منبرها

پایگاه تخصصی منبرها ،منابع منبر را به مبلغان ارائه می کند.
منبرها
پایگاه تخصصی منبرها ،منابع منبر را به مبلغان ارائه می کند.
موضوعات منبر

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین...

اللهم کن لولیک الحجةابن الحسن...

==============================

از بس که ندارم غمِ دیدار شما را
گویا که رها کرده دلم کار شما را
آن روز نیاید که گناه منِ عاشق
آزرده کند چشم گُهربارِ شما را
نالایقم و دور ز کوی تو نگشتم
نازم کرم و رأفت بسیار شما را
من نوکریت را به دو عالم نفروشم
بر کس ندهم خدمت دربار شما را
خواندیم فقط نام علمدار شما را

===============================

قطب الدین راوندی در کتاب خرایج می نویسد:
روایت شده که ابومحمد دعلجی که از بزرگان علمای ما بود و احادیث و روایات بسیاری از ائمه اطهار(ع) شنیده بود دو پسر داشت که یکی منحرف و آلوده و دیگری متدین و مومن و شغلش غسل دادن اموات بود. یکسال ابومحمد دعلجی اجیر شد که به نیابت امام زمان (ع) به حج برود، و اینکار در آن زمان میان شیعیان مرسوم بود، ابومحمد دعلجی مبلغی از پولی را که برای سفر حج گرفته بود به پسری که اهل فساد بود داد و خود به حج مشرف شد. پس از بازگشت نقل کرد که: در حین اعمال حج یکروز در عرفات ایستاده بودم، جوانی خوشروی را پهلوی خود در حال خشوع و دعا و زاری دیدم. هنگامیکه مردم می خواستند متفرق شوند متوجه من شد و فرمود : ای شیخ حیا نمی کنی؟ گفتم: آقا از چه چیز حیا کنم؟ فرمود : پولی برای نیابت حج کسی که می دانی کیست به تو می دهند و تو آنرا به فاسق شرابخواری می دهی؟ عنقریب این چشمت نابینا می شود و اشاره به چشم من نمود، من از آن موقع تا کنون بیمناک و خائف هستم. شیخ مفید ابوعبدا... محمد بن محمد بن نعمان نیز این را شنید و گفت: هنوز چهل روز از بازگشت وی از سفر مکه نگذشته بود که دملی در همان چشمی که حضرت اشاره فرموده بودند پدید آمد و نابینا شد


بحار الانوار / ج 52، ص 59 ـ

==============================

 جایگاه رفیع حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها)  در منابع أهل سنت :

 

روایت اول:

حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) پاره تن پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

یکی از اساسی‌ترین روایاتی که در منابع اولیه أهل سنت آمده، در صحیح بخاری و صحیح مسلم و دیگر صحاح سته که شاید بیش از 200 مصدر از مصادر أهل سنت این روایت را آورده باشند، این است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود:

فاطمة بضعة منی.

صحیح البخاری لمحمد بن اسماعیل البخاری، ج 4، ص 210 ـ

صحیح مسلم لمسلم بن حجاج النیشابوری، ج 7، ص 141

==========================================

فاطمه (س ) سیده زنان است.


ابن سعد , بخاری , ذهبی و حاکم نیشابوری نوشته اند که عایشه همسرپیامبر می گوید:

که حضرت زهرا (س ) در هنگام رحلت پیامبر(ص ) پیش آن حضرت رفت و پیامبر(ص ) به وی چیزی گفت و فاطمه (س ) گریان شد و سپس چیزی به وی فرمود وحضرت زهرا(س ) خندان شد. عایشه می گوید از سر این کار از وی جویا شدم . فاطمه (س ) در این هنگام به عایشه گفت من سر رسول خدا(ص ) را فاش نمی کنم .می گوید : بعد از رحلت رسول خدا(ص ) به دیگر بار از او پرسیدم , فاطمه (س )در پاسخ گفت که پیامبر(ص ) فرمود :

همانا جبرئیل هر سال یک بار نازل می شد تا قرآن را بر من عرضه بدارد ولی امسال دوبار نازل شده است . این دلیل بر این امر است که مرگم نزدیک است .من از این سخن گریستم . حضرت فرمود چرا گریه می کنی

اما ترضین ان تکون سید ه نسا هذه الامه , او نسا العالمین ,

آیا راضی نیستی که سیده زنان این امت یا سیده زنان جهانیان باشی 

طبقات 8 , ص 248 ـ 247

صحیح بخاری 5 , ص 55 ـ 54

مستدرک 3 ص 156

ابن سعد نظیر همین روایت رااز ام سلمه نقل کرده است

طبقات همان ص 248

=================================

 احمدبن حنیل از ابوسعید خذری نقل می کند که پیامبر(ص ) فرمود :

حسن و حسین سرور جوانان اهل بهشتند و فاطمه سرور زنان اهل بهشت است .

 مسنداحمد 3 , ص 473 خ 11224

==============================

عبسی کوفی می نویسد : پیامبر (ص ) فرمود :

فرشته ای از جانب پروردگار بر من نازل شد و خبر داد که فاطمه سیده زنان اهل بهشت است .

 المصنف 8 ص 527

و در نقلی دیگر آمده است که آن حضرت فرمود :

فاطمه سیده زنان اهل جهانیان است .

همان :المصنف 8 ص 527

===============================

و نیز بخاری نقل کرده است که پیامبر(ص ) فرمود :

فاطمه سیده زنان اهل بهشت است .

بخاری 5 ص 92

===============================

حذیفه می گوید : پیامبر فرمود :

ملکی از آسمان نازل شد و از خداوند عالم این پیام را رساند که فاطمه سیده زنان اهل بهشت است . ذهبی در ذیل مستدرک حاکم وقتی که به این روایت می رسد , می گوید این روایت صحیح است .

 مستدرک 3 , ص 151

========================================

در رابطه با حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) نکاتی را ناگزیر هستیم اشاره کنیم:

 آلوسی (متوفای 1270 هجری) که از استوانه‌های علمی أهل سنت است و فردی وهابی است، می‌گوید:

و الذی أمیل إلیه أن فاطمة البتول أفضل النساء المتقدمات و المتأخرات من حیث إنها بضعة رسول الله صلی الله علیه و سلم، بل و من حیثیات أخر أیضا ... و هذا سائغ علی القول بنبوة مریم أیضا، إذ البضعیة من روح الوجود و سید کل موجود لا أراها تقابل بشیء و أین الثریا من ید المتناول؟

نظر من این است که فاطمه بتول أفضل از تمام زنان اولین و آخرین است از جهت این‌که او پاره تن رسول الله (صلی الله علیه و‌‌ سلم) است و از سایر جهات هم همین‌گونه است و ... حتی اگر ما قائل شویم که حضرت مریم نبی بوده است [چون برخی از آقایان أهل سنت معتقدند که حضرت مریم و آسیه (علیهما السلام) نبی بوده‌اند]، باز هم فاطمه أفضل از او است؛ زیرا پاره تن روح وجود عالم هستی و پاره تن سید تمام موجودات است [یعنی رسول الله (صلی الله علیه و‌‌ سلم)] و با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست. چه زمانی می‌تواند این دست‌های بشری به ستاره ثریا برسد؟

روح المعانی للآلوسی، ج 3، ص 155

=========================================

 صالحی شامی از استوانه‌های علمی أهل سنت می‌گوید:

و فی حدیث آخر:

«فاطمة بضعة منی» و هو یقتضی تفضیل فاطمة علی جمیع نساء العالم و منهن خدیجة و عائشة رضی الله عنها و بقیة بنات النبی صلی الله علیه و سلم.

این حدیث نشان‌دهنده برتری فاطمه را بر تمام زنان عالم است؛ حتی بر حضرت خدیجه و عایشه و دیگر دختران پیامبر (صلی الله علیه و سلم).

سبل الهدی و الرشاد للصالحی الشامی، ج 10، ص 327

====================================

از  عالم بزرگ أهل سنت به نام أبو بکر بن داود بن علی سؤال کردند:

من أفضل؟ خدیجة أم فاطمة رضی الله عنهما؟ فقال: «ان فاطمة بضعة منی» و لا أعدل ببضعة رسول الله صلی الله علیه و سلم أحدا.

آیا خدیجه أفضل است یا فاطمه؟ گفت: پیامبر (صلی الله علیه و سلم) فرمود: «فاطمه پاره تن من است» و من هیچ چیزی را هم‌طراز و هم‌مقام با پاره تن رسول الله (صلی الله علیه و‌‌ سلم) نمی‌بینم.

سبل الهدی و الرشاد للصالحی الشامی، ج 10، ص 328 ـ

إمتاع الأسماع للمقریزی، ج 10، ص 273

===================================

روایت دوم:

حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) روح و جان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

 مجاهد که از أصحاب نبی مکرم (صلی الله علیه و‌‌ آله) و از مفسران بنام أهل سنت است، نقل می‌کند:

خرج النبی ( صلی الله علیه و آله) و هو آخذ بید فاطمة فقال: من عرف هذه فقد عرفها و من لم یعرفها فهی فاطمة بنت محمد و هی بضعة منی و هی قلبی و روحی التی بین جنبی، فمن آذاها فقد آذانی و من آذانی فقد آذی الله.

روزی رسول الله (صلی الله علیه و‌‌ آله) از منزلش خارج شد و دست فاطمه را گرفته بود و فرمود: هر کس فاطمه را می‌شناسد که می‌شناسد و هر کس او را نمی‌شناسند، بداند که او فاطمه دختر محمد است و پاره تن من است و او قلب و روح من است که در درون سینه من است. هر کس او را اذیت کند، مرا اذیت کرده است و هر کس مرا اذیت کند، خدا را اذیت کرده است.

الفصول المهمة فی معرفة الأئمة لإبن الصباغ، ج 1، ص 664 ـ

أهل البیت للشرقاوی، ص 136 ـ

فرائد السمطین للجوینی، ج 2، ص 34

====================================

البته آقای جوینی، استاد بخاری این را هم به این حدیث اضافه می‌کند که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود:

وقتی فاطمه به محراب می‌ایستد، خداوند به ملائکه‌اش می‌فرماید: ای ملائکه! ببینید که تمام بدن بنده‌ام فاطمه از ترس من می‌لرزد.

در روایت هم داریم:

وقتی حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) نماز می‌خواند، آن ‌چنان عظمت خداوند برای حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) تجلی می‌کرد که بدنش می‌لرزید، گویا جان از بدنش جدا می‌شود. وقتی حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) این‌چنین نماز می‌خواند، خداوند خطاب به ملائکه می‌فرماید:

أشهدکم قد آمنت شیعتها من النار.

من شما را شهادت می‌گیرم که تمام شیعیان فاطمه را از آتش جهنم ایمن کردم.

الأمالی للشیخ الصدوق، ص 176

=======================================

نماز حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) این‌چنین بود! کسانی که می‌خواهند از حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) الگو بگیرند، تلاش کنند در عمرشان یک رکعت نمازشان را این‌چنین بخوانند که از عظمت حق، بدن‌شان بلرزد.

=====================================

روایت سوم:

حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها)، شبیه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در دیانت

عایشه نقل می‌کند:

ما رأیت أحدا من خلق الله أشبه برسول الله صلی الله علیه و آله دینا من فاطمة.

من کسی را ندیدم که در دیانت، هم‌سنگ و شبیه رسول الله (صلی الله علیه و‌‌ سلم) باشد، جز دخترش فاطمه.

المعجم الأوسط للطبرانی، ج 4، ص   242

 

==============================

در کشف الغمه علامه اربلی در مورد حالات نماز حضرت زهرا(س) آمده است:"

حضرت زهرا(س) به هنگام عبادت لباس پاکیزه می‌پوشید و عطر استعمال می‌کرد. چنان که حتی در لحظات آخر عمر به اسماء بنت عمیس فرمود: عطر و لباس مخصوص نمازم  را بیاور می‌خواهم نماز بخوانم. اسماء‌ می‌گوید: من عطر و لباس ویژه نمازش را حاضر کردم آن حضرت وضو گرفت و بعد از وضو حالش منقلب شد. سرش را بر زمین نهاد و فرمود: اسماء هنگامی که وقت نماز فرا رسید مرا بیدارکن تا نماز بگزارم." سیره حضرت زهرا (س) در ادای نماز الگویی است برای تمامی نمازگزارن که هنگام نماز با لباسی آراسته و خوش بو به دیدار پروردگارشان روند، ایشان حتی در آخرین لحظات عمر ارزشمندشان نیز این شیوه را ترک نمی کنند تا  نمازگزاران با تاسی به سبک زندگی عبادی حضرت، نماز بگزارند.

=============================

ای آفتاب روشنم ای همسرم مرو
اینگونه از مقابل چشم ترم مرو 
با تو تمام زندگیم بوی سیب داشت
ای میوه بهشتی پیغمبرم مرو
جان مرا بگیر خدا حافظی مکن
 از روبروی دیده ی نا باورم مرو 
تا قول ماندن از تو نگیرم نمی روم
ای سایه بلند سرم. از سرم مرو
لطف شب عروسی دختر به مادر است
پس لااقل به خاطر این دخترم مرو

بلال دیگر اذان مگو!

با سکوت صوت قرآن پیامبر(ص)، صدای اذان بلال هم خاموش شد. زیرا همه یاران اصیل پیامبر(ص) خود را بی پناه می دیدند و می سوختند. بلال یکی از آنان بود.  روزی دختر پیامبر(ص) با دلتنگی زیاد برایش پیام فرستاد که «دوست دارم صدای اذان را بشنوم» بلال گفت:«بعد از رسول خدا برای هیچ کس جز دخترش اذان نمی گویم».

اما چون بالای بام رفت و صدای خاطره انگیز خویش را به «اللّه اکبر» بلند کرد، مردم،های های گریستند و اشک غم بر گونه فاطمه(س) غلطید. به نام مبارک محمد(ص) که رسید فاطمه(ص) به یاد پدر افتاد. فریاد زد و بیهوش بر زمین افتاد. مردم پنداشتند جان داده، شتابان به سوی بلال دویدند و فریاد زدند: «بلال بس کن که فاطمه جان سپرد» و او دیگر خاموش شد. چون فاطمه(س) به هوش آمد فرمود: «چرا اذان را به پایان نبرد؟» بلال جواب داد: «معذورم دار که از جان شما می ترسم».                                          بحار ، ج43، ص157؛

زهرا جان ، شما نام بابا را شنیدید و بی هوش شدید چه گذشت بر بانوان و دختران حسینت که از کوفه تا شام صدای قرآن خواندن را از سربریده میشنیدند و میدیدند و وقتی صدا به ناله بلند میکردند با تازیانه آنان را میزدند.