منبرها

پایگاه تخصصی منبرها ،منابع منبر را به مبلغان ارائه می کند.
منبرها
پایگاه تخصصی منبرها ،منابع منبر را به مبلغان ارائه می کند.
موضوعات منبر

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین...

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن...

=====================================

روز ششم شوال روز صدور توقیع مبارک حضرت مهدی علیه السلام به حسین ابن روح نوبختی است که مختصر مطالبی تقدیم میگردد اگرچه از این منبر در روزهای جمعه در بحث حضرت مهدی علیه السلام  نیز میتوان بهره برد لازم به ذکر است اینگونه منبرها اگرچه تاریخی است اما مردم بسیار مشتاق به شنیدن آن هستند زیرا کمتر به آن پرداخته شده است.

الف : نگاهی به زندگی وشخصیت ابوالقاسم ، حسین بن روح نوبختى

سومین نایب و سفیر خاص و برگزیده امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف ، شیخ بزرگوار ابوالقاسم ، حسین بن روح نوبختى است . او در زمان حیات محمد بن عثمان عمرى از ناحیه مقدسه به عنوان جانشین محمد و سومین نایب ویژه حضرت منصوب شد و توسط محمد بن عثمان بن سعید عمرى به خواص شیعیان و وکیلان حضرت معرفى شد. محمد بن سعید در چند سال آخر زندگى اش ‍ براى این کار تمهیداتى فراهم نمود تا شیعیان بعد از وى در امر نیابت و وکالت با مشکلى مواجه نشوند.

حسین بن روح نوبختى بعد از درگذشت محمد بن عثمان در آخر جمادى الاولى سال 305 هجری قمری مسؤ ولیت امر نیابت را بر عهده گرفت .

==============================

تاریخ ولادت حسین ابن روح:

تاریخ ولادت این سفیر نیز مانند دو سفیر پیشین روشن نیست و در کتاب هاى تاریخى و تراجم از آن یادى به میان نیامده است ؛

لیکن برخى نوشته اند که حسین بن روح از اصحاب امام عسکرى علیه السلام بود. اگر این سخن درست باشد، مى توان گفت : او در نیمه اول قرن سوم متولد شده بود و هنگامى که سفارت و نیابت خاص از حضرت به او رسید سال 305 ه - بیش از 60 سال از عمر شریفش مى گذشت . این فاصله زمانى چندان زیاد نیست تا از نظر عادى و طبیعى ، مستبعد به نظر برسد.

 برخى بگویند: چون بین زمان سفارت حسین بن روح با زمان امام عسکرى علیه السلام حدود پنجاه سال فاصله است . بنابراین بعید است که وى از اصحاب امام یازدهم علیه السلام بوده باشد.

او در زمان حیات سفیر دوم حضرت  مهدى عج الله تعالى فرجه الشریف ، محمد بن عثمان یکى از کارگزاران وى بود و در چند سال آخر از سوى محمد بن عثمان ، به عنوان مسئول وکلاء ، واسطه بین او و دیگر وکیلان و نیز ناظر بر اموال وى منصوب شد.

==================================

موقیعیت اجتماعی حسین ابن روح:

حسین بن روح در میان شیعیان بغداد از موقعیت اجتماعى خوبى بهره مند بود و حتى نفوذ و احترام قابل ملاحظه اى نزد مقامات بالاى مملکتى داشت و از سوى آنان کمک هاى مالى به وى مى شد.

ام کلثوم ، دختر محمد بن عثمان عمرى مى گوید: حسین بن روح سال هاى طولانى وکیل محمد بن عثمان و ناظر املاک او بود اسرار او را به رؤ ساى شیعه میرساند و از نزدیکان خاص وى بود به طورى که به واسطه نزدیکى و معاشرتى که با هم داشتند، اسرار خانه اش را براى او نقل مى کرد. پدرم ماهانه 30 دینار به عنوان حقوق به وى مى داد و این مبلغ غیر از وجوهى بود که از طرف وزرا و رؤ ساى شیعه ؛ مانند آل فرات و دیگران به علت مقام و احترام و جلالتى که نزد آنها داشت ، به او مى رسید. بدین جهت ، حسین بن روح در قلوب شیعیان جایگاه بزرگى پیدا کرد؛ زیرا آنها مى دانستند که او از نزدیکان پدرم است و نزد شیعیان از وى توثیق نموده بود و فضل و امانتش همه جا منتشر شده بود.

مقدمات کار او در زمان پدرم آماده شده بود، تا آن که پدرم به دستور حضرت ولى عصر عج الله تعالى فرجه الشریف ماءمور شد که او را به جانشینى خود برگزیند، و از هیچ کس جز آنان که از روز نخست پدرم را نمى شناختند، در خصوص نیابت وى اختلافى پدید نیامد و کسى تردید ننمود، و من یک نفر از شیعه را نمى شناسم که درباره وکالت او شک داشته باشد.

==============================

روایت شیخ صدوق از جایگاه حسین ابن روح:

شیخ صدوق از محمد بن على اسود روایت مى کند که گفت :

من اموالى از موقوفات را که در اختیار داشتم ، پیش محمد بن عثمان مى بردم و او هم از من مى گرفت . در یکى از روزهاى آخر زندگى محمد بن عثمان ، مقدارى از این اموال را به نزدش بردم ، ولى او دستور داد تا آن را به حسین بن روح تحویل دهم . من آنها را به ابن روح تحویل دادم و رسید آن را از او درخواست نمودم ؛ حسین بن روح بابت این تقاضا به محمد بن عثمان شکایت کرد و او هم دستور داد که از او رسید مطالبه نکنم و سپس فرمود: آنچه به دست حسین بن روح مى رسد مانند این است که به دست من مى رسد. بعد از این هر وقت اموالى را به نزدش مى بردم ، رسیدى مطالبه نمى کردم .

در واقع محمد بن عثمان بن سعید عمرى با این کار سفارت آینده حسین بن روح را براى وکلا و مردم بیان نمود؛ چرا که اموالى را که مردم به وکیل مى دادند قبض دریافت مى کردند، ولى سفیران به آنان قبض ‍ نمى دادند.

==============================

دستگیری از مستمندان توسط حسین ابن روح:

او در روزگارى که با محمد بن عثمان همکارى مى کرد، به جهت موقعیت خوبى که داشت به دستگیرى از مستمندان شیعه مى پرداخت ، به عنوان نمونه ، شیخ صدوق مى نویسد:

یکى از علویان به نام عقیقى به جهت رفع مشکل مادى با وزیر، على بن عیساى جراح ، دیدارى داشت ، ولى وزیر به خواسته او پاسخ مثبتى نداد. این خبر به حسین بن روح رسید و او پیامى فرستاد و مشکل وى را حل کرد.

================================

لحظه احتضار محمدابن عثمان:

جعفر بن محمد بن متیل مى گوید: من هنگام احتضار محمد بن عثمان عمرى حاضر بودم . در این هنگام محمد بن عثمان گفت : بعد از من حسین بن روح متصدى منصب نمایندگى امام مهدى است .

با تمهیداتى که محمد بن عثمان به دستور امام مهدى عج الله تعالى فرجه الشریف براى سفارت حسین بن روح به وجود آورده بود، او از سوى شیعیان ، و به ویژه از سوى وکلا و کارگزاران سازمان وکالت با مشکلى روبه رو نشد.

==============================

تنها مشکل حسین ابن روح نیز حل شد:

تنها مشکلى که در این زمینه نقل شده است ، این گزارشى است که شیخ طوسى نوشته است :

ابو عبدالله حسن وجنا یکى از 10 وکیل بغداد فعالیتهاى خود را در نصیبین و موصل انجام مى داد. او در سال 307 ه - با شخصى به نام محمد بن فضل موصلى دیدار کرد و دانست که او سفارت حسین بن روح را منکر است .

حسن بن وجنا کوشید تا او را متقاعد سازد که حسین بن روح نوبختى وکیل و نایب خاص امام مهدى عج الله تعالى فرجه الشریف است ؛ ولى محمد بن فضل موصلى آن را نپذیرفت و براى پذیرش آن خواهان کرامتى شد، همانند کرامات سفیر اول و دوم .

حسن بن وجنا او را به بغداد آورد و در آنجا با چشمان خود کرامتى را از ابن روح مشاهده کرد و فورا او را به رسمیت شناخت و از برخورد خود پشیمان شد و معذرت خواهى نمود.

====================================

آغاز کار حسین ابن روح بعد از خاکسپاری محمد ابن عثمان:

حسین بن روح بعد از وفات محمد بن عثمان رسما کار سفارت را شروع کرد و امور سازمان وکالت را در دست گرفت .

در همین آغاز کار ذکاء خادم ابوجعفر، محمد بن عثمان عمرى به نزدش آمد و امانت هایى از قبیل عصا و کلید صندوقچه ابوجعفر را به حسین بن روح تحویل داد و گفت : ابوجعفر به من فرمود: این اشیا را بعد از خاکسپارى من به ابوالقاسم ، حسین بن روح ، جانشین من تحویل بده . در این صندوقچه مهرها و خاتم هاى امامان علیهم السلام است .

==============================

بهترین موقعیت و زمان وکالت حسین ابن روح:

موقعیت مناسب در زمان سفارت حسین بن روح با به قدرت رسیدن ابوالحسن ، على بن محمدمعروف به ابن فرات به عنوان وزیر مقتدر خلیفه عباسى ، تا حدودى شیعیان آزادى داشتند. خود حسین بن روح نوبختى هم در بین مقامات حکومتى موقعیت و نفوذ ویژه اى داشت ، این دو چیز باعث شد، تا بر خلاف سفارت دو سفیر گذشته ، سفارت حسین بن روح تا حدودى بین شیعیان به صورت آشکار مطرح شود و حکومت هم هیچ مشکلى براى او به وجود نیاورد.

=============================

بدترین زمان و موقعیت وکالت حسین ابن روح:

 در سال 311 ه - قرامطه که شیعه معرفى شده بودند، به کاروان حجاج حمله کردند. این حمله موجب شد تا در بغداد جوى بر ضد شیعیان به وجود آید، و ابن فرات و فرزندش را دستگیر و سپس اعدام نمایند. در همین سال حسین بن روح در اختفا به سر مى برد و در سال بعد دستگیر و به مدت 5 سال زندانى شد و سپس در سال 317 ه - آزاد گردید و دوباره موقعیت گذشته خود را بازیافت .

حسین بن روح از سال 305 ه - تا سال 326 ه - به مدت 21 سال منصب سفارت از ناحیه مقدسه را بر عهده داشت و در تاریخ هیجدهم شعبان همین سال چشم از دنیا فروبست . پیکر این سفیر گرامى حضرت را در بغداددر سوق الشورجه به خاک سپردند و مقبره اش زیارتگاه شیعیان است و مردم به زیارت او تبرک مى جویند.

بنا به وصیت وى و به دستور امام مهدى عج الله تعالى فرجه الشریف مقام نیابت خاص بعد از او، به ابوالحسن ، على بن محمد سمرى رسید.

==============================

ب:توقیعات

1-توقیع مبارک امام زمان علیه السلام در تأیید حسین ابن روح:

اخبرنی جماعه عن ابی العباس بن نوح قال: وجدت بخط محمد بن نفیس فیما کتبه بالاهواز اول کتاب ورد من ابی القاسم رضی الله عنه:

نعرفه

عرفه الله الخیر کله و رضوانه

و اسعده بالتوفیق ،

وقفنا علی کتابه وثقتنا بما هو علیه

و انه عندنا بالمنزله و المحل الذین یسرانه ،

زادالله فی احسانه الیه

انه ولی قدیر والحمدلله لاشریک له و صلی الله علی رسوله محمد و آله و سلم تسلیما کثیرا

ابوالعباس بن نوح مى‏گوید: به خط محمد بن نفیس که از اهواز نوشته بود، دیدم که نوشته است: نخستین توقیعى که راجع به حسین بن روح از ناحیه مقدسه صدور یافت بدین گونه بود: ما او حسین بن روح را مى‏شناسیم. خداوند همه خوبیها و رضاى خود را به او بشناساند و او را با توفیقات خود سعادتمند گرداند. از نامه او اطلاع یافتیم و او کاملاً مورد وثوق و اطمینان ماست. او در نزد ما مقام و جایگاهى دارد که او را مسرور مى‏گرداند. خداوند احسان و نیکى خود را درباره او افزون کند...

این توقیع در روز یکشنبه، شش شب از ماه شوال گذشته، در سال 305 ه' ق. رسیده بود. از این توقیع فهمیده مى‏شود که حدود چهار ماه اول، حسین بن روح ارتباط مکاتبه‏اى با امام زمان علیه السلام نداشته است .

===============================

2-توقیع به حسین بن روح در ارتباط با مدعیان دروغین نیابت

ابوالحسن محمد بن احمد بن داود قمى گفت : در پشت نامه‏اى که مشتمل بر جواب مسائل اهل قم بود و از حسین بن روح پرسیده بودند آیا این جوابها از وجود اقدس امام زمان است یا ازمحمد بن على شلمغانى چرا که وى گفته است جواب این مسائل را من داده‏ ام؛ دیدم بخط احمد بن ابراهیم نوبختى و املاء ابوالقاسم حسین بن روح نوشته بود:

«بسم الله الرحمن الرحیم

ما برنامه شما واقف شدیم و از مضمون آن اطلاع یافتیم تمام جوابها از ماست و آن مخذول ضال مضل معروف به عزاقرى لعنه الله علیه در یک حرف آن دخالت نداشته است 

سابق بر این نیز جوابهائى بوسیله احمد بن بلال و افرادى همانند او بشما مى‏رسید؛

بدانید که آنها و این مرد ملعون شلمغانى همه از اسلام بر گشته و مرتد شده ‏اند،

خدا آنها را لعنت کند و مورد خشم خود قرار دهد»

و هم در نامه نوشته بود قبلا مى‏خواستم بدانم آن جوابها را که احمد بن بلال و غیر او بما مى‏دادند از حضرتت بود یا نه؟ جواب آن بدین مضمون صادر گشت:

ألا من استثبت فانه لا ضرر فى خروج ما خرج على أیدیهم وأن ذلک صحیح.

آگاه آگاه باش آنچه سابق بوسیله آنها بشمارسید، ضرر نداشت و جوابها درست بود» .

وروى قدیما عن بعض العلماء علیهم السلام والصلاة أنه سئل عن مثل هذا بعینه فى بعض من غضب الله علیه

وقال علیه السلام :

العلم علمنا، ولا شئ علیکم من کفر ، فما صح لکم مما خرج على یده بروایة غیره من الثقات رحمهم الله، فاحمدوا الله واقبلوه، وما شککتم فیه أولم یخرج إلیکم فى ذلک إلا على یده فردوه إلینا لنصححه أو نبطله، والله تقدست أسماؤه وجل ثناؤه ولى توفیقکم، وحسیبنا فى امورنا کلها ونعم الوکیل.

و از یکى از علما نقل شده که در خصوص بعضى از این قبیل افراد که مورد غضب خداوند قرار گرفتند واز راه حق منحرف گشتند از حضرت سؤال شده بود؛ واین جواب بافتخار او صادر شد:

علم ، علم ماست و کفر آنکس که کافر گشته براى شما زیانبخش نیست . پس توقیعى که بدست او صادر شده اگر یکى از موثقین گذشته نسبت صحت آنرا بما تصدیق کرده است، خدا را شکر کنید و آنرا بپذیرید. و آنچه در آن شک دارید، یا فقط بدست همان گمراه مرتد توقیعى درباره آن بشما رسید، آنرا بما برگردانید و از ما توضیح بخواهید تا صحت و سقم آنرا براى شما روشن سازیم خداوند جل ثناؤه یار و مدد کار شما باشد و هو حسبنا فى امورنا و نعم الوکیل.