اسراف و تبذیر

بحث ما در رابطه با اسراف و تبذیر بود در ادامه بحث به یک تقسیم بندی و توضیحات آن توجه فرمایید

تمامى آیات مربوط به اسراف را مى‏توان به طورکلى به دو بخش تقسیم کرد:

1 - اسراف در مال.
2 - اسراف در غیرمال.

===============================

1 - اسراف در مال


آیات مربوط به زیاده ‏روى در صرف مال شامل دو بخش است:

الف) اسراف در مصرف شخصى

قرآن مى‏فرماید:

کلوا من ثمره اذا اثمر ... (1)

از میوه آن به هنگامى که به ثمر مى‏نشیند بخورید و حق آن را به هنگام درو بپردازید، اسراف نکنید که خداوند مسرفین را دوست نمى‏دارد.

بنابراین اسرافى که در بعد اقتصادى بیشتر مورد توجه است و موجب تضعیف بنیه مالى محرومان و لذت‏طلبى مسرفان مى‏شود و از بلاهاى بزرگ اجتماعى است و فقر و محرومیت‏ بیشتر به دنبال دارد همین نوع اسراف است که هر مسلمان با توجه به وظیفه و تعهد و مسؤولیتى که در برابر خداوند و اجتماع دارد لازم است، در مخارج زندگى خویش رعایت اعتدال را بکند و جدا از اسراف پرهیز نماید.

=================================

داستان:

روزی بهلول بر هارون وارد شد. در حالی که در میان عمارت مجلل و نوساز خود مشغول گردش و تفریح بود از بهلول خواست که چند جمله جالب روی این بنای جدید بنویسد.
بهلول روی بعضی از دیوارها نوشت ……

ای هارون! تو گل را بلند داشتی و دین را پایین آوردی و خوار کردی، گچ را بالا بردی ولی نصّ و فرمایش پیغمبر را پایین آوردی.
اگر مخارج این ساختمان از مال خودت است خیلی اسراف کرده ای و خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد و اگر از مال دیگران است بر دیگران روا داشته ای و خداوند ظالمان را دوست ندارد.

=================================

شعر:

ای به دنیا بسته دل غافل ز عقبایی چرا؟
رهروان رفتند و تو پابند دنیایی چرا؟
برف پیری بر سرت باریده ابر روزگار
سر به خاک طاعتی آخر نمی سایی چرا؟
صد هزاران گل ز باغ عمر پرپر می شود
بی خبر بنشسته و گرم تماشایی چرا؟

==================================

ب) اسراف به خاطر دیگران;

وقتى انفاق از حد تعادل خارج شود نسبت ‏به  انفاق شونده  و انفاق ‏کننده هر دو عوارض سوء و زیانبار خواهد داشت، به  این جهت است که قرآن مجید وقتى در آیاتى از سوره  شریفه  فرقان ویژگیهاى مؤمنان و بندگان واقعى را بر مى‏شمارد یکى از آن ویژگیها را این‏گونه معرفى مى‏فرماید:

اذا انفقوا لم یسرفوا ولم یقتروا و کان بین ذلک قواما; (2)

کسانى هستند که هرگاه  انفاق کنند نه  اسراف مى‏کنند و نه  سختگیرى، بلکه  در میان این دو اعتدالى دارند.

و نیز قرآن، خطاب به  حضرت پیامبر(ص) مى‏فرماید:

و لا تجعل یدک مغلولة الى عنقک ولا تبسطها کل البسط فتقعد ملوما محسورا (3)

هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن (و ترک انفاق و بخشش منما) و بیش از حد آن را مگشا تا مورد سرزنش قرار گیرى و از کار فرومانى،

 

و در همین رابطه  حضرت على(ع) مى‏فرمایند:

«ما عال امرء اقتصد» (4)

کسى که میانه ‏روى پیشه  سازد تنگدست نگردد.

 

و حضرت رسول(ص) مى‏فرمایند:

«من اقتصد اغناه الله، و من بذر افقره الله‏» (5)

هر کس در دخل و خرج میانه‏ روى کند خدا بى‏ نیازش مى‏کند و هر کس اسراف و تبذیر نماید خداوند فقیرش گرداند.

زیربناى  آفرینش بر تعادل گذاشته شده است

قرآن میفرماید:

«و کل شى‏ء عنده بمقدار» (6)

و هر چیزى نزد او مقدار معینى دارد

و در مورد دیگر مى‏فرماید:

«انا کل شى‏ء خلقناه بقدر» (7)

ما هر چیزى را به اندازه  آفریدیم.

حساب هر چیزى در پیشگاه خداوند متعال براساس حکمت‏بالغه او و مصلحت و عدالت و از روى اندازه  و بدور از افراط و تفریط است، و اساس حکومت را هم عدالت تشکیل مى‏دهد و اقامه  عدل از اهداف مهم بعثت انبیاى عظام الهى بوده است تا آنجا که معیار مالکیت مشروع را عدم زیان و اضرار و ستم به  فرد و اجتماع، و ضابطه  انفاق و احسان را کرامت و سخاوت بدور از بخل و امساک و نیز بدور از اسراف و زیاده ‏روى قرار داده  است و بالاخره  تحکیم بنیان اقتصادى جامعه و میانه‏ روى مطلوب و مورد تاکید شارع مقدس اسلام است.

===================================

2 - اسراف در غیرمال:


الف) اسراف در قتل;

در دوران جاهلیت رسم بر این بود که هرگاه  کسى از روى ظلم و تعدى به  قتل مى‏رسید بستگان مقتول با توجه به خوى و خصلت جاهلى و حس کینه‏ توزى و انتقام‏ جویى چند نفر از بستگان قاتل را به قتل مى‏رساندند. قرآن کریم این تجاوز و انتقام‏ جویى را مردود دانسته و فرمود:

«فلا یسرف فى القتل‏» (8) .

اما در قتل اسراف نکنید،

یعنى، براى قتل یک نفر، فقط یک نفر را به قتل برسانند آن هم با توجه به صدر آیه که مى‏فرماید:

«ولا تقتلوا النفس التى حرم الله الا بالحق‏»،

نفسى را که خداوند حرام کرده است نکشید مگر از روى حق، یعنى این کشتن هم فقط در مواردى تجویز شده است که قاتل مستوجب کشته شدن باشد و با علم و عمد مرتکب قتل نفس شده باشد.

=================================

ب) اسراف در نفس;

کسى که از نظام اعتدال خارج مى‏شود و با ارتکاب گناه و معصیت از حریم انسانى خود تجاوز مى‏کند اسرافکار است، اما اسرافکارى که مشمول پیام رحمت و امید الهى قرار گرفته است:

قل یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لاتقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم. (9)

بگو اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده ‏اید از رحمت ‏خداوند نومید نشوید که خدا همه  گناهان را مى‏آمرزد.

ملاحظه  مى‏شود که هرگونه  گناه و تجاوز از حد و مرز و حریم انسانى اسراف بر نفس شمرده  مى‏شود.

در جاى دیگر مى‏بینیم، مجاهدان جنگ احد به درگاه  خداوند متعال دست نیاز برمى‏داشتند:

و ما کان قولهم الا ان قالوا، ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فى امرنا و ثبت اقدامنا وانصرنا على القوم الکافرین (10)

گفتار آنها فقط این بود که پروردگارا گناهان ما را ببخش و از تندروی هاى ما در کارها چشم بپوش، قدمهاى ما را ثابت ‏بدار، و ما را بر جمعیت کافران پیروز بگردان.

از آیه شریفه مستفاد مى‏شود، آنچه از آن عدول کرده و بجا نیاورده‏ اند اطاعت امر پیامبر(ص)، و سستى و منازعه  بوده است.

============================

هر نوع گناه ، اسراف و تجاوز از حد فطرى و طبیعى انسان است که با ارتکاب آن از مسیر اعتدال بیرون مى‏رود و به  راه  زوال و نیستى کشانده مى‏شود و این درست‏ خلاف آن هدف عالى است که انبیاى الهى براى آن مبعوث شده‏ اند. قرآن در این مورد مى‏فرماید:

ولقد جاءتهم رسلنا بالبینات ثم ان کثیرا منهم بعد ذلک فى الارض لمسرفون; (11)

و رسولان، با دلایل روشن به  سوى  بنى‏  اسرائیل  آمدند، اما بسیارى از آنها بر روى زمین تعدى و اسراف کردند. در این آیه شریفه مراد از «مسرفون‏» کسانى هستند که از انبیا و طریق حق تبعیت نکردند و در نتیجه این سرکشى به گناه  آلوده شدند.

 

================================

معیار اسراف:


احادیثى از حضرت امام صادق(ع) نقل است که در مورد اسراف به اصحاب مى‏فرمایند:

کمترین حد اسراف این است که لباسى را که بیرون خانه براى حفظ آبرو  مى‏پوشى در داخل خانه نیز بپوشى یا باقیمانده آب و غذا را که در ظرف مى‏ماند دور بریزى و یا خرما را خورده و هسته  آن را دور اندازى. (12) در بعضى از احادیث آمده است که در هنگام وضو گرفتن باید مواظب باشیم که دچار اسراف نشویم و مقدار یک مد (معادل سه چهارم لیتر) آب براى وضو کفایت مى‏کند. و نیز در ذیل آیه  شریفه 31 سوره اعراف:

«کلوا و اشربوا...»

احادیثى از حضرت امام صادق(ع) نقل شده است که از آن جمله  این حدیث است که «عیاشى از ابان بن تغلب‏» از آن حضرت نقل مى‏کند که مال و ثروت از آن پروردگار است که آن را در نزد مردم به امانت گذاشته است و به  آنها اجازه  فرموده که در حد اعتدال و میانه‏ روى بخورند و بیاشامند و لباس بپوشند، و نکاح کنند، مرکب سوارى داشته باشند و مازاد آن را به  فقراى مؤمنین ببخشند و بدین‏ وسیله اختلافات طبقاتى را از بین ببرند و پراکندگی ها را ترمیم کنند و کسى که این‏گونه عمل مى‏کند، آنچه را که مى‏خورد و مى‏آشامد، اعمالش مباح است و نکاح او و استفاده از مرکوبش نیز حلال مى‏باشد و کسى که از این حد تجاوز کند بر او حرام است و سپس فرمود که اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست ندارد.

از فرمایش امام(ع) که نظرشان را به صراحت اعلام و مى‏فرمایند:

«من عدا ذلک کان علیه حراما» (13)

حرمت اسراف به وضوح آشکار مى‏شود

و وقتى از حد متعادل و مشخص که در این حدیث‏ شریف بدان تصریح شده تجاوز شد به  حرمت مى‏ انجامد و به  دلیل این‏گونه  احادیث و یا به دلیل نهى صریح قرآن (لاتسرفوا) اسراف و تبذیر نوعى حریم‏ شکنى و عصیان در برابر امر پروردگار و از گناهان کبیره  محسوب مى‏شود. در حدیثى دیگر مى‏فرماید: «کسى که چیزى را در غیر اطاعت‏ خدا انفاق کند او مبذر است و کسى که در راه خدا چیزى را انفاق کند او مقتصد است. (14) در این جا معلوم مى‏شود که بذل و بخشش اگر به قصد و نیت الهى نباشد حکم اسراف را دارد و اصولا از دید اسلام چنین عملى اخلاقى و پسندیده  نیست ‏حال که بحث اخلاقى به میان آمد متناسب است تا اشاره‏اى اجمالى بکنیم به این که چگونه‏ عملى، از نظر اسلام مقبول است.

================================

داستان1:

بشر بن مروان از امام صادق علیه السلام نقل مى‏کند که: ما بر حضرت وارد شدیم و ایشان دستور داد براى میهمانانش مقدارى خرماى تازه بیاورند، بعضى رطب را مى‏خوردند و هسته آن را به دور مى‏افکندند، حضرت فرمود: این کار را نکنید که این مصرف بى‏رویّه است؛ خدا فساد را دوست ندارد.

داستان2:

پیامبر عزیز اسلام صلى الله علیه و آله از راهى عبور مى‏کرد، یکى از یارانش به نام سعد مشغول وضو گرفتن بود و آب زیاد بر اعضایش مى‏ریخت، حضرت فرمود: چرا اسراف مى‏کنى اى سعد!

عرض کرد: آیا در آب وضو نیز اسراف است؟

حضرت فرمود: بله، هر چند در کنار نهر آب باشى.

==================================

پی نوشت ها:

1-انعام /141.
2-فرقان /67.
3-اسراء /29.
4-نهج‏ البلاغه  فیض، حکمت 34/1153.
5-نهج  الفصاحه، ص‏601.
6-رعد /8.
7-قمر /49.
8-اسراء /35.
9-زمر /54.
10-آل‏ عمران /141.
11-اسراء /29.
12-میزان ‏الحکمه، 4/448.
13-تفسیر  برهان، 2/10.
14-همان، 2/416.

=========================================================